الله اکبر ، خامنه ای رهبر :: وبلاگ پاسداران ::

یک وبلاگ سیاسی از یک مهندس جوان وزارت دفاع عاشق سپاه A Political blog About Islamic Revolution Reguards

تفاوت های بنیادین ادوارد اسنودن و جولیان آسانژ
ساعت ۱٠:۱٤ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢۱ بهمن ۱۳٩٢   کلمات کلیدی:

وقتی مجموعه اخبار مرتبط با مباحث امنیت راهبردی در فناوری اطلاعات و ارتباطات و موضوعی که جدیدا در این فضا در رابط با افشاگریهای کارمند سابق سازمان جاسوسی آمریکا و پیمانکار سابق سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا یعنی ادوارد اسنودن مطرح است را مرور می کنم، چند نکته به ذهنم می رسد :

نکته اول آنکه مشخص است ، تهدیدات زیرساختی و بنیادین و راهبردی امنیتی که می تواند منافع افراد و منافع ملی کشورها را مورد تهدید قرار دهد، نه اقدامات منفرد و شخصی، بلکه اقدامات سازماندهی شده و تروریزم سایبرنتیک و الکترونیک دولتی بزرگی است که بدون همکاری شرکتهای بزرگ خصوصی و نیمه دولتی فناوری اطلاعات و ارتباطات جهانی همچون گوگل ، اپل، مایکروسافت، یاهو،  و نمونه های کوچکتر مانند فیسبوک و مانند آن در حوزه ابزارهای سمت کاربر نرم افزاری و سخت افزاری فناوری اطلاعات و شرکتهایی همچون سیسکو، زیمنس، نوکیا، آلکاتل، ان ئی سی ، سامسونگ و امثال آنها در ابزارهای زیرساختی نرم افزاری  زیرساخت شبکه ، صورت نخواهند یافت.

بدون تردید آنچه ادوارد اسنودن افشا کرده است، البته از نظر منطقی موضوعاتی بوده که قبلاً متخصصین فاوای داخلی بارها بر آنها تاکید داشتند. اسنودن فقط استفاده و به فعلیت درآمدن ظرفیتهای حققی داخلی قانونی در آمریکا علیه منافع مردم آمریکا  مردم جهان توسط نهادهای حاکمیتی آمریکا را "علنی" ساخته است. زیرا کشورها و شرکتهای بزرگ و فعالان صنایع راهبردی فناوری اطلاعات کاملاً از وقوع آن با خبر هم بودند و البته سیاسیون نیز از این اخبار مطلع بودند. برای همین، واکنش سران کشورهایی که باصطلاح مورد هدف جاسوسیهای دیجیتال آمریکا بوده اند تا به این حد کنترل شده  و در چهارچوبهایی محدود قرار گرفت. علت دیگر در محدود بودن این انشها را می توان به "شراکت" آنها در همین مسئله و اشتغال آنها به همین اقدامات علیه مردم خودشان و سایر شهروندان جهان اشاره نمود. زیرا این شراکت موجب آن است که آمریکا می تواند به سادگی اقدامات همین کشورها را افشا و فشارهای جدی علیه آنها در افکار عمومی ایجاد کند.

از گذشته بحث شبه اشلون در دنیای مباحث امنیت فناوری اطلاعات مطرح بوده و هالیوود به عنوان بازوی مجری پیستهای عملیات رانی و فرهنگی اقدامات راهبردی صهیونیزم بین الملل وظائف خود در قبال این پروژه ها در داستانی و تخلیلی جلوه دادن آن را به خوبی مرتکب شده و غرب نیز از این فضاسازیها حداکثر بهره برداری را بعمل آورده است.

مسئله بعدی که در این فکرکردنها به ذهنم رسید، تفاوت ماهوی بین ماجرای جلیان آسانژ و ادوارد اسنودن است. بنظر من، ماجرای جولیان آسانژ یک افای کنترل شده و با برنامه ریزی راهبردی است و ماجرای اسنودن یک افشای کنترل نشده . آمریکا تلاش زیادی را برای جلوگیری از امتداد اقدامات اسنودن صورت داد و چون حوزه نفوذ او در این مسئله بدلیل حضور روسیه در این میدان بسیار محدود شده بود، قدرت مانور کمی داش  هنوز رزی نیست که حاشیه و مسئله جدیدی در این رابطه خودنمایی نکند که من مسئله شنود مکالمات معاون وزیر امورخارجه آمریکا با سفیر این کشور در اکراین را در همین چهارچوب تفسیر می کنم .

اما آسانژ شخصیتی است که خود غرب دائما به ول گشتن و تبلیغ شدن او علاقمند است  بسیار دوست دارد تا افراد را به آنچه که به اسناد اسنودن و ویکی لیکس مشهور است سوق دهد. جالب آنکه در اسناد اسنودن حتا در رابطه با حسین درخشان نیز مطالبی مندرج شده است که با سمت و سوی استکبار در ماجرای حسین درخشان انطباق جالبی دارد.

بنظرم باید ماجرای اسنودن و آسانژ به خوبی مورد مطالعه قرار بگیرد  ابعاد آن به دقت مورد بحث و تبادل نظر باشد.


 
 
 
تبلیغ ویـژه