الله اکبر ، خامنه ای رهبر :: وبلاگ پاسداران ::

یک وبلاگ سیاسی از یک مهندس جوان وزارت دفاع عاشق سپاه A Political blog About Islamic Revolution Reguards

خوب ما فعلا برگشتيم و ...
ساعت ٤:٢٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٦ امرداد ۱۳۸٤   کلمات کلیدی:

بسم الله .

برگشتيم از سفر اما چون نتيجه سفر قبلی فوق العاده مثبت بوده است فورا ژس از آنکه چهارتا کار را انجام بدهيم بايد برگرديم و البته به دو جا ديگر هم بايد برويم که بماند. فقط من مانده ام من هنوز از راه نرسيده گرد راه نريخته  وحتی هنوز دوش نگرفته اين محمدمسيح از کجا بو کشيد من اومده ام فرتی زنگ زد خونه ؟ اين به کنار جای شما خالی مصاحبه ام با همشهری در همشهری انعکاس داشته اما خودم خبر نداشتم . بخوانيد بد نيست. بعدا متن کامل حرفهايم را که به همشهری ها گفتم می نويسم .

با تشکر مجدد از خانم زهرا رفيعی خبرنگار محترم روزنامه همشهری برای انتقال سالم مطالب من

نگاهي به جايگاه، كاركردها و چشم اندازهاي وبلاگ  و وبلاگ نويسي در ايران
جوانان و فضاي مجازی

002436.jpg

چه مي خواهم بنويسم؟
ابوذر براي اولين بار در وبلاگش نوشت: «پس از مدت ها فكر كردن و بعد از اين كه موضوع را جدي ديدم و با تعدادي از بزرگان و دوستان هم مشورت كردم بالاخره خودم را راضي كردم تا در قالب وبلاگ  حضور پيدا كنم.چه مي خواهم بنويسم؟ البته حرف هاي مهمي وجود دارند. اما عمدتاً آنچه را كه در اطراف خودم ناگفته خواهم ديد مي گويم. آنچه كه از مردم و خصوصاً اهالي جامعه سايبرنتيكي پوشيده مانده است. من از ريشه ها و علل انقلاب اسلامي خواهم گفت. از اين كه امام خميني چه كسي بود و چرا و چگونه انقلاب كرد. از پهلوي ها بسيار خواهم گفت. از اين كه آنها كه بودند و حالا از جان ما چه مي خواهند. از آنچه كه نهايت آرزويم است، كسوت سبز سپاه و دوستاني از دوستانم كه در اين كسوت اند و درد دل آنها و از...»

اينها مطالبي هستند كه ابوذر در مورد خود در اولين نوشتار (Post) وبلاگش قرار داد. او در معرفي خود گفته است: «شديداً به نظام اسلامي معتقد هستم(البته مشكلات را مي بينم و انكار نمي كنم... معتقد به فرهنگي بسيجي هستم و مشتاق درك فرهنگ شهادت(اللهم ارزقنا) مواضع سياسي اصولگرايانه را مي پسندم و خودم هم از اين قماش هستم. البته عضويت در هيچ گروه سياسي مشخصي ندارم...»
فضايي به نام بلاگر
هشتمين ماه از سال ۱۹۹۹ بود كه يك شركت كوچك درسان فرانسيسكو به صورت مستقل از درون دات كام (۰com) بيرون آمده و مشغول كار شد. به وجود آورندگان اين شركت سه دوست بودند كه از طريق انجام پروژه هاي مختلف براي يك شركت بزرگتر با هم آشنا شده بودند. ارتباط آنها مجازي و ناشناس بود تا اين كه تلاش كردند فضايي را در اينترنت به دست آورند.
اين فضا نام بلاگر(blogger) را به خود گرفت و در طول دو سال توانست مسير طولاني را طي كند. به طوري كه توانست صدها هزار كاربر داشته باشد. زماني كه بودجه در نظر گرفته شده براي اين كار تمام شد، شركت گوگل (google) اين شركت كوچك ولي پركار را خريد و بدين وسيله امكاني فراهم شد تا همگان بتوانند صدا و اطلاعات خود را به جهانيان برسانند.از طريق وبلاگ،  شما قادر خواهيد بود تا نظرات خود را بدون محدوديت هاي موجود در دنياي واقعي در زمينه هاي مختلف به مخاطبان در سراسر دنيا بگوئيد و از نظرات آنها نيز برخوردار شويد. البته اين يكي از ابزار موجود براي اشتراك اطلاعات است.

