الله اکبر ، خامنه ای رهبر :: وبلاگ پاسداران ::

یک وبلاگ سیاسی از یک مهندس جوان وزارت دفاع عاشق سپاه A Political blog About Islamic Revolution Reguards

نقدی بر مخالفتها با فیلترینگ فیسبوک : 1- دیدگاه دولت یازدهم - بخش دوم
ساعت ٦:٢٢ ‎ب.ظ روز جمعه ۱ آذر ۱۳٩٢   کلمات کلیدی:

تلاش خواهد شد تا در بخش دوم و سایر بخشهای شماره ی 1 از این بررسی ، دیدگاههای رسمی منتشره مربوط به دولت یازدهم در حمایت از این شبکه امنیتی که مدیریت صهیونیزم بین الملل بر آن واضح بوده - و به تعبیر اخیر رهبر معظم انقلاب اسلامی دشمن تصور می کرد که با این شبکه های اجتماعی از جمله فیسبوک و توئیتر می تواند جمهوری اسلامی را براندازی نماید و در برنامه های براندازانه ی دشمن علیه این انقلاب و نظام از جایگاه تعریف شده ای برخوردار است - را به دقت بررسی و استدلالهای موافقت با این پایگاه را بررسی نمائیم .

در بررسی انگیزه ی اقدامات دولت در این موضوع مباحثی در شماره قبل طرح شد. اما در این قسمت قصد داریم تا متن موضعگیریها را بررسی کرده و در صورت وجود رگه هایی از استدلال در آنها ، پاسخی مقتضی بدهیم .در این بخش ، تیتر جنجالی و مطلب سطحی روزنامه ایران در این موضوع مورد بررسی قرار می گیرد.


شاید مهمترین موضعگیری دولتی ها در این زمینه، تیتر بی سابقه ی روزنامه ی دولتی ایران بود که تعجب بسیاری از اهالی رسانه را بر انگیخت که توجه ها را به انگیزه های پشت پرده دولت در ارتکاب مکرر این عملیات رسانه ای معطوف کرد.

روزنامه ایران در روز چهارشنبه 15 آبان 92 با اختصاص تیتر یک خود به فیسبوک نوشت :

فیسبوک را قانونی کنید.

بدون هرگونه ملاحظه ای مشخص است که نویسنده ی این تیتر به "غیرقانونی" بودن فیسبوک اذعان داشته و فریاد التماس دارد تا این "امر غیرقانونی قانونی گردد". البته مشخص نیست مخاطب تیتر چه کسی است. چون اکثر اختیارات مربوط به این موضوع در کشور انحصاراً در ید دولت است و موضعگیری اینچنینی تریبون رسمی دولت در حالیکه اختیارات در دست خود اوست، حتی صدای اعتراض رسانه هایی که مانند روزنامه ایران موضعی مشترک با دولت در این موضوع دارند را برانگیخت.

سئوال در حقیقت این است: روزنامه ی دولت از چه کسی درخواست می کند که فیسبوک قانونی شود ؟!  بنظر می شود روزنامه ایران خود را صدای مردم جا زده و سعی دارد تا خود را جنجره ی فیسبوک بازان معرفی کند. ایجاد فشار اجتماعی، و ادعای طرح دیدگاه مردمی، عادت مالوف تیمهای رسانه ای اینگونه است و طرح این تیتر در روزنامه ی دولت بیرون از این چهارچوب معنا و مفهومی ندارد. این خود نکته ی دیگری است که مقوم احتمالات مطرح در نیات و انگیزه دولت در پیگیری این زاویه است.

متن مطلب مذکور را با هم مطالعه کرده و نقد لازم را  ذکر می کنیم:

فیس‏بوک را قانونی کنید/ گزارش ایران از سیاست دولت درباره فضای مجازی به قلم مینو مؤمنی- صفحه 1 و 19 : صفحه 1 : وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی از لزوم بازگشایی فیس‌بوک و دیگر شبکه‌های اجتماعی سخن گفته است. او به واقعیت فراگیری استفاده از این شبکه‌ها در بین مردم اشاره کرده و خواسته است تا قید غیرقانونی از روی این شبکه‌ها برداشته شود. علی جنتی همچنین گفته است با فیلترینگ نمی‌توان جلوی دسترسی آزاد به اطلاعات را گرفت.

