الله اکبر ، خامنه ای رهبر :: وبلاگ پاسداران ::

یک وبلاگ سیاسی از یک مهندس جوان وزارت دفاع عاشق سپاه A Political blog About Islamic Revolution Reguards

مقداری صراحت - بخش اول
ساعت ۳:۱٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٠ اسفند ۱۳۸٤   کلمات کلیدی:

بسم الله .

من ، مدتها بود که از چیزی ناراحت بودم و آن اینکه یکی از انهایی که می شناسمش که با ملی مذهبی ها و نهضتی ها خیلی خوش است ، از خودش یک چهره حزب الهی ، اصولگرا ، انقلابی ، ارزشی و ... طراحی کرده (و برای حفظ آبرویش ، اسمش را سانسور می کنم  و بجای اسمش می نویسم طرف حساب بحث  ) اما مکرر در مکرر - حداقل 40 موردش را خودم ثبت کرده ام _ آفلاینهای زشتی علیه سیاست خارجی و دولت نهم منتشر می کرد. بارها خواسته بودم با او مناظره ای جدی را ترتیب بدهم تا در بحث همه چیز روشن شود. اما موفق نمی شدم .تا اینکه ایشان موقعی که مسنجر من باز بود ، دوباره یکی دو تا بقول علامه طباطبایی از آن زهر ماری ها انداخت . سراغش رفتم ، شروع کردم به مناظره ای برنامه ریزی شده که متنش را می آورم .

 

حاشیه های این مناظره :

جالبتر از خیلی موضوعات دیگر ، مناظره من با این برادر ارزشی !! هم حاشیه های خواندنی دارد .

1-    من از ابتدا می خواستم بحث را بشکلی پیش ببرم که ایشان ، در این بحث ، حس کند حرف بی حساب و کتاب نمی تواند بزند و کمی دست به عصا راه برود. بشدت هم موفق شدم و ایشان حتی نتوانست در مورد اقداماتی که بشکل روزانه علیه سیاست خارجی می گوید دو خط حرف بزند. خواهید دید. جالب اینکه توجه نداشت با کسی چت می کند که خودش گیرنده موارد اقدامات ناصحیح او است واگر می خواست برایش مسئولیت مدنی مضاعفی داشته باشد خیلی زودتر از اینها باید می داشت !

2-    ایشان از اواسط گفتگو و مناظره ، اسم من را بجای ابوذر ، می گوید میثم . خیلی هم اصرار دارد . حالا چرا . کاش از خودش می پرسیدم .

3-    ایشون معلوم نبود چی می خواست در مورد انتخابات بگه که هی می ترسید علیهش تو دادگاه ؟( کدام دادگاه ؟) استفاده بشود  اونهم دادگاه انقلاب ! :) همه اش از تعزیر و شلاق !!! و اینها حرف می زد . داشت یواش یواش ما رو می ترسوند. معلوم نیست کی آفلاینهاشو می خونه که اینجوری صحبت میکرد !! :))

4-    ماجرا از اینجا شروع شد که ایشون یه آفلاین فرستاد با این فحوا که : " فلانی به دروازه خودی در انرژی اتمی گل زده و ... که باعث شروع شدن بحث ما شد.

5-    سیر بحث من اینگونه بود که باتوجه به سمپاتی ایشون از نهضت آزادی ، من ، ایشان را بجایی رساندم که در یک موضوع مشخص یعنی تبلیغات انتخاباتی ، صرفا به سخنان رهبری استناد کند و بعد به او یادآوری کردم که نهضت آزادی جماعت ، حرف رهبری برایش اصلا ملاک نیست. بعد گفتم که چطور در مورد دولت احمدی نژاد ، به سخنان رهبری استناد نمی کنید اما در مورد منافع خودتان فوری سراغ سخنان رهبری می روید ؟ بعد هم او را یاد تخلفات خودش در تبلیغات انتخاباتی وتخریب هایی که او و رفقایش در مورد بعضی کاندیداها کردند و هنوز هم فکر می کنند انتخابات تمام نشده و هنوز مشغول چرند رسانی بجای اطلاع رسانی هستند انداختم .

6-    ایشون به همه ، همه جور تهمت ، هروقت دلش بخواد می زنه ، آخرش هم بچه مثبت ماجرا را خودش می داند! می توانید به متن مراجعه کنید.

7-    ایشات چت روم را با اتاق بازجویی عوضی گرفته بود . مثل اینکه بهش خیلی سخت گذشت. چون بمن گفت : بازجو که اینقدر سخت گیر نمی شه ! :))

8-    من اصرار داشتم متن را بدون غلط املایی ، و تایپی ، برای اینکه مخاطب مشکل پیدا نکند، منتشر کنم ، اما ایشان اصلا همچین چیزی را قبول نداشت. آخرش هم بدون اینکه بگوید قبول ندارم ، فوری ، حتی زودتر از من که پبشنهاد انتشار این مطلب را داده بودم ، مطلب را در فراری آشکار به جلو ، روی وبلاگ خودش گذاشت !

9-    تا آخر مناظره هم ایشان جرات نکرد به سئوالی که حدود 10 بار از او پرسیدم جوابی بدهد و اگر هم جوابی داد بقول خودش در حدود جواب "عمه خانم اصغر آقای بقال " بود!

10-                        ایشان مثل یک مجتهد کامل ، شرعا !! من را به دینداری و عدالت دعوت کرد و از عدالت ساقط نمود ! :)) بعد هم گفت این کار اجتهاد نمی خواهد. بعد هم فرمودند که " اگر به کسی بگویی اگر فلان اعتقاد را داشته باشی در نتیجه فلان هستی " این کار تهمت است و خروج از عدالت "  این هم نتیجه ورود غیر مجتهدین به خبرگان!!:))

11-                        چتی که من منتشر کرده ام کامل تر است چون تا لحظه آخر و از لحظه اول را درج کرده ام . متن چت را در چند قسمت منتشر می کنم . یا حق.


 
 
 
تبلیغ ویـژه