الله اکبر ، خامنه ای رهبر :: وبلاگ پاسداران ::

یک وبلاگ سیاسی از یک مهندس جوان وزارت دفاع عاشق سپاه A Political blog About Islamic Revolution Reguards

آيا مورد تاييد کروبی و خاتمی و امثالهم بودن يعنی مورد تاييد انقلاب بودن ؟
ساعت ۱٢:۳٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۸ فروردین ۱۳۸٦   کلمات کلیدی:

بسم الله .

یادم می آید ، در گفتگویی که در رادیو گفتگو داشتیم ، خانم حسینی که از طرف روزنامه اطلاعات به جلسه آمده بود ، مدعی شد هیچ کس با اصل موضوعاتی همچون ساماندهی و فیلترینگ و امثالهم مشکلی ندارد و تنها مشکلی که از نظر او وجود دارد، به زعم وی اعمال سلیقه های مختلف در درون حاکمیت روی موضوعات واحد است.  

وقتی سعی می کنم این موضوع را ریشه یابی کنم و البته در ادامه هم ، نظر و رویکرد خودم را (و آنچه به آن فکر می کنم) بیان کنم ، این نکته به ذهنم خطور می کند که یحتمل منظور این خانم ، رضایت عناصری همچون آقایان دعایی ، خاتمی ، کروبی و امثالهم از مطالبی است که بعضا در برخی سایتها و وبلاگهای مصداق بلندگوی جریان سازی علیه باورهای بنیادین انقلاب اسلامی منتشر می شود.  

اینجا چند نکته را باید از نو بازشناسی کرد.  

اولین نکته این است که اصولا انقلاب اسلامی ، انقلابی عمیقا برخوردار از یک عمق فرهنگی و اعتقادی است و مبانی بسیار روشن ایدئولوژیک سیاسی و فرهنگی دارد. بنا بر این ، معیار "انقلابی" بودن یا نبودن هرکس ، نسبت او با این آرمانها و ایدئولوژیها و بنیانهای فکری است. بنا بر این ، با وجود آنکه می توان برای عناصری که در فعالیتها و اجزاء سخت افزاری نتیجه گیری این انقلاب در مرحله اول حرکت آن ، یعنی انجام "انقلاب" و براندازی حکومت از بن فاسد  پهلوی سهیم بودن اند ، ارج و اعتبار مخصوص و مشخصی در نظر گرفته و حقیقتا برابر با شأن و اهمیت و رتبه و اهمیتی که در این جریان داشته اند ، تقدیر نمود، لیکن ملاک اتصال به این نظام ، "انقلابی بودن" نیست .بلکه "انقلابی ماندن"  ملاک این بررسی و گزینش است و انقلابی بودن نیز جز از طریق اتصال دائمی با آرمانهای انقلابی ممکن نخواهد بود.  

اینجاست که امام راحل (قدس سره ) تاکید می کند که ملاک قضاوت ، حال فعلی افراد است و آنچه که در گذشته انجام داده اند، نفیا و یا اثباتا ( در صورت عدم امتداد ) ملاک قطعی برای اظهار نظر در خصوص هویت فرد یا افراد و مجموعه ها نیست . 

نکته دیگر اینکه ، بریدن از مفاهیم و آرمانها و بنیانهای فکری انقلاب اسلامی در یک مقطع خاص ، منجر به عدم همراهی با سیستم های سخت افزاری نظام اسلامی و فعالیتهای ادامه دار مسیر انقلاب اسلامی برای دستیابی به مرحله دولت اسلامی در ادامه ، حکومت اسلامی و در نهایت ، جهان اسلام ، خواهد شد. بنابراین ، کسانی که از مبانی زیرساختی نهال انقلاب اسلامی بریده اند ، نه تنها در ادامه مسیر انقلاب اسلامی ، با انقلابیون حقیقی همراه نخواهند بود ، بلکه در مسیر آن مانع تراشی نیز خواهند کرد و خود ، به عناصری رویگردان از آن مبانی و در حقیقت برانداز انقلاب اسلامی تبدیل خواهند شد.  

