الله اکبر ، خامنه ای رهبر :: وبلاگ پاسداران ::

یک وبلاگ سیاسی از یک مهندس جوان وزارت دفاع عاشق سپاه A Political blog About Islamic Revolution Reguards

سر اين جريان ، بايد به سنگ بخورد...
ساعت ۳:٠۸ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٩ دی ۱۳۸۳   کلمات کلیدی:

بسم الله .

من فکر می کنم ، تا جريان سکولار اين کشور، بدست بت مقدس خودشان ، بدار آويخته نشود ، عبرت نخواهد گرفت. نمی فهمند که آمريکا ، پس از آنکه آگوستو پی‌نوشه را بر مقدرات شيلی حاکم کرد ، خود، گاهی پس ، او را به جرم :: ديکتـاتوری ::به محاکمه کشيد ! سر اين جريان بايد به سنگ بخورد. وابستگی به استعمار نوين ، تا کی ؟ دست بر نمی‌داريد؟‌


همانطور که شايد ديده ايد ،‌کسی با نام مستعار ::امير مرتد:: آمده و برای من کامنت هايی نوشته . نمیدانم چرا اينها که می خواهند با فکر من مخالفت کنند ، هميشه دو تا حالت به خود می گيرند . يا اينکه خود را کافر و مرتد و کمونيست می نامند و عقده ء خودشان عليه من را سر دينداری خودشان خالی می کنند و اصرار بر تکفير خود دارند ، يا اينکه بر سر اسلام انقلابی می‌کوبند :: وصدالبته مواظب دستشان هم نيستند که اين کوبيدن ، مشت بر سندان کوفتن است!::

برايش گفتم که :

بسم الله . يادم نمی آيد اين شعارها و ادعاها را جايی غير از روزنامه های زنجيره ای ، يا از دهان کسانی جز کسانی که به جريان سياسی فعلی حاکم بر مقدرات اجرايی کشور - حزب مشارکت - رای دادند شنيده باشم . همچنين ، اين حرفها خيلی شبيه بود به نطق های آتشين پيش از دستور نمايندگان محترم(؟) مشارکتی در مجلس ششم ، آنموقع که عليه شورای محترم و مظلوم و زجر کشیده ء نگهبان سخنپراکنی می کردند . ادعا پشت ادعا. دروغ پشت دروغ . اگر دروغ ، نبود ،‌ چه می کردید ؟ کسی ذره ای شک ندارد که سکولاریزم مادر دروغگـویی است. واقعا با شما ها چه بايد کرد ؟ در اينترنت ناگهان شير می شويد - البته از همان نوع که مهاجرانی در کودکی سرکشيده بود - اما در فضای حقيقی انسانی،  نه تنها حرفی برای گفتن نداريد ، که ، حتی آنجا هم که به همان چماق و چاقو و بمب و ترور و کشتن روی می آوريد ، بازوی توانمند و مقدس بسيج شما را در پستوهای خانه هايتان خانه نشين می کند. ماجرای شما مانند ماجرای خانواده ابوسفيان است هنگام ورود لشگر اسلام به مکه ، که رسول مکرم اسلام هرکه را در خانه خودش بود امان دادو خانواده ابوسفيان را هم . و هند جگرخوار ، و ابوسفيان ، و خانواده اش هم ، مثلا ايمان آوردند . البته نه از اجبار ، بلکه بر اساس و ريشه ء نفاق ، چرا که جانشان قبلا تضمين شده بود و بعد از چندی ، يزيد بر مسندشان تکيه کرد و در حال سرمستی و باد غرور گفت (نعوذ بالله ) : لا وحی نزل و لارسول جاء - نه وحيی نازل شده  و نه رسولی آمده ! ...


ديروز ، به مناسبتی ، داشتم ترجمه کتاب The Third Wave Democratization in Late Twentieth Century اثر Samuel P. Huntington  (موج سوم دموکراسی در پايان قرن بيستم - شموئِل هانتينگـتون ) را می خواندم . به فصل سوم ::چگونه:: و بخش رهنمودهايی برای هواخواهان دمکراسی قسمت دوم با عنوان برانداختن رژيم های -بقول او - اقتـدار گرا نگاه می کردم . چيزی ديدم که بشدت مرا شگفت زده کرد:

هانتينگتون خطاب به هواخواهان دمکراسی می گويد :
۴- عدم خشونت را تبليغ ، ولی خود ، به خشونت عمل کن ...
۶- بـا رسانه های جهانی ، سازمانهای حقوق بشر خارجی و تشکيلات فرامليتی مانند کليسا ها ارتباط برقرار کن و بخصوص سعی نما در ايالات متحده ، برای خود حاميانی بيابی . اعضای کنگرهء آمريکا همواره در پی آنند که به بهانه مسائل معنوی و انسانی ، برای خود در بين عامه مردم آمريکا کسب وجاهت کنند و بر سازمانهای دولتی بتازند...

آنچه که من ديدم ، اين بود که انگار ، کتاب هانتينگتون ، مانند يک کتاب مقدس ، مورد توجه براندازان و طرفداران دموکراسی در ايران قرار دارد ! عينا موبموی القائات وی را مانند وحی ، ‌اجراء می کنند ! اما شما بمن بگوييد ، چرا به جايی نمی رسند ....

...

بچه ها نمی دانم اسم کنت پولاک به گوشتان خورده بود يانه .



