الله اکبر ، خامنه ای رهبر :: وبلاگ پاسداران ::

یک وبلاگ سیاسی از یک مهندس جوان وزارت دفاع عاشق سپاه A Political blog About Islamic Revolution Reguards

نقدی بر مخالفتها با فیلترینگ فیسبوک : 1- دیدگاه دولت یازدهم - بخش اول
ساعت ۱۱:٠٢ ‎ق.ظ روز جمعه ۱ آذر ۱۳٩٢   کلمات کلیدی:

یکی از مشکلاتی که تا امروز دست به گریبان بررسی عاقلانه و دقیق مباحث مختلف حوزه فناورزی اطلاعات و مصادیق خاص آن مانند موضوع فیلترینگ فیسبوک بوده است، نیت و علاقه ی طیف منتقد فیلترینگ فیسبوک به فرار از گفتگو در قالب مناظره ای، یا گفتگو در فضایی بدون خشونت لفظی است.

استفاده از تریبونهای یکطرفه ای مانند روزنامه ها، انتشار مطالب یکطرفه در پایگاههای خبری که امکان ارائه نظرات در عمومی آنها با نظارت پیش از نظر همراه است ( که اصل آن هیچ ایرادی ندارد بشرطی که منجر به جلوگیری از انتشار پاسخ دقیق به متن منتشره نشود ! ) و جوسازیهای ممتد رسانه ای به شکل توهین های مستقیم و غیرمستقیم اما مخصوصاً با محتوای نامربوط به دیدگاه، به شخصیت و خانواده و حریم اخلاقی و اجتماعی موافقان پالایش این پایگاهها از جمله اقداماتی است که از سوی این طیف دنبال شده است. هرچند رفتارهای این افراد متناسب با شخصیت، دیدگاه سیاسی و اهداف و نیات پشت پرده متفاوت است لیکن این گونه اعمال در میان این طیف شیوع داشته و طیف مشخص و مهمی از این افراد در این گونه اعمال مشترکند.


قبل از آنکه به میدان نقد محتوایی مخالفتهای اعمال شده با فیلترینگ فیسبوک و چند برند خارجی مهاجم دیگر بپردازیم ، بررسی علل و ریشه های مطرح شدن این مسئله در فضا و زمان حاضر نیز خالی از لطف نیست. باید دید چرا دولت این موضوع را به عنوان پر سروصدا ترین مسئله ی خود مورد تعقیب قرار می دهد.

1-    چگونگی، علل و انگیزه های دولت یازدهم از طرح موضوع فیسبوک

موضوع رفع و حل آنچه که "فیلترینگ سلیقه ای" نامیده می شود، یکی از شعارهای تبلیغاتی تعدادی از نامزدهای انتخاباتی بود. محدود نشدن این شعار در یک نامزد یا طیف مشخص علل و عواملی دارد. از جمله اینکه ستادهای انتخاباتی و تبلیغاتی متوجه آلودگی جامعه به این ابزارها و تاثیر آنها در بدنه ی اجتماعی شده اند و سعی نمودند تا از آن به عنوان یکی از جملات و سرخطهای تبلیغاتی که موجب جلب توجه مخاطبین - که خصوصاً طیف جوان یا دانشگاهی خواهند بود - می گردد استفاده کنند. علت دیگر، فقد یک نگاه راهبردی ملٌی در ادبیات و نگاه سیاسی گروهی از از نامزدهای انتخاباتی است.

نامزدهای دیگر نیز کم و بیش از تاثیرگذاری این ادبیات در جلب رای باخبر بودند لیکن شناخت نسبی آنها از ماهیت منفی این گونه عملیات تبلیغاتی که بیشتر ماهیت توجیه وسیله با هدف دارد موجب گردید که از ارتکاب این جریانسازی تبلیغاتی خودداری کنند. روشن است که دامن زدن به یک مطالبه ی غلط و منحرف و استفاده از گرایشات غلط اجتماعی برای اوج گرفتن نمودارهای انتخاباتی با نگاه راهبردی ملی همسویی ندارد.

