الله اکبر ، خامنه ای رهبر :: وبلاگ پاسداران ::

یک وبلاگ سیاسی از یک مهندس جوان وزارت دفاع عاشق سپاه A Political blog About Islamic Revolution Reguards

چرا غرب ، ضربه می خورد؟
ساعت ۱۱:٢٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۳ فروردین ۱۳۸٥   کلمات کلیدی:

بسم الله .

چیزی فکرم را مشغول کرد و آن اینکه ، چرا غرب تا بحال در تعامل با تهران ، همیشه مجبور – بله ، مجبور- شده است تا همه کارها را از طریق سخت آن پیش ببرد ؟

 

فکری کوتاه ، یادم آورد که مشکل غرب این است که فکر می کند آن راهی که انتخاب کرده ، دارای سرانجام، یا دارای حداقلی از احتمال موفقیت است. اما همیشه با عبور از معبری که در نظرش معتبر می آمده ، با بن بست خاص خود مواجه می شود. خوب. این چگونه رخ می دهد ؟

 

من ، نمونه هایی که معاصر هستند را یادآوری می کنم . ماجرای انقلاب رنگین شکست خورده در آسیای میانه ، ماجراهای سیاسی در ایران وخصوصا این پرونده اتمی ایرانی.

 

من فکر می کنم ، در هنگامی که غرب در حال شکل دهی به برنامه ها و تصمیمات خود است ، نوعی کانال اطلاعاتی از درون مناطق هدف با غرب وجود دارد که به او اطلاعات آلوده می دهد. اما آیا این کانال ، واقعا می خواهد غرب را به درد سر بیاندازد ؟ یا اینکه خودش هم خبر دارد که اطلاعاتی که می دهد غلط است ؟ اصولا چرا خود غرب متوجه غلط بودن این اطلاعات نمی شود؟

 

باور کنید این چند خط که می نویسم و نوشتم ، عین کشف وشهود ، همین الان دارم فکر می کنم . هرچی که سوالات را از خودم بهتر می پرسم ، جوابها را هم بهتر می گیرم .

 

بله ، کجا بودیم ؟ آها .

اینجا که ، کانال اطلاعاتی بومی مورد اطمینان غرب ، غرب را به اطلاعات و ارزابی های غلط ، آلوده می کنند . خب. اولین سئوال مرحله بعد. اینها کی هستند ؟ یعنی این کانالهای ارتباطی واطلاعاتی مورد اطمینان غرب چه هویتی دارند ؟

 

خوب جواب این سئوال باید بسیار ساده باشد. پاسخی ساده که از همین الان می بینم در جواب مسئله نهایی ، بسیار موثر است. جواب این سئوال این است : همان نیروهایی که دارای فرهنگ سیاسی و اجتماعی غربی هستندو تربیت سیاسی اجتماعی وفرهنگی غربی دارند.

مسلما ، کسی جز این نیروها ، مورد اعتماد غرب نیستند. کسانی که با دستگاه فکری غربی فکر می کنند ، فرهنگ پایه فلسفی غربی را در ذهن خود پایه کارده اند ، استانداردها و معیارهای غربی زندگی ، مانند دموکراسی ، رفاه و آزادیهای فردی و مدنی غربی ، چهارچوبه ذهن آنها را شکل داده و قس علیهذا.

 

خوب. اینها چه اطلاعاتی به غرب می دهند ؟ چرا این اطلاعات آلوده هستند ؟ چرا غرب متوجه آلودگی این اطلاعات نمی شود ؟

 

شاید عجیب باشد اینکه فکر می کنم در پاسخ به این سئوال که "اینها چه اطلاعاتی به غرب می دهند " باید بعد از پاسخ دادن به سئوال "علت آلودگی و علت عدم توجه غرب به این موضوع " جواب بدهم.

 

اولا ، این اطلاعات الزاما بشکل مستقیم ، مثل یک بسته اطلاعات جاسوسی ، به غرب تحویل نمی شود ، بلکه تعاملات و اطلاعات منتشره از تحرکات و فعالیتها ، اظهار نظر ها و اخبار تولید شده پیرامون این نیروها هم، در ارزیابی فضای پیرامون این نیرو ها در ارزابی کیفیت و صحت و سقم اطلاعات منتشره و دریافتی از آنها موثر است. بنا بر این ، جریان ، یک ارزیابی  و ارتباط دائمی است نه یک ارتباط کاملا پنهان و سری دفعی . بنا بر این ، وضعیت بشکلی نیست که غرب ، احساس نوعی عملیات برای آلوگی عمدی اطلاعاتی کند. چون ، جریان را کاملا زیر نظر دارد و اساسا آن را خود راسا هدایت می کند .

