الله اکبر ، خامنه ای رهبر :: وبلاگ پاسداران ::

یک وبلاگ سیاسی از یک مهندس جوان وزارت دفاع عاشق سپاه A Political blog About Islamic Revolution Reguards

الزرقاوی ، سوژه علمی تخيلی ديروز ، امروز و فردا
ساعت ٧:٥٩ ‎ب.ظ روز شنبه ۳ تیر ۱۳۸٥   کلمات کلیدی:

نظر شما در مورد اطلاعاتی که  الاتحاد الاشتراکيه ( 10 تا 12 ژوئن 2006  ) منتشر کرده چیست ؟ رد پای آمریکا و اسرائیل در هدایت و سازماندهی و برنامه ریزی القاعده ، در این اطلاعات بطور کامل مخفی شده و آمريکا از بسیاری اتفاقات نیز مبرا گردیده است ، اما این مطلب ، نکات جالبی را نیز مطرح می کند و مهمترین آن اینکه الزرقاوی ، یک بی دین بود ، نه یک مومن انقلابی و استشهادی!

 

اینجاست که خلا اطلاعات پيرامون رد پای سازمانهای جاسوسی در همین جا کاملا احساس می شود ! بعد از اینکه مطلب را خواندیم ، نکاتی را که به ذهنم رسیده هم درج می کنم . بازتاب دیوانه ترین سایت اینترنتی ایرانی است. سایتی که چنین مطلب زهرآگینی را - که بیشتر به یک داستان علمی تخیلی بسیار کم مایه می ماند - بدون نقد و پا نوشت ، منتشر می کند اما از درج جوابیه برای خبر یک نهاد داخلی ، یک روز هم غفلت نمی کند ! 

بامداد 18 خرداد 85، تمامي رسانه‌هاي صوتي و تصويري جهان، برنامه‌هاي عادي خود را قطع کردند تا خبر فوري قتل “ابومصعب الزرقاوى”، رهبر “القاعده” در عراق را اعلام کنند. بعضي شبکه‌هاي خبري مانند “بي.بي.سي”‌، “الجزيره” و “سي.ان.ان” تمام روز فقط برنامه ويژه در اين خصوص داشتند**. فردي که تا سه سال قبل هيچ رسانه‌اي از او نام نبرده بود. او که بود و چه اهميتي براي جهان داشت؟

 

20 اکتبر 1996، فردي با نام “احمد فاصل النزال الخلايه” به جمعيت **فقيرنشين شهر “الزرقا” در اردن اضافه شد.

 

**او بر بازوان و دست‌هايش تصاوير زننده‌اي را خالکوبي نموده و با زورگيري امرار معاش مي‌نمود. چند بار به جرم چاقوکشي، زورگيري، سرقت، مواد مخدر و تجاوز ناموسي دستگير شد

“خلايه” يک ايل بدوي بودند که دو نسل قبل به اردن مهاجرت نمودند. او به همراه هفت خواهر و برادرش در يك خانواده متوسط و سنتي در نزديک قبرستان شهرداري بزرگ شد. سال اول دبيرستان را در يک مدرسه وابسته به سازمان ملل ـ که براي آوارگان فلسطين برپا شده بود ـ درس خواند و با معدل 10، فردي ناشايسته تشخيص داده شد. وي چند سال بعد را به پرسه‌زني در محله قبرستان گذراند. او فردي ستيزه‌جو بود و همواره سرش براي زدوخورد و دعوا درد مي‌کرد. او را هيچ‌کس براي کار نمي‌پذيرفت، هيچ حرفه‌اي بيشتر از دو ماه او را تحمل نکرد.

