الله اکبر ، خامنه ای رهبر :: وبلاگ پاسداران ::

یک وبلاگ سیاسی از یک مهندس جوان وزارت دفاع عاشق سپاه A Political blog About Islamic Revolution Reguards

کمی برای گمراهان بی خبر.
ساعت ٦:۳۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٧ امرداد ۱۳۸٤   کلمات کلیدی:

بسم الله .

 

کمي براي گمراهان بي خبر.

 

اولين هنري که دشمن سعي در بخرج دادن آن در حق جوانان ايران اسلامي دارد ، قطع نمودن آنان از تعلق و سوق پيدا کردن به مطالعه ء تاريخ خصوصا تاريخ معاصر است. تاريخ ، سراسر مملو از ظلم اجنبي به ايراني بوده است وايراني هرگاه با پيام دين همراهي نموده اين ظلم را چشيده است.

 

دومين هنري که استکبار خود پرست ، در حق جوانان ما بکار مي برد ، بازنويسي تاريخ بزبان خود است و اينگونه است که استحمار و بردگي ملتها ، استعمار نام مي گيرد و تاريخ نگاران مستقل مجبور مي شوند تا اين لفظ کاملا جا افتاده را تعبيري کاملا نا متناسب با مفهوم آن کنند. يعني استعمار که لفظي بمعناي اشتغال به عمران و آباداني است به معناي تخريب و غارت منابع مادي ومعنوي ملتها بکار گرفته شود و اينگونه است که براي ايران ، ايرانيکا مي نويسند بر وزن برتانيکا و متولي نوشتن تاريخ ايران خانداني مي شوند که خود عامل استعمار ملت ايران طي نيم قرن قبل از انقلاب 57 بوسيله انگليس و آمريکا بوده اند و هربار ، هر يک از پادشاهان اين سلسه هاي ظالم و جبار ، با اجراي عملياتي کثيف و ناجوانمردانه توسط يکي از اين استعمار گران برسرکار آمده است. رضا با کودتاي سيد ضياء تباه ! طبايي ( سيد ضياء طباطبايي عامل انگليس ) و محمد رضا با کودتاي زاهدي ( ارتشبد زاهدي عامل آمريکا )  مي شود .

 

اين نتيجه ء غارت کردن ثروت ملتها و استعمار ( عمران و آبادانی ! ) ناميدن اين غارت و چپاول ، توسط غارتگران – بخوانيد استعمار!گران ديروز و آزادی! خواهان امروز– است .

 

چندروز پيش داشتم کامنت هاي حاوي فحش هاي روي شکمي و با محتواي زير شکمي را که از ضد انقلاب دريافت کرده بوديم مي خواندم و پاک مي کردم که ديدم شهيد سيد حسن آيت ، فرزند محمد رضا را با مظفر بقايي فرزند ميرزا شهاب يکجا مي نويسند. حال اينکه چگونه دچار اين بيماري انحرافي تاريخي شده اند شايد به همان سادگي باشد که دچار انحرافات اخلاقي و جنسي مي شوند اين خود حديثي مفصل دارد که شايد براي وقتي ديگر...

 

مختصري از شهيد دکتر سيد حسن آيت

شهيد دکتر سيد حسن آيت ، فرزند محمد رضا از نوادگان مرحوم اقا سيد علي مجتهد در سوم تيرماه سال1317 شمسي در نجف آباد اصفهان پا به عرصهء وجود نهاد. تحصيلات ابتدايي و متوسطه را در نجف آباد و اصفهان ادامه داد و در سال 1337 شمسي از دانشسراي عالي تربيت معلم تهران در رشته ادبيات فارسي کارشناسي گرفت . در سالهاي 1340تا 1345 به اخذ فوق ليسانس جامعه شناسي و ليسانس حقوق نائل آمد . وي همچنين تحصيلات حوزوي نيز داشت که بنا بر قول برخي منابع تا سطح خارج فقه واصول ادامه پيدا کرده بود. شهيد دکتر آيت قبل از پيروزي انقلاب اسلامي در سال 57 ، به کار تدريس در دبيرستان و دانشگاه اشتغال داشت و پس از پيروزي انقلاب علاوه بر تدريس در دانشگاه ، ابتدا به نمايندگي مردم اصفهان در مجلس خبرگان و سپس به نمايندگي مجلس شوراي اسلامي از طراف مردم تهران ، ري و شميرانات انتخاب شد . وي قبل از انقلاب در مبارزات مقاومت ملي شرکت داشت و پس از کودتاي 28 مردد ( کودتاي ارتشبد ازهاري ) به مبارزه خود در خط آيت الله کاشاني ادامه داد و بعدها بکمک دوستان خود يک سازمان مخفي تشکيل داد که منتهي به نفوذ در اترش و موسسات حساس دولتي گرديد . دکتر آيت که از اعضاء شوراي مرکزي حزب جمهوري اسلامي بود سرانجام در صبح روز جهاردهم مردادماه سال 60 در اوج ترورهاي فرزندان ملت بدست منافقين خلق در حالي که از خانه اش خارج مي شد هدف ترور سازمان مجاهدبن ( منافقين ) قرار گرفت وبشهادت رسيد.

