الله اکبر ، خامنه ای رهبر :: وبلاگ پاسداران ::

یک وبلاگ سیاسی از یک مهندس جوان وزارت دفاع عاشق سپاه A Political blog About Islamic Revolution Reguards

ضرروت دور ريختن دعاوی سطحی و شناسايی نفوذی های دعواساز
ساعت ۱٠:۱٤ ‎ق.ظ روز شنبه ٩ دی ۱۳۸٥   کلمات کلیدی:

خط سومي ها همين هان ؟! 

آيا دشمن ،‌ چند ده هزار كيلومتر آنطرف تر نشسته و فقط شعار پرت مي كند ؟‌ آيا دشمن فقط جاسوسان مسلح به GPS و سلاحهاي جيمزباندي مي فرستند تا فقط در نظم عمومي و امنيت انتظامي اخلال كنند ؟ روشن است كه يك خط امامي روشن ضمير ، مي داند كه اينگونه نيست. دشمن مدتها است به يارگيري از درون خط خودي پرداخته وديگر امروز ، جبهه اي از خودي هاي سابق ، مقابل جريان حق شكل داده. الان مي توان گفت ، جبهه اصلي باطل ، نه در چند ده هزار كيلومتر آنطرفتر ،‌بلكه درون مرزهاي خودش شكل گرفته است.

چند روز است در اين فكر هستم كه بايد يك تحولي در كل اين جبهه جريان اصولگرايي داد. بايد دو تا كار را كرد. اول اينكه ،‌بچه هايي را كه با هم دعاوي الكي داشتند ، وادار كرد تا بجاي غيبت كردن ،‌رو در رو در يك جلسه حرفهايشان را بزنند و مجبورشان كنيم يا حرف هم را قبول كنند يا پاسخ بدهندو قهر نداشته باشيم ! و دوم اينكه ،‌آنهايي كه هيچ نسبتي با كلمه اصولگرايي ندارند را از هر دسته و قبيله اي بود ، طرد كنيم .  

جالب انجا است ، معمولا دعوا بين دو سر اين طيف اصولگرايي را معمولا آن حضراتي بپا مي كنند كه وقتي در عملكرد و سابقه شان دقيق مي شوي تنها چيزي كه نمي بيني ،‌عمل اصولگرايانه است. بالاخره ، ‌اصولگرايي يك برجسب نيست كه به هركسي خواستي بزني و از هركس خواستي بكني ،‌ بلكه براساس عمل افراد تعريف مي شود. ضمنا مثل اصلاحات ! هم نست كه اتوماتيك ژله اي باشد و هر يللي بتواند خود را مصداق آن بداند. بلكه تعريف دارد و تعاريفش هم شفاف است.  

چنين عناصري را هيچ يك ا طيف ها نمي شناسند اما همه مي شناسند. مي دانيد يعني چه ؟ يعني مثلا طيف آ ، از نفوذي هاي درون خودش هيچ خبري ندارد. ليكن نفوذي هاي طيف ب را مي شناسد و اتفاقا بخاطر وجود همان نفوذي ها يا بر اثر دعوايي كه همانها راه مي اندازند ،‌ با طيف ب مشكل پيدا كرده . همين است براي طيف ب . اما تنها دعوايي كه بين اينها نيست ،‌ دعواي مبنايي تئوريك است. دعوا فقط سرمصداق است.  

خب . چرا بايد اين ماجرا اينقدر كش پيدا كند ؟  

براحتي ميشود اين ها را حل كرد. همه ، مبتدا به ساكن ،‌‌از همه مصاديقشان عدول كنند (نه اينكه دلبستگي نداشته باشند . فقط در مصداق دانستن ، ابتدائا كوتاه بيايند) بعد ،‌ با كمك بررسي اعمال مصديق و مقايسه آن با مولفه هاي معرفتي اصولگرايي ،‌براحتي مي شود مصاديق را گير آورد. دردي نيست. نهايتا شايد به بيش از يك مصداق برسيم . مگر بد است ؟‌ خب ، براساس جايگاهشان ،‌به هر چندتايشان كمك مي كنيم . چه اشكالي دارد. ديگر اينجا رقابت دروني بايد حذف شود.  

يكي از آن مصاديقي كه اصلا ربطي به اصولگرايي ندارد و اتفاقا در ياه شدن نگاه خود من به دوستان متمايل به قاليباف تاثير زادي داشت و البته مي دانم خيلي از اين دوستان ، خودشان هم همچي از ريخت اين آدم خوششان نمي آيد ؛ سرآبپاش دوم پلاستيكي ، آقاي بهمن هدايتي خبرنگار اخراجي ( و بازگشت به كار كرده در دوران جديد ) خبرگزاري مهر است.  

