الله اکبر ، خامنه ای رهبر :: وبلاگ پاسداران ::

یک وبلاگ سیاسی از یک مهندس جوان وزارت دفاع عاشق سپاه A Political blog About Islamic Revolution Reguards

بازنویسی جدول آمایش آموزشی ، ضرورت فراموش شده
ساعت ٤:٠۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٢ فروردین ۱۳٩٢   کلمات کلیدی:

بنظر می رسد یک تغییر و تحول عمیق در جدول آمایش جنسی و موضوعی آموزشهای دبیرستانی و دانشگاهی و تحصیلات تکمیلی کشور وجوددارد .

وضعیت نظام تحصیلات تکمیلی در کشور ما تناسبی را اولویتها و ضروریات مطرح برای ایرانی اسلامی نداشته و در طراز انقلاب اسلامی نیست. مبانی ویژه و محوری فرهنگی و اجتماعی زیادی در تعارض با وضعیت آموزشی فعلی کشور است. ابهام اینجانب در علت آموزش تعداد زیادی از بانوان کشور در رشته هایی مانند مخابرات ، مکانیک ، شیمی ، عمران و امثالهم فقط نیست. بلکه ابهام دیگر اینجانب مربوط به حجم زیاد نیروی انسانی تربیت شونده در رشته هایی مانند روانشانسی ، پرستاری ، و سایر رشته هایی است که میزان نیاز ضروری و قطعی به نیروی کار دانش آموخته ی زن در آنها بسیار کمتر از میزان ورودیهای دانشگاهی است و منجر به تربیت حجم زیادی نیروی انسانی بیکار می گردد. همچنین این حجم از ورودی نیروی انسانی مونث به بازار کار ، موجب ایجاد مانعت قطعی و یقینی برای اشتغال نیروی انسانی دانش آموخته ی مرد می گردد . تاثیرات منفی این امر حتا در مشکل تر شدن ازدواج نیز قابل درک و حدس است.

تعارض این امر با مبانی و اصول اجتماعی اسلام مانند مباحث خانواده کجاست ؟

این مسئله بسیار واضح است.

مسئولیت مرد در خانه ، بسیار متفاوت با مسئولیت همسر وی است. حقوق خانواده در اسلام اشاره می کند که مسئولیت کسب درآمد و تامین هزینه های مورد نیاز و ضروری خانواده ، مسئولیت تامین هزینه های مورد نیاز شخص همسر و موضوعاتی ویژه و اختصاصی از حقوق زن در اسلام که در مباحثی همچون نفقه و اجرت ، تجلی دارد نشان می دهد تکلیف تامین تمامی هزینه های فردی و اجتماعی افراد خانواده تا زمان قرارگرفتن آنها تحت تکفل مرد وظیفه ی مرد است و زن ، بر اساس نصوص حقوق زن در اسلام هیچ مسئولیتی در قبال تامین این هزینه ها ندارد. چهارچوب حقوقی اسلام در موضوع خانواده چهارچوی بسیارویژه بوده و حقوق زن در آن از بسیاری از نظامات حقوقی دیگر برتر است. برای نمونه در بسیاری از سیستمهای حقوقی زن و مرد پس از ازدواج اموال خود را با یکدیگر شریک می گردند و بسیاری از زوجها به شرایط مالی یکدیگر قبل از ازدواج توجهات بنیادنی می کنند. اما در اسلام ، اموال و سرمایه های منقول و غیرمنقول زوجه دائما در تملک خود اوست. بر این اساس ، زن نه تنها در چهارچوب آموزه های حقوقی و فقهی خود ، حریمی بسیار مستحکم برای اموال زن ترسیم نموده ، برخلاف مرد، مسئولیتی بر دوش او قرارنداده و ازدواج ، نه تنها بار مالی و هزینه ای بر دوش او نمی گذارد بلکه قانونا این مرد است که اگر همسر او قبل از ازدواج فرد مرفهی بوده است ، موظف است تا زندگی مرفهی را برای او متناسب با شان او در زمان تجرد برای او فراهم آورد.

