الله اکبر ، خامنه ای رهبر :: وبلاگ پاسداران ::

یک وبلاگ سیاسی از یک مهندس جوان وزارت دفاع عاشق سپاه A Political blog About Islamic Revolution Reguards

اوهن البيوت
ساعت ٤:۳٢ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۸ مهر ۱۳۸۳   کلمات کلیدی:

ان اوهن البيوت لبيت العنکبوت

آنچنان که در قرآن کريم مذکور است ، خانه عنکبوت ، سست ترين خانه جهان است. آنچنان هم که خود می دانيم ، منطق ساخت اين خانه برپايه همان سستی ذاتی آن است. اين خانه با کوچکترين تماس به ارتعاش و واکنش می افتد...

چندی پيش يعنی ۸/۷/۸۳ روزنامه کيهان در يادداشت روز خود - که بعضا به قلم مديرمسئول موسسه فرهنگی کيهان است - گوشه هايی از يک شبکه جنگ روانی و اطلاعاتی با هويت غربی ولی متشکل از عناصر ايرانی خبرداد که در سيکلی شيطانی اقدام به برپايی جنگ روانی گسترده ای عليه نظام جمهوری اسلامی ايران می نمايند .

افشاگری مزبور ، که در بخش بخش آن اسامی و نام های مستعار تعداد زيادی از عناصر آشنا و غريبه ضد انقلاب و همچنين نويسندگان مطبوعات زنجيره ای حضور دارند ، موجب واکنشهای بسيار جدی در بدنه همين شبکه گرديد و عناصر مختلفی که از عضويت و ارتباط آنها با اين شبکه نام برده شده بود با تکنيکهای مختلف اقدام به شروع تکی ديگر برای حنثی سازی اثرات آن نمودند که تحرکات آنان در دو بخش داخلی و خارجی تقسيم می گردد.

دادستانی عمومی و انقلاب تهران نيز در سيکل قانونی خود از مديرمسئول و نماينده ولی فقيه در موسسه کيهان خواسته است تا ضمن حضور در دادگاه ، اسناد و مدارک خود در خصوص اين شبکه و ادله اثباتی خود را ارائه نمايد.

تحليل های و پيش بينی های جالب بسياری از نويسندگان خودی در وبلاگها و سايت های مثبت ، به شکل عجيبی در خصوص تحرکات عناصر اين شبکه بسرعت جامه عمل بخود پوشيد و رفتار تبليغاتی عناصر اين شبکه مطابق با پيش بينی جريان خودی شکل گرفت . در اين خصوص توجه به مهر تاريخ مطالب ارسالی خالی از لطف نيست.

باتوجه به اينکه همه اين مطالب از گويايی کافی برخوردارند چند تحليل نمونه از اين دست را جهت اطلاع بزرگواران درج می نمايم .

نقل از صفحه منبرنت :

جارو جنجال خانه عنکبوتی نکات جالبی در عرصه کشمکش های سياسی را برای اهل نظر می ‌‌‌نماياند.چه آنکه هر دو طرف دعوا خود را مدعيان سياسی و اهل ايده و نظر می دانند.از بيرون گود که به اين ماجرا بنگری ذکاوت يک طرف و حماقت آن يکی را می بينی.اصولا روش امثال حسين شريعتمداری در مورد افشاگری و به سرانجام رساندن اين مسئله که همانا فروپاشيدن طرف مقابل ( بخوانيد بيچاره) بسيار جالب است.اسلوب شريعتمداری در اين گونه موارد به اين شکل است که ابتدا طرف مقابل را با ارائه اطلاعات مرموز و سربسته به موضوع حساس می کند.وقتی طرف مقابل حساسيت نشان داد و سرو صدا و حتی شکايت کرد ، زمان افشاگريهای اصل کاری در دادگاه و يا هرجای ممکن می رسد.در مورد پروژه خانه عنکبوتی هم جريان همين است.شريعتمداری با ارائه برخی اطلاعات دم دستی طرف مقابل را حساس کرد.