نقد1- به فرض فراگیر بودن یک مسئله ، بدون آنکه جداگانه سخنی در باب مثبت یا منفی بودن آن به میان بیاید ، این فرض مطلقا استدلالی برای خوب بودن یا بد بودن آن مسئله محسوب نمی گردد. البته ادبیات جریانات رفرمیستی چنین نیست و این جریانات در دوران دوم خرداد نشان دادند مدعی هستند که از نظر آنان گرایش عمومی مردم به هر موضوعی به آن مشروعیت می دهد. هرچند خود به خوبی با مفهومی به نام رکن چهارم دموکراسی آشنا هستند و می دانند چگونه باید ذائقه ی عمومی را در مسیر نیات و اهداف خود به حرکت درآورده و بعداً آن را ذائقه ی مردم معرفی کنند.

این جریانات نشان داده اند که اگر نظر مردمی چیزی جز خواسته های آنان باشد، با روش انکار و سکوت در مقابل آن، با آن برخورد خواهند کرد و اگر کسی به خواسته های سانسورشده ی واقعی مردم که از سوی آنها مورد انکار و البته تنفر است بپردزد، او را عوام گرا و پوپولیست و سیاستهای وی را سیاست سیب زمینی ! معرفی خواهند نمود. پس آنچه که امروز با آن مواجهیم نه استدلالی مربوط به غلط بودن سیاست فیلتر شدن پایگاه ضد امنیتی فیسبوک؛ بلکه شاخه ای از دیدگاه عمومی این جریان سیاسی است و ربطی به فیسبوک ندارد. دیدگاه هایی که بارها بی معنا و محتوا بودن آن مورد گفتگو بوده است.

نقد 2- طرح این جمله که "با فیلترینگ نمی‌توان جلوی دسترسی آزاد به اطلاعات را گرفت" دارای بار معنایی خاصی است. در این جمله کلیدهای مفهومی مهمی مشاهده می شوند از جمله آنکه 1- این جمله علیه کل فیلترینگ است 2- فیلترینگ برای جلوگیری از دسترسی آزاد به اطلاعات راه اندازی شده است 3- فیلترینگ برای دسترسی آزاد به اطلاعات ناموفق بوده است.

همانگونه که در مورد این جمله نیز مشاهده می شود در این جمله نیز مطلبی در مورد پایگاه فیسبوک دیده نمی شود و مطالب علیه کل فیلترینگ و نظام پالایش متمرکز است. در حالیکه نویسنده تلاش می کند تا با طرح موضوعی بنام "فیلترینگ پراشتباه" و محدود کردن دسترسی مردم به "پایگاههای متعدد مفید" موضع نقد اقدامات دیگران در چهارچوب قانون و نه زیرسئوال بردن کل قانون را به خود بگیرد، این جمله افشاگر آن است که نویسنده و جملات مرجع ، ربطی به نقد اقدامات اشتباه نداشته و نویسنده و مرجع جملات بدنبال مخالفت با قانون پالایش اینترنت مصوب مجلس شورای اسلامی هستند. این موضعگیری به هیچ وجه ارزش ملی نداشته و تقابل آن با زیرساختهای حقوقی و قانونی و راهبردهای ملی آشکار است .

نظام جمهوری اسلامی ایران، هیچ گاه ادعای حمایت از آن چه که در ادبیات غربی "جریان آزاد اطلاعات" نامیده می شود وجود نداشته و با پیگیری "تئوری خود در قالب عدالت رسانه ای"، در کنار حفظ و تضمین و گسترش آزادی فعالیتهای قانونی و سالم اطلاع رسانی، مخالفت و مقابله با جریانهای فریبکار و مروج آلودگیها و شبهات در چهارچوب سیاست نظارت استصوابی بر فضای رسانه و محیط فرهنگ عمومی را جزو تکالیف قانونی نهادها و دستگاهها قرار داده است و دیدگاههای مخالف با نظارت استصوابی بر فضای رسانه و فرهنگ، دیدگاههای نخ نما، پوسیده و ابطال شده ای است که حتی با واقعیات امروز در جهان غرب که از ادعای حمایت از "جریان آزاد اطلاعات" دم می زنند نیز همخوانی ندارد که حذف شبکه های ماهواره ای ایرانی و حذف صفحات فیسبوک موثر علیه غرب همچوم صفحه فیسبوک سیدحسن نصرالله، صفحه فیسبوک اسماعیل هنیه و صفحه فیسبوکی از سوی حامیان رهبری معظم انقلاب نمونه ی آن است . مجددا آنچه که مشاهده می شود آن است که در این مطلب شما موضوعی در رابطه با فیسبوک مشاهده نمی کنید و آنچه که می خوانید مربوط به سیاست کلی جریان رفرمیست در مورد نظارت بر محتوا و فرهنگ عمومی است.