 

در سال 1983 عازم سربازي شد. با بازگشت او به زرقاو، مجددا دردسرهاي فراواني براي اين شهر کوچک و جريمه‌هاي نقدي فراواني براي خانواده‌اش به ارمغان آورد. او بر بازوان و دست‌هايش تصاوير زننده‌اي را خالکوبي نموده و با زورگيري امرار معاش مي‌نمود. **چند بار به جرم چاقوکشي، زورگيري، سرقت، مواد مخدر و تجاوز ناموسي دستگير شد تا اين‌که روزي نداي کمک به مجاهدان افغانستان، از مسجد “الفلاح”، افکار او را متوجه عزيمت به افغانستان و پيکار با شوروي نمود.

 

او **تحت تاثير چند دوست جوان فلسطيني، سرانجام در سال 1989 از طريق پيشاور و با کمک دفتر “بيت انصار” به افغانستان عزيمت نمود. او در حيات‌آباد پيشاور مستقر شد و **در آنجا با اسامه بن‌لادن آشنا گرديد که به تازگي گروه “القاعده” را برپا نموده بود. اين جوان جوياي نام به خانه‌هاي عبدالله عزام، گلبدين حکمتيار و ابومحمد مقدسي رفت‌وآمد نمود و دفتر خدمات رساني مجاهدين وي را به همراه يک گروه مسلح به خوست در شرق افغانستان فرستاد. اما قبل از هر گونه درگير شدن اين گروه مسلح، **در اين زمان شوروي نيروهايش را از افغانستان خارج نمود و اين شهر نيز بدون درگيري در اختيار مجاهدين قرار گرفت. ديدارهاي بعدي او با جنگجويان عرب و بويژه با با اردني‌ها و در راس آن ابومحمد المقدسي تاثير زيادي در افکار سلفي برجاي گذاشت. المقدسي و **بن لادن تمامي کمک‌هاي مالي خود را تا اين زمان از عربستان و تسليحات پيشرفته نظامي مانند موشکهاي استينگر و وسائل ارتباطي را ازسازمان سيا و يا از ارتش آمريکا دريافت مي‌کردند. آنها در اين زمان آنقدر خودرو، ماشين‌هاي ترابري و تسليحات و جنگ افزار پيشرفته در اختيار داشتند که قادر بودند يک دولت برپا سازند.

 

او با يک ماشين جيپ کار هماهنگي بين جبهه شمال غرب تا جنوب غربي افغانستان و در مرزهاي ايران را هماهنگي مي‌کرد و خاطرات و مقالات عرب‌ها را جمع آوري و در مجله مجاهدين عرب به نام “بنيان مرصوص” به چاپ مي‌رساند. با خروج شوروي از افغانستان دامنه اختلاف در ميان مجاهدين و عرب افغانها هم بارز تر شد تا اينکه عبدالله عزام توسط جناح رقيب ( بن لادن) به قتل رسيد. زرقاوي در اين ميان طرفدار جناح سياف و گروه پشتون‌ها و گلبدين حکمتيار شد حکمتيار ارتجاعي ترين جناح مجاهدين بود و بعدها بعد از شکست تورابورا توانست زرقاوي و عده ديگري را **از طريق عوامل افغاني در ايران با گذرنامه جعلي از طريق ايران به عراق بفرستد

 

از تخم‌مرغ دزدي تا **هواپيماربايي

زرقاوي علي رغم اينکه کانديد عزيمت به **جبهه بوسني‌وهرزگوين شده بود، در سال 1993 با افکاري ماليخوليايي به نام سلفي جهادي به اردن بازگشت و ضمن فعاليت در مسجد الفلاح گروهى بنيادگرا با هدف استقرار نظام امارات اسلامى در آن كشور برپا كرد. قتل يک مامور اردني و قتل يعقوب زيادالدين، رئيس حزب کمونيست اردن از جمله اقدامات او بود. او طرح هواپيما ربايي و همچنين ترور پادشاه را در سر داشت.