اما اينبار قضيه کمی فرق کرد که آن هم نکته جالبي دارد.دست به يقه های شريعتمداری دو طيف بودند.گروهی که سابقه ای در بده بستانهای سياسی داشتند و تاحدودی با تز شريعتمداری آشنا.اين عده مانند بهنود و دست اندرکاران گويا دانستند که چه بايد بکنند.با مسئله خونسردانه برخورد کردند و حتی سرمقاله های کيهان را به استهزاء هم کشاندند.اما افرادی همچون حسين درخشان که در اوج جوانی به شهرتی غير از آنچه که در چنته دارد رسيده است ، به دليل شور و احساسات اين دوران کاملا بازی را باخت.بد جوری خود را به آب و آتش زد که بايد همگان پاسخ شريعتمداری را بدهند که دقيقا اين همان خواسته اوليه کيهان بود.شکايت انجمن صنفی روزنامه نگاران و دادستانی تهران بهترين فرصتی است که شريعتمداری افشاگيرهای خود را علنی کند.برای اطلاع دوستان هم بگويم که اطلاعات جالبی از اهالی خانه عنکبوتی دارم که بخاطر ارتباط نزديکم با حاج آقا شريعتمداری در اختيارشان خواهم گذاشت.   

مطلب :: و اين دشمن لرزنده :: نيز از وبلاگ کوچه مدرسه حجتيه در همين خصوص بود.

 

و حالا به واکنش شبکه عنکبوتی در خصوص افشاگری می پردازيم .

از آنجا که در جامعه وبلاگ ونيسی ، نقش ح.د بعنوان يک بلاگر سکولار و همچنين خبرنگار بخش فارسی راديو بي.بی.سی و عضوی از شبکه خانه عنکبوت فراموش شدنی نيست فکر می کنم درج واکنش پر از عصبانيت و بدون فکرو بی انسجام او به اين مقاله خالی از لطف نباشد .

واکنش اول :

خیلی ممنونم از حسین شریعتمداری که نشان داد زحمات شخصی این چندساله‌ام در روزنامه‌های «زنجیره‌ای» برای آشنا کردن مردم و روزنامه‌نگاران ایران با اینترنت و وبلاگ بر باد نرفته و این رسانه آن‌قدر در جامعه‌ی ایران نفوذ پیدا کرده گه آقایان را تا این حد نگران کرده. این بهترین هدیه‌ای بود که می‌توانستم در سالگرد تولد وب‌لاگم دریافت کنم.

جواب مفصلم را به نوشته‌ی پر از غلط و ساده‌انگاری سردبیر کیهان که بطرز عجیبی این بار بی‌دقت و سست و حتی خنده‌دار نوشته است، در اولین فرصت می‌دهم. فعلا بروم به بچه‌های رادیو فردا زنگ بزنم ببینم که نامردها این حقوق ماهانه‌ی سیا را چرا ملا کرده‌اند و به من نداده‌اند؟ اینکه از همه دورترم دلیل نمی‌شود که پول آدم را بالا بکشند.

در ضمن، همان‌طور که متوجه شده‌اید دیگر هیچ وبلاگ‌دار یا روزنامه‌نگار اینترنتی‌ای در ایران امنیت ندارد. من اگر جای شما بودم و بعد از همه‌ی این ماجراها بوی قرمه‌سبزی مانده (آنهم با شنبلیله!) از مغزم بیرون نرفته بود، می‌رفتم مثل آقاها و خانم‌ها در بلاگ‌اسپات یک وب‌لاگ جدید می‌ساختم با اسم مستعار و با هویت واقعی و وبلاگ پرشین‌بلاگی یا دات‌کامی خودم خداحافظی می‌کردم. متاسفانه چاره‌ای دیگری نیست. فحشش را بدهید به خاتمی که با بی‌شخصیتی و نامردی‌اش، و جورج بوش با قلدری اش قدرت ایران را دودستی تقدیم تندروترین گروه سیاسی ایران کردند.

واکنش دوم :

با اینکه با عقاید حسین شریعتمداری شدیدا مخالفم، از طرز مقاله نوشتنش همیشه خوشم می‌آید و به نظرم بین ستون‌نویس‌های ایرانی از نظر فرم و ساخت، مقاله‌هایش از همه بیشتر به استانداردهای روزنامه‌نگاری در آمریکا که من زیاد روزنامه‌هایشان را می‌خوانم نزدیک است.

