الله اکبر ، خامنه ای رهبر :: وبلاگ پاسداران ::

یک وبلاگ سیاسی از یک مهندس جوان وزارت دفاع عاشق سپاه A Political blog About Islamic Revolution Reguards

از دو جنگ شش روزه و رمضان عبرت بگيريم
ساعت ۸:٥٥ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٧ تیر ۱۳۸٥   کلمات کلیدی:

آنچه که این چند روز در سرزمینهای اشغالی فالسطینی و نقاط تماس آن با سرزمینهای اشغالی لبنانی در حال وقوع است، به وضوح، نشانگر جابجایی مولفه های توازن قوا در منطقه خاورمیانه است.

در اولین روزهای آتشباری روی مناطق لبنانی ، وزیر جنگ رژیم صهیونیستی ، بدون وقفه و بی پایان بودن حملات خود را مطرح کرده و تاکید می کند ما به دنبال ایجاد هیچ موازنه قدرتی میان خود و لبنان نیستیم و خواهان سرکوبی کامل قوای مقاومت در این منطقه بوده و به هیچ وجه تا تکمیل این هدف عملیات خود را پایان نمی دهیم .

دو روز بعد و پس از بروز نشانه های مقاومت سرسختانه تشکیلات مقاومت اسلامی در جنوب ، رژیم صهیونیستی توسط نخست وزیر خود ، سه شرط را جهت آتش بس و پایان دادن به درگیری ها مطرح می کند و از شرط سرکوبی نیروهای مقاومت بوسیله عملیات نظامی خود ، رسما عقب نشینی می کند.

 

در روزهای پایانی 6 روز اول این درگیری ها ، بر اثر روشن شدن هماهنگی دولت و ملت لبنان با حرکت مقاومت اسلامی و علنی شدن عدم تاثیر گذاری جنگ روانی گسترده صهیونیست ها ، برای ایجاد اختلاف و یا حداقل ایجاد تفاوت ، میان موضع مسئولان لبنانی و مردم لبنان، با موضع حزب الله لبنان ، نخست وزیر رژیم اشغالگر قدس ، بصراحت از سازمان ملل متحد می خواهد تا برای پایان دادن به درگیری ها نقشی را ایفا کند . وی بصراحت اعلام می کند که هیچ مشکلی با لبنان ندارد و اسرائیل خواهان صلح و ثبت در منطقه است !!

اما ماجرا چیست ؟
بنظر من ، آن چیزی که بسیار روشن است اینکه اسرائیل به هیچ وجه – از منظر نظامی و امنیتی – علاقه ای به ادامه درگیری ها ندارد- . شاید این موضوع ، از نظر بسیاری از دوستان از همه طیف های فکری ، عجیب باشد. اما اگر ارزیابی من را خوب متوجه شوند، احتمال همفکری بیشتر دوستان با من بسیار زیاد است. ببینید ، اسرائیل از تاریخ تشکیل خود تاکنون ، در هیچ جنگی وارد نشده است. کشتن اهداف غیر نظامی بی سلاح ، با تانک و هلی کوپتر آپاچی ، از عهده ارازل و اوباش محله های تهران هم بر می آید و اسمش که جنگ نیست! تنها درگیری واقعی که اسرائیل بشدت با آن مواجه شد ، جنگ رمضان بود که پس از جنگ شش روزه اعراب واسرائیل ( که با عقب نشینی شدید نیروهای عربی همراه بود ) انجام شده و در آن ابتکار عمل ، بطور کامل در اختیار نیروهای جبهه عربی قرار داشت و نیروهای عربی حتی سد و تاسیسات دفاعی معروف بارلو را که اسرائیل در مورد آن هل من مبارز گفته بود ، شکستند.

اما با وارد شدن آمریکا بشکل یک میانجی صلح جو ! در ماجرا و تلاش شدید دولت آمریکا برای عقب نشینی نیروهای جبهه عربی و حداقل ، اجرای یک آتش بس موقت و بررسی مسائل بشکل دیپلماتیک ، کشورهای عربی که خود را در موضع قدرت می دیدند ، جنگ را به ترفند سیاسی امنیتی آمریکا باخته و با گمان اینکه با وضعیت اخیر ، توان چانه زنی بالاتری روی میز مذاکره خواهند داشت و خواهند توانست خواسته های خود را از طرق کم خرج تر ، تامین کنند ، با آتش بس حداقل یک هفته ای موافقت کردند .

 

در همین حین و بدون اطلاع دستگاههای امنیتی عربی ، آمریکا اقدام به برقراری یک پل هوایی برای ساپورت کامل لجستیکی برای اسرائیل محاصره شده (تحت پوشش هواپیماهای عادی) نموده و نیازمندیهای لجستیکی نظامی و پشتیبانی اسرائیل را فراهم نمود و اسرائیل نیز ، آتش بس را بشکل یکطرفه نقض و این بار تا صحرای سینا پیشروی نموده و اعراب را در موضع ضعف قرارداد.

