الله اکبر ، خامنه ای رهبر :: وبلاگ پاسداران ::

یک وبلاگ سیاسی از یک مهندس جوان وزارت دفاع عاشق سپاه A Political blog About Islamic Revolution Reguards

عظمت ماجرا
ساعت ٧:۳٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۳ خرداد ۱۳۸٤   کلمات کلیدی:

بسم الله.

در عظمت ماجرا همين بس که در بی تحليلی عميق ، فرو رفته اند. توپخانه های پرتعداد جريان اصلاحات در گيجی ضربه ای که دريافت کرده مانده است. حتی شايد به بهانه ای بخواهند باز هم از حضور در وزن کشی سياسی انتخاباتی و آزمايش محبوبيت طفره بروند. باهم می ايستيم و نظاره می کنيم ...

ويراش در روز چهارشنبه :

چهل و هشت ساعت پس از حکم حکومتی مقام معظم رهبری خطاب به شورای نگهبان در خصوص تجديد نظر در اعلام صلاحيت مصطفی معين و يکی ديگر از کانديداهای اصلاح !طلب ، درگيری در جريان سياسی موصوف به سرحد خود رسيده است .

عده ای از سياسيون اين جريان ، سعی دارند تا با غير حکومتی توصيف کردن حکم مقام معظم رهبری ، از زير سنگينی اين حکم فرار کرده و تبعاتی که حضور آنها در انتخابات عليه تزها و منش و خط عمکرد خود آنها خواهد داشت را کاهش دهند. اين دسته از سياسيون ، با اتخاذ اين زاويه، قطعا به شدت و بزرگی اثر اين حکم دامن می زنند چرا که غيرقابل تحمل بودن اثرات آن را به نمايش گذاشته اند. اين جمع ، در خصوص آنکه در صورتيکه اين حکم ، حکومتی نيست ، چگونه می تواند در مسير انتخابات ، بدون عبور از احکام صريح موجود در قانون اساسی و قانون انتخابات ، منجر به حضور کانديد جريان موصوف در انتخابات گردد پاسخی نداشته  و فراموش نموده اند ، که مجری حکم ( شورای نگهبان ) خود حافظ قانون اساسی و رهبر نيز ، محافظ چهارچوب نظام است و در مواضع و سبک عمل اين دو بخش از حاکميت ، تاکنون تخلف از چهارچوب های قانونی موجود نظام ج.ا.ا مشاهده نشده است. تاجايی که جريانات ساختار شکن نيز ، بر قانونی بودن اقدامات حاکميت تاکيد کرده و صرفا بر ضرورت :تغيير اين قوانين : پافشاری دارند.

در مقابل اين جمع ، بخشی ديگر از جريان اصلاح ! طلبی نيز ، با تاکيد بر حکومتی بودن حکم موصوف ، تلاش دارند تا با جلوگيری از حضور جريان مطبوع خود در وزن کشی سياسی ، موضوع را به : ضرورت عمل جريان اصلاح طلب به مشی گذشته ؟! در رد احکام حکومتی : برای جلوگيری از يک پارادايم سياسی تغيير جهت دهند! هرچند اين راهکار يعنی - عدم حضور در انتخابات - نيز برای اين جريانات بسيار پرهزينه خواهد بود ،‌ ليکن خود موجب ابهامات ديگری برای هواداران پيرامونی اين جريان سياسی می گردد که از جمله آن ، استفاده مکرر اين جريان در برهه های گوناگون ، از اثرات حکم حکومتی به نفع خويش است.

نمونه های متعدد آن را می توان به بخشش زندان عبدالله نوری با درخواست عفو از سوی وی ، قطع بازداشت اوليه کرباسچی با نامه خاتمی خطاب به رهبری قبل از شروع محاکمات رسمی در انتهای سال ۷۶ ، قطع زندان کرباسچی پس از محکوميت با درخواست رسمی عفو و اعتراف به کليه تخلفات ارتکابی طی عفونامه از سوی وی ، حضور جريان اصلاح طلب در مجلس ، با حکم حکومتی رهبری به شورای نگهبان قانون اساسی در خصوص تاييد وضعيت انتخابات مجلسس ششم تهران و عدم ادامه سير بازنگری و بازشماری صندوقها ، حکم حکومتی رهبر معظم انقلاب در خصوص شيوه ء بررسی صلاحيت داوطلبان دوره هفتم مجلس شورای اسلامی که در آن ، بر قرارگفتن پايه بررسی ها از زمان مجلس ششم تازمان بررسی ها و همچنين عدم توجه به عدم التزام به ولايت فقيه در بررسی های شورای نگهبان تکيه شده بود و ... می توان نام برد.

