الله اکبر ، خامنه ای رهبر :: وبلاگ پاسداران ::

یک وبلاگ سیاسی از یک مهندس جوان وزارت دفاع عاشق سپاه A Political blog About Islamic Revolution Reguards

نفرین
ساعت ۱٠:٤۸ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٥ دی ۱۳٩۱   کلمات کلیدی:

خدایا ، به حق قرآن کریم ، به حق امام غائب (عج) ، به حق امام سیدعلی خامنه ای ، به حق شهیدان به خون غلطیده ی عالم اسلام ، از حضرت هابیل ، تا آخرین شهید راهت، اگر مسئولانی که الان مسئول قضیه ی آلودگیهای فرهنگی هستند و صد البته بی توجهند ، بی توجهند ، بی توجهند ، اگر اصلاح نمی شوند ، اگر فعال نمی شوند ، اگر بلد نیستند، اعتراف نمی کنند و  کنار نمی روند ، اگر منافقند و کوتاه نمی آیند،

 خدایا مرگ این دسته از مسئولان را برسان.  خدایا مرگ این دسته از مسئولان را برسان.  خدایا مرگ این دسته از مسئولان را برسان.  خدایا مرگ این دسته از مسئولان را برسان.  خدایا مرگ این دسته از مسئولان را برسان.  خدایا مرگ این دسته از مسئولان را برسان.  خدایا مرگ این دسته از مسئولان را برسان.  خدایا مرگ این دسته از مسئولان را برسان.  خدایا مرگ این دسته از مسئولان را برسان.  خدایا مرگ این دسته از مسئولان را برسان.  خدایا مرگ این دسته از مسئولان را برسان.  خدایا مرگ این دسته از مسئولان را برسان.

روشن است که من با الگوی ترویج "عضویت در فیسبوک و امثالهم" قطعا مخالفم ، اما با درد و ناراحتی قلبی امثال این برادرها کاملا همراهم. کاملا. اشکال هم از امثال این برادرها است کعه قبح فیسبوک را خودشان شکسته اند. همین هم ریش های من. اما خدایا ، مرگ مسئولانی که مسئولند و کاری نمی کنند و اصلاح ناپذیرند ، خدایا مرگ این دسته از مسئولان را برسان . برسان. برسان .

من خسته شدم.

به فاطمه ی زهرا سلام الله علیها خسته شدم . به خود خدا خسته شدم . آقاجان آقا سید علی جان دارم می نویسم و گریه می کنم . آقا جان . رهبرم. بخدا دارم تایپ می کنم و گریه می کنم . آقا جان من اصلا از دست فیسبوک ناراحت نیستم . من نگران بی بی سی نیستم . من مشکلی با صدای آمریکا ندارم . زدن توی دهن این خزوخیل ها که کاری ندارد. اینها که عدد مدد نیستد. آقا این مسئولین بیچاره کردند کشور را. آقا خسته شدم از دستشان. آقاجان ، رهبرم ، مولا ، به خدا به همه شان مراجعه کردم . آقا "یک نفر" نیست که به او مراجعه نکرده باشم ! آقا به همه مراجعه کردم . اسمشان را بنویسم اینجا ؟

آقا نمی دانم کار چرا پیش نمی رود. توکلم محکم است و وقتی یاد نظر الهی و وجود مهدوی(عج) و حضور علوی گونه ی شما می افتم که چقدر آرام می شوم. نور آرامش تمام قلبم را پر می کند. اما آقاجان ، مسئولین ، مسئولین خواب اند. خواب. خواب. یا خودت با عصا بزن چرت سنگین اینها را پاره کن ، یا بگو خود خدا و حضرت حجت حالشان را جا بیاورد !

آقا ، مصلحت انقلابی که تو رهبر آن هستی ایجاب می کند نام و مسئولیت مسئولانی را که به آنها مراجعه کرده ام ، یا مسئولانی را که برای گرفتن وقت ملاقات و گفتگو با آنها تلاش کردم و یا خودشان گفتند حضوری صبت نمی کنیم ، یا دیگران حاضر نشدند از ترس! برای من از او وقت ملاقات برایم نگیرند. می ترسند. می ترسند.

آقا ، ما بازهم در این خاکریز می مانیم . بگذار جنازه مان بماند اما عقب نرفته باشیم . می مانیم در این جبهه . می جنگیم . از جنگ مسلحانه ی دهساله ی دفاع مقدس سخت تر شد این جنگ نرم و تازه می فهمم که از بچه رزمنده های دوران دفاع مقدس کمتر کاری بر دوش ما گذارده نشده .

آقا جان .

می دانم شما از ما بیشتر می بینی این چیزها را .

می دانم خبر داری.

می دانم . من هم خیلی چیزها را با خبرم. می دانم که بی خبر نیستی و می دانی.

شما این حضرات مسئولین را از ما بهتر می شناسی. می دانم که قرار نیست هرکی کمی شل و ول بود بگذاریم کنار. آقاجان . هرچه تو بگویی. ما سر جای خودمان می ایستیم و کار می کنیم . تو هم ما را دعا کن و از همانجا که هستی ، این مسئولین شل و ول را مدیریت کن .

آقا. دلسوز تر از تو برای این کشور نیستیم و از دل تو با خبریم . دعایت می کنیم . ما را دعا کن.


 
 
 
تبلیغ ویـژه