الله اکبر ، خامنه ای رهبر :: وبلاگ پاسداران ::

یک وبلاگ سیاسی از یک مهندس جوان وزارت دفاع عاشق سپاه A Political blog About Islamic Revolution Reguards

تاثيرات سياست و انتخابات روی اعصاب مدير پرشين بلاگ
ساعت ۱٠:۱٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٥ مهر ۱۳۸٥   کلمات کلیدی:

من برای دکتر بوترابی بسیار متاسفم .

از مدتها پیش و خصوصا پس از تغییرات ظاهری در کادر سرویس پرشین بلاگ ، من ایشان رابعنوان مدیر پرشین بلاگ می شناختم و گاها در مطالبم در مورد پرشین بلاگ هم اشاراتی به ایشان و سرویس وبلاگ ضعیفی که در آن زندانی هستیم (و بدلائل فنی ، در جابجایی از روی آن ، با معذوراتی مواجهیم) اشاره می کردم .  

شروع آشنایی مستقیم من و ایشان ، به ایمیلی مربوط می شد که ایشان برای من زد و از در اختیارداشتن یکی از بالاترین PageRank ها در میان وبلاگها ، به من تبریک گفته و اشاره کرد که بگویم چه کاری از دست ایشان برای وبلاگ من بر می آید تا آن را انجام دهد .  

از زمان آشنایی حضوری من با ایشان در اسفند 84 ، زمان زیادی نمی گذرد. آقای دکتر ، با مطالب وبلاگ من آشنابود و در مواجهه حضوری ، پیش فرضهایی هم داشت. اما دیدم که پس از مطرح شدن چند اشکال در مورد پرشین بلاگ ، ایشان بعد از گفتگویمان ، آنها را – البته بازهم با پیگیریهای من – اصلاح کرد.  

می توان برخی این نکات را بشکل زیر فهرست کرد :  

-          عدم وجود کنترل نظارت پیش از انتشار بر روی کامنت های ورودی

-          عدم توجه به مناسبتهای مذهبی و ملی کشوری و توجه حداکثری به مناسبت های بین المللی 

-          کیفیت ضعیف پرشین  وکندی بیش از حد سرور 

-          عدم کنترل وبلاگهای مستجهن و ضد دینی و وبلاگهای حامی گروهکهای محارب 

آقای دکتر بوترابی ، توانست در مدت کمی پس از گفتگویمان ، ادعای خودش در مورد اینکه بخشی از این اشکالات در حال پیگیری است را ثابت کند. مثل موضوع وضعیت سرویسهای پرشین که منجر به عوض شدن GUI پرشین شد. روشن است که ارتباط ما با آقای دکتر هر روز بهتر شد و ایشان هم امکاناتی برای فعالیتهای مجمع وبلاگ نویسان مسلمان بما داد. از جمله دامین سایت اولیه مجمع. اما... 

اما آنچیزی که بشکل جدی مایه تاسف من است اینکه ، قدرت اثر مایه های سیاسی فکری ایشان ، بر آرامش ایشان و اخلاق خوبش بسیار زیاد است. رویکردهای سیاسی باصطلاح اصلاح طلبانه ایشان، حقیقتا آزاردهنده است. الحمد لله در پس این 16 سال، دیگر روشن است که منظور از عدم همراهی با یک گروهک مدعی اصلاح طلبی ، مخالفت با اصلاح طلبی ذاتی انقلابی ، که در ذات انقلاب اسلامی است ، نیست. بلکه مشکل ، افراد و گروههایی هستند که زیر این پرچم جمع شده و خود را منحصرا مدعی اصلاح طلبی می دانند و حتی در میان خود نیز به دسته بندی می پردازند و نه تنها به اصلاح مبانی آنچه که مدعی اصلاح آن هستند نمی پردازند ، بلکه افعالی را مرتکب می شوند که با آرمان  وادعای اصلاح گری ، تضاد و تباین دارد.  

