الله اکبر ، خامنه ای رهبر :: وبلاگ پاسداران ::

یک وبلاگ سیاسی از یک مهندس جوان وزارت دفاع عاشق سپاه A Political blog About Islamic Revolution Reguards

تقريبا سالگرد وبلاگ گذشت.
ساعت ۱٠:٥٩ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٥ دی ۱۳۸۳   کلمات کلیدی:

بسم الله .

يادم می آيد ، آنروزی که در نمايشگاه اولی که در آن غرفه وبلاگ نويسی وجود داشت يعنی نمايشگاه وب ، وپ و وبلاگ نويسی حضور پيدا کردم ، هنوز وبلاگ نداشتم و خودم را هم برای ايجاد يک وبلاگ ، هنوز قانع نکرده بودم . حجم و گستردگی ارتباطات ايجاد شده بر اثر ارتباطات سايبری را می دانستم و می دانستم اگر وبلاگ باز کنم حوزه بزرگ جديدی به آشنايی ها و ارتباطاتم افزوده می شود. به همين دليل، قبول موضوع را که به نوع خود نوعی قبول مسئوليت بود را برای خودم دشوار می ديدم .

اما بادم هست همان روز ، چه عواملی باعث شد تا بسمت ايجاد يک وبلاگ بروم . آن عامل ، صحبت های بچه هايی بود که يا وبلاگ داشتند ويا سايت و بعضی هايشان هم با وجود سن کمشان در صدد تاسيس يک آی .اس .پی بودند ! . دغدغه های زيادی وجود داشت و حرفهای مهمی از زبان آنها شنيده می شد. اول اينکه خب اگر حکومت خودش عامل ترويج فساد و فحشا نيست و خودش راضی نيست که جوانان از اين طريق منحرف شوند و ديگر با سياست و امثالهم کاری داشته باشند ، چرا جلوی اين وبلاگها و سايتهای منحرف را نمی گيرد ؟ يا ديگری می گفت : اگر حزب اللهی ها برای امثال حسين درخشان ها جوابی دارند چرا برايش کامنت نمی گذارند‌؟‌چرا - بمن می گفت -  شماها توی وبلاگش نمی رويد و جوابش را نمی دهيد ؟‌

بحثهای حضوری ما روی اين دوستان اثرش اين بود که لا اقل حضورا قبول کنند که کار درخشان يک جاييش ايراد اساسی دارد. اما مطالبه شان اين بود که اين حرفها در اينترنت بايد منتشر شود که اگر درخشان جوابی داشت بشنويم و ببينيم که آيا جواب می دهد يا نه .  و اگر جوابی در کار نبود بفکر می افتيم که مثل اينکه موضوع بشدت جدی است.

راستش ، اول ، فکر می کردم حسين درخشان آينه تمام نمای ادعای غرب در حوزه سايبر ، يعنی جريان آزاد اطلاعات است . البته رسانه ای ها می دانند که جريان آزاد اطلاعات ، بذات ، دروغی بزرگ است که غرب می گويد . اما من حتی بشکل منطقی با همان تز و ادعای عملش نشده هم مخالفت منطقی دارم . بر اين اساس ، فکر می کردم می شود با مثلا کامنت نويسی ، مشکل را حل کرد و درخشان ، فردی تنها ولی مثلا مخالف است که حرفهايی دارد و بايد حرفهايش شنيده شود و جوابهايش هم داده شود و حتما برای خود او هم مفيد است. اما خودتان - دوستانی که اين وبلاگ را تعقيب می کنيد - می دانيد که اينطور نبود و نشد و درخشان ، بر خلاف تمام ادعاهايش - که جديدا هم تکرار می کند - بشدت حتی به مبانی دموکراسی و ليبراليزم خبری و انتشاراتی هم پشت پا زده و تا کامنتی اگر مخالف بود ، انتشار آن صد درصد بسودش تمام نشود، آن را روی سايت نمی گذارد . بگذريم از اينکه او ، کاملا با سيستم عملکرد استصوابی کامنت ها و نظرات را منتشر می کند.