در چنين وضعيتی ، جريان اصلاح طلبی ، تا حد نهايت ، خود درگير بهره مندی از اثرات و نتايج اختيارات ويژه ولی فقيه است و نمی تواند به بهانه : غيرموجه: بودن حکم حکومتی ، از حضور در انتخابات طفره رود .

مسئله بزرگتری که جريان اصلاح!طلبی درگير آنست ، اثرات سوء پروژه طفره روی از شرکت در آزمايش انتخابات است. که می تواند اثرات بسيار صريح و روشنی را همچون مجلس هفتم در عدم انتخاب سايرکانديداهای اصلاح طلب از سوی مردم ، برای آنان بدنبال داشته باشد. چرا که نتيجه مستقيم اين اقدام ، روشن شدن بی وزنی مطلق سياسی اين جريان در نزد افکار عمومی و پايان فوری حضور اين تز فکری در صحنه سياسی ج.ا.ا است.
اين حريان که هيچگاه به سئوالات اساسی در خصوص علت عدم انتخاب ساير کانديداهای جريان اصلاح!طلب توسط مردم در واکنش به رد صلاحيت عناصری از جريان مذکور در جريان انتخابات مجلس هفتم پاسخ نداده و نيز نتوانسته است علل و زمينه های کاهش پله کانی مشارکت مردمی در دوران حضور اين جريان در مصادر امور ، و افزايش مجدد و از نوی پله کانی مشارکت مردمی پس از انتخابات شورای شهر دوم و همچنين تکرار انتخاب عناصر اصولگرا پس از شورای شهر در مجلس را مطابق با تزها و نئوريهای مطبوع خود توجيه نمايد ، اين بار نيز نخواهد توانست بدون پرداخت هزينه های گسترده سياسی که خود به خود همانند اهرمی منجر به حذف هرچه سريعتر و سير قهقراييی باقيمانده مقبوليت مردمی خود می گردد از کنار اين پرسشها عبور نمايد.

حقيقتا ، جريانات مختلف سياسی ، حضور رهبری مدير و مقتدر را در عرصه سياست شاهدند که با کمک اختيارات الهی و قانونی خود ، کشتی صحنه کشورداری را بسمت ساحل آرامش ، هدايت نموده است. سلف صالح رسول خدا ، و جانبازی از خيل جانبازان انقلاب اسلامی و ايثارگری از صف رزمندگان هشتسال جهاد وشهادت .

آرامش سياسی ، دورنمای حرکت جريانات اصولگرا ، و تلاطم و تموج ، دورنمای وضعيت جبهه اصلاح!طلبی است . آنچه در پيش است ، ابتر بودن هشتسال توطئه و فريب و پايانی بر پوپوليزم و عوامفريبی سياسی است.

و ...

بازنگری :

بسمه تعالي
محضر مبارك رهبر معظم انقلاب اسلامي، حضرت آيت‌الله خامنه اي مدظله‌العالي
با سلام و تحيت

چنانكه مستحضريد شوراي محترم نگهبان اسامي شش تن از نامزدان انتخابات رياست جمهوري را كه صلاحيتشان به تاييد آن شورا رسيده اعلام كرده است. اگر چه شوراي نگهبان همواره سعي داشته وظيفه خطير خود را بر اساس موازين شرعي و قانوني به انجام رساند، لكن گهگاه بر اساس رهنمودهاي برخاسته از مصلحت انديشي حضرتعالي در تصميم خود تجديدنظر كرده است.
اينك استدعا آن است در مورد اخير نيز چنانكه تجديدنظر در اين امر را به مصلحت و مايه تقويت مشاركت عمومي بيشتر، كه مخصوصاً مورد عنايت حضرتعالي در انتخابات رياست جمهوري بوده، ‌مي‌دانيد، شوراي محترم نگهبان را به توسيع دايره نامزدهاي واجد صلاحيت، دلالت فرمائيد.

