بسم الله .
می دانيد که ، من معمولا هروقت يک يا چند موضوع مهم می بينم می آيم و فوری بروز می کنم . عموما هم ، سياسی می شود. اين بار ، يک حسی گفت اين بار غير سياسی . گفتم يا علی ! اما يا علی من سکولار نيست !
بچه ها !
يک کسی ، مثل اين حسين درخشان ، که الان در دوره غرق شدن بسر می برد ، می آيد و موقع ترسش، دم از ارزشهای شما می زند ، اما خودش از آوانگاردهای رسمی جريان حذف همين جريانهاست، می آيد و دم از بزرگ شدنش با شهيد فهميده و روايت فتح و چه و چه می زند !! اما خودش صفحه اش ، اصلا ساخته شده برای پاک کردن رد پای فهميده ها از دل خرمشهر و شلمچه و کربلای ايران، و يک آدمهايی هم مثل شماها پيدا می شود بی جبيره مواجب مرد و مردانه با عشق و انرژی و هنر و توان خودتان به ميدان می آئيد برای حفظ همين ها . البته با کمترين ادعا.
من می دانم ، اگر ، از ارزشی ترين وبلاگ نويسها بپرسی برادر يا خواهر من ، حالا ، می توانی ادعا کنی درجرگه بسيجيان خالص خدا قرار گرفته ای ؟ ، جز آهی ، آرامشی ، نگاهی به آسمان و گاهی هم اشکی ، نگاهی پر حرف در دل سکوت ،و آرزويی عميق ، چيزی تحويل من نخواهد داد - والبته اين نشان از همان معرفت عميق بسيجی است - يعنی ادعا صفر ،اما عمل ؟ عمل اين وبلاگ نويسهای ارزشی همين بس که حسين درخشان را به واکنش انداخته و لينک صفحه ای که فهرست اسامی شما است را در صفحه خودش قرار داده . البته با جمله ای برای تخريب . اينها چه زمانی صداقت داشتند که بار دومشان باشد ؟
اما به حسين درخشان نگاه کنيد ؟ فقط در فضای جمهوری اسلامی و ولايت عشق رشد کرده و استخوان ترکانده حالا و حالا آمده و در دفاع از ترس خودش و برای ايجاد حاشيه ای امنيتی برای خودش حربه ای نخ نما را بدست گرفته ! خرج کردن بسيج و بسيجی و حسين فهميده و روايت فتح و امثالهم جلوی حاج حسين شريعتمداری .بعد هم ادعا می کند دست پرورده فرهنگ اسلامی است . انگار يادش رفته به مسعود بهنود در گزارش راديو بيوبی.سی گفت من دست پرورده مدرسه علوی هستم که سياستش حجتيه ای و بر خلاف حکومت بود !
من شما ها را دوست دارم .
کوچه مدرسه حجتيه را با موجز و رک گويی اش ، سيد صالح را با قلم زيبا و پای کاری اش ،علی انصاری را در موشکی و نظامی با عشقش به انقلاب و سپاه ،مجيد زورو را با قلم دوست داشتنی و پرجاذبه اش، عطر نماز را با معرفت عميق دينی اش، حسين داووی را با نغمه هايش که از دل من است ، صفحه حزب الله را که حبل المتين امت حزب الله در دنيای سايبر شده ، احمد سيف الاسلام را با ماشه ديجيتال کلاشش که آماده هرلحظه برای شليک به مصلحت انديشان است ، حاج آقا احمد را در منبرنت با بروز بودن سياسی اش و صبر و تحملش در برخورد با ضد انقلاب و ...
چندتايتان را بشمرم؟ خداييش چندتايتان را ؟
محتوای وبلاگهای شما از چند صد وبلاگ غيرارزشی ديگر وزين تر است. هرکدامتان وزن صد وبلاگ را داريد. اينکه تکنوکراسی را بکنار بگذاريم وتسليم قواعد ابزار نشويم ، اينکه آنچه را فکر می کنيم بگوييم بدون تر از هژمونی دشمن ،اينکه درخانه دشمن برويم و بر او انديشه مان را فرياد کنيم ،اينکه به او يادآوری کنيم که ما هستيم وبيست و پنج سال است که خار در چشم او و استخوان در گلويش هستيم ...
اللهم اجعلنا من انصاره و اعوانه وجعلنا من المستشهدين بين يديه
يا ابا صالح مدد !
ای که با من ، هستی و من ، از تو دورم ، ای نگارم !
دورم از خود ، با گناهان ، ای که هستی ،در کنارم !
ای که با ما همنشينی ، با سرشت ما عجينی ،روی چشمانم قدم نه ، تا سرشکم را ببينی !
يا ابا صالح مدد !
در خزانم ، جلوه ای کن ! ای بهار آفرينش !
تا به پايان آيد ای يار ، انتظار آفرينش !
ساقی زيبای مجلس ! ای مرا دلدار ومونس ! پرده بگشا از جمالت ! ای گل زيبای نرگس
يا ابا صالح مدد !