یکی از مولفه های دردناک فرهنگی دوم خردادی ، کور خود و بینای مردم بودن ، است. دعوت همه به قرآن  واخلاق و تحمل دیگران ، و در عمل ، توهین و بی اخلاقی و جسارت و حق کشی و رانت خواری شدید ! بسته به مصداق ، دوم خردادی ها حائز حداقل یکی از این صفات مشمئز کننده هستند.  

 

حالا موضوع ، چگونه به آقای دکتر بوترابی ارتباط پیدا می کند ؟  

همین امروز که مطلب را می نویسم ، بعد از اینکه آفلاین جناب آقای دکتر در مورد بازتابهای خارجی منفی و زشت جریان سازی اش در خصوص فیلتر شدن پرشین بلاگ ( را که همه مان بخاطر داریم در صفحه اول پرشین بلاگ ، آفلاینهای پرشین و اگر اشتباه نکنم ، وبلاگ خود ایشان و خبرگزاریهایی همچون خبرگزاری قرآنی ایران – که نمی دانم ربطش به موضوع چیست – منتشر شدند ) را دریافت و مطالعه کردم ، به این فکر کردم که کسی جز خود آقای دکتر ، وظیفه ای برای اصلاح این وضعیت آلوده ندارد.

مطالب دکتر بوترابی در خصوص فیلترینگ پرشین بلاگ ، دستمایه تبلیغات سایت Stop Censoring Us قرار گرفته بود. آنهایی که کمی آشناترند می دانند که آنهایی که این سایت را هدایت و تغذیه می کنند ، به هیچ وجه در زمره حتی اپوزیسیون درون کشور – و نه حتی درون حاکمیت- هم دسته بندی نمی شوند و جزو عناصر برانداز کشور محسوب می شوند. ارتباشان با رسانه های رسمی دولت آمریکا و اسرائیل و انگلیس بدنام و بدکاره هم ، اظهر من الشمس است. حتی یکی از شاخص ترین عناصرشان سفری به اسرائیل برای راه اندازی موجی جدید از جنگ روانی علیه ج.ا.ا داشت.  

حالا ، بخش سیاسی(Politic)  سایت شرکت Netscape آمده و خبر فیلترینگ پرشین بلاگ را به عنوان یک خبر سیاسی ، از درون آن سایت بازتاب می دهد. آقای دکتر خودمان هم ، با افتخار و آب و تاب ، لینک موصوف را که با دید خوشبینانه ، ناشی از عجله ایشان در قضاوت ، و یا با دید واقع بینانه ناشی از وابستگی های سیاسی و حزبی شان است ، منتشر می کند.  

دیدم که جوسازی پرحجم آقای دکتر علیه منافع ملی ، صرفا بخاطر فیلترینگ غیر عمدی پرشین بلاگ است. آقای دکتر فراموش کرده که کمی ، دایه مهربانتر از مادر شده و بخاطر دستمال ، قیصریه را آتش کشیده است ! درحالیکه ما ، سرمایه های اصلی پرشین بلاگ هستیم ودر حقیقت ، این وبلاگهای ما است که به پرشین بلاگ هویت می بخشد و آن را بوجود می آورد ، آقای دکتر بوترابی ، بخاطر یک خطای فنی ، اداری یا قضایی یا هرچیز دیگر ، کل نظام را متهم به مسدود کردن سرویس وبلاگی با 13 میلیون پست کرد !  

امروز ، وقتی دیدم ایشان آنلاین است ، گفتگو را با سلام و آرزوی قبولی طاعات شروع کردم و به ایشان گفتم لینکی که فرستادی ، بیشتر مایه آبروریزی و بقولی"ضایع" بود و نتیجه عجله ایشان بوده و خود ایشان باید اثرات آن را جبران کندو ... 

وای... چشمتان روز بد نبیند! 

