الله اکبر ، خامنه ای رهبر :: وبلاگ پاسداران ::

یک وبلاگ سیاسی از یک مهندس جوان وزارت دفاع عاشق سپاه A Political blog About Islamic Revolution Reguards

رنک وبلاگ ،‌ شمارنده ، لينک دادن ، مطالبی که خاک می خورند و ...
ساعت ۱٢:٠٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٢ اسفند ۱۳۸٥   کلمات کلیدی:

       -          جدی جدی رنک وبلاگم رفته رو شش !

قبلا اولین نفری که بهم گفت وبلاگت رنک شش است ، محمد صالح مفتاح بود . اما خودم که رفتم ، ندیدم .حالا از صبح ، و قبلا هم همینطور گه گداری ، آمپر رنک وبلاگم چسبیده روی شش ! هرچند از این رنک بازی زیاد خودم نیامد. اولین کسی که من را متوجه میزان رنک وبلاگم کرد آقای بوترابی بود. ایشان با زدن ایمیلی من را تموجه موضوع رنک و خصوصا رنک وبلاگ خودم که آنزمان 5 بود کرد و تبریک گفت و گفت که هرکاری که از دستش بر بیاید برای من ( قاعدتا وبلاگ ! ) انجام می دهد و این آشنایی اولیه رسمی من و ایشان بود.  

-          یه موضوعی در مورد لینک دادن .

من ؛ اگر محتوای وبلاگی را قبول نداشته باشم ، حتی از کوچکترین لینک دادن به هر نحو به او پرهیز می کنم. حتی اجازه نمی دهم لینکش در کامنت طرف باقی بماند. ولو اگر بهترین کامنت را هم نوشته باشد. متن کامنتش را منتشر می کنم . اما لینکش را حذف می کنم . شاید گاهی حتی نام نویسنده کامنت را هم ویرایش کنم تا وبلاگش تبلیغ نشود. من سیاستهای رسانه ای را خیلی محکم در وبلاگم رعایت می کنم . سه جور لینک دان را من سطح بندی کرده ام . یکی اینکه به طرف درلینک دوستان لینک بدهم که حتما باید با او اشتراکات زیادی داشته باشم والا هرگز لینک نمی دهم حتی اگر هزار بار به من لینک بدهد  .  موضوع دوم ، اشاره کردن به وبلاگ و سایتی در متن وبلاگ بعنوان لینک متن است. این هم مرتبه بعدی است. من به وبلاگهای منفی حتی اینجوری هم لینک نمی دهم که نمی دهم ! و آخری هم همان تایید کامنتهایی است که آدرس وبلاگهایی را دارند که از نظر من نباید توسط من برد دهی شوند.  

اما از آنسو ، اگر وبلاگی را بپسندم ، هیچ توجهی به این موضوع ندارم که او به من لینک داده یا خواهد داد یا نه . من فورا او را لینک خواهم کرد. چون هدف من از لینک دادن ، کاربرد اصلی آن ، یعنی تبلیغ کردن آدرسی دیگر برای خواننده صفحه خودم است و اهداف سئویی ( توجه به تاثیر در جستجوها و ... ) برایم در مرتبه نازلتری قرار دارد. اما خیلی مواقع واقعا دوست دارم لینکم در وبلاگ کسی باشد و از وجود لینکم آنجا احساس افتخار می کنم و از ارتباط با صاحب آن وبلاگ خوشحال هم خواهم شد.

حالا ، یک چیز جالب ! یادتان است یک وبلاگ آمده بود بمن لینک داده بود و از همه بازدیدکنندگانش درخواست کرده بود به وبلاگ من بیایند وبه من فحش بدهند ؟ خیلی خدایی جالب بود. اگر صاحب وبلاگ مذکور بداند که آنروز چقدر از خواندن متن وبلاگش خندیدم ، حتما پشیمان می شود !  

