الله اکبر ، خامنه ای رهبر :: وبلاگ پاسداران ::

یک وبلاگ سیاسی از یک مهندس جوان وزارت دفاع عاشق سپاه A Political blog About Islamic Revolution Reguards

جوابی برای دون کيشوت اينترنت باز ايرانی !! . بخش سوم
ساعت ٦:٥٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٧ اسفند ۱۳۸٤   کلمات کلیدی:

10 – با "مطالعه از بالا " !!! ی متن شما ، چیزهای عجیب ، مورد به مورد خود را نشان می دهند ! باز هم مواردی از اثبات این ادعا که شما به آنارشیزم اینترنتی قائلید ! درحالیکه فیلترینگ ، یعنی پالایش اینترنت مطابق با منافع ملی ، در تمام این کره خاکی ، امری معقول ، پذیرفته و منطقی است ، شما دم از این می زنید که اصولا " فيلترينگ همان بازتوليد تكنولوژي تنبيه و مجازات در عرصه مجازي است " !!! البته معلوم نیست حتی اگر ادعای شما درست باشد ، این موضوع چه اشکالی دارد و چرا نباید اگر کسی از خطوط منافع ملی ( بدون توجه به تفاوت تعریف من و شما از منافع ملی ) این بار حوزه سایبرنتیزم ، عبور کرد ، با ضمانتهای اجرایی این خطوط قرمز در منافع ملی ( تکرار می کنم بدون توجه به نظر من و شما در مورد منافع ملی ) مواجه گردد ؟ و اصولا اگر در حوزه سایبرنتیک چنین موضوعی حقیقت دارد ، پس چرا در حوزه حقیقی حقیقت نداشته باشد ؟ پس بیایید تمامی ضمانتهای اجرایی تمامی مولفه های منافع ملی را برداریم و حذف کنیم . چون در اصل موضوع ، تفاوتی بین حوزه سایبرنتیک و غیر آن وجود ندارد و اگر کسی در حوزه غیر سایبرنتیک هم حقی از کسی ( حقیقی یا حقوقی ) ضایع کرد ، خواه بشکل افشای سر کسی ، انتشار دروغی از کسی یا بی آبرو و عفت ساختن کسی ، کسی او را مخاطب " تنبيه و مجازات " قانونی نکند ! این یعنی تئوریزه کردن جامعه بدون قانون ، و پایان دادن به عصر جامعه مدنی !!!

 

11- همانطور که همه می دانیم ، کلمه نظام ، از نظم ، ریشه می گیرد ودر مقابل آن ، لفظ بی نظمی قرار دارد. اصولا اجرای نظم و هر ضابطه ای در یک جامعه مدنی ، نیازمند قدرت است وقدرت نیز در جوامع انسانی منطق سالار ، از رای مردم ، نشات می گیرد. با این توصیف ، معلوم نیست اشکال این که نظام تلاش كند انضباط رفتاري را در حوزه اينترنت هم حاكم كند چیست و اصولا ، چرا کلمه نظم ، از قدرت ، تفکیک شده وفقط در مورد خاصی ، شما نظامی را "نظام قدرت" می نامید ؟ و مشخص نیست کدام نظام مستقر و غیر متزلزل ، از قدرت بی بهره است ! در همین حین ، مشخص نیست که چرا ایجاد انضباط رفتاری ، در جامعه حقیقی ، امری مضموم است که امروز در حوزه سایبرنتکی نیز امری مضموم شمرده شود ؟ آیا اینها همگی نشان از تلاش شما برای تئوریزه کردن جامعه ای بی قانون و بدوی ، و حرکت بسمت یک آنارشیزم بی حد ومرز نیست ؟ آنارشیزمی که از درون یک رسانه مادر (Mass Media) به جامعه هدف، تزریق شود و سطح جامعه حقیقی را نیز به آشوب و بی نظمی و انارشی بکشاند؟!! و در نهایت معلوم نیست که چرا از منظر شما ، تلاش برای اجرای ضوابط و برقراری "انظباط رفتاری " در جوامع انسانی ، تلاشی مغایر با حقوق شهروندان و حقوق انسانی است ؟!! و بطور خلاصه باید پرسید ، علت علاقه شما به بی انطباطی رفتاری در جامعه حقیقی و سایبر ، و تلاش برای تئوریزاسیون آن ، چیست ؟

 