والامراليكم
غلامعلي حداد عادل، رئيس مجلس شوراي اسلامي

بسمه تعالی
آيت الله جناب آقاي جنتي دبير محترم شوراي نگهبان دامه بركاته

با سلام و تحيت و تشكر از خدمات آن شوراي محترم در تلاش براي احراز صلاحيت داوطلبان رياست جمهوري اسلامي دوره نهم و با رعايت موازين قانوني در اين امر، از آنجا كه مطلوب آن است كه همه‌ي افراد كشور، از صاحبان سلايق گوناگون سياسي فرصت و مجال حضور در آزمايش بزرگ انتخابات را بيابند، لذا به نظر مي رسد نسبت به اعلام صلاحيت آقايان دكتر مصطفي معين و مهندس مهرعليزاده تجديد نظر صورت گيرد.

والسلام عليكم

سيدعلي خامنه‌ای

***

الپر سالم است. خب الحمد لله . اينقدر جريان اصلاح طلب چوپان دروغگو شده که خدا شاهد است اگر چيزی اش می شد آماده بودم بشنوم بگويند آقا الپر را ترور کردند !! اين ازاين . اما ..

محمد رضا آغاسی - شاعر معاصر و متعهد که آثار متعددی در حوزه ادبیات عاشورایی و اهلبیت ( ع ) سرود ، سرانجام دعوت حق را لبیک گفت .
این شاعر و نغمه سرای شناخته شده دفاع مقدس و ادبیات عاشورایی ، چند هفته در بیمارستان بهارلوی تهران بستری بود ، علت بستری شدن وی بیماری قلبی و عارضه تنفسی عنوان شده بود .

وی چندی پیش از کم توجهی مسئولان فرهنگی نسبت به اهل قلم و رفع مشکلات جامعه ادبی ایران انتقاد کرده بود . این ضایعه را به دوستداران قلم و ادب و دلسوزان ادبیات متعهد تسلیت می گوييم .


محمدرضا آغاسى در ۲۴ فروردين سال ۱۳۳۸ در تهران متولد شد. وى كه به علت اختلاف نظر با معلمان و مسؤولان مراكز آموزشى خود نتوانست ادامه تحصيل بدهد به دنياى شعر و مداحى روى آورد. آغاسى علاوه بر سرايش شعرى در وصف مقام معظم رهبرى اشعارى در حوزه مذهب و دفاع مقدس سروده است.

مراسم تشييع پيكر محمدرضا آغاسى به گفته يكى از اعضاى خانواده وى از مقابل قرارگاه لشگر ۲۷ سپاه پاسداران انقلاب اسلامى، پنجشنبه پنج خرداد ساعت ۸ صبح خواهد بود.

دل همه را به درد آوردی حاج محمدرضا با هجرانت .

همه در تشييع جنازه پاکت خواهيم بود. انشاء الله . قرار همه ما ، فردا صبح ، پنج شنبه مقابل لشکر ۲۷ محمد رسول الله .

مصاحبه با حاج محمدرضا آقاسی، ‌به نقل از وبلاگ حاج حميد :

بالاخره پس از گذشت چند وقت از دريافت سوالات دوستان عزيز ، بالاخره به لطف خدا   مصاحبه با شاعر بسيجي. سرآينده مثنوي شيعه جناب آقاي حاج محمد رضا آقاسي را در روز جمعه 29/3/83 در منزل ايشان و در فضائي بسيار دوستانه و صميمانه باتفاق يكي از دوستان انجام داديم. اما متاسفانه بدليل مشغله زياد بنده ، كار پياده كردن متن نوار مصاحبه و ويرايش و تايپ آن تا به امروز طول كشيد كه از بابت تاخيري كه در اين مدت صورت گرفت از محضر مبارك همه دوستان عذر خواهي مي كنم . خوب الوعده وفا.  اين هم مشروح مصاحبه با جناب آقاي حاج محمد رضا آقاسي كه بدليل طولاني بودن در دو قسمت تقديم مي گردد . اميدوارم مقبول دوستان واقع گردد. ضمنا هرگونه برداشت و استفاده از متن مصاحبه با ذكر منبع بلامانع مي باشد...
با تشكر _ حاج حميد 

بسمه تعالی

ضمن معرفي خودتان  لطفا مختصري از زندگيتان را بيان بفرمائيد

بسم الله الرحمن الرحيم من محمد رضا آقاسي فرزند ششم ، پسر چهارم كه در 24 فروردين 1338 در يك خانواده مذهبي در تهران به دنيا آمدم پدرم در بازار تهران مغازه كبابي داشت . آخرين مدرك تحصيلي من  سوم راهنمايي ست . دو سال هم در هنرستان تجسمي پسران درس خواندم اما از بس با ناظم و اساتيد آنجا اختلاف نظر داشتم  در سن 16 و 17 سالگي موجب اين شد دو سال ما را مردود و سپس اخراج كنند.