با توجه به این جنبه ی مهم از مباحث حقوقی و فقهی ، همچنین با توجه به تعریف و هویت زن در اسلام و اهمیتی که اسلام به نقش و توانایی زن در حوزه تربیت و خانواده می دهد ، مشخص است که بر این اساس ، فراهم کردن میدان کار برای خانمها ، برابر با مردان در محیطهایی که نیاز اختصاصی به وجود و حضور بانوان بر اساس ویژگیهای زنانه ی آنها وجود ندارد ( یعنی بجز رشته ها و محیطهایی مانند پرستاری از بانوان و کودکان ، گروههای درمانی اختصاصی زنان مانند مامایی، تعلیم و تربیت و آموزش اختصاصی زنان خاصه در دروس ویژه ی آنان ، روانشناسی ویژه بانوان یا اموری ویژه ماند زندان بانی و برخورد با زنان بزهکار و ... که نیاز به حضور بانوان در آنان قطعی است ) از منطق منطبق بر نظام اجتماعی اسلامی تهی است. در این منطق ، تعلیم بانوان و فراهم کردن امکان آموزش برابر و رایگان – دولتی - برای آنان در این رشته ها به معنای حذف مردان از میدان اشتغال در این زمینه هاست. علاوه بر این که امکان اشتغال برای بانوان در این رشته ها نیز محل تعجب دارد.

این این محل ، بحث از تبعیض جنسیتی در میان نیست. چون تبعیض در منطق به معنای خروج از عدالت است . عدالت نیز معنای قراردادن هر چیز در جای خود است و معنای عدالت با مفهوم مساوات یکی نیست. مساوات از یک برابر بی توجیه و علت دم می زند و خواهان برابری همه ی برخوداریها ، بدون توجه به ضروریات و شایستگیهاست، در حالیکه عدالت منادی توزیع امکانات متناسب با شایستگیها و ضروریات است. برای مثال ، در یک نظام عادلانه میزان مالیاتی که باید از یک فرد متول گرفهت شود بیشتر از فردیست که درآمدی پایینتر دارد در حالیکه در نظام مبتنی بر مساوات ، همه ، دارا و ندار باید مالیات برابر بدهند و روشن است که این الگوی مطلوب جامعه ی انسانی نیست.

بحث و گفتگو در خصوص موضوعاتی از این دست ، در دهه ی پیشرت و عدالت که دهه ی نونویسی مبانی و چهارچوبهای کلی حرکت نظام و کشور جمهوری اسلامی است، کاملا ضروری بوده و باید گفت دقیقا در موعد خود قرار دارد. طرح مباحثی از این دست که خب، طرح این موضوعات می تواند موجب جنجال شود ، ربطی به ضرورت بررسی این موضوع نداشته و مورد اعتنای عقلا نیست. هرچند عقلا و مدیران برخوردار از تدبیر برای این جوسازیها و جنجالها نیز برنامه ریزی می کنند اما اینها نمی تواند مانعی برای نیل به هدف متعالی محسوب گردد. یک مدیر توانا می داند که حرکت در مسیر قبلی و تغییر ندادن ریل نتیجه ای جز سقوط و فروپاشی ندارد و مآلا ، مفهوم مخالف آن را در نظر خواهد گرفت و آن ، محاسبه و برنامه ریزی برای تغییر الگوی حرکت است که منجر به پیشرفت و اصلاح امور می گردد.

بازنویسی و طراحی الگوی راهبردی جدید از نظام تعلیم و تربیت و آموزش دانشگاهی و عالی کشور متناسب با ضروریات و اولویتهای نیل به افق ایران 1404 ، یک ضرورت حتمی است. در این بازنویسی ، طراحی رشته های مورد نیاز اداره ی جامعه در دانشگاه های دولتی بورسیه ، و قراردادن مابقی رشته ها برای تحصیل علاقمندان در دانشگاه های شهریه ای ، هدایت گروههای آموزشی به تشکیل و تاسیس رشته در مناطقی که نیاز به آنها وجود دارد ، تنظیم جدول آموزشی متناسب با جدول پیشرفت منطقه ای و ملی و جذب دانشجو از محل اقامت فرد متناسب با نیازهای تخصصی محل تحصیل ، از ویژگیهایی است که در این جدول جدید باید مورد توجه باشد. البته شکی نیست که تدوین این جدول جدید ، بدون حرکت در مسیر تحول محتوای آموزشی کشور خصوصا در حوزه علوم انسانی فایده ی کافی را در پی نخواهد داشت.


 
 
 
تبلیغ ویـژه