 

1994 به اتهام تلاش براى براندازى نظام حكومتى اردن و **تشكيل خلافت اسلامى به پانزده سال زندان محكوم شد. در سال 1999 پس از مرگ شاه حسين به همراه سه هزار زنداني **مورد عفو شاهانه عبدالله اردن قرار گرفت و از زندان سواقه آزاد شد و با گذرنامه جعلي با نام احمد المجالي در سال 1999 پس از آزادى از اردن گريخت، به افغانستان بازگشت و در آنجا مجددا با “اسامه بن لادن” رهبر شبكه القاعده ارتباط برقرار كرد. در اين زمان **پاکستان تحت فشار آمريکا قرار داشت تا عرب افغانها را تحت کنترل درآورد و عوامل انفجارهاي سفارت آمريکا در کنيا و تانزانيا را شناسايي نمايد در نتيجه زرقاوي از جمله افراد دستگير شده در پيشاور بود که بدليل عدم شناسايي پس از 8 روز آزاد شد و بلافاصله به افغانستان طالبان عزيمت نمود.

 

در اين رابطه همسر کريم مجاطي (**رهبر مقتول القاعده در عربستان) که از طريق **مادريد- تهران – مشهد به اسلام قلعه رفته بود، به “الشرق‌الاوسط” گفته بود: **يک روز قبل از 11 سپتامبر به زنان مجاهدين خبر دادند که حادثه مهمي در حال انجام است و زنان بايد سريعا شهر را ترک و بسوي مرز پاکستان عزيمت نمايند. با زنان و کودکان در حال عزيمت به محل اختفا بوديم براي نماز عصر آماده مي‌شديم که خبر انفجار‌هاي آمريکا از راديو اعلام شد و ما بسيار شادي کرديم.

 

زرقاوي در کابل، طالبان سومين همسر خود را که دختر 13 ساله محمد جراد (**مبتکر انفجار کربلا و قتل محمد باقر حکيم ) بود برگزيد در سال 2003 نيز همسري عراقي انتخاب نمود. او در اين زمان رهبري يک گروه 40 نفره از عرب افغانها را بر عهده داشت. به دستور بن لادن و ابوزبيده اردني، وي عازم هرات در مرز ايران شد.

 

زرقاوى در اين دوران يك اردوگاه آموزشى براى نظاميان در هرات در غرب افغانستان برپا كرد منطقه‌اي که عرب افغانها در آنجا بسيار کم بودند كسانى كه در اين اردوگاه آموزش مى ديدند عموماً در **توليد و استفاده از گازهاى سمى تخصص پيدا مى كردند.

 

در سال 2000 عده زيادي از عربها همانند دوره شوروي مجددا به افغانستان عزيمت نمودند تا اين بار با شيطان بزرگ بجنگند در هرات عربهايي از 18 کشور تحت نظر زرقاوي آموزش رزمي مي‌ديدند. **محل آموزش، نامي پوششي بنام “ مدرسه ديني توحيد و جهاد” داشت. دغلاس، خالد العروي، عصام يوسف، ابو حمزه عزمي، عبدالفتاح يوسف الجوز از ديگر افراد بارز اين پادگان بودند. او شديدا شهرت و قدرت طلب بود و مايل به اطاعت از ديگران نبود اما نياز شديد مالي وي را مجبور مي‌ساخت که از بن لادن اطاعت کند.

 

اواخر سال 2001 پس از حمله آمريكا به افغانستان و سرنگونى حكومت طالبان سرزمين طالبان براي القاعده به جهنمي تبديل شد در نتيجه زرقاوي، ابوزبيده، سيف العدل، رمزي بن الشيبه تصميم گرفتند که از افغانستان گريخته و به عراق بروند گروه توحيد در آلمان و همچنين گلبدين حکمتيار **وسيله سفر اين جماعت را از طريق ايران و بطور سري فراهم کردند تلفن پيشرفته‌اي که از طريق ماهواره کار مي‌کرد گذرنامه جعلي، وسايل پيشرفته ديگر و 40 هزار دلار  هديه خانه تيمي‌ هامبورگ به اين گروه بود.