وبلاگ  و كاركردها
«تيرماه سه سال پيش بود كه با وبلاگ  آشنا شدم. برايم خيلي جالب بود. روابط بچه ها و اين كه خيلي راحت مي نوشتند انگار حرف هاي همه آنهايي را كه در خيابان بي تفاوت از كنارشان مي گذري را بتواني از ذهنشان بخواني، حرف هايي كه سالهاي سال مي خواستند بزنند. خاطرات و تجربيات آدم هاي متفاوت.» اين حرف ها را ليلا نويسنده وبلاگ «...» مي گويد. او در مورد اين كه چرا وبلاگ  برايش جذاب است ادامه مي دهد: «در وبلاگ، افراد مي تواني از احساسات آدم هايي كه مي نويسند باخبر شوي. حرف هايي كه شايد آدم به يك دوست صميمي بگويد. خواندن وبلاگ  مثل اين است كه آدم ناگهان صميمي ترين دوست اين آدم ها شود. قيافه آنها را نمي شناسي اما مي داني از چه نوع كتابي خوششان مي آيد و از چه چيز بدشان مي آيد و يا حتي اين كه آنها چه آ رزويي دارند.» وي در مورد اين كه چقدر شخصيت هاي واقعي كه شخصيت مجازي را مي سازند نقش بازي مي كنند، مي گويد: ممكن است آدم ها در كوتاه مدت بتوانند نقش بازي كنند ولي اين براي مدت طولاني نمي تواند ادامه پيدا كند. نوشته هاي من مثل زندگي خود من است. بعضي وقت ها از لابه لاي نوشته هايم خيلي از عادت هايم را كشف مي كنم. اكثر آدم هايي كه وبلاگ  مي نويسند در وبلاگ شان خيلي راحت تر از خود واقعيت شان هستند. البته آدم هايي هم هستند كه مي خواهند توجه فرد يا افرادي را جلب كنند پس در وبلاگ شان يك فرد ايده آل را به تصوير مي كشند و اين موضوع به مرور زمان خود را نشان مي دهد.

وي از گروه بندي در وبلاگ نويس ها مي گويد: هر كس با هر گروهي مثل خودش جوش مي خورد. كسي كه در حوزه ادبيات مي نويسد با علاقه مندان به اين حوزه و... در واقع اين افراد دغدغه هاي مشترك دارند و حرف هاي هم را مي فهمند. «وي كه جزو اولين نفرهايي است كه بعد از ارائه راهنماي فارسي وبلاگ  ايجاد كرده در مورد بيشترين كاربران وبلاگ  مي گويد: از تعداد وبلاگ هايي كه من مي شناسم مي توانم بگويم كه محتواي درصد بالايي از وبلاگ ها را خاطرات شخصي به خود اختصاص داده است. البته آدم ها در نوشته هاي روزمره خود به موضوعاتي مختلف مانند سياست، اقتصاد، مسائل اجتماعي و... نيز مي پردازند.آن وبلاگ هايي كه صرفاً به يك موضوع خاص مي پردازند دوام چنداني نمي آورند. علت اين مسئله از نظر من اين است كه خواننده معمولي وبلاگ  جوان هاي بين ۳۰-۱۸ سال هستند كه به طور خاص در مورد اين موضوعات علاقه خاصي ندارند، يا اين كه وبلاگ  را به عنوان يك منبع علمي در مورد سياست  يا مسائل اجتماعي و... جدي نمي گيرند. در عوض خواندن تجربيات روزمره آدم هايي كاملاً معمولي بسيار جذاب تر است. براي كسب اطلاعاتي در مورد مسائل سياسي، اجتماعي، اقتصادي و... اگر افراد تحصيل كرده باشند كه از سايت هاي خبري داخلي و خارجي استفاده مي كنند. اين گونه بحث ها در بيشتر وبلاگ ها نظر شخصي وبلاگ نويس است تا يك بحث علمي و مستند» .
هر روز ۱۰ هزار وبلاگ متولد مي شود

خيلي ها فكر مي كنند گرايش به«وبلاگ »يك تب زودگذر است و طي دو سال آينده فروكش خواهد كرد و پس از آن بايستي به فكر جايگزيني برايش بود. ولي گسترش روزافزون آن اين فكر را بعيد به نظر مي رساند. امروزه براساس تحقيقات به عمل آمده روزانه بيش از ۱۰ هزار وبلاگ در سراسر دنيا ساخته مي شود. نويسنده وبلاگ «...» نيز از اولين كساني است كه وبلاگ را براي بيان ديدگاههايش انتخاب كرده است. وقتي هيچ وبلاگي و حتي سايتي در مورد زنان وجود نداشت وبلاگي با اين موضوع به راه افتاد.