 

شما سرودن شعر را از چند سالگي آغاز كرديد وچگونه متوجه چنين استعدادي در خود شديد؟

دو تا از برادر هاي  بزرگتر از من بنام هاي محمد حسن و محمد مهدي در مسائل شعر قبل از من كار مي كردند و خواه نا خواه اين مطلب در منزل ما بود شاهنامه خواني يا حافظ خواني و يا تذكرة الاوليا خواني برادرم محمد حسن و نيز چون مادرم هم مداح اهل بيت بود و عمدتا ديوان جوهري رايا بعضي از اشعار صغير اصفهاني و امثال اينها را در منزل مي خواند تا حفظ شود و تا در مجالسي كه ميرود بتواند به راحتي و با  تسلط اداره كنه . به همين دليل صداي شعر هميشه در گوش ما زمزمه مي شد و آشنايي من با حافظ شايد از سال 50 به بعد يعني در سن 12و13 سالگي بود اما تقريبا سال 51 و52 اولين كلمه ها رو من بهم مي بافتم . تا به مرور زمان كم كم شروع كرديم با همان سن كم وبا همان ديدگاههاي آن زمان قبل از انقلاب خودمان ، كلمه هايي را سر هم مي كرديم. همچنين من قبل از انقلاب اسلامي (سالهاي 55 و 56) به بعضي از انجمن هاي ادبي آن زمان مي رفتم و هم اشعار شعرا مي شنيدم و هم نوشته هاي خودمان را كه فكر مي كرديم شعر هست مي خوانديم.وبه نوعي خودمان را محك ميزديم وبعضي وقتها شعرها نقد مي شد و يواش يواش رسيديم تا آنجا كه بعد از انقلاب از محضر بعضي از دوستان و اساتيد خوب همچون استاد مهرداد اوستا و استاد يوسف ميرشكاك درسها گرفتيم و تا به اينجا رسيديم

 

اولين شعري كه سروديد را بخاطر داريد؟

اولين شعر يا اولين بافته اين با هم فرق مي كنه. آن چيزي كه مورد نظر هست اگر شعر باشه ؟ من هنوز خودم اين چيزهايي كه مردم ميگن شعر هست شعر نميدانم.اگر مسئله اولين كلام بافته شده باشه ؟ فرق مي كنه و لي خوب. در آن اوايل كارهايي كه بوده در حد شعر نبوده و نيست و من الان شعرهايي كه در جاهاي مختلف مي خوانم عمدتاٌ از سال 1368 به بعد سروده شده . يعني آن سابقه 16 و 17 سال قبلش را من بعنوان شعر قبول ندارم.

 

براي بيان يك شعر چه حالاتي بايد رخ دهد تا آن اشعار بر ذهن جاري شود؟

اصولاٌ هنر آينه روح انسان است و در حالت عادي چيزي به وقوع نخواهد پيوست. مگر اينكه شادي يا غمي مضاعف از حالت اوليه انسان ، براي انسان پيش بياد. اگر شما يك حوض را در نظر بگيريد اين در حالت عادي هيچ موجي نداره ولي اگر يك ريگ داخل اين حوض بيندازيد يك موج در داخل حوض ايجاد ميشه واين ريگ هر چه درشت تر باشه و به سنگي بزرگ برسه يقيناٌ امواجي كه  در اين حوض بوجود مياد خيلي بزرگتر و قوي تر خواهد بود. و اگر اين سنگ هرچه سنگين تر و با شدت بيشتري با اين حوض برخورد كنه چه بسا كه آبهايي را از اين حوض بيرون بريزه . لذا به نظر من هنر كلاٌ همچنين حالتي مي تونه باشه كه از انسان بيرون بريزه . اين طور نيست كه در حالت عادي انسان قلم به دست بگيره و هر چي كه بناست به عنوان هنر و شعر يا خوشنويسي و يا . . . ايجاد كنه. بلكه بايد دريك حالت بخصوصي قرار بگيري تا اين حالت رخ دهد  بايد يك ضربه اي صورت بگيره . مثل كوه ، كوه خود بخود صدا نمي كنه اگر صدايي در كوه پخش بشه انعكاس آن را مي شنوي و هر چي اين قوي تر باشه آن انعكاس قويتره. و هر چه دل انسان با اون موضوعي كه مي خواد مطرح كنه صميمي تر باشه يقيناٌ كارش خيلي شيرين تر  و قشنگ تر خواهدبود. چه در شادي چه درغم ، چه در حماسه چه در درام و چه چيزهاي مختلف.