اما این سرمقاله‌ی جدیدش وااقعا فاجعه است، جوری که آدم واقعا یک جاهایی از آن، از بس که بی‌ربط است، نمی‌تواند جلوی خنده‌اش را بگیرد. بخصوص وقتی راجع به چیزهای فنی حرف می‌زند، معلوم است که انگار خودش تاحالا هیچ چیز راجع به تکنولوژی اینترنت و مفاهیم اولیه‌ای مثل وب، هوستینگ، دی.ان.اس، شماره‌ی آی.پی و ... نمی‌دانسته و موقع نوشتن مقاله‌اش صد بار زنگ زده به بچه‌های گروه نسل سومش و از آنها دوباره سوال کرده. اما باز هم نتیجه جز یک مقاله‌ی خنده‌دار، پر از غلط‌های اطلاعاتی و فنی از اب درنیامده.

چند مثال می‌زنم:

سايت گويانيوز GOOYA NEWS كه ابتدا، در بانك اطلاعاتي مؤسسه NIKE در آمريكا ثبت شده و بعد از واقعه 11 سپتامبر، محل آن به بروكسل منتقل گرديده است، دو سايت اصلي متعلق به اين شبكه هستند.

آخر Nike که یک شرکت تولید لباس ورزش معروف است چه ربطی به اینترنت دارد که حالا گویا نیوز بخواهد در بانک اطلاعاتی آن ثبت بشود یا نشود؟ در ضمن، اگر منظور شریعتمداری این است که دومین سایت کجا ثبت شده، باید بگویم که محل ثبت شدن یک دومین هیچ ربطی به این ندارد که سایت کجا هوست یا میزبانی می‌شود. از این بالاتر هیچکدام از این دو ربطی به این ندارند که گرداننده‌ی وب‌سایت کجا زندگی می‌کند. من می‌توانم مثلا یک دومین با پسوند سوییس بخرم که در استرالیا هوست ‌شود و خودم در تورنتو زندگی کنم. حتی شاید ببینم طرف که وب‌سایت من را هوست می‌کند گران می‌گیرد و بخواهم هوستینگم را از استرالیا به مثلا برزیل منتقل کنم، ولی خودم در همین تورنتوی سرد و گله‌گشاد بمانم.

شركت هايي كه به سايت ها و وبلاگ هاي اين شبكه سرويس مي دهند و «سرور»هاي مورد نياز اين سايت ها و وبلاگ ها را تأمين مي كنند، اگرچه شناسنامه ايراني دارند و در مراكز رسمي كشور ثبت شده اند ولي سايت ها و وبلاگ هاي اين شبكه عنكبوتي قابل كنترل و يا فيلترينگ نبوده و نيست، چرا؟! براي آنكه، سرويس دهي آنها بيرون از حوزه رسمي كشور (شركت مخابرات) بوده است و اين شركت ها به طور غيرقانوني و پنهاني با برخي از مراكز ماهواره اي در اروپا و آمريكا رابطه داشته و از سايت هاي ماهواره اي و خدمات آنها استفاده مي كنند.

چه کسی به وب‌سایت‌های ما سرویس می‌دهد؟ سوال خوبی است. به من یک شرکت آمریکایی که در فلوریدا است سرویس میزبانی می‌دهد، گویا را هم می‌دانم که شرکت سرویس‌دهنده‌اش در آمریکا است و آن قدر هم مشهور است که همه می‌شناسندش. (پیدا کردن اینکه هر وبسایت از کجا سرویس هوستینگ می‌گیرد هم خیلی کار ساده‌ای است؛ با یک Whois گرفتن ساده می‌توان آن را متوجه شد.) الان هم وب‌سایت‌های امروز و بامداد و رویداد روی سرویس‌مجانی وب‌سایت BlogSpot هوست می‌شوند که در حقیقت متعلق به شرکت آمریکایی گوگل است که در کالیفرنیا واقع شده و میلیون‌ها وبلاگ دیگر را هم هوست می‌کند. (چیزی توی مایه‌های GeoCities، اگر با آن آشنا باشید.)

واضح است که هیچکدام از این شرکت‌ها هیچ ارتباطی به ایران ندارند. (بد نیست بدانید خیلی از شرکت‌های میزبانی اگر بدانند که کسی در ایران قرار است از آنها استفاده کند، بخاطر تحریم‌های اقتصادی برضد ایران، آن مشتری‌ها را قبول نمی‌کنند) طبیعتا وقتی میزبان یا هوست آدم در ایران نباشند، هیچ کس حتی قاضی مرتضوی هم نمی‌تواند روی آن کنترلی داشته باشد، مگر اینکه بتواند روی قاضی‌های آمریکایی هم نفوذ داشته باشد.

