بسم الله
بازخوانی پرونده مهاباد
(حتما پی نوشت ها را هم بخوانید !)
اواخر تیرماه امسال، مهاباد شاهد آشوب طلبی عده ای به بهانه کشته شدن فرد شروری بود که به اتهام تجاوز، قتل، دهها فقره شرارت و اقدام بر علیه شهروندان، تحت تعقیب قرار داشت. آتش بیاران معرکه نیز رسانههای ضد انقلاب بودند که با دستکاری و مونتاژ عکسهایی موهوم برخی را اغفال کردند.
«وقایع مهاباد همه را ناراحت کرده است... آیا شکستن شیشه، آتش زدن ماشین و خراب کردن اموال مردم کار درستی است؟... اگر نیروی انتظامی خویشتنداری نمیکرد خیلی اتفاقات احتمال داشت بیافتد... اینکه نیروی انتظامی فردی شرور را به هلاکت رساند، باید زندگی مردم مختل شود..!؟»
این بخشی از سخنان مولوی عادل سهرابی امام جمعه اهل تسنن شهرستان مهاباد است که در خطبههای نماز جمعه 24 تیرماه این شهرستان ایراد شده است.
|
کمال اسفرم 24 ساله که تا پنجم ابتدایی درس خوانده، در تاریخ 17/5/82 به همراه یکی از دوستانش به اتهام تجاوز و قتل یک پسربچه 15 ساله در سقز دستگیر و پس ازمدتی با قرار وثیقه از زندان آزاد شده است. او بعد از ارتکاب این عمل شنیع، کودک را خفه کرده و جسد او را سوزانده بود.
|
همانطور که از سخنان مولوی عادل بر میآید، اگر چه این ناآرامیها که در پی تحرکات، تبلیغات موهوم و موج سواریهای عوامل ضد انقلاب و به بهانه به هلاکت رسیدن یکی از اشرار بد سابقه مهاباد آغاز شده بود با خویشتنداری و اقدامات موثر نیروی انتظامی و دیگر دستگاههای اجرایی کنترل گردیده است، اما بررسی و بازخوانی این وقایع از وجود دستهای پنهان و پیدایی در شکل گیری و ادامه این اعتشاشات حکایت میکند.
نقش این دستها در تحریک احساسات وعواطف عمومی تا بدانجا پیش میرود که باتهیه تصاویری مونتاژی ودستکاری شده از جنازه کالبد شکافی شده کمال اسفرم معروف به شوانه و القاء این دروغ که وی در زیر شکنجه ماموران کشته شده است، موفق میشوند عده اندکی از اهالی شهرستان مهاباد را به اعتراض به این امر موهوم وادار کنند.
البته دراین میان همزمانی این حادثه با سالمرگ قاسملو سرکرده معدوم حزب کومله و موج سواری رسانه ای ضد انقلاب و تحرکات عوامل گروهکهای معاند باعث گسترش ناآرامیها میشود، اما این درحالی است که اهالی مهاباد و حتی اعضای خانواده شوانهازمدتها قبل نسبت به شرارتهای وی اظهار نگرانی و نارضایتی کرده و خواستار برخورد با او شده بودند. بطوری که حتی پس از به هلاکت رسیدن وی اهالی مهاباد در طوماری از این اقدام تشکر و حمایت کردند.
درطومار مردم مهاباد آمده است:«ما اهالی اصیل مهاباد که مدتها بود امنیت و آسایشی خود و خانواده یمان را به لحاظ شرارتهای شرور معروف، شوانه از دست داده و جانمان به لب رسیده بود بطوری که در فکر نقل و انتقال از مهاباد بودیم از عملکرد دولت و مسئولین در به هلاکت رساندن شرور مزبور تقدیر و تشکر نموده و رضایت کامل خود را از این موضوع اعلام میداریم.»
|
مولوی عادل سهرابی : وقایع مهاباد همه را ناراحت کرده است... آیا شکستن شیشه، آتش زدن ماشین و خراب کردن اموال مردم کار درستی است؟... اگر نیروی انتظامی خویشتنداری نمیکرد خیلی اتفاقات احتمال داشت بیافتد... اینکه نیروی انتظامی فردی شرور را به هلاکت رساند، باید زندگی مردم مختل شود..!؟»
|
شوانه، قهرمان یا قاتل متجاوز و شرور؟!
بررسی سوابق متعدد شرور مهاباد نشان میدهد که وی از تاریخ 4/10/81 به علت فرار از خدمت سربازی تحت تعقیب قرار گرفته است. شوانه که دارای سوابق متعددی در کلانتریها و اداره آگاهی مهاباد بوده به علت ارتکاب جرائمی چون ایجاد رعب و وحشت برای شهروندان مهابادی و نزاع و تهدید به قتل، تحت تعقیب مقامات قضایی استان قرار داشت ، به طوری که حکم جلب وی طی چندین مرحله از طریق مقامات قضایی و بازپرسی شعبه اول دادسرای عمومی و انقلاب و همچنین دادسرای نظامی مهاباد صادر شده بود.