12- باید از شما پرسید ، در مونولوگهایی که در روزنامه ها از خود منتشر کرده اید ، چگونه توانسته اید اثبات کنید که بقول شما " توانايي‌هاي كاربران براي دور زدن فيلترينگ فلسفه وجودي قوانين كنترلي را به سخره مي‌گيرد ؟!" . برای مثال ، تلاش و توان یک دزد ، در بازکردن درب یک گاوصندوق ، چگونه فلسفه گذاردن قفل بر روی گاوصندوق را به زیر سئوال می برد؟!! بهرحال ، هر تکنیکی پاد خود را دارد و تکنولوژیهای دورننده هم پاد خود را دارند . آیا وجود پادتکنیک آنتی فیلترها ، فلسفه وجودی آن را به زیر سئوال می برد ؟! آیا وجود دزد ، فلسفه نصب دزدگیر را به زیر سئوال می برد که اگر اینطور نیست چگونه وجود آنتی فیلتر ، فلسفه وجودی فیلترینگ را به زیر سئوال برده ؟! اتفاقا ، وجود دزد ، فلسفه تدوین و بکارگیری قوانین و ابزارهای کنترلی قوی تر و وجود آنتی فیلتر نیز ، فلسفه وجودی فیلتر را تقویت و بر افزایش دائمی دقت ، کیفیت ، توان ، منطق و فن آوری آن ، مطابق زمان و امکانات پاد خود ، تاکید می کند !! البته اين جدا از اين است که اين " توان " مورد اشاره شما ، مرحمت توان مالی دولت نامحرم ايالات متحده بشکل مستقيم  وغير مستقيم و البته در بخشی از موارد هم نوکری بی جيره مواجب برخی افراد است که خود می دانيد تاسيس يک آنتی فيلتر بدون اسژانسر ممکن نيست والا هزينه ها چگونه جبران شوند ؟؟!

 

13 – برای من روشن نیست منظور آقای پیر حسین لو از " نظام اقتدار " چیست ؟ اگر منظور ، نظامی است که با اقتدار کامل، مستقر است ، از ایشان می پرسم ، بجز نظاماتی که در آستانه فروپاشی قرار دارند ، کدام نظام سیاسی را می شناسید که خود را غیر مقتدر بداند و یا حاضر به حذف اقتدارهای ذاتی و منطقی هر نظام سیاسی باشد ؟ مگر نظام غیر مقتدر هم ، می تواند تاسیس شود ؟ نظام غیر مقتدر فورا فروپاشی خواهد شد. تنها جیزی که اینجا فرق یک نظام با یک نظام را مشخص می کند ، مولفه اقتدار است ، نه خود اقتدار. یکی مولفه اش سیستم امنیتی کا.گ.ب و سیا و موساد است ، دیگری حمایت مردمی ! والا ، همه نظامهای مستقر ، مقتدرند ! شما لطفا یک الگو از یک نظام کاملا مستقر ، اما غیر مقتدر را نشان دهید که مورد تایید خودتان هم باشد !! اما معلوم نیست اگر جمهوری اسلامی ایران یک نظام مقتدر با معنای مد نظر ایشان است ؛ تکلیف دوستان دوم خردادی ، مشارکتی وکارگزارانی ایشان که از ابتدای انقلاب بجز مقاطعی اندک ،آنهم در بعضی بخش ها ، تمامی مصادذ قدرت حاکمیت را اشغال کرده بودند چیست ونقش آنها در این اقتدار چیست ؟ جالب آنجا است که رفتار 8 سال اخیر اقتدارگرایان !! دوم خردادی جای هیچ شک و شبهه ای را در مورد تعلق داشتن آنان به گروهکهای سرکوبگر و توطئه ساز ، برجانگذاشته است !

 

14- چیز دیگری هم داد ازتناقض در رفتار شما و رفقا دارد! شما که نمی توانید به دو جمله متضاد در آن واحد ، اعتقاد داشته باشید وهر دو را صحیح هم بدانید !!! . آخر ، " وجود آنتی فیلتر ها ، نظام را به بازی گرفته و فلسفه وجودی فیلترینگ را هم به زیر سئوال برده " ، یا اینکه " سانسور و خفقان همه جا خصوصا فضای سایبرنتیک را فرا گرفته و هیچ فرصتی برای انتشار حرف ها ، وجود ندارد " ؟ فکر نمی کنید باید بالاخره تکلیف خودتان را مشخص کنید ؟ چون آدم، همه دروغها را باهم نمی تواند بگوید ، آنهم دروغهای متضاد ! . البته ، دروغگو ، چون اصولا کم حافظه است و خدا او را اینگونه قرار داده ، از این خطاها فراوان می کند!!