يكي از ستادهاي جنگ رواني اينترنتي دشمن ،‌ به خبرهايي كه يكي از سايتهاي –بازهم-مدعي اصولگرايي و بقول خودش خط سومي ،‌عليه دولت مي سازد واكنش مثبت نشان داده و تحليل سردبير آنرا هم در صفحه اول خودش درج كرده است ! جالب است ،‌اينجا فقط جاي درج مقالاتي از تندترين عناصربرانداز نظام مقدس جمهوري اسلامي (‌اعم از فراري و غير فراري،‌ سلطنت طلب و دموكرات و جمهوري خواه تا لائيك و سوپر نئوكمونيست و ماركيسيستها) بود.

چطور ؟ عرض شود كه ... واقعا ، وقتي مي بينيم كه دشمن از ما تعريف مي كند ، چه بايد بكنيم ؟ يكي از مولفه هاي اصولگرايي محوريت خط امام (قدس سره ) است. نظر و رهنمود امام راحل در اين وضع چيست ؟ شهيد مظلوم بهشتي چه مي گويد ؟ موثرين وتئوريسين هاي انقلاب چه مي گويند ؟ تفكر ناب خط امامي گوياي اين نكته است كه تبليغات دشمن ، بروشني بيانگر خط مشي اوست. دشمن خط جنگ رواني پنهان را در تبليغات رسمي خود دنبال نمي كند. او در خط رسمي تبليغش حرف اصلي اش را مي زند. دشمن جنگ رواني پنهان خود را در لابي ها تعقيب مي كند. براي اينكه پس از در هم شكسته شدن جبهه مقابل ، اقتدار خود را مخدوش نكرده باشد. براين اساس است كه حضرت امام (ره) مي فرمايند هرجا ديدي دشمن از تو تعريف كرد به خودت شك كن و بدان كه به بيراهه مي روي و روز عزاي ما آن روز است كه "مثلا" آمريكا از ما تعريف كند و اي آمريكا از ما عصباني باش واز اين عصبانيت بمير و جملات اينگونه مربوط به تئوريسين هاي خط اسلام ناب و انقلابي و خط امامي. 

خب.  

آيا دشمن ،‌ چند ده هزار كيلومتر آنطرف تر نشسته و فقط شعار پرت مي كند ؟‌ آيا دشمن فقط جاسوسان مسلح به GPS و سلاحهاي جيمزباندي مي فرستند تا فقط در نظم عمومي و امنيت انتظامي اخلال كنند ؟ روشن است كه يك خط امامي روشن ضمير ، مي داند كه اينگونه نيست. دشمن مدتها است به يارگيري از درون خط خودي پرداخته وديگر امروز ، جبهه اي از خودي هاي سابق ، مقابل جريان حق شكل داده . الان مي توان گفت ، جبهه اصلي باطل ، نه در چند ده هزار كيلومتر آنطرفتر ،‌بلكه درون مرزهاي خودش شكل گرفته است. حقيقت اين است كه انداختن تمامي مشكلات به گردن ستاد جريان آنور آب، چيزي جز پنهان كردن سرخطهاي همان او ،‌ در مرزهاي خودي براي امتداد يافتن عمليات اصلي همان ستاد آن ور آبي ، نيست. در حقيقت اين ،‌نوعي نعل وارونه زدن براي مخفي كردن مسير و عناصر موثر دشمن است.  

حالا اينها به اين بنده مفلوك خدا چه ربطي دارد ؟  

خبري ديدم كه يكي از ستادهاي جنگ رواني اينترنتي دشمن ،‌ به خبرهايي كه يكي از سايتهاي –بازهم-مدعي اصولگرايي و بقول خودش خط سومي ،‌عليه دولت مي سازد واكنش مثبت نشان داده و تحليل سردبير آنرا هم در صفحه اول خودش درج كرده است ! جالب است ،‌اينجا فقط جاي درج مقالاتي از تندترين عناصربرانداز نظام مقدس جمهوري اسلامي (‌اعم از فراري و غير فراري،‌ سلطنت طلب و دموكرات و جمهوري خواه تا لائيك و سوپر كمونيست و ماركيسيت ) بود . شايد ،‌براي اينكه عناصر آن سايت خبري بتوانند يكجوري به اشتباه خود پي ببرند و بفهمند كه به حدي در مسير، ‌انحراف رفته اند كه ديگر مسير عكس را در پيش دارند و كارشان به هم خطي با جريان زير صفري ها ! رسيده است ، شايد اين بهترين كمكي بود كه ضد انقلاب مي توانست به ما و اين آقايان بكند. اما نه تنها نفهمديند ، بلكه شايد كيف هم كردند !!!!!!!!  