سخنان وزیر ارشاد تازه‌ترین نمونه از تأکید بر دیدگاهی است که دولت حسن روحانی با تکیه برآن‌ها توانست رأی اکثریت مردم ایران را جلب کند. دولت یازدهم تاکنون نشان داده برای خواست اکثریت رأی دهندگان بخصوص در حوزه فضای مجازی احترام قائل است و صحبت‌های زمان انتخابات صرفاً شعارهای انتخاباتی نبوده است.

نقد 3 – اینکه جریان سازی رسانه ای در باب موضوع فیسبوک و پهنای باند اینترنت و دیگر موضوعات جذاب برای قشر جوان از موضوعاتی است که در کسب رای برای دولت یازدهم موثر بوده تردیدی نیست. این امری است که برخی از دیگر نامزدها نیز تلاش کردند تا مرتکب آن گردند. اما جای سئوال آن است که آیا خواست اکثریت ، دلیل تغییر مبانی قانونی است ؟ یعنی اگر آمار مراجعه به یک پایگاه فسادآور به حدی باشد که به مرزهای نجومی برسد، باید آن پایگاه مفسد از ممنوعیت خارج شود ؟ بازهم همانگونه که مشاهده می کنیم، استدلالی در باب غیرمنطقی بودن فیلترشدن فیسبوک نمی بینیم و آنچه که شاهد آن هستیم بیشتر تکرار ادبیات جریان سیاسی رفرمیستی است.

صفحه 19 : تکرار صفحه 1 / ادامه :

بر خلاف بسیاری از موضوعات پرمناقشه پیش رو برای این دولت، امروز فیلترینگ فیس‌بوک و شبکه‌های اجتماعی موضوعی سیاسی و امنیتی نیست (بخش عمده موجود در این فضا به دامنه بحث‌های فرهنگی و اجتماعی مرتبط است).

نقد 4- احتمالاً نویسنده ی مقاله به سیاستهای مربوط به فیلترینگ این پایگاه دسترسی داشته ! و این دسترسی به اسناد امنیتی برای او مشخص نموده است آنچه که "امروز" مبنای پالایش فیسبوک است متفاوت با گذشته بوده و برخلاف گذشته موضوعات سیاسی و امنیتی نیست!

البته وزن موضوعات سیاسی و امنیتی ملی در ضرورت فیلتربودن این پایگاهها و اخراج کامل آنها از پهنای باند ایرانی بسیار جدی است. اما موضوعات فرهنگی و اجتماعی و آلودگیهای اخلاقی و اجتماعی پردامنه ای که در ان شکل گرفته است از جمله موضوعات مهم در این مسئله است. بنظر می رسد مجموعه ی مهمی از ضرورتها و خطوط قرمز امنیتی، سیاسی ، فرهنگی، اجتماعی و حتی اقتصادی از عوامل ممنوعیت ورود به این پایگاه امنیتی هستند. چه آنکه خود نگارنده نیز بخش عمده دلائل را فرهنگی و اجتماعی معرفی می کند.

جای این پرسش باقیست که برفرض صحت تصور نگارنده، آیا در نظر نگارنده ملاحظات فرهنگی و اجتمای در دهه چهارم انقلاب اسلامی از درجه اهمیت کمتری از موضوعات قراردارند و در صورتیکه ملاحظات امنیتی منفی وجود نداشت، ما باید ملاحظات فرهنگی و اجتماعی خود را به کناری بگذاریم ؟ احتمالاً پاسخ شکلی دیگر دارد. یعنی ملاحظات جدی مخصوصاً سیاسی و امنیتی جریانات رفرمیستی به آنها اجازه می دهد تا از ملاحظات ملی سیاسی، امنیتی، اجتماعی و فرهنگی کشور عبور کنند !

