الله اکبر ، خامنه ای رهبر :: وبلاگ پاسداران ::

یک وبلاگ سیاسی از یک مهندس جوان وزارت دفاع عاشق سپاه A Political blog About Islamic Revolution Reguards

روح الله مومن نسب شبکه من و تو را له کرد
ساعت ۱۱:٢٢ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٤ اسفند ۱۳٩٢   کلمات کلیدی:

رحمت به شرف روح الله مومن نسب ! همیشه . ایندفعه اختصاصی. بگو چرا. چون برای شرکت در یک کارگاه آموزشی در حوزه فناوری اطلاعات وقت نداشتم، برای دعوت کردن از روح الله با او تماس گرفتم. گفت درست قبل از تو، کسی به اسم امید از یک شماره ناآشنای خارجی با من تماس گرفت و خود را امید از شبکه من و تو معرفی کرد. من هم به او گفتم شبکه ی شما را به رسمیت نمی شناسم . گفت من به عنوان یک ایرانی می توانم سئوالی رو از شما بپرسم ؟ گفتم بله و حرفهایش را زد ومن هم این جوابها را دارم.

به او گفتم : روح الله ، جوابهایت عالی بوده . اما نباید با آنها حرف می زدی. آنها مطمئناً صدای تو را پخش خواهند کرد. چرا که می خواهند دو تاثیر را در مخاطب خود بگذارند. تاثیر اول آن است که به مخاطبین القاء کنند که آنها بدون طرح و نقشه و آمادگی قبلی با تو گفتگو کرده اند و تو و یا هر حزب اللهی باهوش دیگری می توانید روی آنتن آنها حرف خود را بزنید. تاثیر دوم این است که ویترین رسانه ای خود را متنوع کنند واز فردا حزب اللهی ها را هم به جمع مخاطبان خود اضافه کنند. اصل مصاحبه با اینها حرکت در پازل آنهاست.

روح الله گفت من هم به آنها گفتم هیچ حقی نداری تا از این گفتگو در برنامی ی شبکه ات استفاده کنی و من فقط به عنوان گفتگوی یک ایرانی با یک ایرانی دیگر با تو گفتگو می کنم. فکر نمی کنم با این حرفهایی که من زدم و فشاری که به او از بی جوابی آمد آن را پخش کنند.

گفتم روح الله مطمئن باش پخش خواهند کرد.

و البته که ، پخش کردند. اما بقول روح الله، با حذف هشتاد درصد از محتوای گفتگوها و با پخش کردن یک گفتگوی ضبط شده، یعنی خودشان هم می دانستند که امکان گفتگوی زنده و بی تعارف و صریح با رزمنده ای مجهز به داده و حرف حساب مانند روح الله مومن نسب را ندارند.

چیزهای جالب این گفتگو زیاد بود و از جمله آن اینکه :

1- برنامه و حساب و کتابهای خود را کرده بودند و به خیال خود می توانستند روح الله را زبر منگنه قرار بدهند. اما ، خب ، دیدیم آنچه شد چقدر جالب بود. این تجربه ها تکراری است. این حضرات فکرش را هم نمی کردند که چنین بشود که شد.

2- پشت صحنه ی گفتگوی تلفنی با روح الله ، یک کار تیمی محتوایی سه نفره و یک کار رسانه ای چندین نفره وجود داشته. این به اون هی کاغذ می ده این به اون هی راهنمایی می ده عین این رینگ بوکسها هست، یکی عرقشو خوشک می کنه یکی شونه هاشو می ماله یکی زخم و زیلی هاشو پانسمون می کنه! دیدنیه !

خیلی جالب است. با یک رزمنده ی ما می خواهند در قالب کمین درگیر شوند و اینهمه آدم می آورند. اعتراف لازم نیست . همین روشن می کنند که چقدر ناتوانند. آنها در آن ور دنیا با خیال راحت و بدون ترس، نتوانستند از پس یک رزمنده ی انقلاب اسلامی که ناغافلی به او شبیخون می زنند ، بر آیند. رحمت بر شرفت حاج روح الله !