اين نويسنده در مورد اولين سالگرد وبلاگ نويسي در ايران مي گويد: نهم آبان سال ۸۱ اولين سالگرد وبلاگ نويسي در ايران بود. اين سالگرد به سال دوم نرسيد. همه دوست داشتند بدانند نويسنده فلان وبلاگ چه كسي است و چه قيافه اي دارد، اما پس از آن مراسم كم كم شخصي نويس ها جذابيت خود را از دست دادند. به نظر من سطح خواسته خواننده ها بالاتر رفته است من ديگر نمي توانم مطالب شخصي خودم را بنويسم دليل آن اين است كه ذره بين بر روي وبلاگ ها زياد شده است و بچه ها ترجيح مي دهند كمتر شناخته شوند.»وي در مورد كاركرد وبلاگ مي گويد: «انتخاب وبلاگ نشان دهنده يك جريان اجتماعي است چرا كه ابزاري را براي ارتباط گرفتن در اختيار جوانان قرار مي دهد. ما همه آدمهاي تنهايي هستيم نه ارتباط فاميلي مان به مانند قبل است و نه ارتباط دوستانه مان. وبلاگ جاي همه اينها را براي ما پر مي كند.
زن نوشت در مورد مخاطبان وبلاگ خبري خود مي گويد: بعضي وقتها داشتن مخاطب زياد آفت است. نويسندگان وبلاگهاي پرطرفدار گاهي اوقات درگير قضاوتهاي آدمهاي ديگر مي شوند و به آن راحتي قبل نمي توانند احساسات و عقايد خود را بروز دهند و به دنبال آن گاهي شخصيت مجازي ايجاد شده بر روي شخصيت واقعي نويسنده وبلاگ تأثير زيادي مي گذارد مثلاً براي من امكان تغيير شخصيت خيلي سخت است. «مزيت ديگر وبلاگ آشنايي با ديدگاههاي مختلف است كه چون در حد كلام و نوشتار است تمرين خوبي مي شود براي درست و مناسب حرف زدن؛ چيزي كه لازمه جامعه مدني است. در اين فضا امكان نقد سالم وجود دارد چيزي كه آدمهاي بزرگتر كمتر به آن تن مي دهند.

دختران برتر از پسران
نكته قابل توجه در مورد وبلاگها مسئله تفاوت و توجه به وبلاگهاي پسرانه است. تعداد دختراني كه در وبلاگهاي خود شخصي مي نويسند به مراتب بيشتر از پسران است. همچنين دختران بيشتر وبلاگهاي همديگر را مي خوانند تا پسران. اين مقدار تقريباً دو برابر است. به عبارت ديگر در وبلاگهاي دخترانه ارتباط دوستي و همدردي و ايجاد فضاي زنانه بسيار قوي تر است.به اعتقاد يكي از وبلاگ نويسان، آنها بيشتر از پسران هواي هم را دارند. اگر پسري در وبلاگ يك دختر ناسزايي بگويد دختران ديگر در مقام دفاع از وبلاگ  آن دختر برمي آيند.