دولت قبل تمام تلاش خود را برای امنیتی کردن فضای اینترنت انجام داد اما آنچه در نتیجه به دست آمد جز نارضایتی جامعه از فیلترینگ پر اشتباه و سختگیرانه و روی آوردن گسترده به مسیرهای جایگزین و فیلترشکن‌ها نبود. فیلترینگ پر اشتباه، سایت‌های مفید متعددی را از دسترس خارج کرد و دیدگاه همگان را نسبت به فیلترینگ - حتی در موارد لازم - دچار خدشه کرد. در واقع این تلاش گسترده، پرهزینه وناموفق بود و حضور میلیون‌ها ایرانی در شبکه‌ای چون فیس‌بوک نشان دهنده عدم موفقیت چنان دیدگاهی است.

نقد 5- برخلاف ادعای نویسنده ی مقاله مذکور متاسفانه دولت نهم و دهم نیز در سالهای پایانی خود دقیقاً سیاستهایی رفرمیستی در پیش گرفته و الگوی لیبرال در فضای رسانه های دیجیتال را تعقیب می نمود. ملاحظات امنیت ملی ج.ا.ا در الگوی لیبرال از کمترین درجه اهمیت برخوردار بوده و اصولا در تعارض با یکدیگر قراردارند ، همانگونه که در مقاله ی حاضر نیز مشاهده می شود، ملاحظات و سیاستهای امنیت ملی از سوی نگارنده ی مقاله انکار شده و یا در درجات اهمیت پایینتر قرار دارند. جالب آنکه نگارنده در سطور الاتر از عدم وجود ملاحظات امنیتی خبر داده و در درجات دوم ، از امنیتی فرض شدن مباحث ابراز برائت کرده و آن را در حد متلکی سیاسی علیه دولت دهم بکار می برد !

نقد 6 – ممکن ایست برخی از موارد فیلترینگ اشتباه باشد که راه خل ، بررسی این موارد و حل آنها و تحرک برای تقویت نظام فیلترینگ است. اما باید مخالفان کلیت فیلترینگ برای طرح ادعای خود، بتوانند با انجام مطالعه ای واقعی، مشخص نمایند که از میان بانک فیلترینگ جمهوری اسلامی ایران - که مثلا می تواند حاوی بیش از بیست میلیون آدرس اینترنتی باشد ( در حالیکه در سالهای گذشته آماری از وجود بیش از 370 میلیون پایگاه مستهجن رسمی اینترنتی خبر می داد ) – درصدی مثلاً و لااقل بیش از 25 درصد حاوی فیلترینگ اشتباه بوده است. در یک برنامه رادیویی با شرکت اینجانب وقتی مجری مدعی فیلترینگ پر اشتباه شد، اینجانب از ایشان لااقل یک مصداق در این رابطه خواستم و ایشان با کمک SMS های مخاطبان مدعی فیلترشدن پایگاه اینترنتی لغتنامه ی دهخدا گردید. حقیقت آن است که بنا بر برخی شنیده ها  همین پایگاه نیز بدلیل سوء استفاده از نام بنیاد لغتنامه ی دهخدا و با شکایت شاکی خصوصی پالایش شده است!!!

نقد 7- براساس کدام مطالعه ی علمی یا پژوهش میدانی، و بر اساس کدام نظرسنجی بیرون از حلقه ی دوستان و مرتبطین و نزدیکان و همراهان و همفکران نگارنده، مشخص شد که همگان با فیلترینگ مخالفند ؟ متاسفانه تجربه نشان داده است که جریان رفرمیست دست بسیار کجی حتی در نظرسنجی های علمی و شکل دهی به نظرسازی دارد و اعلام یک آمار بدون پشتوانه از ساده ترین اقدامات غلطی است که آنان مرتکب می گردند.

نقد 8- بر اساس کدام آمار و مطالعه ی میدانی و علمی نگارنده موفق به سرشماری میلیونی از ایرانیان عضو فیسبوک شده است ؟ تعداد زیادی اکانت ایرانی در فیسبوک وجود دارد. اما آشنایی با بدیهیات ابتدایی و اولیه در حوزه فناوری اطلاعات یعنی آشنایی با کلیات کار با رایانه بایستی موجب می گردید تا حتی ایشان فرق بین شمارش ID ها و IP ها ، با PERSON را درک کنند. بر این اساس اگر عدد کل حسابهای کاربری این پایگاه اینترنتی عدد A باشد این عدد هرگز بیانگر تعداد کاربران آن پایگاه نخواهد بود. چون یک کاربر می تواند N عدد ID را به خود اختصاص دهد و این امکان نیز وجود دارد که در یک تقسیم کار ساده، یک ID توسط N  کاربر اداره و مدیریت شوند !!! این آمارها و ارقام ارزشی برای محاسبات و گفتگوهای ملی و راهبردی نداشته و تنها برای فضاسازیهای رسانه ای در محیطهای غیرعلمی کاربرد دارند.