 

او خود را به گروه سلفي ملا کريکار در کردستان در عراق رساند سپس به سوريه رفت و مجددا به کردستان بازگشت. در کردستان ملا کريکار **حمايت مالي قابل توجهي که از خليج فارس مي‌رسيد، در اختيار داشت زرقاوي توانست با کمک مالي ملا کريکار و با تشكيل گروه شورشى “توحيد و جهاد” **عمليات ضدآمريكايى را آغاز کند ملا کريکار 6 سپتامبر 2002 در ايران دستگير و به آمستردام ديپورت شد در آنجا وي دستگير و13 ژانويه 2003 تحويل نروژ گرديد پس از مدتي **بدليل ضديت با جهاد عليه آمريکا از زندان آزاد شد. در کردستان طي اجتماعي که 14 نفر از رهبران انصارالاسلام حضور داشتند ( اين گروه از ميان عرب افغانها و کردها حدود 600 نفر ستيزه جو داشت) ملا کريکار به جرم خيانت از رهبري انصارالاسلام برکنار و زرقاوي به رهبري گروه که نام توحيد و جهاد گرفت برگزيده شد. ملا کريکار بعدها به “الشرق‌الاوسط “ گفت که با رهبران القاعده در افغانستان ملاقات نمود( دهه 90) اما القاعده حاضر به هيچگونه کمکي به وي نشدند و يکي از شيوخ عرب به وي اظهار داشت: ما نمي توانيم به تو کمک کنيم که عليه صدام بجنگي ! اگر عليه ايران بجنگي به تو کمک مالي مي‌کنيم.

 

زرقاوي وحشيانه ترين اسلوب را در پيش گرفت. گروگان‌گيري و بريدن سر آنها و نمايش فيلم آنها در وب سايت مربوطه، او شخصا با شمشير سر يک مهندس عراقي را **به جرم شيعه بودن بريد. يک آمريکايي نيز با دستان اين سوپرمن سربريده شد. در اين زمان بود که براي اولين بار پاول و سپس بوش از زرقاوي سخن به ميان آوردند و کم کم رسانه‌هاي آمريکايي از وي سوپرمن ساختند. خود زرقاوي نيز در آخرين فيلم تبليغاتي ژست ترميناتور و سوپرمن آمريکايي را به خود گرفته بود.

 

آگوست 2003 : گروه زرقاوى با نام “توحيد و جهاد” طى اولين عمليات‌هاى خود در عراق، حملات انتحارى به دفتر سازمان ملل در بغداد که به کشته شدن 30 نفر ديپلمات و حرم امام على(ع) در شهر نجف که به کشته شدن دهها نفر منجر شد را سازماندهى كردند.

 

مارس 2004 : در حمله گروه زرقاوى به شيعيان كربلا و يكى از مساجد شيعه در بغداد در روز عاشورا بيش از صدها  نفر كشته شدند. زرقاوي مسئول قتل بيش از دو هزار جوان عراقي است که بدنبال کار بودند

 

اكتبر: زرقاوى با اظهار وفادارى نسبت به بن لادن نام گروهش را به “القاعده” در عراق تغيير داد.

“نيكلاس برگ” “يوجين آرمسترانگ” گروگان آمريكايى سر بريده شدند و کمي بعد گروه زرقاوى ويدئوى آن را منتشر كرد.

آمريکا 25 ميليون دلار براي سر او جايزه تعيين نمود.

 

نوامبر 2005: سه حمله انتحارى در دو هتل در شهر امان، پايتخت اردن باعث كشته شدن چند نفر از حاضران در مراسم عروسي شد.

 

رهبر القاعده در عراق با به كارگيرى تاكتيك سر بريدن، فصل جديدى را در مبارزه شبه نظاميان عليه نيروهاى آمريكا در عراق گشود. از همه مهمتر اين‌كه او جنگ قومى ميان سنى‌ها و شيعيان عراق را به هدف اصلى خود در اين كشور تبديل كرد.