...«كنث پولاك» مدير تحقيقات «مركز سياست خاورميانه‌اى سابان» در مؤسسه بروكينگز، يكى از تحليلگران سابق سازمان جاسوسى آمريكا و از چهره‌هاى شناخته شده در بين نخبگان سياسى آمريكا است. تلاش‌هاى گسترده وى به منظور جلب حمايت سياستگزاران دموكرات براى همراه شدن با دولت «بوش» در تهاجم نظامى به عراق از جمله اقداماتى است كه وى را تا حد يك چهره هميشه خبرساز مطرح ساخته است...

وى ، اخيراً در گفت وگو با «دبوراه سولومون» خبرنگار روزنامه آمريكايى نيويورك تايمز صراحتاً از برخى رفتارهاى گذشته خود ابراز پشيمانى كرده و سعى كرده است تا مواضع ملايم‌ترى را در قبال ايران اتخاذ كند. بخشی از متن اين گفت وگو را با هم مى خوانيم.

سولومون : در كتاب جديدتان با عنوان «معماى فارسى: كشمكش بين ايران و آمريكا» به نظر مى‌رسد كه از موضع تهاجمى پيشين‌تان در قبال ايران عدول كرده‌ايد. كتاب قبلى شما با عنوان «طوفان تهديدزا» تاثير انكارناپذيرى در جلب حمايت عده قابل ملاحظه‌اى از سياستگزاران دموكرات از تهاجم نظامى آمريكا به عراق داشت، و حال آنكه تا پيش از آن مخالفت‌هاى بسيارى در درون طيف سياسى ياد شده با موضوع مورد اشاره به چشم مى‌خورد.

پولاک :  من اشتباه مى كردم. اسير اطلاعات غلط شده بودم. واقعاً درباره آن موضوع احساس گناه مى‌كنم. من اكنون احساس بسيار بدى دارم.

سولومون : چه زيبا است كه از يك آمريكايى لااقل مى شنويم كه از عملكرد گذشته خود پشيمان است.

پولاک :  من متأسفم، واقعاً متأسفم.


شايد بعضی خوشخيال ها ، مثل ماجرای بوش وکری ، فکر کننده که اين آمريکايی نئو کانسرواتور ، ناگاه ، حزب اللهی شد ، يا منافع ملی آمريکا در ذهنش مفاهيمی دگرگون شده پيدا کرده ، يا شايد هم ايران او را خريده ! ،

نه ! او بعنوان اولين آمريکايی  لا اقل تلاش می کند ايران را بعنوان يک دشمن ، درست بشناسد ، نا آنگونه که اپوزيسيون ناتوان و فرتوت ايرانی می گويند ...

سولومون : در «معماى فارسى» اشاره مى كنيد كه هرگونه تلاش براى تغيير رژيم در ايران و اساساً گام برداشتن در اين مسير كارى احمقانه و بى‌نتيجه خواهد بود.

پولاک :  من به توانايى‌هايمان براى ترغيب مردم ايران به ايجاد تغييرات بنيادين در رفتارهايشان و اساساً تحقق بخشيدن به آن در يك بازه زمانى كوتاه بسيار بدبينم. روانكاوى سياسى ايرانيان نشان مى‌دهد كه آمريكايى‌ها در نظر آنان شبيه يك نوع لولو خورخوره هستند و ما با اقدامات چند سال اخير خود عملاً سطح توانايى‌هايمان را به منظور جذب حمايت‌هاى بى‌دريغ بين‌المللى به كمترين ميزان ممكن كاهش داده‌ايم.

وی در پاسخ به سئوال ديگری می گويد :
... سخت است تصور شود كه ايرانى‌ها نفعى در تحويل سلاح‌هاى هسته‌اى به يك گروه تروريستى داشته باشند. آنها از القاعده به همان اندازه متنفرند كه ما از القاعده متنفريم... (!!!)  من بسيار متعجب خواهم شد، اگر در ادامه حيات خود شاهد دسترسى آلبانيايى‌ها به اين قبيل سلاح‌ها باشم. اما ناگفته نماند(*) مادامى كه از سلاح‌هاى هسته‌اى به عنوان يك عامل بازدارنده اصلى در برابر هر نوع تجاوزگرى ياد مى‌شود، ديگر نمى‌توان انتظار داشت كه كشورهاى مختلف با سطح توانايى‌هاى مالى و سياسى گوناگون به سوى تملك اين قبيل جنگ‌افزارها جذب نشوند، (*) و من فكر مى‌كنم كه در آينده شاهد جذب تعداد بيشترى از كشورها به سمت سلاح‌هاى هسته‌اى خواهيم بود.

بين دو (*) : استدلال آمريکا و اسرائيل درتوجيه استفاده از سلاح هسته‌ای!

        اگر يادتان باشد ، به مناسبت های مختلف ، اظهارات جرج تنت ، رئيس مستعفی سازمان سيا را نيز در کميته روابط خارجی سنای آمريکا درست روز پس از راهپيمايی ۲۲ بهمن - احتمالا ۱۳۸۰ - را يادآوری کردم . وی جمهوری اسلامی ايران ونظام سياسی مردمی آن را يک نظام سياسی و ملی SECURE می داند که قابل براندازی نيست.
       تقريبا خبر همين دو سه روز پيش هم ، درخواست رئيس موساد از کنست برای دوبرابر کردن بودجه موساد برای مقابله با ايران بود. چگونه اينها نمی توانند اقدامی کنند ؟ کليد اين سئوال ، در سخنان کنت پولاک است. وی خواسته تا با مفاهيمی عينی تر ، به شناخت ايران بپردازند. نه بر اساس مولفه هايی که اپوزيسيون ايرانی می گويند.


 
 
 
تبلیغ ویـژه