دکتر بوترابی مودب و با کلاس ، دکتر بوترابی اسپانسر جشن وبلاگ نویسی دو ماهه ها تا جشنواره های وبلاگ نویسی با ماژیک و هرچه جشنواره که شما تصورش را بکنید ، دکتر بوترابی محبوب همه قلب ها که پشت ستاره فلزی اش قللللبی از طلا دارد ! ، همین دکتر بوترابی ، با اجازه بزرگترها ، ما را سیر فحش کرد و آخر ، متهم به سفسطه ، قضاوت کردن در مورد آدمها و بی اخلاقی و جدل کردن و ... و خودش هم با دستان مبارک حکم را اجرا کرد ! حالا شاید آدم بگوید آق دکتر از جای دیگری ناراحت است، اما وقتی خوب فکر می کنی ، می بینی هرچه هست ، زیر سر این آزادی بیان لامصب است که در وبلاگ من که بنا به تعبیری با دستان خود آقای دکتر ایجاد شده ، گریبانگیر ایشان و حزب مطبوع شده .خصوصا اگر از برخی گفتنی ها خبردار شده باشید که بشما بگوید آقای دکتر خود را برای انتخابات شورای شهر نامزد می کند. دیگر پس از نامزد شدن فوتبالیست ها ، خواننده ها ، نوازنده ها و فروشندگان لوازم یدکی ، باید منتظر چنین نامزدی هم می شدیم که خب نمردیم و چشممان روشن شد ! جالب آنجا که آق دکتر نمی داند ، قضاوت زودهنگام بد است و من هم با آن مخالفم ، اما مگر بدون قضاوت می شود زندگی کرد ؟ قضاوت باید کرد ولی قضاوت زودهنگام بد است . از درون متون دینی برای ما کد هم آخر نیاورد ببینیم این استناد ایشان به اخ بودن قضاوت ،‌که مستند به متون ادیان بزرگ الهی است (!!!) چگونه است؟‌ نکند اینهم جزو همان موضوعات مطروحه در همایش دین و مدرنیته است‌؟!

مگر من در کل گفتگو چه گفته بودم ؟ آقای دکتر تقریبا از خط بیستم گپمان ، نوازش ما را به توهین غیر مستقیم و مستقیم آغاز کرده بود. مگر در آن چند خط چی بود ؟ اولا گفته شده بود که مطالب آن سایت ، بازتاب "نامناسبی" از مطلب آقای دکتر است . یعنی حتی ، اشکال را در متن چت ، بر خلاف یقین خودم ، از مطالب دکتر ، به برداشت ضد انقلاب منتقل کرده بودم . حتی گفتم که آن مطلب به آسیاب سیاه نماها و آنها که کل نظام را زیر سئوال می برند ، آب ریخت درحالیکه ماجرا هر چه بود و مقصر هرکه بود ربطی به سیاست های فرهنگی حکومت و دولت نداشت و اگر غیر از این بود ، آقای دکتر در عرض یکروز نمی توانست روی HomePage سرویس وبلاگش را در اینترنت عمومی ببیند ! جالب آنجا است که آنهنگام که آقای دکتر درس ادبیات فارسی برای من گذاشته بود و مفهوم خطای فنی را هم توضیح می داد ، من تعریف ایشان را تعریفی مناسب و "خوب" ارزیابی کردم ، اما مگر فحشمالی تمام شد ؟  

هرچه فکر کردم ، چیزی جز دلائل سیاسی و بالارفتن پرده اسرار ، چیزی گیر نیاوردم . آن افشاگری در خصوص محتوای آن سمینار تخصصی !!! دین و مدرنیته ، خیلی دکتر را عصبانی کرده . اینها را بگذاریم کنار افشاگری علیه دبیر ستاد نسیمشان که امام را دیکتاتور زهر نوش و دفاع مقدس را جنگ نامقدس و همه را دروغگو نامیده بود ! شما اگر چیزی دیگر به ذهنتان رسید به من هم بگویید ! امان از سیاست و امان از جوگیری معطوف به تبلیغات انتخاباتی !  

خدا به خیر کند ! بعد از اینهمه توهین خوردن ، می ترسم فردا به تخریب !! کاندیدا ها هم محکوم شوم !! امان از معلم اخلاق بی عمل ! امان از نترسیدن از روز قیامت ! امان از خیال باطن در مخفی ماندن ظلم ها!

آقای دکتر ! کونوا دعات الناس بغیر السنتکم ! 


 
 
 
تبلیغ ویـژه