اما اینکه چرا قابل فیلترینگ نیستد هیچ ربطی به این جزییات غلط و بی‌ربط شریعتمداری درباره‌ی ماهواره ندارد. اصولا وب‌سایت مثل روزنامه نیست که پس از دستور فیلترینگ آن، از صحنه‌ی روزگار محو شود. بلکه هنوز وجود دارد، فقط یکی از راه‌های دسترسی به آن بسته شده. خوشبختانه اینترنت مثل خداست و راه‌های رسیدن به آن هم فراوان است و آقای شریعتمداری و دوستشان دکتر حاج آقا معتمدی فقط چند تا از این راه‌ها را می‌توانند ببندد. مگر اینکه اصولا از خیر داشتن اینترنت بگذرند و طرح اینترانت داخلی (شارع دو) را به اجرا بگذارند.

بنابراين خطوط ارتباطي سايت ها و وبلاگ هاي اين شبكه از ديتا «DATA»ي رسمي كشور عبور نمي كند كه قابل كنترل و فيلترينگ باشد. به بيان ديگر، اين شبكه، برخلاف قوانين جاري كشور، يك دايره مخابراتي خصوصي و جداگانه دارد كه از سوي شبكه هاي ماهواره اي و مخابراتي آمريكا و اروپا در اختيار آن قرار گرفته است.

به نظرم سردبیر کیهان سرویس میزبانی (هوستینگ) را با سرویس دسترسی به اینترنت (کاری که آی.اس.پی‌ها می‌کنند) قاطی کرده. خوب است آقای شکرخواه، بعد از اینکه اسباب‌کشی‌شان تمام شد، یک کلاس توجیهی برای دوستان قدیمی‌ درباره‌ی مفاهیم اولیه‌ی اینترنت بگذارد تا از زحمت و سردرگمی آقایان کم کند تا زودتر به مقصدشان برسند.

بهرحال، اگر منطور سرویس دسترسی به اینترنت است، تا جایی که من می‌دانم آقای مرتضوی چندوقت پیش تمام شرکت‌هایی را که با ماهواره به عنوان گیرنده استفاده می‌کردند پلمب کرد و الان همه مجبورند از خطوط رفت و برگشت مخابرات استفاده کنند. البته راستش را بخواهید هنوز شرکت‌هایی هستند که حتی در بعضی موارد از خطوط رفت و برگشت ماهواره‌ای (داشتن دیش فرستنده/گیرنده اصولا ممنوع است و اجازه‌ی ورود به کشور ندارد) استفاده می‌کنند، ولی این شرکت‌ها هیچ ربطی به اصلاح‌طلبان ندارند، بلکه مال سپاه پاسداران و رادیو و تلویزیون هستند.

با این همه، تعطیل کردن یک شرکت سرویس‌دهنده‌ی دسترسی به اینترنت، باز هم هیچ ربطی به تعطیل شدن خود وب‌سایت ندارد. ندیدن خورشید در شب به معنی نبودن آن نیست.

شبكه ياد شده، از طريق و بلاگ ها و چت هاي اينترنتي، ابتدا تمايلات جنسي جوانان را تحريك مي كند و سپس برخي از اعضاي داخلي شبكه، با افرادي كه از اين طريق آمادگي جذب شدن دارند، تماس گرفته و آنها را به مراكز فساد و فحشاء و... معرفي مي كنند و...

این دیگر واقعا خنده‌دار است. این دیگر چه ربطی به سیا دارد؟ چرا این شبکه‌ی تخیلی شریعتمداری که نتها با مقاله نوشتن «به نظام لطمه می‌زند» باید این چیزها برایش مهم باشند و مردم را تشویق به رفتن به مراکز فساد و فحشا بکند؟ در ضمن، فکر کنم در این چند سال اخیر فساد و فحشای مورد اشاره‌ی سردبیر کیهان آن‌قدر فراگیر شده باشد که برای پیوستن به مراکز آن نیازی به خرج کردن این همه پول زبان بسته برای خریدن کارت اینترنت نباشد.

«خانه عنكبوت» باتوجه به آيه چهل و يكم از سوره مباركه عنكبوت به عنوان نام اين شبكه انتخاب شده است، آنجا كه مي فرمايد «داستان آناني كه خدا را فراموش كرده و غير او را به دوستي گرفته اند، شبيه خانه اي است كه عنكبوت مي سازد و حال آنكه سست ترين خانه ها، خانه عنكبوت است.