شاید در ادامه ، مباحثی تکراری ، در موضوع ملاک و معیار ارزیابی وتناسب سنجی آرمانهای افراد با آرمانهای انقلاب اسلامی و پلورالیزم معرفتی در این زمینه صحبت شود.

در این باره باید گفت

اولا : محتوای گفتمان انقلابی اسلامی به حدی شفاف است که کار به زاویه های انحرافی در تفاسیر وتاویل نمی کشد و در همان سطح اولیه از مقایسه ، همه چیز روشن می شود . بهترین دلیل بر این مدعا ، فرار مدعیان ، از مقایسه شدن با آرمان و اندیشه های امام و انقلاب اسلامی است.

دوما : بسیاری از این عناصر با صراحتی مثال زدنی، بریدگی خود از این مفاهیم و آرمانها را فریاد کرده اند. بدین لحاظ نیز ، موضوع اصلا تا مرز مقایسه نیز نخواهد رفت. وای بحال ورود به مباحث پلورالیستیک

سوما : گفتمان پلورالیستی یک گفتمان مسلط و بدون جواب نیست و نمی توان با تمسک به آن از زیر بار حقایق فرار کرد. با روشن شدن مصادیق مورد گفتگو ، براحتی می توان از حقه و فریب پلورالیزم پرده برداشت. تنها عامل مورد نیاز ، شروع این گفتگو ها است. حالیا فرار مکرر مدعیان از این مقایسه نشانگر روشن بودن نتیجه ء این ارزیابی در افق نگاه خود ایشان است. بدین جهت است که ایشان اصولا مبانی این مقایسه را بزیر سئوال برده و نفی می کنند . چون نتیجه ورود به آن برایشان روشن و شفاف است.  

با توجه به نکته ای که در لزوم حفظ ارتباط و پیوستگی با مفاهیم بنیادین انقلاب اسلامی برای باقی ماندن در خط نظام انقلب اسلامی ذکر شد ، یادآوری این نکته ضروری است که برخی از عناصری که از نظر نرم افزاری و منطقی دیگر هیچگونه پیوندی با این انقلاب و نظام اسلامی آن ندارند ، کماکان در صحنه های سیاسی کشور با بهره گیری از سوابق گذشته حاضر بوده و در این میدان ، با مراجعه دادن مخاطبان به سوابق گذشته در صدد کسب وجهه و میدان داری و عوامفریبی بر می آیند. حاضر شدن این عناصر در چهارچوب ساختارهای قدرت در نظام سیاسی ، به هیچ وجه نمی تواند به معنای "درون حاکمیتی" بودن رویکرد ها و تفکرات و سلایق این افراد باشد. چه ، آنچنان که گفته شد ، تنها ملاک و معیار و نشان درون حاکمیتی یا بیرون حاکمیتی بودن رویکرد یک فرد یا گروه و جریان ، صرفا عملکرد او و تناسب آن با آرمانهای انقلاب و نظام اسلامی و منافع ایران و اسلام عزیز است که او را "خودی" یا "غیرخودی" معرفی می نماید. بصراحت باید گفت رد این گزارهء کاملا منطقی ، بسیار تمسخر آمیز خواهد بود!  

نظر به آنچه که تاکنون گفته شد ، شاید روشن باشد که مورد علاقه بودن عملکرد اشخاص از سوی گروهها و جریاناتی که بدلائل انتصابی یا انتخابی ، بخشی از مصادر دولتی را در دوره ای در اختیار داشته و حتی در حال حاضر ، آن مصادر را نیز در پنجه ندارند، به هیچ وجه ، به معنای مورد قبول بودن این رویکرد در تناسب و ارزیابی با معیارهای انقلاب اسلامی و نظام اسلامی نیست . بنا بر این در هیچ چهارچوبهء مفهومی نمی توان اعمال حاکمیت و قانون در قبال عملکردهای مجرمانه برخی عناصر سیاسی و غیر سیاسی که از سوی برخی گروههای سابقا "اپوزیسیون در قدرت" و در حال حاضر "اپوزیسیون بیرون از قدرت" مورد حمایت قرار گرفته اند را اعمال سلیقه های مختلف ! نام داد.


 
 
 
تبلیغ ویـژه