 

شما  هر موقع كه اراده كنيد مي توانيد شعر بگويد يا اينكه بايد در يك ايام و حالات خاصي قرار بگيريد ؟

من الان خيلي سال است كه ارادي شعر نمي گم. يعني امشب بشينم و براي فردا كه يك روز بخصوص يا مناسبتي خاص هست شعر بگم. نه عرض كردم سالهاي زياديست كه ديگه ارادي كار نمي كنم به قول اهل شعر كوشش كار نمي كنم. اگر چيزي جوشيد و آمد بيرون كه آمد اگر هم نيامد كه نيامد . چون بنا به كميت كار نيست در هنر. بنا بر كيفيت كار  است و كيفيت آن زماني در كار انسان هست كه آن درون انسان به آن مطلبي كه مي خواهد عنوان بشه احساسات دروني گرايشهاي بيشتري داشته باشه.

 

شما با مثنوي بلند شيعه در جامعه ما شناخته شديد. يعني هر جا كه نام حاج محمد رضا آقاسي مياد شعر شيعه درذهن تداعي ميشه. خيلي علاقه منديم قدري درباره آن شعر بفرمائيد و اينكه چه حالاتي رخ داد كه چنين مثنويي را بسرآئيد و كلا مثنوي شيعه چند بيت است؟

البته شعر وعشق يكيه. اينكه چگونه شد كه عاشق معشوق شدي را نتواني بگي. چه شد كه مجنون شيفته ليلي شد را نتوان كلماتي يافت تا عنوان كرد. فقط مي تونم بگم عنايت اهل بيت (ع) است. من خودم هم الان حقيقتا تا كنون ابيات اين مثنوي را نشمردم .ابياتش چقدر است 500 بيت؟600 بيت؟ 700 بيت؟ است دقيقا نميدانم.از سال 1368 تا كنون هنوز كه هنوزه پرانتزش را نبستم چون كه پرانتزش را من باز نكردم كه حالا بخوام پرانتز اين طرف رو ببندم .خود اهل بيت عنايت كردن و تا آخر عمر هم ادامه خواهد داشت.

 

در وادي شاعري برخي ابيات بر دل سرآينده شعر مي شينه شما از بين اشعارتان آن شعري كه به خيلي به دلتان نشسته كدام بيت و شعر بوده؟

هنر فرزند روح انسانه . و يك هنرمند همه بچه هايش را دوست داره باز بستگي داره كدوم فرزند شما بيشتر به شما محبت كرده باشه. يقينا گرايشات به آن مطلب بيشتر خواهد شد و خوب يقينا هر جائي كه ذكر علي (ع) و آل علي (ع) ، ذكر آقا حضرت ولي عصر(عج) ذكر حضرت زهرا (س) ذكر آقا امام حسين (ع) باشه يقينا دل بيشتر آرامش مي گيرد و دل بيشتر به اون سمت گرايش پيدا مي كنه . اما واقعا مشكله كه در بين مثلا يكي دو هزار بيت من يك بيت را بخوام بگم اين از همه بهتره. مثلا شما يك وقت به گل فروشي ميريد سه رقم گل داره يك رقمش را راحت تر مي توني انتخاب كني  اما يك موقع به گل فروشي ميري پنج هزار نوع گل داره انتخاب يك گل از اين پنج هزار مدل گل خيلي مشكله. من همه گلها رو دوست دارم.

 

شما هنگام اجراي برنامه كلا اشعارتان را ازحفظ قرائت وبا يك شور و حرارتي برگزار مي كنيد . بفرمائيد هنگام اجراي مراسم چگونه آن را اداره مي كنيد.؟

حافظ فرمود : تكيه بر تقوا و دانش در طريقت كافريست  ..... راهرو گر صد هنر دارد توكل بايدش  اول توكل برالله توسل به اهل بيت و اذن گرفتن از خداوند و آقا رسول الله (ص) و آقا امير المومنين (ع) سلام برخانم فاطمه (س) وسلام به آقا امام زمان (عج) و توسل خاص به خانم زينب (س)

 

شما ديوان اشعار داريد؟

من هنوز مجموعه چاپ نكردم انشالله اگه مولا اميرالمومنين (ع) اجازه بدهند. چشم  .