من از سرخوردن و ورود هیچ طیفی از مخاطب به وبلاگم نمی ترسم ، بلکه دو صد چندان خوشحال هم می شوم. تجربه چندساله من نشان داده که افکار امثال من در همه جا سانسور شده است. البته نه از سوی حکومت بلکه از سوی رسانه داران ، و اتفاقا فکر و گفتار ما ، خیلی حالت نو و جذاب برای دیگرانی دارد که دائما تحت تاثیر رسانه های تکراری و پر سر و صدای غربگرا هستند. بنابراین ، لینک دادن اپوزیبسیون به من ، اصلا برایم ماهیت فشار ندارد بلکه بشدت خوشحال می شوم که می توانم به مخاطبان آن وبلاگها چیزی نشان بدهم که تابحال درموردش نه چیزی شنیده بودند و خوانده .  

-          بعضی مطالب دارند در دفترچه یادداشتم خاک می خورند !

هی می خواهم چند تا چیز را که در دفترچه یادداشتم اختصاصا برای وبلاگ نوشته ام تایپ کنم ، موضوعات مهمتر پیش می آید. مثل بازشناسی خاتمی و از این بحث ها ، دوست ودشمن دعا کنند بشود تایپ کنم بخوانید. برای همه مفید است.  

عکس ربطی ندارد ! :) به کارم مربوط هست اما به مطلب ، نچ ! :)-          و اما شمارنده !

تفاوتهای جالبی بین کانتر های پرشین استت و وبگذر هست . هرکدام نقاط ضعف و قوتی دارند. هرکدام در چیزی کم دقت هستند. اما تاکنون وبگذر از زمان نصب نزدیک به چهل و پنج هزار مراجع را ثبت کرده . زمانی که کانتر اینترنال پرشین بلاگ را حدف می کردم نزدیک به شصت هزار مراجعه – یا شاید هم بیشتر ؟ یادم نیست .-  را ثبت کرده بود و با جمع این میزان آمار با میزانی که کانتر های مدرن ارائه می دهند ، این وبلاگ تاکنون بیش از یکصدهزار تیراژ داشته است. در اینکه چرا لفظ تیراژ را بکار بردم هم باید بگویم که بنظرم ماهیت مراجعه به وبلاگ با تیراژ برابر است. چون عملا فرد نسخه ای را می گیرد و می رود. شباهتهای جدی دیگری هم هست. تنها فرقش شاید این باشد که نسخ ، الزاما برابر نیستند و در تیراژ وبلاگ جمع نسخ محاسبه می شوند و در روزنامه ، صرفا تعداد یک بار انتشار.  

-          چرا مطلب خبرهای سایتها یا روزنامه ها گاها عینا تو وبلاگم هست ؟

همین الان ، سرآبپاش دوم پلاستیکی ( ببخشید منظورم صاب دکه ء کلاش دیجیتال بود ! – به بچه ها توصیه کنید از دکه ها و دستفروشی ها مواد غذایی و هله هوله نخرند . رودل می کنند. مجوز بهداشت ندارند صاب برخی دکه ها ! )  از من در این مورد پرسید. به اوشان هم گفتم که من مخاطبینی در خارج از کشور دارم که تصریح کرده اند نیازمند اخبار و اطلاعات صحیح هستند و در این جنجال رسانه ای ، نمی توانند جهت برخی رسانه های فارسی زبان را تشخیص دهند و از درج برخی اخبار و موضوعات در وبلاگم تشکر می کنند و می دانم که واقعا به آن احتیاج دارند. من ، سعی می کنم اثر طولانی بودن برخی مطالب را با صفحه بندی زیبا و ترکیب کردن آن با رنگ و عکس ، بکاهم و می دانم که موثر هم بوده است. اولین باری که این کار از سوی مخاطب مورد اسقبال قرارگرفت ، مطلب افشای جنایتهای احمدی نژاد بود که در دوران انتخابات کیهان چاپ کرد و من هم بازنشر کردم . اما مثل همیشه مطلب را تصحیح هم می کنم و بعضاً نمکش را هم بیشتر می کنم . یکی دیگرش مطلب اندر احوالات درونی ستاد باباجان اینها بود که از سایت سیاسی انتخاباتی و یکبار مصرف هاشمی جمهور که یحتمل قالیبافی بود برداشتم و بازهم با کشیدن دستی به سر و رویش بازهم منتشر کردم . به بهمن گفتم ، اهداف دیگری هم دارم که برخی هایش را نمی گویم ! :))


 
 
 
تبلیغ ویـژه