این درحالی است که با انتشار تصاویر مونتاژ شده و موهوم از جنازه کالبد شکافی شده شرورمهاباد توسط محافل ضد انقلاب وداغ شدن بازار شایعه و فریب دررسانههای خارجی دشمنان مردم، در تبلیغات دروغین خود باکمال وقاحت از این جانی متجاوز را که در پرونده ننگین خود سابقه تجاوز و قتل یک پسر بچه را دارد به عنوان شهید؟! یادکردند.
جالب است بدانیم، کمال اسفرم 24 ساله که تا پنجم ابتدایی درس خوانده، در تاریخ 17/5/82 به همراه یکی از دوستانش به اتهام تجاوز و قتل یک پسربچه 15 ساله در سقز دستگیر و پس ازمدتی با قرار وثیقه از زندان آزاد شده است. او بعد از ارتکاب این عمل شنیع، کودک را خفه کرده و جسد او را سوزانده بود. وی پس از آزادی موقت از زندان با تهدید و ارعاب خانواده کودک مقتول، آنهارا به عدم پیگیری پرونده وادار میکند.
به گفته رییس دادگستری استان آذربایجان غربی، کمال اسفرم درپی این ماجرا در پاییز سال 82 از کشور خارج شده و به گروهکهای ضد انقلاب در عراق پناهنده میشود، اما وقتی سران گروهکی متوجه میشوند که شوانه از نظر سیاسی قابل بهره برداری نیست، او را ازمیان خود طرد میکنند. شوانه نیز پس از مدتی به علت درگیری و ناسازگاری با ردههای گروهکی خود به ایران بازگشته و به عنوان سرپل گروههای شرارت و قاچاق به فعالیت علیه شهروندان جمهوری اسلامی مشغول میشود.درواقع ضد انقلاب از جسد این مهره سوخته و بد سابقه بیشتر از خودش بهره برده اند.
این شرور که بنا به اظهارات مسوولان دارای سوابق و پروندههای متعدد کیفری و امنیتی در سپاه، بسیج، نیروی انتظامی و دادسرای مهاباد بوده طی یکی از شرارتهای خود در جریان انتخابات ریاست جمهوری به همراه تعدادی از همدستان خود با قمه و شمشیر و کلت کمری به یکی از حوزههای اخذ رای درمنطقه پشت تب مهاباد حمله ور شده و با ایجاد رعب و وحشت و حمله به مردم سعی کرده بود از حضور شهروندان در انتخابات جلوگیری کند.
درنهایت، شرارتها و رفتارهای غیر قانونی شوانه شرایط را به جایی میرساند که حتی پدر او درجلسه ای با مسوولان انتظامی اظهار میدارد: کار وی به جایی رسیده که حتی تهدید کرده سر مرا میبرد، قانون هر تصمیمی بگیرد بنده راضی هستم و شرارتهای وی را قبول دارم و تمامی آبرویم در جامعه رفته است. (این اظهارات وی در صورتجلسه ایی به تاریخ 25/3/84 در بازرسی نیروی انتظامی مهاباد موجود است)
شوانه چگونه به هلاکت رسید؟
با ادامه موج شرارتها و خشونتهای شرور مهاباد و دستور قضایی ویژه برای دستگیری وی، ماموران انتظامی شهرستان مهاباد با پیگیریهای مستمر در تاریخ هیجدهم تیرماه موفق میشوند محل تجمع شوانه و چند نفر از همدستانش را که در منطقه ای واقع در جاده حمزه آباد، مشغول تفریح ومیگساری بوده اند، شناسایی کنند.
به این ترتیب در ساعت 19 و 30 دقیقه همان روز اکیپی از افسران مدیریت اطلاعات، آگاهی و یگان امداد فرماندهی انتظامی مهاباد، محل مورد نظر را محاصره مینمایند.شوانه و همدستانش به محض مشاهده ماموران سوار بر خودرو شده و به سمت منطقه حمزه آباد فرار میکنند.با توجه به این که جاده حمزه آباد از قبل توسط ماموران مسدود شده بود، ما شین اشرار از جاده اصلی خارج شده وارد جاده خاکی میشود.