 

زرقاوي با انفجارهاي عاشورا و تاسوعا و انفجار اماکن مقدسي همچون کاظمين، مبتکر تشويق جنگ مذهبي در عراق بود اگر درايت، گذشت و صبر رهبران شيعه عراق و هوشياري سني‌هاي ميانه رو نبود، امروز عراق به حمامي از خون مذهب عليه مذهب تبديل شده بود.

 

زرقاوى چگونه لو رفت؟

كشته شدن ابومصعب زرقاوى صرف نظر از واكنش‌هاى متفاوت نسبت به آن، **براى نظاميان آمريكايى و سازمان‌هاى اطلاعاتى اين كشور در عراق يك پيروزى بزرگ به حساب مي‌آيد. نحوه کشته شدن زرقاوي از بعد رواني پيروزي بزرگي بود زيرا **نشان داد که سازمانهاي جاسوسي توانايي آن را دارند که در ميان مخوف ترين سازمانهاي تروريستي نيز نفوذ نمايند.

 

از سوي ديگر شناسايي محل اين خونخوار بزرگ، امکان پذير نبود، مگر با نفوذ در ميان افراد گروه و همچنين همکاري عشاير و شيوخ منطقه و اين نشان مي‌دهد که بسياري از افراد درون القاعده از وحشي گري‌هاي زرقاوي به ستوه آمده بودند بنا براين با قتل زرقاوي از ميزان وحشي گري و بي رحمي‌هايي که شيوه مبارزه زرقاوي بود کاسته خواهد شد. **محل زرقاوي را نيروهاي نفوذي اردن شناسايي کردند سپس آمريكايى‌ها شيخ الرحمن يكى از مشاوران و معتمدان زرقاوى را ردگيرى كردند. آنها خبر داشتند كه الرحمن ساعت 6:15 دقيقه بعدازظهر 17 خرداد در خانه متروكه در منطقه “هب هب” با زرقاوى ديدار مى كند. خانه را با دو بمب 500 پوندى مورد حمله قرار دادند. سربازان هفت جسد را در خانه يافتند. زرقاوى، الرحمن، دو مرد ديگر و **زن فلسطيني زرقاوي نيز جزو کشته شدگان بود. اين چنين به زندگي ضحاک ماربدوش عراق پايان داده شد. فردي که به نفرت انگيزترين چهره در ميان مردم عراق تبديل شد. تاريخ خاورميانه آدمهاي خونريز و جلاد زياد به خود ديده است کساني که از سرهاي بريده مناره مي‌ساختند و از چشمان بريده گردنبند اما اين جنايتکار موجود ديگري بود. **فردي که نامش در کنار ضحاک افسانه خواهد شد.

 

مرگ اين جلاد در ميان مدت **به كاهش درگيرى‌هاى قومى نيز كمك خواهد كرد.از سوى ديگر روند جذب نيرو در عراق نيز كه توسط امير القاعده در اين كشور پيگيرى مى‌شد، مختل خواهد شد. اگرچه آمريكايى‌ها براى كوچك نشان دادن اشتباهات خود در عراق تاكنون تلاش كرده اند كه توان عمل زرقاوى را بزرگ نمايى كنند، اما بديهى است كه تاثير پيشينه و بدعت‌هاى وى در مبارزه عليه نيروهاى آمريكايى بر شهرتش در ميان مسلمانان تندرو قابل انكار نيست.

