الله اکبر ، خامنه ای رهبر :: وبلاگ پاسداران ::

یک وبلاگ سیاسی از یک مهندس جوان وزارت دفاع عاشق سپاه A Political blog About Islamic Revolution Reguards

نشانه های اوليه برهم خوردن توازن رسانه ای
ساعت ٩:۳٥ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۸ دی ۱۳۸٤   کلمات کلیدی:

بسم الله .

 

مطلبی در سایت موسسه برکمن (مرکز تحقیقات اجتماعی و اینترنت مدرسه حقوق دانشگاه هاروارد) درج شده بود ه در آن ، از بکارگرفته شدن تکنولوژی شرکتهای آمریکایی در سانسور شهروندان دیگر کشورها ابراز نگرانی شده بود و در آن ، برای نمونه به -موضوع پست قبلی من ، یعنی :- مسدود شدن یک وبلاگ چینی به دلیل نقض مقررات کشور چین ، اشاره شده بود.

 

سئوال خیلی ساده ای به ذهنم رسید و آن هم اینکه :

آن موقعی که تکنولوژی کشورهای بلوک غرب از جمله ژاپن ، آمریکا ، آلمان و ترکیه ، برای کشتن شهروندان ایرانی ، عراقی ، ویتنامی ، هنگ کنگی ، افغانستانی ، پانامایی ، سودانی ، ونزوئلایی ، یکصد وپنجاه کشور دیگر که آمریکا در طول دوران پس از جنگ جهانی دوم طی عملیاتهای محدود یا اشغال کامل خاک کشور آنها را به اشغال خود در آورده است و همچنین سایر شهروندان ساکن در کشورهای صرفا غیرهمسو با آمریکا بکارگیری می شود ، هیچکس ابراز نگارانی نمی کند ، چون این کار دقیقا با استانداردهای فرهنگ آمریکاایی انطباق دارد ، اما اگر یک کشور بتواند یک قول تکنولوژیکی را به رعایت قوانین کشورش مجبور سازد ، این کار ، سوء استفاده از تکنولوژی بر علیه مردم ، نام می گیرد ؟

 

هنوز موزه های دفاع مقدس ما پر است از فیوزهای بمب های شیمیایی غربی و سینه رزمندگان و مردم ما پراست از محصولات شیمیایی کارخانجات بلوک غرب.

 

آیا این کار ، سوء استفاده از تکنولوژی علیه مردم نام ندارد ؟ چرا مردم سردشت ( در مناطق کردنشین کشورمان ) فقط و فقط برای اینکه صدام بتواند قدرت تخریب گازهای غربی را امتحات کند ، اولین قربانی گازهای شیمیایی مانند خردل شدند ؟ چرا این کار از سوی غرب ، رد نشد ؟

 

چرا در طول 8 سال دفاع مقدس، یکبار کشورهای غربی از موضعگیری بنفع صدام خودداری نکردند و وقتی پیروزیهای جدی ایران شروع شد ، برای ایجاد یک آتش بس موقتی تلاش کردند تا توان و نیروی ارتش صدام را بازسازی کنند ؟ البته ما با آگاهی از تجربه جنگ شش روزه رمضان ( بین اعراب منطقه و اسرائیل ) و بازسازی ارتش اسرائیل با برقراری پل هوایی میان آمریکا و اسرائیل در زمان آتش بسی که آمریکا میانجی آن بود ، این کلک نخ نما را نخوردیم ، هرچند فشارهایی از سوی گروهکهایی مانند نهضت باصطلاح آزادی !!! برای قبول این آتش بس ها زیاد بود لیکن غرب چرا نمی تواند این موضوعات را پاسخ دهد ؟

 

من خود پاسخی بسیار صریح و شفاف به این موضوع دارم :

نمی دانم توانستید فیلمی مثل ماتریکس MATRIX ( هر سه اپیزود ) و آی لند ISLAND ( جزیره ) را خوب و دقیق ببینید و به مفاهیم درونی اش پی ببرید یا نه ؟ غرب بصراحت دارد می گوید من هیچکس را اگر متعلق به اردوگاه هیون نباشد حتی انسان نمی دانم . او یک بردهء ماشینی شبیه به انسان است. او علیه من ، یعنی انسان ، اربابش ، شوریده و باید از روی زمین پاک شود ! البته روایتی که آی لند از این موضوع می کند روایت بسیار ملایمتری است. اِ لند در درون خدو دعوایی میان بلوک اروپا و بلوک آمریکا در این جریان را مطرح می کند. اما ماتریکس یک بلوک بیشتر نمی شناسد . بلوک صهیون. آنها یا با ما هستند ویا علیه ما.

 

غرب باید بداند که مبنای تفکر او لو رفته است. باید این را بفمد. باید بداند که با کمک تمام ابزارهایی که او ساخته است ، مفاهیمی همچون صدور انقلاب ، منتشر خواهند شد. غرب باید بداند که موازنه جنگ رسانه ای درحال تغییر کردن است. البته نشانه هایی از درک حقیقت تغییر تدریجی موازنه قدرت در جنگ رسانه توسط غرب ، وجود دارد و نمونه آن همین موضوع مسدود شدن آن چینی مخالف با حکومت ، توسط مایکروسافت است. لیکن شاید در وهله ء اول ، این موضوع ، همکاری شخص بیل گیتس با چین و به قول منابع احساساتی سکولار ، شیطان ! است . درحالیکه معنای این موضوع ، شیفت پیدا کردن عملکرد غرب در مبارزه نرم با مفاهیم فرهنگی بسمت مبارزه سخت است. مایکروسافت بعنوان نماینده دموکراسی سکولار ، درحال تئوریزه کردن بیرون انداختن نویسندگان و تهیه کنندگان و منتشرکنندگان داده های اینترنتی مخالف با غرب است. او می خواهد این مبنا را جا بیاندازد که داده هایی که قوانین ملی را می شکنند باید حذف و مسدود شوند. هرچند در یک رفتار دوگانه ، سعی خواهد نمود تا طرف داده های مخل امنیت کشورهای بلوک مخالف را بگیرد . اما اگر موازنه فرهنگی بخواهد بسمت برابری یا در وضعی ناگوار تر برای آمریکا ، برتری قطب پیش برود ، یقین بدانید که کل ابزار را از سراسر دنیای مخالف جمع آوری خواهد کرد.

 

اینترنت که روزی پاسدار منافع امنیتی ، فرهنگی،  رسانه ای و سیاسی غرب در درون مرزهای مجازی کشورهای قطب مخالف بود ، امروزه آرام آرام به شکل بلای جان خود آمریکا در آمده و منافع رسانه ای او را بخطر انداخته است. رفتار آمریکا از گذشته نشان داده استک ه در مواجهه با این موضوع ، بیشتر از یک گزینه را نمی شناسد : سياست سانسور /.


 
 
 
تبلیغ ویـژه