باادامه تعقیب ماموران و افتادن خودروی اشرار در چاله، شوانه و همدستانش از خودرو پیاده و به شکل پراکنده به طرف تپههای اطراف متواری میشوند.ماموران نیز به تعقیب افراد مذکور ادامه داده و پس از اخطارهای متعدد اقدام به شلیک هوایی میکنند و چون شوانه به اخطارهای داده شده توجه نمیکند، ماموران اولین گلوله را به پای او شلیک میکنند، وی در همین حال متوقف شده و سپس با قمه به اولین مامور تعقیب کننده حمله ور میگردد. در این حین تیر دوم جهت متوقف نمودن وی شلیک میشود و به خاطر سراشیبی محل، گلوله به سینه وی اصابت میکند . دراین حال ماموران وی را برای رساندن به مرکز درمانی، سوار خودرونموده و حرکت میکنند که او قبل از رسیدن به مرکز درمانی فوت میکند.
در پی این حادثه، آقای ظاهری، قاضی کشیک دادسرای مهاباد در بهداری نیروی انتظامی مهاباد حاضر شده و پس از بازدید جسد طی نامه ای برای مشخص شدن علت نامه مرگ درخواست اعزام جسد به مرکز پزشک قانونی استان برای کالبد شکافی را میکند.
آغاز بلوا !
در این میان تجمع تحریک آمیز و جوسازیهای عده ای ازافراد فرصت طلب در مقابل بهداری انتظامی مهاباد که به تحریک همدستان شوانهانجام شد،انتقال جسد به ارومیه را با چندین ساعت تاخیر روبرو کرد.
البته لازم به ذکر است، معمولا شش ساعت پس از فوت آثار نعشی در جناز ه نمایان میشود که این تاخیردر افساد سریع جسد و بروز کبودیها و تورمهایی که رسانههای ضد انقلاب در دروغ پردازیهای خود آن را ناشی از شکنجه دانسته بودند تاثیر به سزایی داشته است. اما این ادعاها درحالی مطرح میشودکه در گزارش کالبد شکافی پزشکی قانونی استان آذربایجان غربی که دربیمارستان امام خمینی شهرستان ارومیه و توسط کارشناسان انجام شده چنین آمده است: «... در معاینه ظاهری سر و صورت آثار ضرب و جرح و شکستگی جمجمه مشهود نیست،... در معاینه قفسه سینه محل ورود گلوله با حاشیه سوخته در ناحیه قدامی تحتانی نیم سینه چپ که محل خروج وجود ندارد.... در ناحیه قدامی سینه آثار خالکوبی در سینه مشهود است... پوست قفسه سینه و شکم برش داده شد. خونریزی وسیع در نیم سینه چپ همراه با آسیب احشایی وجود دارد... در معاینه شکم آثار ضرب و جرح مشهود نیست... در ناحیه پشت تنه آثار ضرب و جرح مشهود نیست....در معاینه اندام تحتانی، در ناحیه پشت ران پای راست محل ورودی گلوله با حاشیه سوخته وجود دارد... آثار شکستگی در رفتگی دراندام تحتانی مشهودنیست...».
در خاتمه این گزارش، آمده است: «با توجه به معاینه جسد علت تامه فوت در زمینه اصابت گلوله به ناحیه قفسه سینه و خونریزی داخلی تعیین و جواز دفن به نام وی صادر گردید.»
البته در همین زمینه، دکتر فیروز محمدی سرپرست پزشکی قانونی آذربایجان غربی هم طی گفتگویی با خبرگزاری ایسنا دراین باره گفته است: در جسد شوانهفقط آثار دو گلوله وجود داشت که طبق معاینهی جسد یک گلوله به قدام سینهی چپ او اصابت کرده که از بدن خارج نشده و همچنین گلولهی دیگری به ناحیهی پشت ران راست اصابت کرده بود که محل خروج آن نیز از قسمت داخلی ران راست بوده است. وی همچنین درخصوص علت کالبد شکافی جسد یادآور گردیده: "برای تمامی افراد گلوله خورده، طبق دستور قضایی لازم است که گلوله جهت تحقیقات قضایی و تعیین نوع اسلحه از بدن فرد مصدوم خارج و تحویل مقام قضایی گردد و به همین منظور فرد مذکور نیز مورد کالبدگشایی طبق اصول پزشکی قانونی گرفته و محل برش به صورت مطلوب دوخته شده است. "
دکتر فیروز محمدی درخصوص وجود آثاری ازجوشخوردگی بر برروی جسد شرور مهاباد میگوید: دربررسیهای جسد، جوشگاههایی ناشی از خودزنی در بدن او مشاهده شد که نشانگر تیپ شخصیتی فرد مذکور است. به هر حال پس ازانجام کالبد شکافی و صدور نظریه پزشکی قانونی جسد در ساعت 23 روز 19 تیرماه یعنی پس از گذشت چیزی حدود 27 ساعت از مرگ شوانه به اولیاء دم تحویل میشود.خانواده وی نیز تعهد میکنند که ازبروز هرگونه بی نظمی درجریان انجام مراسم کفن و دفن جلوگیری کنند.