 

دوما ، این اطلاعات ، توسط منابعی تولید شده و در اختیار غرب قرار می گیرند که بشدت به غرب اعتماد دارند. یعنی این نیرو ها هرگز قصدی برای وارد کردن یک ضربه به بدنه سیستم های حاکم در غرب ندارد .چه بسا که قصد تضعیف سیستم مبداء خود را نیز دارند. این نوع اعتماد نیز ، بخشی ایدئولوژیک و بخضی ، سیاسی و لایه روشنی نیز ، مادی و اتفاقا بخشی نیز روانی است. یعنی بصراحت ، وابستگی و دلبستگی ها و اعتقادات ایدئولوژیک ، وابستگی ها، الودگیها و نیازهای مالی و عقده ها و احساسات شخصی و گروهی روانی عامل به استخدام در آمدن با جیره و مواجب، یا بی جیره و مواجب این نیروها شده و این وابستگی ها، باعث شده است تا بین غرب و این نیرو ها ، یک ارتباط قوی با اعتماد کافی ایجاد گردد. هرچند هرچقدر سطح این اعتماد بالا باشد ، باز غرب از مراقبت دائمی وارزیابی پیوسته این ارتباطات غافل نمی ماند . برای نمونه از فاکتور های وابستگی ایدئولوژیک ، می توان به اعتماد داشتن به تحلیل ها و اخبار رسانه های بیگانه اشاره نمود . این عناصر ، کسانی هستند که دائما در معرض تحلیل ها و تبلیغات و فضاسازی خود غرب قرار دارند.

 

سوما ، با مشخصاتی که از رابطه غرب و این عناصر گفتیم ، ذکر این نکته هم ضروری است که به دلایلی روشن که ذکر خواهم کرد ، این اطلاعات بشدت به اطلاعات و ارزابی ها وتحلیل هایی شباهت دارند که غرب انتظار آنها را داشته و شاید نسبت به آنها تمایل نیز داشته باشد. بنا بر این ، این اطلاعات ، نه تنها حساسیت غرب را بر نمی انگیزد ، بلکه توجه مثبت غرب را نیز ، بی می انگیزد.

 

چهارما ، این اطلاعات و تحلیل ها ، از آنجا که توسط عناصری تولید میشوند که دارای فرهنگ و تفکر غرب محور هستند ، اصولا تضادی با معیارهای غرب ندارند و دقیقا برای همین ، دقیقا در دستگاه غرب ، منطقی نیز بنظر می رسند. یعنی اگر یک کارشناس رسمی غربی نیز می خواست تحلیل و اطلاعات خود از وضعیت مد نظر را ارائه دهد،  دقیقا همین تحلیل را در همان شرایط منتقل می کرد.

 

حالا شاید موقع آن باشد که از خودمان بپرسیم ، اینها چه اطلاعاتی به غرب می دهند . من اینجا ضرورت می دانم تا اول از خودم بپرسم : سئوالات چیستند . یعنی غرب دقیقا چه چیزی را می خواهد بداند؟

 

یکی از چیزهایی که غرب همیشه می خواهد بداند این است که تبلیغات و جنگ روانی و جنگ اطلاعات براه افتاده توسط غرب ، تا چه عمقی از منطقه هدف نفوذ کرده و چقدر تاثیر داشته است و آیا در جامعه هدف رسوخ کرده و یا نه . آنچنان که در جوامع هدف غرب حداقل در آسیا مرسوم است ، عناصر وابسته به غرب ، هرگز به خود زحمت ارزیابی دقیق نظر مردم را نمی دهند و در فرصتهایی که ممکن است بدست بیاورند ، به جعل نظر مردم در راستای ایدئولوژی و منویات و علاقمندیهای خود هم دست می زنند.

 

البته این موضوع ، خود علتهای مختلف دارد. یکی دلائل ضعف شخصیتی و روانی شخصی دارد ودیگری دلائل مادی و شاید دلائل دیگر. اما آنچه که مهم است ، نتیجه است و آن اینکه ، این عناصر ، عمدتا از وضعیت افکار عمومی اصلی جوامع خود بی خبر هستند و صرفا به آنچه اعتقاد دارند که می خواهند داسته باشند. در بدترین حالات هم که وضعیت افکار عمومی بشدت متناقض با تمایلات آن ها باشد ، با لجاجت بی معنا و عمدتا بنظر من ، بر آمده از دلایل روانی وشخصیتی ، به انکار یا تخفیف و تحقیر این نتایج می پردازند و آن را به توده ای بودن نتایج ، عوام بودن جامعه ، عقب مانده بودن جامعه ، عدم توسعه یافتگی و ... نسبت داده  واز توجه به آن استنکاف می کنند.