بنا بر این ، به روشنی می بینیم که در تمامی برش های تاریخی ، تلاشهای دیپلماتیک ، بخش مهمی از جبهه آفندی و پدافندی اسرائیل را جلوه می دهد. هیچ گاه ، اسرائیل در جبهه سیاسی از پشتیبانی همه جانبه استکبار جهانی به رهبری آمریکا محروم نشده و آمریکا برای بیش از پنجاهمین مرتبه ، مصوبات شورای امنیت سازمان ملل متحد علیه اسرائیل را وتو نمود.

 

در جریان درگیری های اخیر نیز ، نوع حملات و اهداف مورد هجوم از سوی اسرائیل ، و نوع حملات و اهداف مورد هجوم از سوی مقاومت اسامی لبنانی ، بیانگر وضعیت حقیقی صحنه نبرد بدور از جنگ های روانی و تبلیغاتی است .

اسرائیل ، تمرکز حملات خود را روی مراکز جمعیتی ، مردم ، مراکز زیربنایی عمومی ، مناطق مسکونی ، خودروهای امدادی و فرودگاه ها – خصوصا فرودگاه بیروت – و مناطق شیعی نشین جنوب ، قرار داده است. مقاومت اسلامی نیز ، تمرکز حملات خود را روی پایگاه های استراتژیک نظامی اسرائیل ، اماکن استراتژیک اقتصادی ، تجهیزات و اهداف نظامی تاکتیکی در صحنه قرار داده است. بطور خلاصه می توان گفت ، اسرائیل رسما اهداف غیر نظامی کاملا بی ارزش از نظر نظامی و مقاومت ، اهداف کاملا استراتژیک نظامی و سیاسی را برای حمله ، برگزیده اند.

 

اوج گیری فعالیت دیپلماتیک جامعه سیاسی غربی برای جلوگیری از ادامه حملات حزب الله لبنان به مراکز ویژه اسرائیل ، و ادامه حملات نظامی اسرائیل به اهداف سیویل ، نشانگر هزار باره عدم برخورداری اسرائیل از هرگونه عمق استراتژیک و در نتیجه ، تلاش برای ایجاد فشارهای مختلف بیرونی و درونی برای جلوگیری از شلیک اسحله مقاومت است. روشن است که اسرائیل ، به هیچ وجه آمادگی تحمل ضربات حزب الله را ندارد. شهرکهای صهیونیستی ، یکی پس از دیگری بطور کامل از سکنه خالی می شود و دلداری دادنهای مقامات اسرائیل نیر ، برای جلویگیری از این روند ، و بازتر شدن دست حزب الله برای حمله به اهدافی که روز به روز از جنبه های غیر نظامی آن کاسته می شود ، اثری ندارد. صهیونیست ها در تل آویو تظاهرات می کنند و به دولت اسرائیل بدلیل از بین بردن آنچه که امنیت جانی و روانی خود می گویند ، حمله می کنند و ناو های جنگی اسرائیلی ، چشم الکترونیک اسرائیل ، پایگاههای ویژه اسرائیل ، مراکز تاکتیکی شهرکهای صهیونیستی ، هلی کوپترهای آپاچی و هواپیماهای اف شانزده این رژیم ، و هیچ امکان دیگر اسرائیلی ، از خود توانی برای تحمل این حملات نشان نداده و یکی بدنبال دیگری فرو می ریزند.

 

برای حزب الله ، قرار گرفتن اهداف سیویل لبنانی در مسیر درگیری ، از درگیری اهداف نظامی خود با اسرائیل اهمیت بیشتری دارد. اما برای اسرائیل ، به روشنی موضوع برعکس است. بنا بر این می توان دلیل تفاوت ماهوی نوع اهداف را درک کرد. اثر مورد حمله قرار داند اهداف غیر نظامی ، بشکل فوری ، اما کم دوام ، ظاهر می شود. اما اثر منهدم شدن یک هدف نظامی و استراتژیک ، پس از مدت زما ، مشخص شده و بسیار مانا است. روشن است که اسرائیل به دنبال اهدافی کوتاه مدت اما فوری است و حزب الله به دنبال اهدافی بلند مدت اما قوی، شدید و مانا .

