الله اکبر ، خامنه ای رهبر :: وبلاگ پاسداران ::

یک وبلاگ سیاسی از یک مهندس جوان وزارت دفاع عاشق سپاه A Political blog About Islamic Revolution Reguards

امپراتوری شرارت گاردين ، جواب گرفت
ساعت ۱:٥٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۳٠ شهریور ۱۳۸٤   کلمات کلیدی:

بسم الله .

 

پاسخ محقق ایرانی به «امپراتوری شرارت» گاردین

 

عباس علیزاده، باستان‌شناس و محقق ایرانی که در موسسه شرق‌شناسی دانشگاه شیکاگو کار می‌کند، به مقاله جاناتان جونز، نویسنده روزنامه انگلیسی گاردین، با عنوان «امپراتوری شرارت» پاسخ داد.

با خواندن مقاله جاناتان جونز با عنوان «امپراتوری شرارت» در روزنامه وزین شما این احساس به آدم دست می‌دهد که او هیچ آگاهی و اطلاعاتی از تاریخ و تاریخ هنر و باستان‌شناسی ندارد.

 

عباس علیزاده، باستان‌شناس و محقق ایرانی که سال‌هاست در موسسه شرق‌شناسی دانشگاه شیکاگو کار می‌کند، به مقاله جاناتان جونز، نویسنده روزنامه انگلیسی گاردین، با عنوان «امپراتوری شرارت» که نزدیک به دو هفته پیش در آغاز نمایشگاه «امپراتوری فراموش‌شده» موزه بریتانیا در این روزنامه به چاپ رسید پاسخ داد.


به گزارش خبرگزاری میراث فرهنگی، علیزاده در نامه خود که در ساعات پایانی روز دوشنبه منتشر شد نوشته است:

«با خواندن مقاله جاناتان جونز با عنوان «امپراتوری شرارت» در روزنامه وزین شما این احساس به آدم دست می‌دهد که او هیچ آگاهی و اطلاعاتی از تاریخ و تاریخ هنر و باستان‌شناسی ندارد. در واقع همان طور که از عنوان مقاله او برمی‌آید، او از همان بند اول نوشته‌اش نیت سیاسی خود را آشکار می‌کند و در نقد ضعیف خود از نمایشگاه موزه بریتانیا با عنوان «امپراتوری فراموش‌شده: جهان ایران باستان» که هم‌اکنون در این موزه در جریان است به وراجی‌های سیاسی خود ادامه می‌دهد. جالب این که برای آن که خوانندگان دچار اشتباه نشوند، او بارها به آنها یادآوری می‌کند که پارس همان ایران امروزی است.

 

نوشتن چنین مقاله‌ای باعث تأسف است، چرا که در این برهه حیاتی از تاریخ که دنیا در حال قطب‌بندی‌های جدید و خطرناک است، مقاله جونز فقط هیزمی خواهد بود برای آتشی که باتلاق ژئوپلتیکی امروز را ایجاد کرده است. ظاهراً اولین منبع اطلاعات جونز برای تاختن به هخامنشی‌ها و از این رهگذر به شرق ، هرودوت بوده است. اول این که بر خلاف ادعای جونز ، یونانی‌ها مبتکر تاریخ نبوده‌اند. تاریخ اختراع کسی نیست، یک فرایند است. هرودوت در کتاب سترگ خود با عنوان «جنگ‌های پارسی» روایاتی تاریخی به هم بافت و تلاش کرد رخدادهای تاریخی را با توسل به خدایان و همین طور منطق توضیح دهد.