 

شما در بين شعرا گذشته و معاصر با شعرهايتان با كدام يك از آنها ارتباط برقرار و از آنها در سرودهايتان تبعيت مي كنيد؟

من شاعر اولم خواجه حافظ شيرازي رحمةالله عليه هست و اين نفي ديگر شعراي گذشته نيست بلكه به حافظ بيشتر گرايش دارم و بنوعي آرامش بيشتري به من ميدهد. اما در كنار حافظ ، حكيم ابوالقاسم فردوسي ، نظامي گنجوي، صائب تبريزي ، مولوي و امان ساماني . چون هر كدام به نوعي خصوصيت هاي خاص خود ولطافتهاي به خصوصي دارند و از معاصرين هم ،من اكثر كارهايي كه از شعراي معاصر هست مطالعه كردم و به همه رفقا هم كه سوال مي كنند ميگم بخونيد چه آنهايي كه بعنوان شاعر انقلاب معرفي شدند و چه آنهايي كه شاعر انقلاب نيستند در هر صورت بايد تكنيك ها را بايد فرا گرفت تا بتوانيم با تاكتيك خودمان حرفمان را واضح تر و قشنگ تر به خواننده و شنونده منتقل كرد.

 

شما با انجمن شعرا مرتبط و عضو مي باشيد؟

من خوشبختانه يا متاسفانه من فرصتي ندارم در انجمن هاي مختلف شركت كنم . قبلا خيلي از اين انجمن ها رفتم. بعضي ازانجمن هايي بوده كه چيزهايي داشته كه به معلومات و معارف من اضافه كنه . و بعضي ها هم بوده كه انجمن ادبي نبوده در حقيقت بنوعي ميشه گفت يك وقت گذراني و دور هم نشيني و گپ و گفتگو بوده.

 

آيا تاكنون براي شما اتفاق افتاده كه در حين برگزاري مراسم اشعاري كه مي خواستيد بخوانيد فراموش كرده باشيد ؟ در آن هنگام چه كرديد؟

بله به ندرت اتفاق افتاده كه با توسل به آقا امام زمان (عج) جمع و جور ش كردم.

 

شما براي اجراي مراسم به خارج از كشور دعوت شده ايد؟ اگر خاطره اي از اين سفرها داريد بفرمائيد

بله من تاكنون پنج كشور اروپايي ( انگلستان ، سوئد ، دانمارك ، آْلمان و دانمارك) و چند كشور آسيايي (امارات ، بحرين ، ژاپن ، لبنان ، سوريه و عربستان و عراق كه سه كشور اخيربراي زيارت رفته بودم كه برايم برنامه گذاشتن )براي اجراي مراسم رفتم .كه در اين برنامه ها بغير از هموطن هاي ايراني افراد ديگري با مليت هاي ديگر حضور داشتند . يكي از خاطرات من در اين سفرهاي خارجي . برنامه اي بود كه در سال 1378 در روز ميلاد آقا امام زمان (عج) در سوئد برنامه اي داشتم براي ايرانيهايي كه ساليان سال از كشور دور بودند. نيمه شعبان بود و اشعاري خواندم و در انتهاي برنامه نيم ساعت اولم رفتم عرض ادبي خدمت خانم حضرت معصومه (س) و بعدش عرض ادب پيشگاه آقا علي بن موسي الرضا (ع) داشتم. زماني كه اين اشعار را مي خواندم ميدوني مي خوام چيكار كنم ** ميدوني مي خوام كجا برم  -- مي خوام براي كفترا  يه خورده گندم ببرم ** اونجا كه گنبدش طلاست  ** با كفتراش پر بزنم ... جماعت ديگه صداي ناله هاشان بلند شد. دلهايي كه چندين سال به دلايل مختلفي از ايران دور بودند . و مجلس يه حال و هواي خوب و باحالي پيدا كرده بود . از اين قبيل خاطرات زياد هست كه براي من بسيار شيرين است.

