الله اکبر ، خامنه ای رهبر :: وبلاگ پاسداران ::

یک وبلاگ سیاسی از یک مهندس جوان وزارت دفاع عاشق سپاه A Political blog About Islamic Revolution Reguards

جوابی برای دون کيشوت اينترنت باز ايرانی !! . بخش دوم
ساعت ٤:٠٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٧ اسفند ۱۳۸٤   کلمات کلیدی:

- شما در جمله خود آنجا که آقای وزیر را مخاطب کرده اید ، چه فکری کرده اید که خود را بشکل خاص مطرح کرده و بقول معروف گفته اید دور من یکی را خط بکشید ؟! مگر شما یکی ، فرقی با بقيه دارید ؟

 

3- اصولا قانون بدون ضمانت اجراء مگر معنا هم دارد ؟ قانون بدون ضمانت اجرايي قانون نيست. تعارف است. در مقابل قانون ها دو دسته ادم وجود دارند : آنها که این میثاق اجتماعی را قبول کرده و رعایت می کنند و دیگری ، قانون شکنان . ضمانتهای اجرایی در مقابل عاملان به قانون وضع نشده . درمقابل قانون شکنان وضع می شود. تخطی از قانون کار سختی نیست. اما هزینه های ضمانتهای اجرایی قانون ، آن را محکم می کند ! مگر اینکه شما برای خود رانتهای خاصی قائل باشید که شما را از تقابل با ضمانتهای اجرایی برهاند!! بدانید که ما ، مابقی وبلاگ نویسیها از چنین رانتهایی بهره مند نیستیم ! البته ما حاضر به تخلف از قوانین منطقی هم نیستیم ! اما موضع شما چیز جالبی است که هنوز قانونی تهیه نشده ، دم از مخالفت با آن می زنید و عدم وجود حق قانون گذاری برای دولت جمهوری اسلامی در حوزه سایبرنتیک را مطرح کرده اید. شما در این جمله ، ادعایی حقوقی مطرح می کنید . نه سیاسی. بنا بر این مخاطب شما فقط ضمانتهای اجرایی خواهند بود. بدانید که مانند شما بسیار اقلیتند که قائل به آنارشیزم سایبرنتیکی بوده و هیچ قانونی را برنتابید و دیگران را هم به آنارشیزم دعوت کنند !!

 

4- وقتی شما ، از تیمی که احتمالا می خواهد چنین قانونی را تهیه کند ، اطلاعی ندارید ، از محتوای آن نیز اطلاعی ندارید و اصولا قانون مند شدن این فضا را بر نمی تابید ، دیگر نوشتن این جمله که :" هركسي كه مي‌خواهد درباره اينترنت فكر كند يا براي آن قانون بنويسد، بايد شرايط و حال و هواي فضاي جديد را درك كندو ... " چه معنایی دارد ؟ با درج آن جمله که به عنوان حرف اول وآخر خود " ادعاي محكم و صريح و آشكار من اين است: دولت ايران حق قانون‌گذاري براي فضاي مجازي را ندارد! " ، دیگر چه اهمیتی دارد که اصولا این تیم ، با مبانی سایبرنتیزم آشنا باشد یا نه و اصولا با چه دیدگاهی بنویسد یا ننویسد !! شما اصولا هر نوع قانون نویسی را مردود دانستید ! دیگر چه اهمیتی دارد که یونس شکرخواه یا حتی خود شما را هم به معاضدت و مشاورت بگیرند یا نگیرند ( خصوصا که ادعا کرده اید برایتان خط مشی دولتها و آدمها هم فرقی نمی کند و بین دولت خاتمی و احمدی نژاد هم در این موضوع فرقی قائل نیستید ! ) . پس لطفا این ژست ها را به کناری نهاده و بجای این همه بقول خودتان بحث باصطلاح تئوریک ، همان جمله جزم اندیشانه و آنارشیستیک خود را تکرار کنید و بگویید اصولا من قانون را قبول ندارم ! همین . و برای اینکه صفحه تان پرشود می توانید آن را تکرار کنید یا با فونت بسیار بزرگ بنویسید. این برای شما از تناقضی که اینگونه ، در آن گرفتارید بهتر است !

 

