الله اکبر ، خامنه ای رهبر :: وبلاگ پاسداران ::

یک وبلاگ سیاسی از یک مهندس جوان وزارت دفاع عاشق سپاه A Political blog About Islamic Revolution Reguards

مخالف سرسخت نظارت استصوابي، مجری پروپاقرص نظارت استصوابی !
ساعت ٦:۱۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۸ امرداد ۱۳۸٤   کلمات کلیدی:

بسم الله .

          در صفحه ء استشهادی جنبشی ، کار گرافيکی جالبی را ديدم که در صفحه ء حنيف مزروی درج شده بود. به آنجا رفتم وبا صفحه ء پدرش - علی مزروعی ، نماينده اسبق مردم اصفهان در مجلس ششم - آشنا شدم . جاب است بدانيد که ايشان هم مانند بسياری ديگر ، به آنچه که خود بد می داند ، مبتلا است و مرگ را به اصطلاح ايرانی، برای همسايه می پسندد :) اول اين که صداو سيما و اخبار ۸:۳۰ را بدقت مرور می کند و دوم اينکه بشدت مجری عملياتی نظارت استصوابی است ! .

 

          چند روز پيش اگر يادتان باشد اخباری از 8:30 پخش شد که هئيتی بنمايندگی؟! از سوی مطبوعات ايرانی در سفری بی سر و صدا ، با عبور از مرز ج.ا.ا به کشور عراق رفته و در مناطق فدرال عراق ، با عناصری از احزاب کرد ديدار کرده و مذاکراتی داشته است.

 

          علت اين سفر و محتوای مذاکرات از سوی مجريان آن ، هيچگاه منتشر نشد اما امروز می بينم که آقای مزورعی ، اين موضوع را - که ديگر حالا براثر خبر 8:30 تشت رسوايی اش از بام به حیاط افتاده -  يک سفر کاملا كاري ناميده که كه هيچ مطلب پنهاني هم نداشت و سندش را هم اين ذکرکرده که اخبار آن نيز كم و بيش در رسانه‌ها منعكس شد .

 

حالا اينجا چند سئوال پيش می آيد:

۱- اگر انتشار اخبار مربوط به اين موضوع ، کاملا عادی وبدون اهميت بود ، چرا آقای مزروعی جواب خبرنگار صدا وسيما را نمی دهد و - نقل به مضمون - می گويد ::مگر صداو سیما  نماينده مدعی العموم است که من مجبور باشم به او جواب بدهم ؟ ::

۲- اگر رسانه ها بعنوان نماينده افکار عمومی می توانند پرسش کنند ، حتما به اين معنا نيست که بايد پرسش های بيات شده و قديمی را بيرون بکشند و نبش قبر کنند ! - مانند رسانه های مطلوب آقای مزروعی ، که البته کاش همين اقدام هم به روش صحيح و معقولش انجام شود که نام آن مرور تاريخ می شود نه تحريف ! - و جذابيت خبر 8:30 هم عمدتا به همين بکر بودن سوژه ها و پنهان بودن زوايای بسياری از اخبار منتشره توسط آن مربوط است.

۳- آيا حتما بايد هر موضوعی که صدا و سيما می خواهد در مورد آن بعنوان نماينده افکار عمومی پرسش و سئوالی را مطرح کند ، قبلا از جناب آقای مزروعی سئوال کرده و اجازه نامه کتبی بگيرد که ايشان در جواب خبرنگار صداو سيما - نقل به مضمون - می گويد :: چطور ما که رئيس انجمنيم از اينکه افکار عمومی چنين سئوالی داشته باشند خبری نداريم ؟ :: مگر الزاما همه سئوالات را ايشان توليد می کنند که بايد ايشان خبر داشته باشند ؟!

۴- اينکه چرا افکار عمومی چنين سئوالی را - البته از نظر آقای مزروعی - مطرح نکرده اند بيشتر به اين بر می گردد که خب ايشان نمايندگی افکار عمومی را فقط در انحصار خود و دوستان می بينند و بر اثر همين توهم توخالی ، اگر سئوالی خارج از حوزه فکر و انديشه ايشان و دوستان مطرح شود آنرا به رسميت نمی شناسند وای بحال اينکه آن سئوال از سوی صدا و سيما ، بدتر آنکه در مورد خود ايشان و فاجعه آميز تر آنکه بدون هماهنگی ! و اجازه قبلی ! هم ، پرسيده شده باشد !!

۵- اگر اين موضوع موضوعی کم اهميت می بود ، آقای مزروعی از پرداخته شدن به آن توسط ۸:۳۰ اينگونه برافروخته نمی شدند و ضمنا قبل از آنکه صداو سيما خبری در مرود آن بزند در ساير رسانه ها مطلبی از آن درج می شد - که اگر درج شده بود ايشان نمی فرمودند که ما که در رسانه ها و اخبارو نظرات مردم در اين مورد خبری و سئوالی و پرسش نمی بينيم - . اين افروختگی ، عمده دليل خود را در گستردگی حوزه مخاطبان 8:30 می يابد. اين گستردگی علاوه بر برافروختن آقای مزروعی ، اثر مهم ديگری هم دارد و آن ، خنک کردن مطلب ايشان در ذهن مخاطب آقای مزروعی ايت . چرا که من هم حتی صدای آقای مزروعی را شنيدم و آنچه که ايشان در وبلاگشان ننوشتند شنيدم . اگر گزينشی پخش کردن صدا و درج مطلب ، به فرض وجود و اثبات ، اشکال دارد ، چرا حتی خود ايشان هم مرتکب آن شدند ؟

