الله اکبر ، خامنه ای رهبر :: وبلاگ پاسداران ::

یک وبلاگ سیاسی از یک مهندس جوان وزارت دفاع عاشق سپاه A Political blog About Islamic Revolution Reguards

اعتکاف وبلاگ نويسان و يک بحث فنی !!
ساعت ۱۱:٥٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٥ امرداد ۱۳۸٥   کلمات کلیدی:

مجمع وبلاگ نویسان مسلمان از همه وبلاگ نویسان مسلمان دعوت بعمل می آید با در مراسم اعتکاف که به همت دفتر توسعه وبلاگ دینی در برخی از شهرستانها جهت وبلاگ نویسان نیز برنامه ریزی شده است شرکت کنند .

فرم ثبت نام را در این آدرس می توانید مشاهده کنید. احتمالا بدلیل تکمیل ظرفیت سایر شهرستانها فقط امکان ثبت نام در تهران وجود دارد. http://www.diniblog.com/etekaf.aspx

از این موضوع که به سفارش محمد مسیح اینجا درج شد برویم سراغ بحث مهمی که می خواهم امروز بکنم . آیا آب ما و اسرائیل اصولا توی یک جوب می رود یا نمی رود. بازشکافی یک بحث مهم سیاسی با زبان تئوری های بنیادین برنامه نویسی .

شاید اینگونه نوشتن راحت تر باشد :

 

- ثابت ها (Constant) را برنامه نویس ها می شناسند. از مفاهیم اولیه برنامه نویسی است. وقتی برنامه می نویسی و یا حداقل می شود گفت می نوشتی باید اول ثابت ها را می نوشتی و مقدار دهی می کردی .

- از منظر تئوری ، ثابت ها بر اساس هدف شما و هویت برنامه شما تعیین می شوند. برنامه و هدفی دیگر و ثابتهایی دیگر با مقدارهایی متفاوت . می دانیم که ثابت ها  در طول برنامه غیر قابل تغییرند. مگر که ویروس... . برای تغییردادن ثابت باید علتی وجود داشته باشد. علت هرچه باشد اگر علتی موثر باشد ، منجر به بازنویسی کل برنامه و بقولی از اول نویسی آن می گردد. تغییرات در اهداف ، منجر به  رخداد و پیدایش علت نیاز برای تعییر ثابتها می شوند. بنابراین ، در تئوری منطقی نیاز به تغییر دادن ذاتی یک ثابت و در نتیجه بازنویسی برنامه ی پیدا نمی شود مگرآنکه اهداف و هویت برنامه هدف ، تغییرکرده باشد.

 

و حالا ...

- آنهنگام که می گوییم جمهوری اسلامی ایران ، آنهنگام است که می توانیم مولفه های متاثر از آن را فهرست کنیم . این مولفه ها تغییر نخواهند کرد مگر آنکه بجای جمهوری اسلامی ایران چیز دیگری بگوییم یا بخواهیم.

یک ثابت تغییر نمی کند مگر آنکه از اصولی عدول کرده باشیم . می دانیم که عدول از این اصول به این راحتی ممکن نیست. چون عدول از آنها اصل اهداف و برنامه ها را که منجر به شکل گیری جمهوری اسلامی است زیر سئوال می برد.

حالا با این حساب برحی واقعیت ها را فهرست می کنیم :

-       لبنان و فلسطین مرزهای امنیت ملی ما هستند. این یک ثابت است. انقلاب اسلامی نمودی ویژه از اسلام را به دنیا عرضه کرد که حتی در صورت عدم وجود اسرائیل ، غرب درمقابل آن احساسی ناخوشایند پیدا می کرد. روشن است که پیام اسلام انقلابی با منافع نامشروع جهان غرب در سرزمینهای دیگر ملل همخوانی ندارد و حالا که نمودی زشت از مخ ایدئولوژی غرب ، بر سرزمین فلسطین حکمرانی می کند ، روشن است که نوک تیز درگیری او ، بسمت ایران باشد.