اين ماجرا براي اين بنده خدا خبرنگار ساده و بي اطلاع و كم مطالعه سياسي هم رخ داده !  

مطلب بي محتوايي نوشته بود كه مي شد سرتاپايش را فقط يك چهل تكه از فحش و گيج نويسي سياسي ارزيابي كرد . اما ديده بودم ؛ لينكش تا توي سايتهايي كه در جريان انتخابات شوراها و خبرگان ، اصل سلامت انتخابات را هدف گرفته اما ظاهر قاليبافي ( جان عمه شان ! ) گرفته بودند درج شده ! اين به كنار ،‌ ديدم خودش هم جديدا از اينكه "يكي از عناصر متهم پرونده هاي امنيتي كشور" كه پرونده بسيار سنگيني در حوزه ارتباط با سفارتهاي بيگانه و جاسوسي و جمع آوري اطلاعات براي آنها دارد - واتفاقا سوابق مسئوليتي امنيتي هم دارد ! – يعني عباس عبدي ،‌ به مطلب او لينك داده .  

در وبلاگش – خطوط آخر – نوشته بود  : "-عباس عبدی به تحليلی که در مورد وقايع دانشگاه پلی تکنيک و سخنرانی احمدی نژاد نوشته بودم،‌لينک داد، نظرات و کامنت های جالبی هم خورد ."  

بنا بر همان نيت قبلي ،‌ فكر كردم اين هم كمك خوبي به اين بابا باشد كه با يك تذكر ، ‌او را به خودش بياورم و اگر هم نشد ، لااقل او را بهتر بشناسم و نقاط و زواياي مغفول ذهنم در موردش را هم روشن كنم . من هم دوست دارم بهتر او را بشناسم و بهتر بر تفكرش اشراف داشته باشم . كامنتي به اين محتوا برايش نوشتم : "بسم الله. خودت از اين لينک گرفتن چی می فهمی؟ راهنمايی می کنم . گويا نيوز هم ، به مطلب بازتاب ( ماجراجويی با هزينه از منافع ملی آقای فواد صادقی ) لينک داده . در آنجا قبلا به مطالب ابوالحسن بني صدر، كريم لاهيجي، محسن سازگارا و... لينک داده می شد." 

حالا جواب خودش را بخوانيد تا من هم جواب آخر خودم را بدهم : "از اينکه اون لينک داده و تو اين رو نوشتی ، می فهمم که بايد متحول و منقلب بشم...شعور و استقلال و فهم و تحلیلم رو تعطيل کنم، حق رو با افراد بسنجم نه افراد رو با حق، برای افراد مقام معصومیت قائل بشم، بعد چشمم رو روی همه چی ببندم ، بگم کار دشمن است، هرچه قدر فساد وناهنجاری و ناکارآمدی ديدم، بگم انشاءالله گربه است و همه جا گل و بلبل است...می فهمم که بايد به جای اصلاح جامعه و فکر کردن و ...برای مردم پرونده سازی کنم و از اين راه ارتزاق کنم، می فهمم که بايد انصاف و عدالت رو بگذارم کنار و برای سرکوب کردن به اصطلاح ضدانقلاب هر دروغی و تهمتی رو بزنم...اين رو می فهمم که بايد شبيه تو بشم! ولی نمی شم ! آری اینگونه است... برادر ميثم منتظری که هنوز شهامت استفاده از نام حقيقی ات را نداری...!" 

خب.

مي بينيد ؟

درس نگرفت كه هيچ ،‌بر ظلماتش افزوده هم شد !‌

ولي خدايي ، صدي دندان قروچه هايش را از لابلاي كلماتش مي شود شنيد ! آنوقت به من ،‌اتفاقا همان موقع كه لبخند مي زنم و از نوتن لذت مي برم مي گفت عصباني! قضيه قضيهء زلفلي شده ! :) و اما جواب من : يك كامنت اول برايش فرستادم كه جوابش را بايد در پست وبلاگم بدهم . حالا اين  هم جواب .  