۷- آقای مزروعی حتما می داند که مطبوعات خصوصا بر اساس تعريفی که خود ايشان بعنوان رئبيس انجمن ! احتمالا ! آن را قبول دارند - چون معلوم نيست ايشان دقيقا چه چيزی را قبول دارندو چه چيزی را رد می کند ! - رکنی از ارکان دموکراسی و نظارت کننده بر با قدرتها و بی قدرتها هستند و لازم نيست فقط دنبال اخباری بگردند که همه می دانند و خبرنگار بايد آنچه که را که خیلی ها از خيلی ها - خصوصا مردم - مخفی می کنند بکاود و بررسی کند. حالا چرا يک مسئله که از نظر ايشان برای افکار عمومی پرسش نبوده - که ما هم قبول داريم چون مخفی کاری لازمه انجام شده بود - ، وقتی توسط صداو  سيما به پرسش عمومی تبديل می شود اينقدر برای ايشان ناراحت کننده است بايد از خودشان پرسيد تا يکجوری اين تناقضات را به وحدت نظر تبديل کنند :)) .

۸- من نمی خواهم از اين بپرسم که چرا آقای مزروعی و دوستان وقتی عراق در اشغال يک نيروی ضد آزرادی بيان است بقول خودشان به دعوت انجمن روزنامه نگاران ! به آنجا می روند و در سرزمينی حضور می يابند که امنيت جانی در آنجا فقط به اراده شخص اشغالگر تضمين می شود و خبرنگار و فيلمبردار . عکاس پشت خبرنگار وفيلمبردار وعکاس است که آنجا نيستو نابود و کشته و اسير می شود . اما شای اين برای ديگران سئوال باشد که خب حالا چرا اينقدر پاورچين پاورچين و بی سروصدا؟! که کار به صداو سيما بکشد ؟ اگر خبرها پخش شده بود ؟ جان من 8:30 سراغ موضوع می رفت ؟ 8:30 و خبر بيات و کهنه ؟! استغفرالله :)

۹-  و هزارتا سئوال ديگر که بايد با بيخيال شدن از کنار آن عبور کرد !

۱۰ - سعی کردم تا کامنتی برای ايشان درج و بنويسم که :

" بسم الله . جناب آقای مزروعی. نوشته اخیر شما در مورد صدا و سیما برای من نکاتی قابل تامل داشت که ضرورت می دیدم کامنت کنم . اما از آنجا که شما با نظارت استصوابی مخالفید و معتقدید که مردم هرزمان و هرجا می توانند نظراتشان را در مورد هرچیز بیان کنند دیدم که راهی برای کامنت گذاری برای شما نسبت به موضوع فوق الذکر وجود ندارد !!! و لهذا مجبور به درج کامنت در صفحهء فوقانی هستم . در چند کلمه ء کوتاه عرض شود مکتوب دیجیتال شما قطعا از سوی کسانی، حداقلی از تایید را برخواهد انگیخت که هرروزه ، خود را در چنبرهء روزنامهء فخبمهء شرق یا اسلاف آن دیده باشند و بنا بر توصیهء شما و با عینک شما جهان بینی خود را شکل داده باشند همچنین است که اگر همین افراد نیز عين متن گفتگو و صدای شما را نیز نشنیده باشندو  به موارد بالا نیز متوهم  . در این صورت است که شما می توانید آرزوی حداقلها را در همراهی ، از این صفحه داشته باشید. بحث زیاد و حتما فرصت شما ::برای امثال من :: کما فی السابق محدود . به نهار احتمالی ! خود برسید چون ممکن است بعدا معلوم شود من هم موقع نهار ، مزاحم شما بوده ام ! "

 

... که ديدم ماشاء الله هزار شمس الواعظين ، ايشان هم بر نظرات مخاطبان خود نظارت قبل از چاپ و در صورت لزوم سانسور بعد از چاپ و قبل از انتشار ! همراه کرده است .

 

چشمتان روز بد نبيند . ناگهان صحنه سخنرانی داغ جناب آقای مزروعی و عصبانيت ايشان و شور و حرارت و خوی تند و اعصاب آشفته ء ايشان موقعی که جناب آقای کروبی نامهء مقام معظم رهبری در مورد قانون مطبوعات را قرائت کردند جلوی چشمم آمد که می خواستند به رهبری اشکال شرعی هم بگيرند !! آنهم بخاطر آنچه که ايشان آنرا حمايت از نظارت استصوابی و به کاربستن اختيارات حکومتی ولی فقيه می ناميدند !

 

جداْ اين خيلی خوب است که آقای مزروعی دادستان تهران نيست تا بجای آقای مرتضوی حکم دهد نه؟ ، چون ايشان که در صفحهء شخصی اش اينچنين می کند اگر جای مرتضوی بود با اينهمه هرزنامه، يحتمل کل مخالفانش را از دم تيغ کينه می گذراند !

 

شما بوديد چه می کرديد ؟

 

من که کامنت ديگری را آماده کردم با همان متن قبلی و فقط اين چند خط را به آن اضافه کردم :

" ... این سند مخالفت شما با نظارت استصوابی که به زبان مادری تان و برای خوانندگان اصلی و کامنت گذاران همیشگی وبلاگتان - احتمالا ! - درج شده است را هم یادم باشد در وبلاگم درج کنم . شاید برای اطلاع دوستان شما مفید باشد :

با تشكر از نظر شما ،

Your comment has been received. To protect against malicious comments, I have enabled a feature that allows your comments to be held for approval the first time you post a comment. I'll approve your comment when convenient; there is no need to re-post your comment. بازگشت به صفحه نظرات "

 

شعار آقای مزروعی بالای صفحه ء وبلاگش ، جلب توجه می کرد:‌

 

متولد ماه مهر ، ماه مهرورزی ام !


 
 
 
تبلیغ ویـژه