-          لبنان و فلسطین ، تحت ظلم هستند. توجه به مظلوم تحت ظلمی که مظلومیت او و تحت ظلم بودنش محرز باشد یک واجب شرعی است.

-          لبنان و فلسطین مسلمانند. وجوب پاسخ دادن به ندای مسلمان روشن است.

-       از سوی دیگر ، اسرائیل بر مبنای غصب بوجود آمده و مثلا حتی به شکل یک کشور منطقی اما متجاوز هم نمی شود او را درک کرد. اصلا اسرائیل وجود حقوقی ندارد. فقط وجود جبری دارد.

-       تشکیل اسرائیل برای گسترش حوزه منافع ملی قدرتهای فرامنطقه ای بوده است. خصوصا اینکه اسرائیل حتی با تصمیم یهودیان فلسطبن شکل نگرفته . عمده اسرائیلیان غیر بومی هستند.

-          اسرائیل برای کنترل ملل مسلمان ثروتمند ساکن خاورمیانه ایجاد شده است. برای تلاش برای حذف حکومتهای آنان . با بهره گیری از طیف نامحدود ابزارها.

-       اسرائیل در روش و عملکرد ، نه لا اقل یک سیستم دموکرات واقعی ، بلکه مقیقا منطبق بر وضعیت سیستم های بالادستی غربی خود ، مبتنی بر  کثیف ترین دروغ های دموکراتیک است. درون اسرائیل یکی از چیزهایی که نیست موکراسی و حقوق بشر است. برای هیچگس . یعنی اگر یک اسرائیلی غیر بومی مثل وانانو هم پایش را از خطوط قرمز حکومت اسرئیل فراتر برد ، با وا هنمان رفتاری می شود که با همبن نوع آدمها در سایر مناطق غربی میشود. یعنی فورا به شهروندی درجه دو و سه الی بی نهایت تبدیل می شود.  

-       تنها بهانه شکل گیری اسرائیل زیر سئوال است. همان هولوکاست معروف ! شکی به بزرگی کل خاورمیانه بر روی هولوکاست سایه انداخته است. هنوز کسی آزادانه فرصت مطالعه روی این مسئله را پیدا نکرده . اما بررسیهای انفرادی برخی محققان بنیاد این احتمال تاریخی را به لرزه درآورده . جالب آنکه محققان به جرم " تحقیق در خصوص هولوکاست" و نه حتی "انتشار نتایج تحقیقاتشان بر اساس قوانین نامرئی نانوشته در غرب ، دچار محدودیت می شوندو پس از انتشار ، به زندان می افتند ! بدون توجه به هر نکته دیگر در این موضوع ، همین نکته برای درک مسئله و ماهیت آن می تواند کافی باشد.

-       اسرائیل حتی پس از شکل گیری هم سعی نکرده است از خود وجهه تشکیلاتی مطیع قوانین بین المللی به نایش گذارد. گذر از اینکه شورای امنیت با وجودی مهار بی هویتی بنام وتو ، اصولا حرکتی علیه اسرائیل نمی کند ؛ اسرائیل حتی قوانین و معاهدات جهانشمولی مانند ان.پی.تی و ژنو را نیز به رسمیت نمی شناسد.

 

 

 

با این حساب ، ما کدام نقطه مشترک منافع ملی با اسرائیل داریم ؟

 

می توان گفت ، پای ما ، روی دم اسرائیل آفریده شده . ندیدن این حقیقت شاید با بستن چشم ممکن شود اما امکان انکار منطقی این حقیقت وجود ندارد.

 

ما بر اساس ذات خود ، و اسراییل هم بر اساس ذات خود ، دشمن هستیم .

پاک کردن این دشمنی فقط با تغییر دات یکی از دو طرف ممکن است.