بسم الله . آقاي بهمن هدايتي. سلام . شما با اين چيزي كه نوشتيد ، چند تا چيز را نشان داديد :‌

...در سطرهال بالا ، منظور و هدف خودم و معناي تحول از نگاه خودم را توضيح دادم . الزاما اميدي نداشتم كه من را درك كني و هدفم را بشناسي. چون قبلا تجربه ات كرده ام . اميد داشتم ، با كمك كدي كه خودت دادي و با بهره گيري از ديگر كدها ، واقعا و حقيقتا متحول شوي. من حس مي كنم ، زلزله اي برايت پيش امد. اما فكر نمي كنم تو توان بهره برداري صحيح از آن را داشتي. صرفا بزرگي اين زلزله ( اين بار نه به مقياس ريشتر ! )  اذيتت كرد و چنين كامنت عجيبي را نوشتي...

1- اينكه رسما از سوي امثال ما زير فشار هستيد ولي باسيلي صورت خودتان را سرخ نگه مي داريد. اين از شدت عصبي بودنتان هويداست كه ناگهان با درج آن كامنت من، ‌فوران كرده ! من مثل شما نيستم كه كنايه بگويم و در لفافه اشاره كنم . با صراحت عرض شد.  

2- معلوم شد ،‌ نه از لينك دادن او چيزي فهميده ايد ،‌نه از كامنت دادن من . نه تركيبت خوب است و نه تجزيه ات ... :) من فكر مي كنم حتي از شدت كفري شدن ، متن كامنت من را خوب نخوانده باشي. فقط يكبار ديگر متن كامنت من را بخواني، شايد بيشتر فكر كني. اين دفعه اصلا ،‌فكر ،‌كردي ؟  

3- اين كامنت تو مي گويد هربار كه تو مي خواهي متحول بشوي ،‌ فكر مي كني بايد چنين كني : "شعور و استقلال و فهم و تحلیلم رو تعطيل کنم، حق رو با افراد بسنجم نه افراد رو با حق، برای افراد مقام معصومیت قائل بشم، بعد چشمم رو روی همه چی ببندم ، بگم کار دشمن است، هرچه قدر فساد وناهنجاری و ناکارآمدی ديدم، بگم انشاءالله گربه است و همه جا گل و بلبل است...می فهمم که بايد به جای اصلاح جامعه و فکر کردن و ...برای مردم پرونده سازی کنم و از اين راه ارتزاق کنم، می فهمم که بايد انصاف و عدالت رو بگذارم کنار و برای سرکوب کردن به اصطلاح ضدانقلاب هر دروغی و تهمتی رو بزنم..." . خب اين چيزي خيلي بدي است. اين كه تحول نيست . پس رفت است . چندبار تابجال اينگونه متحول شده اي ؟ من فكر مي كنم لا اقل دوبار چنين تحولاتي را تجربه كرده اي. برايت متاسفم . از نحوه و مفهوم تحول در ذهنت، خبرناگواري به همه دادي .  

4- من الان ، در سطرهال بالا ، منظور و هدف خودم و معناي تحول از نگاه خودم را توضيح دادم . الزاما اميدي نداشتم كه من را درك كني و هدفم را بشناسي. چون قبلا تجربه ات كرده ام . اميد داشتم ، با كمك كدي كه خودت دادي و با بهره گيري از ديگر كدها ، واقعا و حقيقتا متحول شوي. من حس مي كنم ، زلزله اي برايت پيش امد. اما فكر نمي كنم تو توان بهره برداري صحيح از آن را داشتي . صرفا بزرگي اين زلزله ( اين بار نه به مقياس ريشتر ! )  اذيتت كرد و چنين كامنت عجيبي را نوشتي.  

...برعكس آنچه كه تو در مرود دركت از تحول نوشتي ، درك من از تحول اين است كه اتفاقا به هيچ وجه سوابق افراد را براي قضاوت در خصوص آنها كافي نمي دانم و اين را درست نمي دانم كه افراد را ،‌ بخاطر سوابق گذشته ،‌ از نقد مصون بدانيم و به نقد عملكردنش ننشينيم كه امام راحلمان فرمود ملاك حال فعلي افراد است ، واي بحال مصعوم تلقي كردن آنها كه حتي ولي مطلق فقيه نيز معصوم نيست ، چه رسد به انسانهاي عادي مانند ديگر مسئولين ...

