الله اکبر ، خامنه ای رهبر :: وبلاگ پاسداران ::

یک وبلاگ سیاسی از یک مهندس جوان وزارت دفاع عاشق سپاه A Political blog About Islamic Revolution Reguards

آرزوهای يک بسيجی عاشق سپاه
ساعت ۸:٠٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٧ فروردین ۱۳۸٦   کلمات کلیدی:

آقای عباس حسین نژاد صاحب صندلی ، اومده تو چند پست قبلش منو به یه چیزی دعوت کرده ، اما نیومده به خودم بگه ! اگه از منظر تئوری توطئه نگاه کنیم بک کاریکاتور جالبی می رسیم و ماجرا ، برنامه کودکی و بامزه می شود. اما چون الان از منظر توطئه ( :) ) تنها چیزی که مشاهده می شود کارتون سراندی پیتی و کنا است ، از این منظر عدول می کنیم ! :)

ایشون فرمودن ، آرزو افشا کنیم ! :) خب افشا می کنیم ! کاری داره مگه ؟ فقط مثل اون بار هم که اومدیم و به روش پاسدارانی خاطره افشا کردیم، این دفعه هم به روش خودمون آرزو نویسی می کنیم . 

1-     آدم باید خیلی پر رو باشه که همه گناهانش را در مقابل دیدگان اهلبیت عصمت و طهارت علیهم السلام انجام بدهد ، صاحب الزمان (عجل الل تعالی فرجه الشریف ) را علنا بیآزارد و چلوی چشم خدا هرکاری که دل شیطان می خواهد انجام بدهد ، اما از نوشتن این آرزوی شریف تعجیل در فرج حضرت حجت ابن الحسن العسکری – خصوصا به کوری دیدگان سازمان فاقد مشروعیت مجاهدین خلق ( آخ بابا اون نه ! منظورم مجاهدین ضد انقلاب بود ! آخ ای داد . ببخشید منظورم همون مجاهدین انقلاب بود ! چه کنم هی به اینا فکر می کنم ذهنم می ره اونوری ! ) – را علنی ننویسد. بابا نهایتا ما میشیم مانع ظهور . خود حضرت حجت بیاید و از ما هم عبور کند. اما بیاید . ای غایب از نظر به خدا می سپارمت . جانی و بجان دوست می دارمت.

2-     دلم می خواهد میوه های درخت عدالت و معنویت ، در کام مردم شیرین شود و ریشه های نفاق از دل همه کنده شود. دلم می خواهد بیماردلان عرصه مطبوعات ، از شب زدگی رها شوند و بیماریهای روحی خود را با قلم سیاه خود به دل مردم تسری ندهند. دلم می خواهد آلوده های دنیا با تابش بارقه های نور ایمان ، کنج غارها را رها کنند و با روشنایی روز آشتی. دلم می خواهد همه توبه کنیم . برگردیم . حتی برخی از ماها از عبادتهایمان توبه کنیم . العلم هو الحجاب الاکبر.

3-     آرزوی دیگرم این است که برای توبه کردن ، خدا توفیق بدهد و برای قبولی توبه هم رحمت بیاورد. و توبه مان توبه نصوج باشد که برگردیم بسمت خودش و دیگر جای دیگری نرویم . گر تو ننوازی به که رو می کنیم ؟

4-     رو که رو نیست، سنگ پای قزوین ! آقا آرزوی شهادت داریم . دوست دارم با شهادت ، راه را روشن تر کنیم . شهادت یعنی فریاد کردن حقانیت حسین ابن علی (ع) در صحرای کربلا. یعنی فریاد کردن ندای علی در چهاردیواری مسجد کوفه . یعنی خون گریه کردن در رثای فاطمهء مجروح بین درب و دیوار.

5-     حالا مرگ که در نر ما جز شهادت خیلی حال گیریه ، اما دلم می خواد تا شهید نشده ایم ، یه حال اساسی اساسی از کل جریان شیطان بزرگ بگیریم خودش بگه ای ول. حالا توی کار اگه شد در حوزه صنعت ، تو وبلاگ در حوزه خبر و رسانه .  

اینم از این .  

جناب صاحب صندلی، خوب شد ؟

حالا من ، حسین درخشان ، علی پیرحسینلو ، محمد علی ابطحی ، نیک آهنگ کوثر ، و از همه احتمالا با نمک تر ، رجب علی خـــــــــان مزروعی را دعوت به انجام چنین عملی ! ( یه جوری گفتم خودم هم ترسیددددم !  :) ) می کنم .


 
 
 
تبلیغ ویـژه