ازسوی دیگر عناصر فرصت طلب و همدستان شوانه که از روز قبل از آن و در پی دستگیری وی سعی در ایجاد اغتشاش بر هم زدن آرامش مهاباد داشته اند، با تهیه و پخش تصاویری موهوم وساختگی از جسد این فرد شرور و طرح شایعاتی مبنی بر شکنجه شوانه توسط پلیس، آتش تهیه ناآرامیها را فراهم میکنند.
از سوی دیگر نیز عناصرمطرود گروهکی به موازات جریان سازی رسانههای ضد انقلاب به بر هم زدن آرامش شهر و گسترش ناآرامی اقدام میکنند.
در این میان فرماندهی انتظامی مهاباد در اولین گام، تحریکات عناصر آشوب طلب را که قصد ایجاد اغتشاش و درگیری در جریان کفن و دفن شوانه را داشته اند، خنثی میکند. اما در ادامه معدود عناصر ضد انقلاب وآشوب طلبان فریب خورده، با به راه انداختن تجمعات 50 تا 100 نفره زمینههای نا آرامی درمهاباد را فراهم میکنند.
یکی از موضوعات قابل توجه در این ناآرامیها تدبیربه جای نیروی انتظامی مهاباد درتاکید به عدم استفاده از سلاح گرم در مقابله با آشوب طلبان بود و حتی یک نفر از پرسنل نیروی انتظامی نیز با گلوله عناصر ضد انقلاب به شهادت رسید و 55 نفر دیگر از ماموران هم مجروح شدند.درمقابل، اقدامات عناصر ضد انقلاب در این ماجرا به جایی رسید که حتی به شهروندان عادی نیز رحم نکرده و دو نفر از اهالی مهاباد را هدف گلوله قرار دادند.
امانکته جالب توجه دیگر آن است که بر خلاف ادعاهای دشمنان مردم، تحلیل آمارها و گزارشهای وقایع اخیر مهاباد بیانگر این است که تعداد عوامل فریب خورده و آشوب طلبی که دربزرگترین ناآرامی سالهای اخیر!!!! [ البته به ادعای رسانههای ضد انقلاب ] حضور داشته اند از 400 نفرهم تجاوز نمیکند و به عبارت دیگر چند صد نفرآدمهای فریب خورده و ساده اندیش به خاطر یک شرور متجاوز که خانواده اش نیز از دست اوعاصی شده بودند، آرامش چند ده هزار شهروند مهابادی را بر هم زده اند.
و اما پی نوشت ها :
قسمت اصلی این پی نوشت ، از متن همین پست است. یک جور خلاصه گیری :
۱- امام حمعه محترم محترم مهاباد ، جناب عادل سهرابی ، امام جماعت اهل تسنن هستند . اما این موضوع مانع از آن نیست که خدای ناکرده حقیقت را وارونه جلوه دهند . متن سخنان ایشان را مجدد می آورم :
«وقایع مهاباد همه را ناراحت کرده است... آیا شکستن شیشه، آتش زدن ماشین و خراب کردن اموال مردم کار درستی است؟... اگر نیروی انتظامی خویشتنداری نمیکرد خیلی اتفاقات احتمال داشت بیافتد... اینکه نیروی انتظامی فردی شرور را به هلاکت رساند، باید زندگی مردم مختل شود..!؟»۲۴/۴/۱۳۸۴ در خطبه های نماز جمعه
۲- وضعیت قضایی پرونده شرور معدوم ، کمال اسفرم :
کمال اسفرم 24 ساله که تا پنجم ابتدایی درس خوانده، در تاریخ 17/5/82 به همراه یکی از دوستانش به اتهام تجاوز و قتل یک پسربچه 15 ساله در سقز دستگیر و پس ازمدتی با قرار وثیقه از زندان آزاد شده است. او بعد از ارتکاب این عمل شنیع، کودک را خفه کرده و جسد او را سوزانده بود. وی پس از آزادی موقت از زندان با تهدید و ارعاب خانواده کودک مقتول، آنهارا به عدم پیگیری پرونده وادار میکند.
۳- اظهارات پدر شرور معدوم ، کمال اسفرم :
کار وی به جایی رسیده که حتی تهدید کرده سر مرا میبرد، قانون هر تصمیمی بگیرد بنده راضی هستم و شرارتهای وی را قبول دارم و تمامی آبرویم در جامعه رفته است. (این اظهارات وی در صورتجلسه ایی به تاریخ 25/3/84 در بازرسی نیروی انتظامی مهاباد موجود است)
۴- نگاه مردم مهاباد به شرور کمال اسفرم و از بین رفتن او :
اهالی مهاباد و حتی اعضای خانواده شوانه ازمدتها قبل نسبت به شرارتهای وی اظهار نگرانی و نارضایتی کرده و خواستار برخورد با او شده بودند. بطوری که حتی پس از به هلاکت رسیدن وی اهالی مهاباد در طوماری از این اقدام تشکر و حمایت کردند.