 

زمانی که داریوش اول با احداث جاده، به راه انداختن سیستم پست، زدن کانالی که رود نیل را به دریای سرخ متصل می‌کرد، و تثبیت سیستم اندازه‌گیری برای تسهیل تجارت در حال تقویت زیرساخت‌های امپراتوری خود بود، اسکندر هیچ کاری نمی‌کرد جز آن که کشورهای دیگر را به خاک و خون بکشد و آنها را زیر سلطه بگیرد

این نکته مهم را به خاطر داشت که هرودوت بخش اعظم عمر خود را در آتن گذراند، و کتابش را برای یونانیان نوشت، و مطمئناً نسبت به آتن و اهالی این شهر تعصب داشت. درست است که کتاب هرودوت ارزش تاریخی دارد، اما نباید فراموش کرد که او بخش اعظم روایتش را بر اساس اخبار افواهی نوشته است. از نظر یونانیان آن زمان، همه بربر و وحشی بودند، از جمله اهالی مقدونیه و رهبران آنها، فیلیپ و پسرش اسکندر که یونان را به خاک و خون کشید، آزادی یونانیان را از آنها گرفت، و از پیشرفت تمدن آنها جلوگیری کرد.

 

تا میانه قرن پنجم پیش از میلاد، قلب دستاوردهای فکری و معنوی یونان نه در خود این کشور، بلکه در مستعمرات آن در شرق ساحل مدیترانه می‌تپید. این مستعمرات بخش غربی امپراتوری هخامنشی را دربر می‌گرفتند. در آن زمان کدام ابرقدرت دیگر می‌توانست ادعا کند که تمدنی شگرف زیر نظرش بالیده است؟ در اینجا قصد حمایت از استعمارگری را ندارم که در طول تاریخ و به ویژه از قرن هفدهم تا قرن بیستم باعث ریخته شدن خون‌های بسیاری در سراسر جهان شد و ازادی بسیاری را از آنها سلب کرد. فلسفه و ریاضیات و هندسه در یونان شکوفا شد، چون هخامنشیان ایران باستان، همان اشرار آقای جونز، ملتی مسامحه‌کار و متمدن بودند که می‌توانستند به فرهنگ‌ها و مللِ غیر خود احترام بگذارند.

 

زمانی که داریوش اول با احداث جاده، به راه انداختن سیستم پست، زدن کانالی که رود نیل را به دریای سرخ متصل می‌کرد، و تثبیت سیستم اندازه‌گیری برای تسهیل تجارت در حال تقویت زیرساخت‌های امپراتوری خود بود، اسکندر هیچ کاری نمی‌کرد جز آن که کشورهای دیگر را به خاک و خون بکشد و آنها را زیر سلطه بگیرد.


اما بزرگ‌ترین کمک هخامنشیان به تمدن بشری حفاظت و گسترش دادن تمدن خاور نزدیک بود که چندین هزاره عمر داشت. از اینجا به نقد کودکانه جونز از هنر رسمی ایران باستان می‌رسیم. جونز این را نمی‌داند که هنر باستانی خاور نزدیک بر اساس قواعدی تعریف می‌شود که هر یک در طول هزاران سال صیقل خورده‌اند و پالوده شده‌اند، و ایرانی‌ها فقط از آنها حفاظت کرده و آنها را بسط داده‌اند. حرکت و تصویرگری بر خلاف ادعای جونز آن قدر

قصد حمایت از استعمارگری را ندارم که در طول تاریخ و به ویژه از قرن هفدهم تا قرن بیستم باعث ریخته شدن خون‌های بسیاری در سراسر جهان شد و ازادی بسیاری را از آنها سلب کرد

معیارهای محکمی نیستند که بتوان بر اساس آنها هنر و معماری رسمی را نقد کرد. با این حال همین خصوصیات را می‌توان در آثار هنری کوچک هخامنشیان مخصوصاً در کارهای آنها با طلا یافت.

در حالی که موزه بریتانیا به شکلی تحسین‌آمیز تلاش کرده است دستاوردهای گذشته ملتی مدرن را به رسمیت بشناسد و از این طریق راه حسن نیت را به روی همه بگشاید، جونز با دیدگاهش چشم به روی دستاوردهای امپراتوری‌ای که 2500 سال پیش وجود داشته بسته است و آنها را انکار می‌کند. او از سوی دیگر بر اساس خط مشی سیاسی‌اش به ملتی باستانی و درنتیجه به ملت امروزی ایران توهین کرده است.»


 
 
 
تبلیغ ویـژه