 

حال چگونه اين مرد ، توسط ناآگاهان و يا مغرضان با عناصري مانند مظفر بقايي همراه نام برده مي شود موضوعي بسيار جذاب و مهم است. بدنيست به تفاوتهاي اين دو فرد نگاهي دقيقتر بياندازيم . اين کار را مي توان با مراجعه با سوابق مظفر بقايي انجام داد.

 

مختصري از مظفر بقايي

دکتر مظفر بقايي در سال 1291 هجري شمسي در کرمان متولد شد . پدرش ميرزا شهاب از رجال عصر مشروطه بود. مظفر پس از اتمام تحصيلات ابتدايي و متوسطه به دارالفنون رفت و پس از پايان رساندن دارالفنون راهي پاريس شد و در رشتهء فلسفه در دانشگاه سوربون (همان دانشگاهي که دکتر شريعتي در آن تحصيل کرده بود ) تحصيل کرد.  وي در سال 1317 به ايران بازگشت و پس از خدمت نظام و با آغاز جنگ جهاني دوم در دانشکده ادبيات دانشگاه تهران به تدريس مشغول شد . وي در سال 1323 شمسي رياست اداره فرهنگ کرمان را به عهده گرفت و با تشکيل حزب دمکرات توسط قوام السلطه به وي پيوست . بقايي در دوره ء پانزدهم مجلس شوراي ملي به مجلس راه يافت و وارد صحنهء سياست گرديد. وي در صحنه مبارزات ملي شدن صنعت نفت از ياران مصدق بود و در تشکيل جبهه ملي نقش فعال داشت . پس از مدتي وي بهمراه جمعي از انشعابيون حزب توده و خليل مکي ، حزب زحمتکشان را راه اندازي مي کند . وي طي سالهاي 1324 تا 1334 از جمله بازيگران معروف بازار سياست و چهره هاي مشکوک و وابسته به دربار پهلوي بود که سعي در گسترش اختلاف در ميان رهبران نهضت ملي شدن صنعت نفت را داشت و در اين راه نهايت خيانت به نهضت را از خود بروز داد. او در سال 1328 به اتهام توسئه عليه ارتش دستگير اما در همان سال آزاد شد و در دوره ء شانزدهم مجلس ملي نيز به مجلس راه يافت  . وي طي کودتاي 28 مرداد 1332 با ارتشبد ظاهري کنار آمد . ابتدا طي يک صحنه سازي بنا بر مصاحلي دستگير و به زاهدان تبعيد شد ولي در آذر 1334 به تهران بازگشت . 

 

 وي از مدافعان دائمي سياستهاي آمريکا در ايران و از مرتبطين فعال سفارت آمريکا در تهران بود بنا بر اسناد مکشوفه از سفارت آمريکا ، وي در سال 1339 از سوي لژ فراماسونري نيز مورد حمايت بوده است. وي پس از حزب بي رونق زحمتکشان حزب بي رونق ديگري بنام زحمتکشان را تاسيس نمود و اين حزب نيز تاثير و خاصيتي در مسير انقلاب اسلامي و مبارزات ملت مسلمان ايران نداشت. پس از انقلاب اسلامي ، وي هميشه سعي داشت در صف روحانيت حاضر شده و به تشتت و اختلافات دست يازد لسکن با هوشياري مردم و روحانيون ، توطئه هاي وي ناکام مي ماند. از جمله ، وي با طرح شعار "اجراي قانون اساسي حفظ ميراث مشروطيت و حفظ ميرات مملکت است "سعي در شکستن صفوف مبارزان عليه سلطنت پهلوي را داشت که چون وي فاقد هرگونه پايگاه سياسي واجتماعي در جامعه بود اين اقدام وي اثري نبحسيد. وي در سال 1359 ، دستگير و روانه ء زندان شد و با سپردن تعهد نسبت به عدم خروج از کشور آزاد گرديد .وي در سال 56 اقدام به عزيمت به آمريکا نموده و با مراکز سياسي در آنجا به مذاکره پرداخت که پس از بازگشت به کرمان ، دستگير و زنداني شد . در بازرسي از منزل وي ، مقادر زيادي اسناد بهمراه حجم زيادي اشياء و نشريات غيرمشروع از وي بدست آمد اما بدليل کهولت سن و بيماري ، آزاد و در بيمارستان بستري گرديد . وي يک ماه پس از آزادي ، در 26 آبان سال 66 بدليل عود بيماري سفليس درگذشت.


 
 
 
تبلیغ ویـژه