5- با گذر از این موضوع ، باید پرسید منظور شما از این "حال و هوای جدید " چیست که تدوینگران قانون سایبرنتیکی باید آن را درک کنند ؟ اگر منظور شما ، شدت تلاش وسلطه فرهنگ سکولار و لائیک صهیونیستی بر رسانه ها و بشکل اخص ، اینترنت است که ، خب این چیزجدیدی است ؟ اتفاقا این قوانین ، برای جلوگیری بر اعمال سلطه های از بیرون حوزه جغرافیای سیاسی این کشور ، بر منافع ملی ایران ، ننظیم خواهد شد. خواه این ها بشکل سازماندهی شده و با بهره گیری از و بودجه بیگانه صورت گیرد و یا اینکه بشکل داوطلبانه !! ، خود ! جوش ، قربتا الی الله ! وبی جیره و مواجب !!! اتفاقا من هم همین را عرض می کنم و می گویم که اگر کسی ماهیت خوی سلطه طلب استکباری غرب را درک نکند و نتواند درگیر شدن منافع استکبار با منافع ملی ما را با چشمان خود بوضوح ببیند ، حق تعیین و تنظیم مقررات و قانون در این کشور را ندارد !! این چیز جدیدی نیست. اما اگر منظور شما این است که ما نیز به این قوانین تقریبا نانوشته اما در حال اجراء گردن بنهیم وخود را تسلیم آنها بکنیم و بقول شما ، این شرایط را جبونانه، درک کنیم ، شرمنده ، اگر می خواستیم این شرایط !! را درک کنیم ، همان بهتر که انقلاب نمی کردیم ! چون ما شرایط را برای دنیا عوض کردیم وبه شرایط "سلسله مراتب قدرت" پشت کردیم ! پس اگر درگامهای بعدی این مشق شب دیکته شده از بیرون مرزها ، تحت عنوان " شرایط جهانی"، برای ما حجت شود ، اصل انقلاب اسلامی ، نقض غرضی بیش نخواهد بود .

 

6- شما باید توضیح بدهید اصولا چگونه دریافتید که نویسندگان این قانون بدنبال نگاهی از بالا ، یا از پایین ، یا از چپ ، یا از راست ( ویا از هر طرف دیگر !! ) هستند وبعد باید بفرمائید که که چگونه ، یکی از دلائل شما در تحول مفهومی ، "توسعه حجم ارتباطات " ذکر شده و بنا بر نگاه شما ، این توسعه حجم ، دلیل بر ضرورت تغییر جهت نگاه است ؟ یعنی اصولا اگر حجم ارتباطات توسعه نمی یافت ، می توان نگاهی از بالا بر آن داشت وچون حالا این "حجم " بالا رفته جهت نگاه باید تغییر کند ؟ باید در جواب شما گفت ، این حجمی از توسعه ، که امروز به نظر شما "زیاد" می رسد ، بخاطر رشد منطقی تکنولوژی ارتباطات در طول زمان و آینده ، در دنیای آینده آنچنان هم توسعه یافته نیست و دقیقا بنا بر همین قرینه ، ارتباطات گذشته که از نظر شما ، الان بسیار محدود دیده می شود ، در دوران گذشته ، تحولی شگرف بشمار می رفته است. پس این میزان گستردگی حجم ارتباطات ، امری نسبی است. پس چگونه می توان توسعه امروز را دلیل بر تغییر جهت نگرش به موضوع ، متفاوت با گذشته ، و در خلاف جهت ، تلقی کرد ؟

 

7- با وجود اذعان واعتراف شما ، به وجود مفاهیمی همچون " فضاي مجازي، روابط سايبرنتيك، اجتماع مجازي و هويت سايبر " جای تعجب بسیار است که کماکان ، دوست دارید تا با قوانین ومقررات حوزه های غیر سایبرنتیک ، با فضای مجازی تعامل گردد ، درحالیکه خود اذعان دارید که بسیاری از روابط محتول شده اند ونمی توان با مقرراتی که برای حوزه های مختلف حتی رسانه ای ، اما غیر سایبر وضع شده اند ، به حوزه سایبرنتیک توجه داشت. البته این موضوع زمانی عجیب تر خواهد شد که شما اصولا ، دم از ضرورت بی قانونی و تنظیم وضع جنگل ، برای جامعه مجازی بزنید و بر طبل عدم امکان و ضرورت وضع قانون ، برای جامعه ای که در حوزه مجازی بنا شده است بکوبید !

 

8- شما درگیر تناقض بزرگ دیگری نیز هستید ! شما از یکسو از وجود چیزی بنام جامعه مجازی خبر می دهید ، اما از دیگر سو ، این جامعه را بدون نیاز به قانون و مقررات تصور می کنید ! این همانطور که بارها تاکنون گفته ام ، نزدیک ترین تصور از ایدئولوژی آنارشیزم در محیط مجازی است. بدنیست تا موضوع را کمی روشن کنید که چگونه ، معتقدید اصولا نباید در حوزه مجازی ، دست به تقنین زد !

 

9- تناقض کلام شما ، سرتاسر مطلب شما را فرا گرفته . از یکسو ، بر این نکته پافشاری می کنید که دولت ایران حق تقنین در حوزه مجازی را ندارد و از سوی دیگر می گویید که این فضا نیازمند قانون است و " با بازنويسي قانون مطبوعات براي اينترنت، چه مشكلات بزرگي پديد مي‌آيد !! " شما بفرمائید حتی اگر بخواهیم اظهارات شما را ملاک قضاوت در مورد حوزه سایرنتیک گذاریم ، اخر دم خروس را باور کنیم یا قسم حضرت عباس را ؟  


 
 
 
تبلیغ ویـژه