نقد 9- پالایش یک پایگاه اینترنتی هزینه ای کمتر از 5 ریال برای نظام جمهوری اسلامی و نظام فیلترینگ دارد و مشخص نیست ادعای نویسنده دال بر پر هزینه بودن این امر از کجا ناشی می شود. این درحالیست که حقیقت برعکس آن است و این عبور از فیلترینگ است که برای مرتکب آن هزینه دارد و جمع هزینه ی انجام شده برای آن سر به فلک می زند ! براستی اگر مطابق ادعای نگارنده، فیلترینگ هیچ اثری نداشته و اقدامی ناموفق و تجربه ای شکست خورده است، چرا اینقدر برای حذف و رفع آن اصرار و پیگیری وجود دارد و این همه هیاهو برای هیچ چرا صورت می گیرد؟

نقد 10- نویسنده مجدداً با استناد به چیزی که آن را حضور میلیونی معرفی می کند دم از ابطال یک دیدگاه در پالایش می زند . مشخص نیست بر فرض که در اجرای یک سیاست ضروری از ابزارهای مفید و موثری استفاده نشود، چگونه این امر، اصل سیاست و منطق را زیر سئوال می برد. نکته جالب آنکه نگارنده اصولاً مشخص نکرده کدام دیدگاه را نقد می کند ! وی "بدون آنکه دیدگاه مشخصی را مطرح کند"، "بدون آنکه ضرورتی برای خود در طرح استدلال در مقابل ان برای خود مطرح ببیند"، "با ارائه یک آمار فرضی" ، یک سیاست راهبردی نامشخص را از سوی خود باطل اعلام می کند!!! این روش روزنامه نگاری بی محتوا و بی قاعده، فقط در جریانات رفرمیست مسبوق به سابقه است.

 حتی برخی از مقامات ارشد کشورمان حضوری مؤثر و مناسب در شبکه‌های اجتماعی چون اینستاگرام، توییتر، فیس‌بوک و... دارند و به خوبی ظرفیت‌های استفاده‌ از این شبکه‌ها را به همگان نشان داده‌اند.

 نقد 11- جعلی بودن بسیاری از حسابهای کاربری منتسب به مسئولان نظام و بی ارتباط بودن آنها با شخص مسئول مربوطه بر همه گان آشکار است . هرزچندگاه یکی از مسئولان حضور خود در این محیط را انکار و انتساب این صفحات به خود را تکذیب می کند که جدیدترین آنها تکذیب حضور اقای محسن رضایی در این شبکه است. هرچند ممکن است علاقمندان به فردی برای وی چنین صفحاتی ایجاد کنند، اما ایجاد صفحات برای سوء استفاده و تبلیغات علیه فرد نیز کاملاً مسبوق به سابقه است. جالب آنکه وزیر ارتباطات دولت یازدهم و برخی نمایندگان مجلس و سیاسیون ارشد کشوری به حضور در پایگاه های اجتماعی داخلی علاقمندی نشان داده و برخی از هم اکنون در این پایگاهها حضوری رسمی – و نه جعلی – دارند. تها حضور مسئول ارشد سیاست خارجی کشورمان در پایگاه فیسبوک یک حضور واقعی است که البته مورد نقد و رد بسیار جدی قرار دارد و طرح ادعا و استناد به حضور اکثریت سیاسیون کشورمان در این پایگاه یک استناد کذب و بی عقبه و محتوا است.