 

امروز ، رامسفلد ، رسما از هرگونه اظهار نظر در مورد این موضوع ( تکمیل چرخه بومی سوخت در ایران ) خودداری کرده و گفته است که من ترجیح می دهم سخنان کارشناسان در این زمینه را بشنوم . این یعنی قرار گرفتن در یک شرایط برآورد نشده.

و اما جوابی که غری همیشه می گیرد چیست؟ بر این اساس و خصوصا با توجه به بندهای اول تا چهارم مذکور ، روشن است که جوابی که غرب همیشه خواهد شنید ، یک چیز خواهد بود : هرجه شدت تبلیغات غرب بالاتر رود ، جواب دریافتی از این دست و غلیظ تر خواهد بود: " بله ! تبلیغات موثرند. کسی با حاکمیت هدف نیست. آرمانهای او متروک و فراموش شده و او تنها است. امروز همه چیز مهیا است  و ... " و هیچگاه، غرب اطلاعاتی بر خلاف این ، دریافت نمی کند. این نکته را از من بهتر ، خود کارشناسان دستگاههای اطلاعاتی وسیاسی غربی می توانند تایید کنند که وضعیت اطلاعاتی دریافتی از درون جوامع هدف و عناصر متمایل ، هیچگاه ، بدون وجود حتی یک مورد نقیض ، با این وضع ، تفاوت نداشته است.

 

اینگونه است که غرب ، همیشه آنچه را بعنوان " اطلاعات حساس" دریاقت می کند که خود بعنوان " جنگ روانی" تبلیغ کرده اند. یعنی منابع اطلاعاتی اجتماعی و سیاسی غرب ، همان قربانیان اصلی جنگ روانی او هستند واین یعنی یک سیکل آلوده خبری و اطلاعاتی.

 

بعضی مواقع ، غرب می فهمد که این نوع داد های مستقیم ، هیچ ارزشی ندارد و یا اینکه باید دست بکار شد و اطلاعات اصلی را بدست آورد. در اینجا است که ما با چیزی مثل نظرسنجی ای مواجه میشویم که چند سال پیش از دوم خردادیها قوی قضائیه کشف کرد و روشن شد که یک موسسه نظرسنجی وابسته به دوستان دوم خردادی ، در حال ارزیابی و گزارش نظرات مردم ایران "این بار با فرمول غربی " و با روش دقیق هستند . البته این بار ، چون موضوع پول هم در میان بوده و اطلاعات ، رسما به فروش رسیده بودند ، می توان انتظار داشت روش عمل و فرمول غربی این بار کاملا رعایت شود و نتیجه آن شد که آمریکا متوهج شد در خاورمیانه بشدت منفور است. اما غرب نتوانست تجربه موسسه اطلاعاتی گالوپ در جهان را مجدد تکرار کرد ه و یا هرچند وقت یکبار ، بررسی کند. برای همین ، منبع آمریکا و غرب ، کماکان همان منبع سنتی غرب در مناطق هدف است . منابعی همچون آنانیکه امروز ، با شنیدن خبر تکمیل چرخه سوخت هسته ای ، غزل جنگ و ترس می خوانند . این یعنی همان تبلیغات نئوکانسرواتورهای غربی . اینجا داده تبلبغاتی ، تبدیل به ایدئولوژی و فکر و ایده شده است !!!

 

اینجا است که غرب به اشتباه می افتد . این داده معیوب ، که چیزی جز محصولات بیمارگون و خطرناک جنگ روانی سیستم های خبری غربی نیست ، از طریق سیستماهی دیپلماتیک و اطلاعاتی ، مجددا جمع آوری شده و به خورد سیستم تصمیم ساز غرب می رود. و در نهایت ، غرب ، همیشه فکر می کند که در حال پیشروی است و نهایت ، خود را در یک میدان مین ، گرفتار می بیند. موضوع ، از سر سخت آن ، پیگیری می شود و هزینه هایی به غرب تحمیل می شود که اصلا در محاسبات غرب ، وقوع آنها پیش بینی نشده است. برای نمونه ؛ امروز ، رامسفلد ، رسما از هرگونه اظهار نظر در مورد این موضوع خودداری کرده و گفته است که من ترجیح می دهم سخنان کارشناسان در این زمینه را بشنوم . این یعنی قرار گرفتن در یک شرایط برآورد نشده .

 

غرب ، بد نیست خود را از این مخمصه رها کند! همین . :)


 
 
 
تبلیغ ویـژه