ديدم که نه ! . کامنت نويسی ممکن نيست.نه اينکه دردی را دوا نکند .نه .اصلا ممکن نيست. او حتی يک کامنت دقيق من را منتشر نکرد. و اينجا ، آرام آرام ، مجدد ، به وبلاگ فکر کردم .

البته حسين درخشان موضوعی نبود که بتواند - همانطور که گفتم - دليل کافی برای ايجاد يک وبلاگ باشد. من به کل فضای وبلاگ فکر کردم . ديدم که اصولا از اين دست آدمها کم نيستند . البته نه در اين حد مرتبط با بيگانه . اما رفتار اين مدلی . يعنی مخالفت ظاهری با مبانی گزينش و نظارت استصوابی اما در عمل کاملا بسته  واستصوابی عمل کردن ! واقعا وجود دارد . از آن گذشته ، می ديدم وبلاگهايی که بتوانند حرف مثبت را هم ، کم غلط و با کمترين خطاهای ناشی از کم اطلاعی منتشر کنند هم زياد نيستند. خصوصا وبلاگ های سياسی نويس مثبت که کم اشتباه بنويسند و نظرات شخصی بعضا اشتباه شان هم به انقلاب وهم به نظام آسيب نرساند هم زياد نبودند. در حوزه دفاع از آنچه که - می دانيد و نوشته ام و بالای اين صفحه زدم - به آن علاقه وافر دارم ، هم مطلبی نمی ديدم . درحاليکه بار عمده ای از دفاع ۸ساله بر دوش بسيج و سپاه بود. ديگر اين بود که وارد شدم !

ابتدا به موضوعات مختلفی پرداختم . محورم هم انتشار اخبار و اطلاعات مثبت و خودی بود. انعکاس اخبار مهم ، انعکاس سخنرانيهای مهم رهبری ، انعکاس اخبار مسائل خاص مانند انتخابات مجلس و رياست جمهوری وقس علييهذا . شايد جزو ژست های اولم هم موضوع بم بود. با عنوان اذا زلزلت الارض زلزالها . پس از مدتی دوباره آرام آرام دوباره بياد درخشان افتادم و موضوع کامنت نويسی غير ممکن ...

چند پستی هم در افشاء موضوع نوشتم و در چند پست هم مقايسه خوبی هم بين بی.بی.سی و درخشان کردم و جالب اينکه همانطور که ديديد هرچه بيشتر گشتم آنچه نيافتم تفاوت بود وبيشتر با تشابه ! بين درخشان و بی.بی.سی مواجه شدم . بعد از آن هم بدنبال تحقيق بيشتر بر آمدم و ديدم که چقدر بی.بی.سی در ساختار سياسی و حکومتی انگلستان اهميت استراتژيک دارد . آرام آرام هم به ارتباطات درخشان  و بی.بی.سی يعنی بنگاه رسانه ای حکومت بريتانيا پی برد م و يافته هايم را هم برايتان نوشتم . 

حالا ، که شايد می خواهد از تاسيس وبلاگ ، يواش يواش يکسال بگذرد ، ( اولين پست را ۴ دی ۱۳۸۲نوشته ام - يادتان باشد ، قالب اول ، قالب محرم بود و از عمر قالب جديد صدا و شمارنده دار هم که زياد نمی گذرد ) می بينم که الحمد لله ، به فضل الهی و مدد بزرگواران ، اين صفحه به صفحه ای موثر تبديل شده و اثر انتقاداتم بر سيستم ليبراليستی را حتی در صفحه درخشان می بينم . اما البته درخشان به روش نعل وارونه بمن جواب می دهد. آنچه را که من انتقاد می کنم تشديد می کند و می فهمم که درست رفته ام .

فکر می کنم هدف درست انتخاب شد. دعا کنيد که نحوه پيمودن راه هم صحيح باشد. کمک و راهنمايی هم که هميشه مفيد بوده .

ياحق.


 
 
 
تبلیغ ویـژه