منظور شریعتمداری چیست؟ آیا می‌خواهد بگوید که پیدایش وب جهانی یا دقیق‌تر World Wide Web در قرآن پیش بینی شده؟ (دیدید آخوندها همیشه می‌خواهند بگویند قرآن همه چیزها را در خود دارد؟) یا اینکه می‌‌خواهد به کنایه بگوید که اینترنت تکنولوژی سست و لرزانی است و به آسانی می‌تواند آن را نابود کرد؟ شاید هم منظورش این است که می‌خواهند اصولا در اینترنت، این خانه‌ی عنکبوت را در ایران ببندد؟ یا اینکه می‌خواهد زمینه را برای خفه کردن چندتا جوان زیر سی‌سال که هرگز حتی پایشان را هم به آمریکا نگذاشته‌اند آماده کند؟ آیا این حکومت با این همه پول و قدرت نظامی و سلاح اتمی‌اش از چهارتا جوان لاغر که فقط بلدند در اینترنت چیز بنویسند این‌قدر می‌ترسد؟ آیا سیا این‌قدر احمق است که بخواهد براندازی چنین کشور قوی‌ای را به دست چندتا جوان تنبل و عضق ‌کامپیوتر و خانه‌نشین مثل من و سینا بدهد؟

مهم نیست چه نقشه‌ای پشت این سناریوی جدید است. مهم آن است که این آقایان با زدن این اتهام‌های احمقانه به بچه‌های خودشان، که مثل من همه در خانواده‌ و محیط مذهبی و انقلابی ایران اسلامی بزرگ شده‌اند، در واقع خودشان را نفی می‌کنند. رستم معظم انقلاب مثل آب خوردن دارد سر سهراب‌هایش را می‌برد.

واکنش سوم :

آیا نوشته‌ی شریعتمداری درباره‌ی نویسندگان و فعالان اینترنتی تصادفی و بی‌اهمیت است؟

اصلا. مثل تمام پروژه‌های دیگر بر ضد فعالان ملی‌مذهبی، کانون نویسندگان، و هنرمندان، کیهان با ساختن سناریوهای تخیلی برای مقامات بالا، این فشارها را توجیه می‌کند. این جور نوشته‌ها شدیدا روی ذهنیت آدم‌هایی مثل فقهای شورای نگهبان، قاضی‌ها، و حتی آدم‌هایی مثل کروبی یا حتی خاتمی تاثیر منفی می‌گذارد و مقاومت‌های احتمالی آنها را از بین می‌برد. بخصوص که یک سری مزخرفات فنی هم به آن اضافه کرده که برای یک آخوند بی‌سواد ظاهر آن را مقبول‌تر هم می‌کند. در واقع این نوشته برای توجیه دستگیری‌های تا حالا و حتی آينده است و از همین نظر خیلی مهم است.

چرا باید حمله‌های جدید کیهان را جدی گرفت و به آن جواب درست و حسابی داد؟

چون جواب ندادن به آنها از دید آدم‌های باوجدانی که ممکن است هنوز یک جاهایی پیدا بشوند، به معنی درست بودن این سناریوی عجیب و غریب است. شریعتمداری اصولا برای مردم نمی‌نویسد، بلکه برای مدیران بالا و میانی حکومت می‌نویسد تا آنها را به مسیر دلخواه خودش هدایت کند. آدمی مثل یونسی هم ممکن است اگر ما سکوت کنیم، حرف‌های کیهان را باور کند. ولی اگر جواب بدهیم، آنها را هم پرینت می‌گیرند و به او می‌دهند. لااقل اثر خیال‌بافی‌های او کمتر می‌شود.

اگر کسی جواب ندهد چه می‌شود؟

خیلی ساده. احتمال دستگیری تمام آدم‌های فهرست کیهان بیشتر خواهد شد. چون حتی مثلا وزارت اطلاعات هم تحت تاثیر این چیزها قرار می‌گیرد و در تلاشی که باید برای آزادی اینها بکند، سست‌تر می‌شود. این نوشته با حمله‌ی شخصی و بی‌ربطی که جمهوری اسلامی به من کرده است فرق دارد. آن را نمی‌بایست جدی گرفت و جواب داد. ولی این یکی بسیار فرق دارد. بی‌تفاوتی دربرابر آن به معنی درست بودن حرف‌های او تلقی خواهد شد. کیهان موظف است جواب ماهایی را که اسم‌مان را کامل برده است چاپ کند، وگرنه می‌شود از آن شکایت کرد. (می‌دانم فایده‌ای ندارد، ولی از هیچی بهتر سات.)