 

آن کسی که می گوید میتوانیم با اسرائیل روی هم بریزیم باید بداند بله ، ما زرنگ هستیم ، اما پدرسوخته که نیستیم !

 

**پی نوشت :

-       آنروزی که ژاک شیراک ( همان کسی که امروز ، بعد از 25 روز جنایت اسرائیل در لبنان پیش نویس قطعنامه ای را تهیه کرده که بقول نبیه بری رئیس مجلس لبنان ، آنچه در آن به اسرائیل داده شده بیش از درخواست خود اسرائیل است درحالیکه در صحنه منطقه شکست خورده و اگر اسرائیل پیروز میدان بود براستی در قطعنامه چه  امتیازی به او می دادند !! ، همان کسی که در کشورش پروفسور روژه گارودی فرانسوی ِ فرانسوی زاده را به جرم تحقیق در مورد هولوکاست اسرائیلی به شش بار مرگ با صندلی الکتریکی محکوم می کنند ، همان کشوری که مسلمان را به جرم روسری داشتن از محل تحصیل بیرون می کنند ، و در عین حال همان کشوری که مهد واقعی دموکراسی است ) محمد خاتمی را هنگام ورود به کاخ الیزه در آغوش کشید ، من از دوستی که کنارم نشسته بود پرسیدم شیراک کدام ایران را در آغوش می کشد ؟ ایران امام خمینی ؟ ایران خامنه ای یا ایران خاتمی ؟ معلوم بود که جواب چیست ؟ ایران خمینی و خامنه ای آن چیزی است که فرانسه برای تبدیل شدنش به تلی از خاکستر حتی به صدام هواپیما و موشک و هلی کوپتر قرض داد !! و حالا هم برای تبدیل شدنش از ایران خامنه ای به ایران خاتمی زور زیادی زده !

 

-       هرکس می گوید وقایع اخیر نشان داد که غرب در ادعای دموکرات بودن خود صادق نبود ، بداند که سخت در اشتباه است. من اینجا محکم می گویم اتفاقا غرب با حرکات اخیر خود دقیقا ثابت کرد که از اصول دموکراتیک خود هرگز کوتاه نخواهد آمد و حاضر است همه چیز را فدای دموکراسی کند. اما تعجب نکنید . تفاوت من وشما در این است که من دموکراسی را درست فهمیده ام  ورودربایستی ندارم و آنکس که فکر می کند دموکراسی چیز خوبی است که غرب ان را ندارد اما مدعی آن است ، در خطا در درک دموکراسی. دموکراسی حقیقی یعنی دقیقا همین چیزی که امروز در صحنه جهان در حال نمایش است. دموکراسی همین است و غرب هم کاملا دموکرات. در درک دموکراسی باید بیشتر دقت کنید. دموکراسی کلمه ای است شبیه لفظ استعمار که آنروز غرب می گفت به دلیل اینکه می خواهد سرزمینهای جهان را استعمار ( به معنای لفظی آبادشدن زمین من توسط دیگری بدون دخالت واراده من ) کند. آن روز ، این یک اهرم فشار روانی بود در دست غرب علیه ملل جهان و کاری با این اهرام نشد ، جز چپاول ملل جهان  و امروز ، به اسم دموکراسی ( به معنای لفظی حاکمیت مردم براراده خویش) کاری نمی کنند جز در اختیار گرفتن اراده ملت ها در چنگال خود یا عواملی که از میان ملتها انتخاب و تربیت کرده اند. دیروز ، لفظ استعمار ، بار روانی مثبت داشت و امروز تبدیل به یک فحش سیاسی شده  و امروز هم ، همین وضع برای لفظ دموکراسی برقرار است. دموکراسی ظلم امروز و فخش سیاسی آینده است. همان بارمفهومی لفظ  کشور "استعمارگر" برای لفظ کشور " دموکرات" قابل انطباق است. من در این شک ندارم .


 
 
 
تبلیغ ویـژه