وزیر امور خارجه در این میان نمونه‌ای مثال زدنی در استفاده از فیس‌بوک را نه فقط به ایرانیان که به همه سیاستمداران جهان نشان داده است. هر پست محمدجواد ظریف در این شبکه مانند یک خبر مهم بلافاصله به خبر اصلی تمامی خبرگزاری‌ها تبدیل می‌شود به این ترتیب عملاً وزیر امور خارجه یک کانال ارتباطی مستقیم بین خود و جامعه ایجاد کرده است. اما این کانال ارتباطی یکسویه نیست و همگان با هر دیدگاهی می‌توانند نظرات خود را با وزیر امور خارجه در میان بگذارند. سایت «فیس‌بوک» در چنین فرآیندی نقش یک رسانه‌ پویا را برعهده دارد که بدون دخالت در محتوا، صرفاً بستری بی‌واسطه برای انتقال اطلاعات - بین وزیر خارجه و مردم - فراهم کرده است.

 نقد 12- وزیرامورخارجه هیچ مانعی در ایجاد یک صفحه شخصی چندزبانه با امکان درج نظرات و قابلیت ها WEB 2 نداشته و بسادگی از این طریق می توانست ارتباطی بی واسطه با جهان و رسانه ها را تجربه نماید و انجام این اقدام بر خلاف ادعای نگارنده مقاله، محدود به پنجره ی فیسبوک نیست و طرح این ادعا می تواند ناشی از ضعف آگاهیهای فنی و رایانه ای نویسنده مقاله باشد. مطالب ظریف در آن پایگاه شخصی نیز می تواند "مانند یک خبر مهم بلافاصله به خبر اصلی تمامی خبرگزاری‌ها تبدیل شده و  به این ترتیب عملاً وزیر امور خارجه یک کانال ارتباطی مستقیم بین خود و جامعه ایجاد کند که یکسویه نبوده و همگان با هر دیدگاهی بتوانند نظرات خود را با وزیر امور خارجه در میان بگذارند"

امروزه بحث در حوزه شبکه‌های اجتماعی و اینترنت یک بحث محتوایی و فرهنگی است. جای پرداختن به این بحث نه نهادهای قضایی و امنیتی که نهادهای فرهنگی‌ و اجتماعی‌اند. از این رو اشاره وزیر ارشاد به حضور تنها یک نماینده از این وزارتخانه در کمیته فیلترینگ اشاره دقیقی است. البته با تغییر دولت حالا تعداد نمایندگان دولت در کمیته فیلترینگ به مراتب بیشتر از نمایندگان نهادهای دیگر است و این زمینه را برای بازگشایی شبکه‌های اجتماعی مثل فیس‌بوک فراهم می‌کند اما واقعیت این است که اساساً بحثی مانند فیلترینگ در جامعه امروز ایران که بحث‌های اقتصادی و فرهنگی در اولویت قرار دارند باید به نهادهای فرهنگی یا نهادهای بالادستی مثل شورای عالی فضای مجازی سپرده شود.

نقد 13- آنچه که در خصوص ممنوعیت فیسبوک بعنوان دغدغه های راهبردی مطرح است، برخلاف ادعای بسیار پرتکراری که نگارنده نیز آن را طرح کرده، مطلقاً ربطی به موضوع شبکه های اجتماعی و مباحث مربوط به آن در اینترنت ندارد. البته موضوع شبکه های اجتماعی و چالشهای فرهنگی و اجتماعی که می تواند در پی آن ایجاد شود و ضرورت اعمال مدیریت منطقی در این فضاها نیز از موضوعات مهم و درخور توجه است. اما اولاً مفهوم شبکه اجتماعی منحصر در شبکه های فاوا نیست و در اطراف هر انسان مجموعه های متعددی از شبکه های اجتماعی وجود دارد که فرد در طول دوران حیات خود ارتباط با آنها و فعالیت به عنوان یک عضو در آنها را تجربه کرده است – مانند مدرسه، مسجد، دانشگاه و محله و ... – و ثانیاً در فضای فاوای ایرانی ، شبکه های اجتماعی مجازی مختلفی قبل از فیسبوک وجود داشته و فعالیت می کرده اند که اجتماعی بودن فریم آنها مطلقا برای فردی عامل نگرانی و محرک برای برخورد نبوده است که از جمله آنها می توان به کلوپ، پارسی یار ،  جامعه متخصصین و  دهها پایگاه اینترنتی شبکه اجتماعی داخلی دیگر اشاره نمود.

پس از فیسبوک نیز پایگاههای شبکه اجتماعی بسیار قدرتمند ایرانی همچون افسران وجود دارند که هر روز بر میزان رشد و تحرک آنان افزوده می گردد و متاسفانه احتمالاً نگارنده ی مقاله ی مذکور بواسطه ضعف در آشنایی با مفهوم شبکه های اجتماعی و خصوصاً شبکه های اجتماعی فاوا در ایران، به این خطای جدی افتاده است.