ابوذر وبلاگ نويس ۲۵ ساله در مورد كاركردهاي وبلاگ مي گويد: در وبلاگ، مي توان كليه قابليت هاي وب را در مقياسي كوچكتر از سايت به خدمت گرفت و ضرورتي براي استفاده از سرويس هاي گران قيمت جانبي و موضوع هاستينگ نيست. من وبلاگ را براي انتشار اخبار و اطلاعاتي را كه در جريان پرتلاطم اخبار و اطلاعات راست و دروغ و همچنين سيل اطلاعات بي ارزش مانند محتويات مبتذل و مستهجن گم شده اند انتخاب كرده ام.من سعي در بازكردن باب گفت وگويي ميان اين دو سوي انديشه اي بودم تا تفاوتها و اختلافات را كمرنگ تر كنم و براي اولين بار، حرفهايي به گوش مخالفان و مهاجمان به انديشه ام، بخورد. اين بود كه آرام آرام، سعي كردم اين وبلاگ را به سمت هر روز بهتر شدن پيش ببرم. اين بود كه آرام آرام، وبلاگ پاسداران به سطح كنوني خود رسيد. آن چنان كه مي بينم، وبلاگ پاسداران به وبلاگي اثرگذار، پرمخاطب، از انواع مختلف طرز تفكرها و بينش ها و همچنين مطرح، تبديل شده است. حتي راديكال ترين طرز تفكرهاي مختلف، به سمت اين وبلاگ كه داراي دستمايه مذهبي و موافق و مدافع نظام اسلام است سر مي زنند و كامنت مي نويسند. وي در ادامه مي گويد: فكر مي كنم اگر يك وبلاگ نويس، اهداف خود را روز به روز بلندتر و پخته تر و عميق تر نكند، احتمالاً  يكي از دو اتفاق زير برايش مي افتد: اول اين كه بعد از مدتي به اهداف اوليه خود مي رسد و پس از مدتي ابراز رضايت از وضعيت موجود، فضايي كسل و خسته كننده به سراغ او مي آيد، خصوصاً  با اشكالاتي فني و آزار دهنده كه سرويس هاي فعلي وبلاگ دارند. يا با توجه به اين كه آن فرد نتوانسته به اهداف اوليه خود برسد و اهداف خود را اهدافي جدي نيز تصور نكرده، به راحتي از اهداف معمولي خود كوتاه مي آيد و هدف را از دست مي دهد و در هر دو صورت وبلاگ خود را تعطيل مي كند.

جوانان ۷۰ درصد نويسندگان را تشكيل مي دهند
وبلاگ مردمي ترين رسانه مدرن است. اين پديده در مقايسه با رسانه هاي ديگر چون وب سايت، شخصي محور تر است به طوري كه افراد غيرحرفه اي نيز مي توانند به آن روي آورند.
افرادي با سليقه هاي متفاوت و ديدگاههاي گوناگون چيزي حدود ۶۴ هزار وبلاگ در ايران درست كرده اند. مجيد پارسا، دبير انجمن صنفي ISPها در مورد محتواي وبلاگ ها مي گويد: بيش از ۷۰ درصد وبلاگ نويس ها به مانند كاربران اينترنت نسل جوان هستند. آنها به تناسب نقشي كه ايفا مي كنند و رويكردي كه نسبت به مسائل جامعه دارند وبلاگ هاي خود را به دفتر خاطرات، تريبون حزب ، محلي براي دوست يابي و تبليغ و ... اختصاص مي دهند. پنج موضوع بيشترين محتواي وبلاگها را شامل مي شود. به عقيده بسياري از محققين مسائل جاري و اتفاقات پيرامون يك وبلاگ نويس بيشترين بخش از محتواي وبلاگها را به خود اختصاص داده است. در مرحله دوم، نوشتن در مورد دنياي مجازي،  مشكلات اينترنت و كامپيوتر قرار دارد. در مرحله بعد نوشتن در مورد مسائل سياسي است و مسائل مذهبي و ديني مقام چهارم را دارد. آخرين حوزه اي كه بيشترين مطالب را وبلاگ نويسان در مورد آن مي نويسند مسائل هنر و ادبيات است.وي با اشاره به اين كه بسياري از وبلاگ نويس ها به صورت تخصصي موضوعات را دنبال نمي كنند مي گويد: اكثر وبلاگ نويس ها در مورد همه موضوعات فوق در فضاي شخصي خود مي نويسند.

ايران در مقام چهارم وبلاگ  نويسي دنيا
به اعتقاد مسرت اميرابراهيمي محقق و جامعه شناس، رويكرد هر جامعه به تكنولوژي و اينترنت نشان دهنده كمبودها و خواست هاي آن است. رويكرد جوانهاي ايراني با جوانهاي كشورهاي اروپايي و آمريكايي كه مثلا براي خريد و انجام امور بانكي و دسترسي به اخبار به اينترنت مراجعه مي كنند، متفاوت است. رويكرد ايراني ها رويكردي ارتباطي است رويكردي كه زماني در قالب چت و زماني در اوركات و وبلاگ خود را نشان داده است. براساس آخرين اخبار (منتشرشده در سال ۲۰۰۳) ايران در سايت اوركات سوم و در وبلاگ نويسي چهارمين كشور است. اين نشان دهنده مسأله مهمي است كه در آن جوان هاي ما تمايل دارند كه ارتباطات اجتماعي خود را افزايش دهند و جوامع مجازي جديدي را ايجاد كنند كه در آن احساس راحت تري دارند تا جايي اين مسأله را پيش مي برند كه قرار ملاقاتهاي رودررو به شكل واقعي در مي آيند و تبديل به جوامع واقعي مي شوند.وي در ادامه با تأكيد بر اين كه ورود ايراني ها به دنياي اينترنت جزيي از روح زمان است مي گويد: «اين روح زمانه در سراسر دنيا مرز نمي شناسد ما از جامعه جهاني صحبت مي كنيم كه امكان برقراري ارتباط (اينترنت و موبايل) بدون در نظر گرفتن مكان و زمان در آن وجود دارد. اين موضوع صرف نظر از ايدئولوژي، گذشته و ارزشهاي ما تأثير فراواني در برداشت ما از زمان و مكان مي گذارد.»