5- آقاي هدايتي ،‌نكند اين چند وقته بجاي اين كه وبلاگ من را بخواني ، جاي ديگري مي رفته ايد ؟ چون من يادم نمي آيد جايي از وبلاگ من ، چيزي جز اين باشد كه : من اتفاقا بدنبال اين هستم كه هم در خودم و هم در مخاطبم ، سطح تحليل و استدلال را بالا ببرم و او را از درگيريهاي سطحي به اوج نگاه سياسي برسانم و اتفاقا بجاي اينكه حق را افراد بسنجم ، سعي كنم هميشه همه را با حق و حق را هم با علي بسنجم كه هرجا علي بود حق هم همانجا است و اين برتارك ولايت علوي با دست نبوت مصطفوي نوشته است. برعكس آنچه كه تو در مرود دركت از تحول نوشتي ، درك من از تحول اين است كه اتفاقا به هيچ وجه سوابق افراد را براي قضاوت در خصوص آنها كافي نمي دانم و اين را درست نمي دانم كه افراد را ،‌ بخاطر سوابق گذشته ،‌ از نقد مصون بدانيم و به نقد عملكردنش ننشينيم كه امام راحلمان فرمود ملاك حال فعلي افراد است ، واي بحال مصعوم تلقي كردن آنها كه حتي ولي مطلق فقيه نيز معصوم نيست ، چه رسد به انسانهاي عادي مانند ديگر مسئولين . آن چيزي كه من در وبلاگم مي گويم اين است كه روي حقايقي تا اين حد شفاف ، مانند كدهايي كه دادم ، چشمانمان را نبنديم و صداقت در نقد داشته باشيم و حق بگوييم حتي اگر عليه خودمان باشد. دست پنهان دشمن و سوء تدبير خودي را هم ببينيم و همه چيز را صرفا به دستان آشكار دشمن مرتبط نكنيم كه امام راحل( قدس سره الشريف) فرمود: دشمن بارها ثابت كرده است

...فساد ،‌اعم از اقتصادي و اجتماعي ، سياسي و امنيتي ، اخلاقي و فرهنگي را انكار نكنيم و چشممان را بر آن نبنديم و با توان خود،‌ آنجا كه مي توانيم ، اصلاحگر انقلابي باشيم و آنجا كه مي توانيم ، فريادگر چرا كه امامان در وصيتنامه اش هم گفت كه ما ادعا نمي كنيم كه به اسلام ،‌با تمام ابعاد آن ،‌ در ايران عمل مي شود. ليكن بايد براي بسط عمل اسلامي در سرزمينمان تلاش كنيم و در بين نيز بايد مواظب باشيم كه مبادا ارتجاع را با پوشش و زرورق اصلاحات به خورمان بدهند ...