علت دیگر آن است که طیف مشخصی از نامزدهای انتخاباتی اصولاً جزو همان جریان سیاسی هستند که از ابتدای دوره ی ورود اینترنت به جمهوری اسلامی ایران تا کنون همواره به اینترنت به عنوان ابزاری برای شکل دهی به انتشارات و عملیات رسانه ای و شبکه سازی اجتماعی بیرون از کنترل و نظارت نهادهای نظارتی و حاکمیتی برای مقابله با نظام ج.ا.ا علاقمند و حتی محتاج بوده اند که اوج آن را می توان در دوران دوم خرداد با راه اندازی شبکه های وبلاگ نویسی و اشاعه ی وبلاگ نویسی و توسعه ی تاسیس پایگاه ها و سرویسهای مختلف اینترنتی توسط جریان رفرمیست برانداز و همزمان با آن مخالفت پرتنش آنان با اصل و اساس فیلترینگ و مخالفت با برخورد با مجرمان به عنوان برخورد با اصحاب قلم ! مشاهده نمود - که در ادامه ی مخالفت آنان با نظارت بر مطبوعات ، رسانه و کل محیط فرهنگ عمومی قرار داشت- و پس از آن، مقطع فتنه ی سال 1388 و چندماه پس از آن فراز دیگری از استفاده ی این جریانات از ابزار رسانه های دیجیتال برای اقدام علیه امنیت ملی و بقای نظام جمهوری اسلامی است. چیزی که مورد رصد و توجه دشمن آشکار کشور نیز قرارگرفته و در تلاش بود تا با حفظ فعالیت این شبکه ها از طریق جلوگیری از تعمیرات و خارج شدن از شبکه تا ابداع و توسعه ی راهکارهای عبور از نظام فیلترینگ و پالایش محتوا ، میدان را برای این سوء استفاده، باز و گسترده حفظ نماید. جریانات سیاسی براندازی که تاکنون در کشور علامتی در عذرخواهی، توبه و بازگشت از نیات پلید علیه منافع ملی از خود بروز نداده اند، امروز بازگشت این شبکه های امنیتی و جاسوسی به فضای رسمی دیتای کشور را با استفاده از فشار سازی اجتماعی و چانه زنی در لایه های حاکمیتی - با فشار سازی و استفاده از نفوذ خود روی برخی عناصر خاص در دولت - تعقیب می کنند.

علت دیگر طرح این ادعا به عنوان خروجی دولت ، فراتر از یک شعار تبلیغاتی و یا یک خط تعقیب شده توسط برخی عناصر نفوذی جریانات برانداز، علاقه ی احتمالی دولت در به حاشیه رفتن شعارها و البته نیازهای اصلی کشور در حوزه تولید، اقتصاد، رفاه و معیشت عمومی است که در مولفه هایی همچون تورم و گرانی و کمبود برخی کالاها و خدمات – که برخلاف ادعاها و تبلیغات، به جای آنکه ریشه در تحریم های خارجی داشته باشد عمدتاً مربوط به سوء مدیریت، اقدامات اشتباه و ضعفهای داخلی است – نمود دارد. بنظر می رسد جلب توجه مخاطبین به موضوع پایگاه اینترنتی امنیتی فیسبوک و دامن زدن به جنجالهای رسانه ای و اجتماعی در قشر جوان جامعه که طبیعتاً با همراهی رسانه های معاند و بیگانه و استقبال آنان از این زاویه سازی همراه می گردد، احتمالاً برای دولت جذاب بوده و می توان گفت دولت از ادامه ی این جنجال و فضای رسانه ای و  اصطلاحاً کش پیدا کردن آن رضایت دارد و رسیدن این موضوع فوق پوپولیستی به تیتر یک روزنامه دولتی ایران شاید نشانه ای از همین علاقه و قصد احتمالی باشد. چه آنکه جنجال سازی عناصر دولتی در موضوعی که به هر صورت اختیار و وزن سنگینی در تعیین تکلیف آن در چهارچوب خود دولت است، موجب تعجب برخی مخاطبین نیز شده است.

وزن جدی دولت در شورای عالی فضای مجازی ( ریاست بر شورا، تعیین دبیر شورا ، تعیین رئیس مرکز ملی فضای مجازی و برخورداری از حضور پرتعداد اعضای حقوقی ! ) و نقش کلیدی دولت در کمیته تعیین مصادیق پایگاه های اینترنتی و مسئولیت کامل دولت در بخشهایی همچون سازمان تنظیم مقررات و ارتباطات رادیویی و شرکت ارتباطات زیرساخت - که البته از اختیارات کمتری در این زمینه برخوردارند ولی می توانند به عنوان بازوی همراه، تصمیم ساز و یا کارشکن در این زمینه فعال باشند - باعث آن شده است که چشمها در جستجوی مسئله ای دیگر در نیات و اهداف دولت از طرح این موضوع و دامن زدن و حفظ آن در فضای رسانه ای و خبری اجتماعی باشد. آنچه که واضح بنظر می رسد آن است که دولت در تعقیب این موضوع و یکسره نکردن تکلیف آن به هر سمتی که مطلوب و ممکن می داند، تعمد داشته و احتمالاً از ادامه ی این فضاسازیها زوایایی حاشیه ای را مد نظر و مطلوب خود قرار داده است.