 

به گفته ژنرال كالدول، ارتش آمريكا با صرف زمان بسيار زيادى در طول چندهفته به جمع آورى و تحليل اطلاعات از طريق منابع انسانى، تجهيزات الكترونيكى و ماموريت‌هاى اطلاعات اين عمليات را به مرحله اجرايى و عملياتى رسانده بودند. وى همچنين اعلام كرد كه يك منبع اطلاعاتى فعال در گروه زرقاوى كه با ارتش همكارى كرده است، رد عبدالرحمن مشاور زرقاوى را در اختيار نيروهاى امنيتى قرار داده بود. ارتش آمريكا تاكنون به 17 خانه امن محل اقامت زرقاوى حمله كرده و هيچ يك از اين حملات در زمان حضور وى در خانه‌هاى مذكور صورت نگرفته بود.

 

زرقاوى و يارانش به دليل اين‌كه مى دانستند به راحتي مى توان تلفن همراه را رديابى كرد، هرگز از تلفن همراه استفاده نمى‌كرده‌اند. **در عوض آنها از تلفن ماهواره‌اى موسوم به “ثريا” كه ردگيرى آنها بسيار مشكل است براى برقرارى ارتباط با يكديگر استفاده مى كردند.

 

مقامات عراقى نيز در مورد نحوه رديابى زرقاوى و قتل وى از اين عنوان كه “زرقاوى را ياران خودش فروختند” استفاده كردند. گفتنى است مقامات اطلاعاتى دولت اردن نيز با تاييد خبر همکاري يكى از ياران زرقاوى به اين نكته اشاره كردند كه ماموران امنيتى اردن نيز در اين عمليات با نيروهاى آمريكايى همكارى داشته‌اند.

 

**اين عاقبت جنايتکاري بود که هيچگاه رودروي نظاميان آمريکا نجنگيد بلکه تخصص او کشتن افراد بي گناه از کودک، پير و جوانان جوياي کار گرفته تا زوار اماکن مقدسه، ديپلمات، پزشک و پرستار بود.

 

منابع: الاتحاد الاشتراکيه 10 تا 12 ژوئن 2006 سعيد عاهد

القدس العربيه 9 ژوئن 2006 شماره 5297 بسام البدارين

ترجمه تهيه و تنظيم: محمد عجم

 

پیدا کنیم ربط بین آی بی.بی. و بی.بی.جی دولت آمرکیا را با بازتاب !**پی نوشت ها :

-          عجیب ترین مطلبی که در عمرم خوانده بودم شاید همین مطلب باشد ! پر ار تناقض و آلودگی خبری ! آن چیزی که در این خبر نمی یابید، آن چیزی است که واقعیت حتمی دارد و همه می دانیم . اما آن چیزی دیده می شود که مشکوک و نامعلوم است و همه گی شبیه یک داستان مارکوپولو ، یا یک داستان علمی تخیلی ضعیف هستند. بازتاب هم که متاسفانه عشق برخی از دوستان ما است ، در حماقتی مثال زدنی ، کل این داستان فضایی را بدون کم و کاست ، منتقل می کند و به هیچ نکته ای در بین آن مشکوک نمی شود ، یا اینکه اصلا خود را در این قضیبه مسئول نمی داند !

-          به گوشه هایی از آنچه که فهمیدم اشاره می کنم :

 

فکر می کنم بهتر باشد به نکات مثبت این داستان ، چون بسیار کم تر هستند اول بپردازم . این نکات مثبت هم ، دیگر به حدی از آشکاری و روشن بودن رسیده اند که کسی نمی تواند آنها را حذف کند. پس در این داستان هم گنجانده شده اند:

 

§          اعتراف به اینکه الزرقاوی به هیچ وجه یک کاراکتر مذهبی با آمال و آرزوها و منش و روش دینی نبوده و بقول نویسنده این داستان ، "چند بار به جرم چاقوکشي، زورگيري، سرقت، مواد مخدر و تجاوز ناموسي دستگير شده " بود. . یعنی الزقاوی تنها چیزی که نبود ، یک عنصر استشهادی است !