نقد 14- اگر آنچه که امروز در این مقاله مورد بحث است، دیدگاه دولت است، نماینده وزارت ارشاد تنها نماینده ی دولت یازدهم در کمیته فیلترینگ نیست و متاسفانه نگارنده بدلائلی مبهم مرتکب اطلاع رسانی ناقص و جهت دار شده که با اصل رسالت روزنامه نگاری نیز تعارض مبنایی دارد!!! دولت در کمیته فیلترینگ بیش از ده عضو دارد که فهرست آن در قانون جرایم رایانه ای در اختیار همگان قرار بوده و اگر نگارنده ی مقاله بدون مطالعه ی این قانون دست به نگارش این مقاله زده است جای تاسف فراوان دارد . البته نویسنده در ادامه مدعی می گردد با تغییر دولت تعداد نمایندگان دولت افزایش یافته که البته این امر نیز حقیقت ندارد و تعداد نمایندگان دولت در این شورا قبل از دولت یازدهم نیز با امروز فرقی نمی کرد.

نقد 15- شورای عالی فضای مجازی نیز با حضور نمایندگان نهادهای مختلف تشکیل می شود و همانگونه که دولت در آن نقشی بسیار پررنگ دارد، برخی دیگر از نهادهای حاکمیتی که در کمیته تعیین مصادیق عضویت رسمی و مستقیم ندارند – مانند سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که بر اساس قانون در کمیته فیلترینگ عضو نیست – علاوع بر نهادهای حاکمیتی مصرح در قانون جرایم رایانه ای، در شورای عالی فضای مجازی عضو و صاحب رای هستند. این احتمال وجود دارد که بازهم با وجود وزن سنگین تعداد اعضای دولت در شورای عالی فضای مجازی نیز بعداً روزنامه ی دولت از مخالفت سایر اعضاء در اجرای تصمیم دولت دم بزند !

نقد 16- ایا دولت نمی تواند با ارائه دیدگاهی منطقی و محتوایی ، نظر سایر اعضاء را جلب کند ؟ آیا اظهارات نمایندگان دولت در این جلسات نیز از جنس مقالات سطحی و سیاسی اینگونه مندرج در روزنامه ایران است ؟ آیا به همین دلیل است که روزنامه ایران و شاید دولت بدنبال افزایش تعداد رای خود و نه همراه و هم نظر نمودن سایرین با خود است ؟ چگونه سایر نهادها می توانند یک رای خود را با هم نظری و همراهی با دیگران به تصمیم تبدیل کنند اما دولت با برخورداری از تعداد بسیاربالای رای خود نمی تواند یک تصمیم را به تصمیمی اجماعی بدل کرده یا حداقل اکثریت لازم را بدست آورده و ضرورتی برای خانه بدوشی اجرای یک تصمیم از این کمیته و شورا به آن کمیته و شورا نبیند ؟ آیا دولت خود را ملزم به رعایت مصوبات همین شورای عالی بالا دستی فضای مجازی و شورای عالی انقلاب فرهنگی در حوزه فیلترینگ و وی پی ان و امثال آن خواهد دید یا بدنبال تغییر آنها خواهد رفت ؟ آینده همه چیز را مشخص خواهد کرد

نقد 15- اینکه جای بررسی یک مقوله کجاست، بحثی است و اینکه تصمیم گیری در مورد یک موضوع قانونی از اختیارات کجا ، بحث دیگر. بنظر می رسد نگارنده تصمیم به مخالفتی بسیار گسترده با قانون دارد و تلاش دارد تا تصمیم گیری در مورد پالایش یا عدم پالایش یک پایگاه اینترنتی را که در حال حاضر در صلاحیت کمیته تعیین مصادیق پایگاههای اینترنتی است از دادستانی کل کشور خارج نماید. احتمالاً الگوی مطلوب نامبرده ، انتقال این بحث به درون وزارت ارشاد است. موضوعی قدیمی و تجربه شده که در دوران قبل از تصویب قانون جرایم رایانه ای منشاء بسیاری از اقدامات سلیقه ای بوده و با تصویب قانون مذکور در مجلس از آن جلوگیری شد. آیا مقابله ی اینچنین بنیادین و "علنی" با زیرساختهای حقوقی و قانونی کشور در شأن روزنامه ی رسمی دولت است و آیا می توان ادعا نمود مندرجات این مقاله نظرات شخصی نگارنده ی آن است؟