كه حرف خود را از دهان ساده انديشان موجه مي زند . فساد ،‌اعم از اقتصادي و اجتماعي ، سياسي و امنيتي ، اخلاقي و فرهنگي را انكار نكنيم و چشممان را بر آن نبنديم و با توان خود ،‌ آنجا كه مي توانيم ، اصلاحگر انقلابي باشيم و آنجا كه مي توانيم ، فريادگر چرا كه امامان در وصيتنامه اش هم گفت كه ما ادعا نمي كنيم كه به اسلام ،‌با تمام ابعاد آن ،‌ در ايران عمل مي شود. ليكن بايد براي بسط عمل اسلامي در سرزمينمان تلاش كنيم و در بين نيز بايد مواظب باشيم كه مبادا ارتجاع را با پوشش و زرورق اصلاحات به خورمان بدهند . احتياط كينم كه به اسم نخبه پروري ، مطرودان امام و امت را به ميدان تصميم سازي و سكانداري كشور داخل نكنند كه آنها بجز نابودي انقلاب و اسلام و تسليم همه جانبه كشورمان به آمريكا چيزي دگر در سر نمي پرورانند. حواسمان هم باشد كه رهبرمان مي فرمايد آنها هم كه ادعاي كارآمدي مي كنند حتي اگر كارآمد باشند اما صداقت نداشته باشند كارامدي شان هم به كار مردم نخواهد آمد. ليكن خود ،‌ صادقانه ، كارآمد باشيم كه با شناخت درست درد ،‌ درمان صحيح را بشناسيم و خصوصا مرد ميدان عمل و مبارزه باشيم و از مقاومتها نهراسيم كه اصلاح اين سيستم اداري ديوانسالار كهنه و كند، حتما با سرسختي و مقاومت مواجه مي شود و جرات و شهامت مبارزه در ميدان تا پاي جان را هم داشته باشيم . هيچ گاه توجيه گر آلودگيها و ناپاكي ها نباشيم و ديده بان صادقي براي رهبر معظم انقلاب و مسئولان صادقي كه نيازمند نگاه تيزبين بسيجي و روحيه شهادت طلب اويند باشيم . مردم را دشمن خود ندانيم حتي اگر توجه مردم بر چهره ما نبود كه توجه مردم به اعمال است و دل مردم با مردمياران حقيقي. كه مردم، مشتاق حقيقتند و حقايق را به مردم بگوييم و مردم ، خود ، آنجا كه بايد ، پا به ميدنا خواهند گذاشت و همچون 24 تير ، چشم فتنه را درخواهند آورد كه فتنه ، هدف قراردادن اصل انتخابات و سلامت آن بود. زندگي را در راه مبارزه با دشمن و تعقيب او قراردهيم و جان و مال را در اين راه بنهيم و از مشكلات زندگي نهراسيم كه خدا ، روزي ده رزمندگان و مجاهدان است و ان تنصروالله ينصركم و يثبت اقدامكم . اين را هميشه گفته ام كه چراغ راه ما براي طي طريق اصول گرايي و عدالت خواهي ، انصاف است و صداقت و ايمان به معاد ، كه اگر اينها را فراموش كنيم ، هدف را عوض مي كنيم و جاده را هم و قطعا معاد را نيز در ديد نخواهيم داشت. بايد مبارزه با "مبارزان برعليه انقلاب اسلامي" را شعار دين و دنياي خود كنيم و بدانيم كه اين جبهه، ‌بدون ما هم پيروز ميدان و فائز است و اين مائيم كه در اين درگيري ، حسيني يا يزيدي بودن خود را روشن مي كنيم . بقول سيد شهداي اهل قلم ، هيچ كس را تا به كربلاي زمان خودش دچارش نكنند از اين دنيا نميبرند و در اين ره آنچنان دشمن را خوب بشناسيم و بصيرت خود را عمق دهيم كه حركتي از حركات دشمن از ديد و تيرما مخفي نماند . بايد بسيجي شهادت طلب جنگ امروز يعني تشكيل جبهه و  ناتوي فرهنگي غرب عليه انقلاب اسلامي باشيم كه رضايت دو دنياي خداوند متعال از ما ، در رضايت ولي امر او نهفته است. انقدر دقيق باشيم كه دربرآورد از دشمن به كوچكترين انحرافي دچار نشويم و محتاج تحليل هاي سطحي وادعاهاي بچه گانه عليه اون نشويم اما در افشاي طرح و عمليات اصلي دشمن و خنثي سازي آن لحظه اي كوتاهي نكنيم . 

6- و در پايان بايد بگويم : قبل از زماني كه بهمن هدايتي ،‌آبپاش پلاستيكي بدست (كه اخيرا بقول دوستان ، خشاب آبش هم خشك شده !) از زير نقاب احمد سيف الاسلام كلاشينكف ديجيتال بيرون بيايد ،‌ صاحب اين وبلاگ ، ناف اين وبلاگ را با نام اصلي خود و با ايده علني خودش در برداشتن علني پرچم اسلام انقلابي و فريادكشي بر سر جبهه كفر در حوزه هاي مختلف خبري و رسانه اي بريده بود و همانطور كه مجيد عزيزي مي تواند به تو شهادت دهد ، فرياد مي زد كه مملكت مال ما است .ما از چه چيزي بايد بترسيم ؟ جالب انكه بهمن هدايتي هم ، تا نقاب سيف الاسلامي اش با دست امثال من در مناظره هاي افشا شده بين خودم  و خودش از صورتش كشيده نشد ، اين نقاب را رها نكرد! پس افشاي آنچه كه افشا شده ، عزيزكم ، جرآت مي خواهد ؟ صداقت و مردي در ميدان رسانه و ميدان خبر ،‌آن جراتي كه است كه بدنبال آن باش تا بيابي. شهامت عدالت طلبي آن شهامتي است كه داشتن آن افتخار است. هرچند حضرتت ؛ شهامت همان افشاگري نام را هم نداشتي و چنان درگير توهم توطئه از سمت خودي انقلاب ،‌ هستي كه ابوذر را ميثم صدا مي كني. خب شايد اينگونه راحتي. پس همانگونه خوش باش.  

7- كامنت داني ات هم بي ظرفيت شده . متن را جا نگرفت. رونوشت را هم نتوانستم برايت بفرستم . خود داني. :)


 
 
 
تبلیغ ویـژه