 

اگه يکي بخواد مثل شما يا ساير شعرا شعر بگه بايد چه چيزي رو در خودش تقويت كنه. اصلا بايد چکار کنه. آيا کسي که اصلا ذوق شعر گويي ندارد ميتواند روزي شعر بگويد؟؟ فرقي نمي کنه چه جور شعري. حالا يا متن هاي خيلي زيبا يا شعر نو يا ....؟

قريحه شعر و هنر مثل غرايز ديگر درانسان هست مثل خشم ، غضب ، محبت ، گريه ، خنده .. بستگي دارد كه چه غريزه اي در انسان تحريك بشه و به ثمر بشيند. ولي يه وقت انساني هست كه با يك لطيفه خندش شروع ميشه اما انساني هست كه با ده تا لطيفه لبخندش را تحريك نمي كنه و در مسائل غصب و محبت و .... هم وجود دارد. شعر هم چيزي جداي از غرايز انساني نيست. در همه هست فقط بستگي به اين دارد كي برانگيخته شود.

 

حد شعر در باب اغراق چقدر است؟

اغراق در شعر بينهايت است.

 

چرا شما ديگه شعرهايتان توسط مداحاني مثل آهنگران خونده نمي شه؟

اين سوال را مي بايست از خود آقاي آهنگران و ديگر مداحان پرسيد

 

چرا نسبت به سالهای پيش کم کار شده ايد . مقصودم حضور در گردهمايی ها و شعرخوانی ها و صدا وسيماست. ديگر اينکه به کدام شعرا از ميان معاصرين علاقه دارند؟

من كم كار نشدم . منتهي من در صدا وسيما كاره اي نيستم كه بخوام براي خودم در صدا و سيما برنامه بگذارم. اين بستگي به عوامل صدا و سيما داره. به مديران شيكه ها و به مديران پخش و تهيه كننده هاي صدا و سيما و برنامه هاي صدا و سيما دارد. هر وقتي كه گفتند در حد توانمان فرصت كرديم در خدمتشان بوديم آن هم به عشق مردم. و اما در ميان شعراي معاصر بنده عشق و علاقه ام به استادم يوسف علي ميرشكاك بيشتر از دوستان ديگر است.

 

اگر قرار باشه روزي ديگه شعر نگوئيد چه خواهيد كرد؟

اگر قرار باشه شعر نگم يقينا سينه خاك خواهم خوابيد .

 

شما خيلي سيگار مي كشيد و اين كثرت استعمال سيگاراين شائبه را ايجاد مي كند كه شما اعتياد به مواد مخدر داريد. در اين باره بصورت شفاف براي خوانندگان توضيح بفرمائيد

آيا بعضي از عرفا و علماي حال حاضر ما كه سيگار به سيگار مي كشيدند اينها هم معتاد بودند؟ آيا فقط سيگار دليل بر اينه كه هر كسي سيگار بيشتر كشيد حتماٌ معتاد تره ؟ بنده جز سيگار به هيچ چيزي ديگه اي اعتياد ندارم.

 

برخي افراد با توجه به ظاهرتان از شما بعنوان صوفي (درويش) ياد مي كنند. نظرتان در اين زمينه چيه؟

درميان لجه خون ماهيم  ... يا علي درويش روح اللهيم.

 

بعضي دوستان مطرح مي كنند كه شاعر اهل بيت بايد ظاهري ساده و در عين حال معنوي داشته باشه شما براي ظاهر خودتان همچون موهاي بلند سيبل هاي بلند و محاسن بلند چه پاسخ و توجيهي داريد؟

والله ما اين ظاهر معنوي را نفهميديم به چه طريقي هست.ما اگه تاريخ انبيا و اوليا را نگاه كنيم اكثراٌ گيس بلند و محاسن بلند دارند و فكر نمي كنم چيزي را كه شرع مقدس اسلام نهي نكرده باشد خلاف معنويت  باشه . يعني اگر جايي هست كه مثلاٌ گيس بلند و ريش بلند خلاف شرعه و يا مثلاٌدستور پيغمبر كه مشخص كرده باشد اگر حديثي هست ما بشنويم و بدانيم ما هيچ مشكلي نداريم و كوتاه خواهيم كرد.

 

شما براي ظاهر خود به چه كسي اقتدا كرده كرده ايد؟

يا علي جان مقتداي من تويي .. فاش مي گويم خدا من تويي

در تو تصوير خدا را ديده ام .. در صدا صاحب صدا را ديده ام


 
 
 
تبلیغ ویـژه