در عین حال انتظار بسیاری از فعالان فضای سایبری (شامل همه دیدگاه‌ها و بخصوص دیدگاه‌های انقلابی و اسلامی که اتفاقاً در این شبکه‌ها حضوری پررنگ دارند) نگاهی بازتر به مسائل ارتباطی است. بر خلاف تصور معدود معتقدان به سختگیری‌های اینترنتی، مسدود کردن فضای ارتباطی اتفاقاً در جهت خواست دشمنان ایران به ایزوله شدن و محدود شدن مردم کشور بوده است. به همین جهت تحریم‌های اینترنتی علیه کاربران ایرانی نیز در سال‌های اخیر روز به روز گسترش بیشتری پیدا کرده است. قانونی کردن استفاده از فیس‌بوک و شبکه‌های اجتماعی جز آن‌که در مسیر وعده‌های دولت آقای روحانی به مردم است، مقابله با تحریم‌های اینترنتی، توسعه دیدگاه‌های فرهنگی در محیط مجازی، گسترش محتوای فارسی در فضای دیجیتال و بخصوص تغییر دیدگاه جامعه نسبت به فیلترینگ و محدودیت‌ها را در پی دارد.

نقد 16- مشخص نیست نویسنده که معتقد به ادبیات رفرمیستی است، چگونه به خود اجازه داده تا از زبان فعالان فضای مجازی انقلابی گفتگو کند ؟ البته این می تواند ناشی از برخی بی دقتی های گذشته برخی از  این فعالان باشد. اما حقیقت آن است که فعالان فضای مجازی انقلاب اسلامی مجموعاً دیدگاهی کاملا دیگر داشته و برخلاف نگارنده که توان کافی در گفتگو و اقامه ی ادله و استدلالهای محتوایی و معطوف به خود موضوع فیسبوک نداشته دقیقا در موضوع قادر به گفتگو هستند.

نقد 17- مشخص است که سختگیری علیه کاربران ایرانی در فضای مجازی خواست دشمنان است. اما اگر کسی یک سیاست مشخص را سختگیری بی مورد می نامد باید از ابتدا تا پایان مقاله خود را به استدلال در این زمینه اختصاص دهد نه آنکه تا پایان مقاله وی چیزی در این رابطه از وی مشاهده نشود. مشخص نیست مسدود کردن حضور دشمن در فضای رسانه ای کشور که مانعی در مقابل به سرقت رفتن داده های مردم است، چگونه محدود کردن مردم ما نام گرفته است ؟ بنظر می رسد بیشتر این نظام فناوری اطلاعات غربی است که بدون هیچ توجیهی در این مقاله لباس خودی پوشیده و منافع و نیازمندی های او به عنوان خواست و نیاز واقعی مردم ایران معرفی می شود.

18- برخلاف تصور نگارنده ی مقاله مذکور ، البته غرب هیچ تحریم موثری علیه کاربران ایرانی در فضای فناوری اطلاعات شکل نداده و بیشتر اقداماتی در جهت سوق دادن آنان به دورزدن فضای فناوری اطلاعات شکل داده است. قبلاً گفته شد که اصولاً گفتگو در مورد محدودیت شبکه های اجتماعی یک بحث فرعی برای فریب افکار عمومی است و اصولاً موضوعیت ندارد اما به نظر وی اگر پایگاههای خارجی با هدف خارج کردن کاربران از پهنای باند رسمی کشور به ارائه خدمات به IP های ایرانی نمی پردازند ، راه حل آن است که ما نیز کلا IP های ایرانی را به کناری گذارده ، به خواست دشمنان تمکین کنیم و پایگاههای آنان را بازگشایی کنیم؟ اگر دشمن ماهواره های ما را محدود می کند باید ما امواج آلوده ی ماهواره های آنان بر سر مردم کشورمان را باز کنیم و میدان را برای جولان و تاخت و تاز گرگهای رسانه ای امنیتی و سیاسی آنان بر جامعه ایران فراهم کنیم ؟


 
 
 
تبلیغ ویـژه