الله اکبر ، خامنه ای رهبر :: وبلاگ پاسداران ::

یک وبلاگ سیاسی از یک مهندس جوان وزارت دفاع عاشق سپاه A Political blog About Islamic Revolution Reguards

جمع بندی وضعیت سوریه
ساعت ٤:٠٧ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٩ دی ۱۳٩۱   کلمات کلیدی:

وضعیتی که تو سوریه شاهدش هستیم وضعیت خیلی تامل برانگیزیه. خیلی جالبه .

1- تا قبل از وقوع تحرکات بیداری اسلامی در مناطق عربی ، سوریه از نظر معیارهای بین المللی دموکراسی ، دموکرات ترین کشور عربی محسوب می شد. برخوردار از یک نظام پارلمانی واقعی که انتخابات ریاست جمهوری هم ، در آن صرفا بخاطر قانون حالت فوق العاده مدت زیادی بود برگزار نشده بود.

2- روشن است که هر کشوری موقعی که مورد اشغال نظامی قرار می گیرد ، به حالت فوق العاده ای وارد می شود که مطابق با قوانین آن کشور وضعیتی ویژه را ایجاد می کند. دهها سال است که منطقه جولان سوریه در کنترل رژیم صهیونیستی است و این را دیگر زائران ایرانی هم می دانند.

3- فرض می کنیم سوریه "بهترین" دموکراسی عربی نبود. اگر واقعا همان فهم عمومی از دموکراسی حتا با الگوی سکولار مد نظر باشد ، یعنی واقعا "عربستان" و "امارات" و "قطر" دموکرات هستند که به جبهه ی دموکراتیزاسیون سوریه وارد شده اند؟

4- این که خیلی واضح و به طرز خنده دار و مسخره ای ، روشن است که اصولا عربستان حتا نمی داند معنای رای دادن مردم چیست ، وای بحال حق رای دادن برای زنان و کرشمه ای از چیزی که بعنوان دموکراسی معرفی می شود. پس دقیقا عربستان ، در سوریه دنبال چیست؟ چرا به این سئوال ، برخی فکر نمی کنند؟

5- واضح است ، این ، مواضع بین المللی کشور سوریه است که عربستان را هم پای بازی می آورد. خب . حالا ، نتیجه ی حضور عربستان و امثالهم در این بازی و میدان چیست ؟ حضور القاعده ی سلفی به عنوان نیروی اصلی مبارزه ی مسلحانه با حکومت!

6- چطور می شود که سلفی هایی که در خاک سوریه ، دست به قتل عام مسیحیان سوریه هم زده اند ، مورد حمایت جبهه ی غربی باصطلاح مسیحی قرار گرفته اند ؟ چون روشن است ، الان مسئله فقط این است که "اسد نباشد" . حالا هرچه بعد از شد ، اگر فقط حاوی این کلام باشد که مواضع بین المللی سوریه دیگر آن مواضع قبلی نیست ، فعلا قابل قبول است ! اگر قرار باشد تروریستهای بچه کش و چاقوکش تکفیری هدایت شده از سوی عربستان در سوریه حاکم شوند ، اولین اتفاقی که حتما خواهد افتاد ، شباهت قطعی سیاست خارجی عربستان و سوریه خواهد بود. البته تردیدی نباید بکنیم که سیاست "داخلی" این دو هم از روی هم رونویسی خواهد شد !

7- پس ، به این روشنی ، مشخص است که آن چیزی که الان اصلا "موضوعیت" ندارد ، روش و منش حکومت آقای بشار اسد در حوزه داخلی و در ارتباط با مردمش است. چه توضیحی پای ورود دائمی تروریست و تسلیحات و پول از مرزهای زمینی به سوریه از  ترکیه و عراق و اردن و لبنان و افغانستان و پاکستان و ... وجود دارد ؟

8- وضعیت ، مشخص است. نیروهای بین المللی جبهه غربی در تلاش بودند تا وضعیت داخلی سوریه به لیبی شباهت پیدا کند. از تبلیغات فیسبوکی و رسانه ای آنها و تلاش خجالت آور و مسخره ای که حتا در شبیه کردن چهره ی بشار اسد و قذافی با فوتوشاپ انجام می دهند هم همه چیز هویدا است. در الگوی لیبی ، حاکمیت در درگیری با قوای معارض داخلی تضعیف شده ، مناطق زیادی را از دست می دهد و دخالت نظامی مستقیم خارجی که البته در نموداری بدون ثبات ، و با پیام و علامتهای متعدد سیاسی انجام می شد، بعنوان مکمل وارد می شود. این ، نقشه ی این حضرات برای سوریه است.

9- اما حالا وضعیت چیست ؟ وضعیت واقعا خنده دار است. به من و شمای ایرانی ، می گویند که نباید از بشار اسد و "حزب بعث" حمایت کنیم . چون بشار و حزب بعث بر سوریه حکومت می کنند. این در حالیست که من و شمای ایرانی کلا سابقه ی ذهنی منفی عمومی ای از حزب بعث سوریه نداریم . پس این کلمه چرا بکار گرفته می شود ؟ چون اصولا این کلمه در ذهن ما ، در رابطه با "حزب بعث عراق" با بار روانی منفی شدیدی همراه است. ادعا هم می کنند که اینها یکی هستند. جالب چیست ؟ جالب این است که دهها سال است ارتباطی میان دو حزب بعث سوریه و عراق وجود ندارد و مواضع آنها کلما بی ارتباط با یکدیگر است. برای مثال ، حزب بعث عراق به رهبری صدام حسین تکریتی با ایران می جنگید و بما حمله می کرد ، اما حزب بعث سوریه به رهبری حافظ الاسد پدر بشار الاسد از ایران حمایت می کرد.