 

15- اینکه کسی تلاش "ناروا" یی را بعمل بیاورد ، از بیخ کار درستی نیست. اما اگر کسی تلاشی بی پروایانه کرد ، بسته به نوع عمل او ، عملی صحیح یا غلط خواهدبود و یکسره ، بی پروایی دلیل بر غلط بودن یک کار نیست و بلکه گاها ، آنجا که بدست آوردن یک وضعیت دشوار اما گرانبها ، به "بی پروا" یی و جرات و تلاش جدی نیاز داشته باشد ، بی پروایی شرط موفقیت ، مثبت ، مورد سفارش ، تاکید و خصوصا پسندیده ، است ! با این حساب ، نمی توان یک تلاش بی پروا را الزاما تلاشی ناروا دانست ، مگر آنکه ناروایی آن را ثابت کنیم – دقیقا همان کاری که شما نمی کنید ! – و البته انجام یک کار روا ، و صحیح ، با "بی پروا" یی ، امری بسیارمطلوب است. اصولا انجام امورات لازم و واجب و روا ، با "بی پروایی و شجاعت " ، اتفاقا به " نتیجه " می انجامد و این ، "ترس ، دو دلی ، اضطراب و بی جراتی " است که کارهای خوب را هم ، خراب می کند و بشما هم بگویم که اتفاقا به " نظم و مراعات حقوق خصوصی و عمومی منجر می شود . البته هر امر جدیدی دشواریهایی نیز دارد و البته در این میان، ترساندن دولت از مشکلات و دردسرهایی که امثال شما باوجود ادعاهای همیشگی دهان پرکن و گوش فلک کر کن منطقی بودن ، فارغ از هرگونه منطق سدید ، در مسیر انجام وظائف دولت ، برای او فراهم آورده اید ، می آوردید و خواهید آورد ، دلیل و حتی برای زمین گذاردن آن امور واجب نیست ودولت باید بدور از هیاهو ها وتبلیغات ، به فعالیتهای دقیق و علمی لازم برای کشور بپردازد ! در پایان این بخش ذکر می کنم که البته من ، نمی توانم تضمین کنم که که انجام وظائف دولت ، برای آنها که نمی خواهند چرخ این کشور بر مدار آرامش و پیشرفت حقیقی و اعتلای کشور و ارتقاء سطح تمامی مولفه های منافع ملی پیش برود ، "ایجاد مشكلات تودرتو" در پی نداشته باشد !

 

16- گفته اید که شما برای "دولت ایران " حقی برای تقنین در این حوزه قائل نیستید ! پس هزار بار ، معلوم است که شما مشکلی کاملا سیاسی دارید نه حقوقی و فنی وسایبرنتیکی مبتنی بر قواعد علوم حقوق ، ارتباطات و فناوری اطلاعات ! بلکه شما فقط با دولت امروز ایران لج هستید ومشکلی دارید. پس این را همان اول مقاله تان بنویسید وهانطور که گفتم پرده ریا را در نوردید ! به جمع دوستان سیاسی خود ( که البته شما هم از همانها هستید) برگردید و وارد حوزه های تخصصی و علوم منطقی نشوید که " اوردگاه منطق " ، برای شما سیاسیون سکولار ، نه تنها میدان مصاف ، بلکه مردابی بیش نیست. راستی نگفتید که اگر برای "دولت ایران " ، حقی برای برقراری مقررات در حوزه سایبر ایران قائل نیستید ، آیا برای " دولت آمریکا"  برای برقراری مقررات در حوزه سایبر ایران قائلید ؟ و اگر برای آمریکا هم، چنین چیزی قائل نیستید ، پس چرا در حال حاضر مدافع استانداردهایی در حوزه های مختلف علی الخصوص سایبر هستید که توسط آمریکا برای ایران دیکته و اعلام می شود ؟

 

17 – گفته اید " موضعم استدلالي و محكم است و به اين راحتي هم از آن كوتاه نمي‌آيم " پس این همه تناقض را دانه به دانه جواب بدهید و حلی برای آن بتراشید. اما در مورد اینکه احساس کرده اید "یلی در میدان " هستید وباید کسی به "مصاف " شما فرستاده شود باید بشما گفت که بشدت در خواب و خیالید ! شما نباید وضعیت " دون کیشوتی " بیشتر برای خود متصور باشید ، اما البته چه بسا سانچو پانزاهایی که بدنبال نام و نان ، به دنبال امثال شما براه افتاده و در کیش شخصیتی که شما برای خود بپاکرده اید ، غرق گردند . همین که امثال من ، فقط با خواندن همین مطلب ، پاسخ شما را می دهند ، شما و امثال شمارا کفایت می کند و لازم نیست که کسی ، به مصاف !! شما بیاید . مگر کسی همانند خود شما . من شما را به بازگشت به خانه ، از میدان "مصاف " ! نصیحت می کنم و به سانچو (!) های احتمالی هم ، می گویم که دون کیشوت ، آنها را بجای فرستادن به قصر ملکه ، به طویله خواهد فرستاد. پس بهتر است که بدنبال اسب سرکش دون کیشون هیاهو براه نیاندازند و به دروان خوش سرکشی کودکانه خویش ، دلخوش باشند.

 

فعلا. راستی ! هشتاد و پنج میلیون ، چه زود داره خرج می شه ! :)

 


 
 
 
تبلیغ ویـژه