امير ابراهيمي در توضيح رويكرد ارتباطي جوانان ايراني مي گويد: «وقتي وبلاگ هاي جوانان ايراني را بررسي كنيد متوجه مي شويد كه دو مسأله نمود بيشتري دارد. اول اين كه اكثر آنها تلاش مي كنند تا يك روايتي از خود بدون توجه به اين كه آيا اين روايت برگرفته از هويت واقعي است يا نه، برجاي بگذارند. به عبارتي مي خواهند هويتي را بسازند كه خواننده هاي زيادي را جلب كند. و« من ايده آل »را ارائه كنند. به نظر من اين« من ايده آل » در ايران بيشتر به مني كه خودشان از خودشان انتظار دارند نزديك تر است، در صورتي كه در اروپا و آمريكا گرايش به ايجاد شخصيت تخيلي  و غيرواقعي  بيشتر است. دوم اين كه، جوانان ايراني وبلاگ نويس از طريق اين فضاي مجازي اعتماد به نفس به دست مي آورند. آنها در پي ساختن شبكه اي از دوستان قديم و جديد هستند كه در فضاي واقعي امكان آن به اين گستردگي وجود ندارد. هر نويسنده وبلاگ به هر حال دوست دارد كه خواننده بيشتري داشته باشد و اين موضوع از كامنت هاي هر مطلب  نشان داده مي شود. اين موضوع بيانگر اين است كه« من »جوانان« خود » نحيفي شده است.« خودي »كه مي خواهند كه در جامعه پذيرفته شود. وبلاگ  اعتماد به نفس به جوانان مي دهد كه احتمالاً  جامعه آن را به آنها نمي دهد. علت اين كه وبلاگ چنين نقشي ايفا مي كند، اين است كه ما در جامعه خيلي نقش بازي مي كنيم، نقشهاي سنتي جامعه سنتي و يا نقشهايي كه از طريق تصاويرماهواره  اي وارد جامعه مي شود. نقش هايي كه جوانان براي اين كه خود را به جامعه مورد نظر بقبولانند مجبور به ايفاي آن هستند.اين پژوهشگر با تأكيد بر اين كه اعتماد به نفس در وبلاگ نويسي خيلي مهم است مي گويد:» وبلاگ فضايي را ايجاد مي كند كه افراد ساده تر و راحت تر به سمت مسائلي بروند كه دوست دارند، ولي مسائل اجتماعي،  اقتصادي و فرهنگي اطرافشان مانع از ايجاد آن شده است. در وبلاگ نويسي چون هويت به صورت دقيق مي تواند وجود نداشته باشد، افراد مي توانند بدون شرم حضور، مسائل را مطرح كنند. «وي در ارزيابي حضور دختران در وبلاگ ها مي گويد: عدم حضور فيزيكي و هويت مجازي در وبلاگ ها باعث نمي شود كه مسائل اجتماعي از ياد برود و ما كماكان شاهد وجود بارهاي ارزشي فضاي واقعي در فضاهاي مجازي باشيم.
زن ها در اين فضا نيز محافظه كار تر برخورد مي كنند و در عين حال و به روايت از خود «نسبت به مردها قوي تر مي پردازند.»
وي در ادامه مي گويد: «توجه پسران به وبلاگ دختران و نظر دادن در وبلاگ آنها در راستاي مسائل واقعي است كه در جامعه هم شاهد آن هستيم. بر عكس به نظر مي رسد دخترها كمتر به وبلاگ پسران بروند و برايشان كامنت بگذارند مگر در شرايطي كه اعتماد به نفس چنين كاري را دارند و دچار خودسانسوري نمي شوند.
 
لينک مطلب در روزنامه همشهری :

 
 
 
تبلیغ ویـژه