§          اعتراف صریح به اینکه الزرقاوی با تنها کسی که نجنگید ، ارتش آمریکا بود و "هيچگاه رودروي نظاميان آمريکا نجنگيد بلکه تخصص او کشتن افراد بي گناه از کودک، پير و جوانان جوياي کار گرفته تا زوار اماکن مقدسه، ديپلمات، پزشک و پرستار بود ". او اصلا به ارتش آمریکا کاری نداشت ! او برای توجیه اقداماتش فتوا هم از خودش صادر می کرد ! در این زمینه مطلب روشن و بسیار بدیهی است . این ذوش عمل کل القاعده در کل جهان است. القاعده به تنها چیزی که حمله نمی کند ، منافع غرب است!

 

o          و حالا نکات عجیب ماجرا !

§      سعی در چپاندن القاعده در میان صفوف مجاهدین افغان مبارز علیه شوروری و ساختن تاريخچخ نيم قرنه برای اين گروه حداکثر ۱۰ ساله !

§          سعی در دخیل کردن بی سر و صدای ایران در فعالیتهای القاعده !

§          رد انجام انفجار منجر به شهادت شهید حکیم توسط آمریکا و انتصاب صریح آن به القاعده و الزرقاوی !

§          سعی در بی دین و بی اصالت جلوه دادن مسلمانان مبارز علیه آمرکیا در سرتاسر جهان . اینجا ماجرا فوق العاده شبیه فیلم siege است. نکات دیگری هم این شباهت را تشدید می کند که خواهم گفت.

§          طرح ادعای تحت تعقیب بودن الزرقاوی توسط آمریکا و عدم اطلاع آمریکا از محل اختفای وی . این درحالیست که منابع عراقی بصراحت اعلام کردند آمریکایی ها از محل اختفای او از قبل اطلاع داشتند ! از آن دروغهای بزرگ روزگار! روشن نیست بالاخره دستگاه اطلاعاتی عریض و طویلی که مجرم با این گستره فعالیت را اینهمه فعالیت ، بعد از اینهمه وقت می گیرد و فورا می کشد ( در حالیکه که به گفته منابع عراقی ، او کماکان زنده بوده است ) دیگر چه ادعایی می تواند بکند !

§          طرح ادعای پیروزی بزرگ ! بودن کشف و قتل الزرقاوی برای آمریکا ! این دقیقا همان چیزی است که همه می دانیم  خط  تبلیغاتی مستقیم کاخ سفید است. بسادگی می شود به متن پیام بوش در این زمینه مراجعه کرد !

§          جالب آنجاست ، داستان نویس محترم جواب نمی دهد عنصر به این فعالی و پرتحرکی ، واقعا چرا دقیقا در طی 3 سال ، بدین حد مشهور می شود و در قبل از آن ، بقول خودش تا سه سال قبل از آن  هيچ رسانه‌اي از او نام نبرده بود ! معلوم نیست کسی که سابقه اش به سال 1989 می رسد چرا فقط سه سال اخیر ناگهان پیدا شده !؟!

§          تلاش برای اینکه رویکرد های الزرقاوی فاسد را نتیجه تاثیرات و تفکرات فلسطینی معرفی کند ! مسخره ترین حرف ممکن ! اصلا نمی خواهم چیزی اینجا اضافه کنم ! همچنین تاکید بر نقش فقر و بی سوادی ، در رویکرد مبارزه و جهادی !

§          عجیب است ، تشکیلاتی که یک جوان فاصد بی اصل ونسب فقیر و بی نام و نشان ، ناگهان به آن وراد می شود با عالی ترین فرد آن مرتبط می گردد ، چطوری تا بجال یک غول پرمدعای اطلاعاتی و امنیتی ، نتوانسته این رهبر را دستگیر کند ! گروهی که خود این غول ،  شکستن سرشاخه هایش را نتیجه نفوذ در آن می داند !!! اما نتوانسته از به ادعای خودش حمله 11 سپتامبر توسط آن خود داری کند !