واکنش چهارم :

باورتان می‌شود؟ همین الان زنگ زدم تهران و با حسین شریعتمداری، سردبیر کیهان، تلفنی صحبت کردم.

اول اینکه اصلا من را نمی‌شناخت. دو ساعت توضیح دادم برایش که من همانی هستم که اسمم را به عنوان عضوی از شبکه‌ی عنکبوتی متصل به سیا آورده‌ بودید. بعد که فکر کنم دوزاری‌اش افتاد از او پرسیدم که چرا فکر می‌کند من و کسان دیگری که با حکومت فعلی ایران و روش‌هایش مخالفیم و در سرمقاله‌اش ازمان اسم آورده است در شبکه‌ای مخفیانه و مرموز هستیم که سازمان سیا کنترلمان می‌کند؟ شاید کمی جا خورده بود. من هم شاید کمی هول شده بودم. جواب داد که در مقاله‌اش احتمال داده که کسانی در این بین ممکن است خودشان ندانند که عضو این شبکه‌اند.

او با موبایل بود و من با این تلفن‌های راه دور که هی قطع و وصل می‌شوند. گفتم چطور می‌شود من خودم ندانم که دارم در یک شبکه‌ی سری اطلاعاتی کار می‌کنم. صدا درست نمی‌رفت و جواب نداد. اما توانستم بپرسم که آیا نقد فنی‌ای را که بر روی مقاله‌اش نوشته بودم خوانده یا نه، و اینکه آیا مطمئن است اطلاعاتی که درباره‌ی این شبکه‌ی عنکبوتی به او داده‌اند درست است یا نه. نقد فنی را مثل اینکه اصلا کسی برایش نفرستاده بود تا بخواند، درباره‌ی سوال دوم هم جواب داد که مطمئن است.

پس دست بکار می‌شوم و در همین یکی، دو روز آینده نامه‌ای می‌نویسم و اینجا می‌گذارم و برایش هم فکس می‌کنم. اگر آن را چاپ نکرد که هیچ. بهرحال اینجا کلی‌ها می‌خوانندش. ولی اگر چاپ کرد خیلی خوب است، چون نشان می‌دهد که حاضر است وارد بحث شود و این دقیقا چیزی است که من می‌خواهم.

پای نسل فرزندان انقلاب کم‌کم دارد به سیاست باز می‌شود و بخاطر جهان‌بینی، سیستم ارزشی و طرز رفتار کاملا متفاوتی که با نسل پدرانش، در دو طرف دعوای فعلی در حکومت ایران دارد، باید از همین اول شخصیت خودش را نشان دهد. روی همین حساب است که فکر می‌کنم من و امثال من باید اول خودمان، ارزش‌ها و روش‌هایمان را برای دو طرف فعلی در دعوا تعریف کنیم تا هیچکدام نخواهند با چسباندنمان به طرف دیگر و با تعمیم‌دادن‌های بی‌منطق، به آتش دیگری بسوزانندمان.

کسانی که این وبلاگ را مرتب می‌خوانند با تمام گوشه‌های فکر و احساس نویسنده‌اش آشنا هستند و هیچ چیز بهتر از این نیست که تمام حرف‌های آدم در زمینه یا context خودش معنی شوند. وبلاگ این حسن بزرگ را دارد و برای همین به نویسنده‌اش استقلال و امنیتی بی‌سابقه می‌دهد که به نظر من از نان شب برای شرایط فعلی اجتماعی و سیاسی ایران واجب‌تر است؛ جایی که دروغ و دورویی، اعتماد را نه تنها در سطح فردی کاملا از بین برده است، بلکه باعث شده حتی گروه‌های سیاسی و اجتماعی هم ذره‌‌ای به هم اطمینان نداشته باشند و در نتیجه وقتی خطری بیرونی آن را تهدید می‌کند، کسی که زورش از همه بیشتر است همه را کنار می‌زند و قدرت را قبضه می‌کند.

برایم بنویسید که به نظرتان کارم درست بوده یا نه و اینکه در جوابش چه چیزی باید بنویسم.

 


 
 
 
تبلیغ ویـژه