یکی دیگر از نیات برخی عناصر دولتی در دامن زدن به این فضا، پیداکردن هوادار و حامی در طیفی از فعالان فضای سایبری ایرانی و طیف جوان است. درحالیکه بسیاری از مسئولان دولتی از کمترین آشنایی و شناخت از این موضوعات بی بهره اند، با ورود به گفتگوی بین دو طیف از فعالان رسانه های مجازی که طیفی موافق و طیفی مخالف موضوع مورد بحث هستند و دخالت غیر علمی در محیط مجادله ی علمی درجریان بین آنها، با موضعگیری غیرمحتوایی و جانبداری صرف بنفع یکی از طرفین، سعی در جذب مخاطب و هوادار و بقول عمومی ، هورا و سوت و کف بخشی از مخاطبین هستند. در انتخاب طیف برای حمایت نیز دو عامل دخالت دارد . عامل اول تخمین تعداد طرفداران دیدگان و عامل دوم نسبت میان دیدگاه و منافع فردی و جریانی است. در محاسبات این عناصر، بدلیل نیت اصلی در ورود به صحنه که جذب هوادار و سمپات می باشد، عامل دوم می تواند متاثر از مقدار خروجی مجاسبه ی عامل اول نیز قرارگیرد !

نکته ای که در این میان بسیار مورد تامل است آن که در راه اندازی جریان موسوم به مخالفت با این پالایش و کنترلها، عناصر رفرمیست یا لایه های برانداز که در نتیجه ی اقدامات رسانه ای و برخی مسائل دیگر همچون تغییر سبک زندگی و ذائقه ی نسبی در برخی نیروهای داخلی و خودی، پژواک صدای خود را در رسانه ها و خروجیهای این عناصر نیز مشاهده نموده و تلاش می نمایند تا با درگیر  کردن لایه های مخالف این رفع پالایشها در مجادله با نیروهای منتسب به نظام و نیروهای خودی ، اهداف خود را تعقیب نمایند و به اصطلاح ، عناصر با تمایلات ارزشی را به میدان مین تخریب وجهه اجتماعی-سیاسی ، هویت سوزی و کسب انرژی برای خود می فرستند .

این عناصر دارای تمایلات ارزشی حتی در صورتیکه فکر می کنند موضوع و زاویه ای درست را تعقیب می نمایند باید با رصد هوشیارانه سمت و سوی عملیات تعقیب شده از سوی جریانات فرمیست برانداز سیاسی کشور و عناصر ضد انقلاب حاضر در فضای رسانه ای همچون سمت وسوی رسانه های بیگانه همچون BBC و VOA که دشمنان پیشانی سیاه ملت و کشور ایران هستند، ضمن بازخوانی مواضع خود به شکل محتوایی و از درون، از پیگیری رسانه ای مواضعی که لا اقل موجب تکمیل پازل بیگانه است خودداری کرده و با کمک این نقشه خوانی دست دشمن و اهداف پشت پرده ی آنان از تعقیب این زاویه را درک نمایند و از درگیری نیابتی به نفع جریان ضد انقلاب با نیروهای ارزشی و مدافعان حریم فناوری اطلاعات کشور پرهیز نمایند و حتی به میدان مدافعه از منافع ملی در این میدان وارد شوند. چه آنکه علائم روشن و خوبی از این رویکرد اخیراً در این طیف مشاهده شده و خروجیهای خبری آنان نیز در این سمت و سو گرایش پیدا کرده است که موجب خوشحالی و مسرت و تقویت جبهه خودی است.

در ادامه، پس از بررسی متن مواضع دولت یازدهم در این موضوع ، انشاء الله به بررسی تک تک مواضع اتخاذ شده از سوی همه ی افراد و جریانها در حمایت از فیسبوک خواهیم پرداخت.


 
 
 
تبلیغ ویـژه