§          طرح صریح ادعای انجام حادثه 11 سپتامبر توسط بن لادن و القاعده ! همانطور که دیدید انیگونه وانمود کرده بود که حتی 24 ساعت قبل از رخداد ماجرای برجهای تجارت جهانی ، افغانهای عرب القاعده از آن خبر داشته اند ! یکی بمن بگوید بر اساس این داستان ، چگونه باور کنیم که خود آمریکا خبر نداشته ؟! یا اینکه همین ماجرا ، اصولا از طریق کانال آمریکایی به شبکه القاعده اطلاع داده شد ؟! کدام محتمل و منطقی تر است؟!

§          یکی بمن بگوید وقتی ارتشی ادعا می کند "تاكنون به 17 خانه امن محل اقامت زرقاوى حمله كرده و هيچ يك از اين حملات در زمان حضور وى در خانه‌هاى مذكور صورت نگرفته بود" صلاحیت خودش 17 بار به زیر سئوال نرفته است؟!

§          جالب اینکه ، صدامی که تا زمان زمامداری رسمی اش ، 400 هزار جوان عراقی را فقط به اتهام ایرانی بودن ، زنده به گور کرده ، جنایتکار ضحاک نام نمی گیرد و نامش در تاریخ مضبوط نیست ، اما این یاروی 3 ساله مطرح ، ضحاک تاریخ عراق است؟!

§          منابع اصیل می گویند ، اصلا الزقاوی مخالفتی با صدام نداشت و حتی او را در برنامه ها وپیامهای رسانه ای خودش الگوی حکومت صحیح در عراق معرفی می کرده است ، آنوقت چطور این جمله را باور کنیم  : " ملا کريکار بعدها به “الشرق‌الاوسط “ گفت که با رهبران القاعده در افغانستان ملاقات نمود( دهه 90) اما القاعده حاضر به هيچگونه کمکي به وي نشدند و يکي از شيوخ عرب به وي اظهار داشت: ما نمي توانيم به تو کمک کنيم که عليه صدام بجنگي! اگر عليه ايران بجنگي به تو کمک مالي مي‌کنيم" !!!! . دروغ بزرگتر آنکه بعد از ماجرای اشغال کویت و حمله صدام به عربستان در 1991 ، تمام شیوخ منطقه به خونش تشنه شده بودند ! تاجییی که عکسی دید که یک شیخ بدبخت کویتی وسط میدان اصلی کویت ، پس از خروج صدام ، پرچم امریکا را بغل کرد و بوسیده بود ! چقدر روی کله آدم می خواهد سبز شود !

§          چون سیاست آمریکا در عراق سیاست لو رفته و رسای جنگ قومی و قبیله اس است ؛ عملا می بینیم که حمله و حملات علیه مردم در عراق ، متمرکز تر و شدید تر هم شد ! آنوقت اینجا نوشته حملات کم خواهد شد ! عجب رویی می خواهد نوشتن این چیزها ! رک و راست تو روی خورشید بایستی و بگویی شب است !

§          در مورد موضوع تلفن ماهواره ای ثریا هم چیزی نمی گویم . بازتابی ها هم بروند کمی اگر صلاحیت دارند در همین زمینه تحقیق کنند شاید یک چیزی بفهمند !

§          شما اگر فهمیدید بما هم بفرمائید این هواپیمایی ، کجای این کارنامه بود !!!

 

می خواهم بی خيال وسط کشيده شدن نام بوسنی و هرزه گوين ، ماه و گل وتپل مپل و زنده باد دشمن من نشنا دادن شدن پادشاه آمريکايی پسند اردن ، تبرئه شدن آمريکا از جنايت و قتل مردم عراق و فراموش شدن قتل حدود ۱۱۰ هزار نفر از مردم عراق بدست نيروهای آمريکايی از ابتدای حمله به عراق تاکنون و ... بشوم 


 
 
 
تبلیغ ویـژه