الله اکبر ، خامنه ای رهبر :: وبلاگ پاسداران ::

یک وبلاگ سیاسی از یک مهندس جوان وزارت دفاع عاشق سپاه A Political blog About Islamic Revolution Reguards

در مورد خواننده هیپ هاپ ، یاس یا همان یاسر بختیاری
ساعت ٦:٤٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۳ بهمن ۱۳٩٢   کلمات کلیدی:

مدتی پیش طی مطلبی با عنوان در مورد خواننده ی هیپ هاپ ، یاسر بختیاری معروف به یاس، مطالبی را در مورد عملکرد این جوان نوشتم . خیلی دلم می خواست تا زودتر ادامه ای بر آن بنویسم و ابعاد دیگری از ماجرا و پیوند این جریانات با آلودگیهای فرهنگی و اجتماعی و پشت پرده های داخلی و خارجی آن را مطرح کنم. اما مطرح شدن موضوعات مختلف سیاسی فرهنگی اجتماعی اقتصادی این موضوع را متاسفانه از اولویت خارج می کرد.

من در آن مطلب این زاویه را مورد نظر قرار داده بودم که شبکه حامیان جریانات موسیقی غیرمجاز کشور یکی است و فرقی بین آنها که ادعای موسیقی اجتماعی ندارند و افرادی که ادعای کمرنگی پیرامون فعالیت در حوزه اجتماعی دارند -مانند همین یاسر بختیاری- وجود ندارد .اثبات آن هم بسیار ساده است، می توانید با رجوع به پایگاههای مبتذل و غیرمجاز موجود در کشور فایلهای مختلف موسیقی هریک از این خوانندگان مجرم را دریافت کنید و فرقی نمی کند که کدام خواننده در کدام سبک ادعای طرح چه مضامینی را دارد. همچنین قرارگرفتن این محتوا از طریق شبکه های ماهواره ای و پرداخته شدن به آنها توسط جریانات قوی اقتصادی و رسانه ای و سیاسی ضد انقلاب خارج از کشور به شکل یکسان نیز از همین امر نشات می گیرد.

زاویه ی دیگری که به آن پرداخته شد ، نقد تصورهای ادعاشده در مورد یاس یا همان آقای یاسر بختیاری بود که احتمالا ذهن بسیاری از طرفداران او را آلوده کرده است. آناه وی را یک فعال اجتماعی فرض می کنند نه یک خواننده موسیقی که به دنبال شهرت و کسب در آمد است. اما حقیقت چیست؟ با مرور یک مصاحبه ی انجام شده با وی که اتفاقا توسط یک شبکه زیرزمینی حامی همین تولیدکنندگان و فعالان موسیقی مبتذل و غیرمجاز انجام شده مشخص می شود که خود وی با صراحت لفظ و لهجه نظر دیگری دارد و تصور وی از موسیقی محیطی برای کسب درآمد و شهرت است و وی نه تنها با با موسیقیهای بزن و بکوبی و اصطلاحا عاشققانه خواندن مشکلی ندارد بلکه علت خواندن متنهای باصطلاح اجتماعی آن است که این متن ها با صدای وی تناسب بیشتری دارد و وی در آرزوی آن است که بتواند از موسیقی کسب درآمد کند !!

این مطلب واکنشهایی داشت که ذیل آن قابل مشاهده است. اما چند روز پیش، مدیر یک وبلاگ که خود را از طرفداران وی می داند، به وبلاگ من آمده و کامنتهای عجیبی برای من گذارد. وی در این کامنتها ادعاهایی مطرح کرد :

 

 وی ابتدا با ادبیاتی به ظاهر متمدن؛ کامنتی امضاء شده از خود بجا گذارد و پس از 7 ساعت بعد، با بررسی و مشاهده اینکه کامنت اولش منتشر نشده، اقدام به درج کامنت دیگری با ادبیاتی صریح و مهاجم و ترکیبی از دروغگویی، درگیری و فحاشی کرد.

البته یکی بودن IP نشان می داد که این فرد همان نفر است. اما تلاش شده بود تصور شود که این متن را دو نفر نوشته است. برای همین در متن اول بصراحت خود را صاحب کلوپ طرفداراین یاس معرفی کرد و در کامنت دوم ادعا کرد من نه طرفدار یاس هستم و نه مخالفش ! در این مرحله ابتدا آدرس مورد اشاره را بررسی کردم و مشخص شد واقعا وبلاگی با این آدرس وجود دارد.

براساس سیاست محتوایی وبلاگم اجازه تایید کامنت تبلیغی او را به خودم ندادم . فقط کامنت بدون آذزس را تایید کرده و نظرم را ذیل آن نوشتم . به وبلاگ مذکور مراجعه کرده و ذیل مطلب شماره 174 نظرات خود را فکر کنم در دو یا سه کامنت درج کردم .

وی از تایید کامنت های من خودداری کرد و فقط به وبلاگ من دوباره مراجعه و ضمن آنکه مجددا یک کامنت امضا شده با ادبیاتی دوباره به ظاهر متمدن از خود به جا گذارد، سعی در توجیه حیله ی زشت خود در جعل عنوان و مخاطب سازی کرده، کامنت دیگری بدون امصاء مانند همان کامنت قبلی گذارده و اینگونه ادعا کرد :

فکر نمی کنم که، بیشتر از این وقت گذاردن برای یک وبلاگ نویس که عادت دارد وبلاگ خود را لایک می کند، کافیست. هرچند اگر او دست به رفتار زننده و ضد اجتماعی دیگری بزند شاید ضرورت نوشتن مطلب در مورد او لازم شود. اما باید بیشتر به سمت مطلب در مورد خود خواننده مذکور برویم. سعی می کنم در مطلب بعدی در این رابطه بنویسم.

امیدوارم با توجه به تاثیر و نفوذی که این وبلاگ در فضای وبلاگ نویسی و فرهنگی و سیاسی جامعه دارد تاثیر مثبتی برجای بگذارد. به این عناصر هم پیشنهاد می کنم کمی فکرشده تر گام بردارند و واکنشهایی متین تر و سنجیده تر از خود بروز دهند.


 
 
 
تبلیغ ویـژه