10- گند ماجرا وقتی آزار دهنده تر می شود که می بینیم حضرات ، ما را بخاطر حمایت از نوری المالکی نخست وزیر عراق هم آزار داده و مدعی می شوند نوری المالکی هم رفتار قبیله ای پیش گرفته و مردم علیه او در عراق تظاهرات می کنند. حالا گناه حقیقی نوری مالکی چیست؟ رابطه ی حسنه با ایران . چرا اینجا ماجرا زشت تر است ؟ چون این تظاهرات مربوط به تلاش برای بازگرداندن حزب بعث عراق به رهبری صدام ( مشهور به اعدام شده ) اسـت . گرفتید چی شد ؟ به ما بخاطر حمایت از چیزی که آن را "بعثـی" معرفی می کنند انتقاد می کنند ، اما می روند و خودشان دقیقا از نسخه ی اصلی حزب بعث مورد نظر ، حمایت می کنند و مشکلشان با ما هم این است که چرا از آن حمایت نمی کنیم !

11 - حالا اینجا دروغ و دمبل بافتن هم که کلا در سبک و سیاق عملیاتهای براندازی ضد جریان مقاومت فراوان توسط جبهه غربی بافته می شود. وقتی هم که مثل ماجرای فتنه 88 ایران ، گندها و اصل ماجراها آرام آرام روی آب می آید ، دیگر پرروئی را کامل کرده ، می گویند که جنایتهای سلفی های تکفیری جزئی از معارضه است ! حالا چرا توضیح نمی دهند که واقعا اگر با اقدامات این سلفی های تکفیری مخالفند چراتا حالا موضع نگرفته اند. چرا در مقابل جریانات مسلحی که تنها عامل این اقداماتند موضعی نمی گیرند و اجازه می دهند به بهانه مخالفت با دکتر بشار الاسد ، دانشگاه و دبیرستان منفجر شود !

12- مدت زیادی است که درگیری در سوریه ادامه یافته . زمانی بسیار طولانی. تمام امکانات مالی و امنیتی جبهه ی عربی و غربی و حتا اپوزیسیون سلطنت طلب ایرانی و حتا تروریستهای فرقه گرای ایران هم به کمک آنها رفته. اما نتوانسته اند جایگاه دولت سوریه را حتا به وضعیت لیبی "شبیه" کنند. حمایت عمومی مردمی از دولت اسد ، با شیب روشنی در حال افزایش و اعتبار جریان برانداز هر روز کمتر می شود. آمریکا که رسما صلاحیت گروههای مخالف سیاسی بشار را رد و آنها را از جلاس موسوم به دوستان سوریه ! بیرون کرده بود و رهبری معارضه ی مورد تایید خود را به گروههای حامی اقدامات تروریستی سپرده بود ، با طولانی و فرسایشی شدن صحنه که منجر به مبهم شدن آینده ی صحنه ی پیش رو است مواجه شده و جبهه غربی در حال محاسبه ی مجدد صحنه و میدان معارضه است.کشته شدن سران گروهکهای تروریستی ، وارد شدن ضربات سنگین نظامی به آنها و تلفات سنگین عمومی و کادر رهبری در این گروهکها که منجر به شیفت مجدد آنها به سمت بمب گذاری های کور شده، از علامتهی ناکارآمدی راهبرد نیمه سخت مسلحانه علیه بشار است.

13- با توجهبه اقدامات سیاسی بشار الاسد و تغییراتی که وی در ساختار سیاسی سوریه ایجاد کرده ، جبهه غربی آرام آرام به این جمع بندی رسیده است که باید شانس خود در سرنگونی دولت اسد را در میدان سیاسی تعقیب کند. به همین لحاظ، به وضوح لحن آقای اخضر الابراهیمی نماینده سازمان ملل تغییر کرده ، با موضعگیری تند علیه دولت بار الاسد به مهمترین مهره ی غرب در چانه زنی سیاسی در مورد سوریه تبدیل وضعیت داده است.

14- غرب ،مسیر پیش روی بعدی را از دو کوریدور تعقیب خواهد کرد. کوریدور اول که بیشتر مورد علاقه ی غرب است ، از این به بعد تلاش برای سرنگونی سیاسی بشار اسد در چهارچوب توافقی با چین ، روسیه ، ایران و خود بشار است. این مسیر در اجلاس اخیر اخضر الابراهیمی در روسیه تعقیب شد که با واکنش تند روسیه و سکوت حمایت آمیز چین و رضایت ایران همراه بود. روسیه ، منافع ملی خود را در جلوگیری از حضور جبهه عربی-غربی ضد مقاومت در سوریه می داند و مقاومت تصریحی و علنی روسیه و تحرکات خشن مانوری روسیه در این چهارچوب قابل درک است.

15- مسیر دومی که جبهه ضد مقاومت در مورد سوریه به عنوان مسیر نهایی خواهد آزمود ، تلاش برای سرنگونی بشار الاسد در چهارچوبی دموکراتیک و انتخاباتی است. آنها تلاش خواهند کرد تا در مرحله ی آخر ، با ایجاد یک جبهه ی سیاسی ضد تروریستها و سلفی ها از یکسو و ضد بشار الاسد از سوی دیگر به میدان گفتگو و بازی سیاسی قانونی وارد شده و اهداف خود را در این مدان تعقیب کنند. چون مسیر براندازی مسلحانه کلا فاقد افق روشنی بوده و تعقیب خط براندازی سیاسی نیز ممکن نیست.


 
 
 
تبلیغ ویـژه