 

باید دید که این اهداف چیست:
آنچه که اسرائیل در حال حاضر به دنبال آن است ، حداکثر یک آتش بس کاملا آبرومند ، یا حداقل یک آتش بس بی آبرو - و در نهایت اصولا آتش بس ! - است. روشن است که اسرائیل ، اگر فرصت کند ، بسیار علاقمند است تا جریان جنگ شش روزه را تکرار کند. اما بایستی تا در گام اول ، از تهدیدات امنیتی خود بکاهد ، بتواند ضربات استراتژیک دریافت کرده را جبران کند و التیام دهد ، در درون گروه اسرائیلی آرامشی نسبی برقرار کند و به فکر حملات بعدی باشد. این آن نکته ای است که هرگزنباید فراموش کردو تا رسیدن به اهداف از پیش تعیین شده ، هیچ ذره ای از شدت حملات به اهداف اسرائیلی نباید کم شود.

 

اما آنچه که بعنوان هدف حداقلی ، حزب الله می خواهد ، شکست مجدد و قوی رویای خیالی ارتش شکست ناپذیر خاورمیانه ، برای بار چندم ، بشکل حداقلی ، با تسلیم شدن اسرائیل به روند تبادل اسرا و پس از آن ، خروج اسرائیل از آخرین مناطق تحت اشغال ، یعنی سرزمینهای شبه عا است. همه می دانیم ، تنها منطقه ای که تاکنون در ان ، اسرائیل مجبور به عقب نشینی فوری و بلاقید وشرط و کاملا یک جانبه از آن شد ، مناطق جنوب لنبان بود ، بشکلی که ارتش اسرائیل ، حتی تانکهای گران قیمت میراکافا را که روی شکست ناپذیری آن ها مانور زیادی شده بود را روشن، رها کرده و به درون سرزمینهای اشغالی فرار کرد و تنها نیرویی که اسرائیل را به این اقدام وادار کرد ، نیروی حزب الله بود. همچنین ، روشن است که هدف اصلی حزب الله لبنان ، نابودی رژیم اشغالگر قدس و آزادسازی سرزمینهای اشغالی است. اینجا است که می بینیم ، به روشنی معلوم است که نوع اهداف مورد حمله ، با نوع برنامه ریزی ها تطابق دارد.

 

بیرون از صحنه نبرد:
بیرون از صحنه درگیری ، در جبهه اسرائیلی ، تلاشهای دیپلماتیک و حمایتهای امنیتی و لجستیکی خودنمایی می کند. شاید یکی از کوچکترین امکاناتی که در خدمت اسرائیل قرار دارد ، ماهواره keyhole باشد که گوگل نیز از طریق آن Googleearth را شارژ می کند. شاید از روی نام این ماهواره ( بمعنای سوراخ کلید ) ، اهداف جاسوسی پشت پرده ساخت و پرتاب و بکارگیری آن را براحتی بتوان درک کرد.

اما همه از حمایتهای همه جانبه خبر داریم . از –بصراحت می گویم – بی عرضگی و وابستگی و ترسویی دولتهای عربی باصطلاح اسلامی هم مطلعیم . پس چه باید کرد ؟ از ما چه کمکی بر می آید ؟

از ما چه کمکی بر می آید ؟

1- انتفاظه سایبرنتیک . این آن کاری است که از من و توی بچه مسلمانی که خوره وب هستیم بر می آید. شاید حامد طالبی مطلبی در این زمینه بنویسد. اگر نوشت ، خوب بخوانید. ببینیم چه می شود کرد.

2- حمایت اجتماعی و روانی . اصلا اگر کسی خصوصا در این چند روزی جایی در حمایت از اسرائیل نفسش در آمد در وابستگی وخط داشتن او شک نکنیم . حتی اگر اسمش حزب حاج آقا کروبی باشد ! یک کلمه از حرفهاشان نباید بی جواب بماند. البته ضربات مشت را حزب الله می زند. ما باید ضربات زبان را وارد کنیم ! جواب را بدهید و ساکت نمانید. اسرائیل به جنگ روان بسیار علاقه دارد. اما خود نیز بشدت از جنگ و دفاع روانی در مقابل عملیاتی که خود براه می اندازد ، آسیب پذیر است.

3- حمایت مالی. الان آن چیزی که باید به لبنان سرازیر شود ، توانهای مالی ما است. باید نشان بدهیم که می توانیم حسابی حزب الله را شارژ کنیم .

4- مسافرت به لبنان ؟ بابا آنجا جا برای خودشان ندارند ! چیزی که آنجا اصلا کم نیست نیرو است ! هرکی می خواهد توجیه شود یه زنگ بزند خودم توجیهش می کنم ! ضمن اینکه به نظر من صهیونیزم در تهران مخفی شده ! اینجا هم باید توی دهنش کوبید که ار اینجا بکوبیم ، صدای وق زدنش بد تر صدای سگ تا فلسطین می پیچد.!


 
 
 
تبلیغ ویـژه