3- و، خانمها و آقایان، رونمایی می کنم ازززز، جناب مستطاب , عالیمقام ، عالیجناب، هایگ اکسلنس، میمون مضحک و جذاب دربار سلطنتی، سر کچل دوم، آقای نیریمون غیریب، آقای فیلترینگ هم حضور داشتند. بابا جوجه طلایی، چن وخته کله کچلتو ندیده بودیم دلمون تنگ شده بود یه جوری مضحکه ات کنیم عجب که با دست خودت چه بد تو تله افتادید. این رفیق بغل دستیت که دکمه چپ موس رو از راستی نمیشناسه و نمی دونسته روح الله رو با ط می نویسن یا با پ ، این مشخصه که پیشنهاد کار خود توی عمو فیلترباف روانی مشنگ بوده و می دونستی که اگه خودت بیای پشت گوشی ریسکش برای آبرو ریزی خیلی بالا میره ، ولی عجب که اینجور ضایع و شدید ماسیدید به آنتن . چقدر زیبا بود صحنه ی مات بردنهایتان .

نریمون غریب یا همون عمو فیلترباف خودمون، از بس که قبلا با امثال من کل کل کرده حتا جرات ندارند کامنت های من لای مطالبش را علنی کند. موهایش را که قبلا من ریختم . فکر می کنم سیبیلاش هم با این کتکی که روح الله با کلام شیوا و رسایش بهشان زد، بریزد .

عمو فیلترباف، نریمان غریب، nariman gharib، انگلیسی عزیز، حال داد ؟ کیف کردی ؟ بگو عزیزم بگو بگو به گور همه کس و کارت می خندی اگه دوباره همچی خبطی کنی . شانس بیارید بخاطر این گندی که به هیکل خودتان زدید بیرونتان نکنند. مگه شما روی آن وبلاگهایتان توانستید از پس ما بر بیایید که حالا روی آنتن تلویزیون ؟ جالبه . فکرش را هم نمی کرده اند که چنین برخوردی با آنها بشود.

حالا ، این شما و این ، صحنه هایی زیبا و جذاب، از کنف شدنهای مکرر اینگیلیسی ها ، از یک رزمنده ی خوش فکر و آماده به بحث . با هم می بینیم .

پی نوشت :

جالبه آچمز شدنهای نریمان اینقدر جالب بود که دوربین خود من و تو هم نمی تونست از اون غافل بمونه. خودش اگه تلفن می زد چه وضعی میشد :)) جالبه این پسره امیر به روح الله میگه ممنون که ما رو تحمل کردی ! راستش اینی که من می بینم کلی حقوق و اضافه کار باید به این سه نفر بدن که تونستن روح الله رو تحمل کنن چون پدرشان را روح الله در آورد .

میگم نریمان ، اینو همین الان اسناپ شات کردم . جالبه نه ؟ ملت هرکسی اسم تو رو سرچ می کنه باید در مورد تو از من بپرسه که چه موجودی هستی. اط خودت که نمی پرسن که. تو هرچی تونستی نشون دادی. می بینی ؟ :)) چرا نمیای جرات کنی رو در رو و صریح تو همون وبلاگت حرف بزنیم ؟ چیه داداش ؟ میترسی مث ماجرا روح الله بشی ؟ فکر می کردی روح الله از من ساده تره مثلا؟ :)) زکی اینم جوابت :))

حالا چندتا اسنپ شات دیگر برای آقا نریمان میگذارم و به او قول می دهم سند شش دانگ لفظ عموفیلترباف را نیز برای ایشان به نام بزنم :) هر وقت آدم شدی از درخت موز اومدی پایین و دیگه از بالای درخت نارگیل هم به کسی نارگیل پرت نکردی بگو یه فکری برات کنم فعلا همینیه که هست :))خوددانی :)) ابزاری را علیهت بکار می کبرم که فکر می کردی علیه روح الله بکار برده ای ! :)


 
 
 
تبلیغ ویـژه