الله اکبر ، خامنه ای رهبر :: وبلاگ پاسداران ::

یک وبلاگ سیاسی از یک مهندس جوان وزارت دفاع عاشق سپاه A Political blog About Islamic Revolution Reguards

وگرنه چی ؟ پيچ پيچی ! وگرنه همين که می بينی !
ساعت ٥:٠۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۸ فروردین ۱۳۸٦   کلمات کلیدی:

آقای کروبی  ! روش روزنامه حزب شما بيشتر به روش «اعتماد اپوزيسيون » پهلو مي زند، نه «اعتماد ملي»! انشاءالله كه اين رويكرد را شما نمي پسنديد و ما هم مشتاقانه در انتظار مرزبندي شفاف شما با نسبت هاي ناصوابي هستيم كه حزب «اعتماد ملي» با دشمنان اين ملك و ملت يافته است...

کیهان امروز در پاسخ به یادداشت تند اعتماد ملی که با عنوان "و گرنه چی؟"  منتشر شده بود نوشت:  

روزنامه «اعتماد ملي» مورخه26/1/86 در پاسخ به هشدارها و انذارهاي «كيهان» پيرامون اصالت ها و ارزش هاي انقلابي و كيفيت رويارويي با رخدادهاي جاري كشور به جاي ابراز شرمندگي و پوزش از مردم و ساحت مقدس حضرت امام«ره» به پاك كردن صورت مسئله و ادامه روال پيشين روي آورده است. روز شنبه (25 فروردين ماه) روزنامه «كيهان» از شيوه خبرسازي و تحليل ارگان مطبوعاتي حزب «اعتماد ملي» در گزارش «به دنبال بازداشت ملوانان انگليسي در ايران؛ تمام تورهاي مسافرتي به ايران تا سال 2009 لغو شد!» انتقاد كرده بود و با استناد به مواردي از همان گزارش، مجعول بودن اصل خبر اين روزنامه و آناليز زيباشناسي ادبي! گزارش مذكور، از اصل ديدگاهي كه «بهاري شدن سرزمين ايران را و همه شور و طرب مؤمنانه در بهار ايراني را در گرو سفر عده اي از شهروندان غربي به ايران مي داند» انتقاد كرد.

از ديگر سو مديرمسئول روزنامه «كيهان» با توجه به بدعتي كه روزنامه «اعتماد ملي» از ماههاي گذشته در عرصه تحليل هاي سياسي و فرهنگي نهاده، ضرورت ديد تا با ذكر يك نمونه تاريخي از گروه هاي تفرقه افكن در روزهاي مبارزات انقلابي مردم ايران عليه استبداد ستم شاهي و بازخواني روش هاي منسوخ آنان، در مقام منتقدي ناصح به آقاي مهدي كروبي كه امتياز روزنامه و حزب اعتماد ملي از آن ايشان است، انذار دهد كه روش كنوني «اعتماد ملي» نه تنها كمترين نسبتي با آموزه هاي اسلام انقلابي و آرمان هاي امام«ره» ندارد بلكه نمايانگر انحراف از مواضع و اصالت هاي اسلامي و انقلابي است.

شگفت انگيز است حزبي كه سخن از «حقوق منتقدان و مخالفان» و بلكه دم از «حقوق معاندان» مي زند، در برابر هشدار و انذار روزنامه كيهان، كه رويكرد آن در بطن آموزه هاي اسلامي و ترقي خواهانه تنيده شده، چنان به كف آستانه تحمل رسيده است كه در پاسخ به منتقدان خود از واژگان خارج از حوزه «ادبيات رسانه اي» و تعابيري كه بيشتر پهلو به «ادبيات پشت وانتي» مي زند، بهره مي جويد.

جدال هاي ادبي لمپن و تشبث به انواع تعابير دون شأن روزنامه نگاران به حوزه واژگان رسانه اي حرفه اي راه نمي يابد و خصوصاً از جريده اي كه يك روحاني آن را مديريت مي كند، انتظار آدابي خاص و ادبي فراتر مي رود؛ اما اينكه چه مي شود تا توهين به جاي نقد و پاسخ مي نشيند، ريشه در صورتبندي فكري مديران مياني و بدنه اين حزب و روزنامه دارد كه با بازخواني سوابق يكي از آنان- كه اتفاقاً در به اصطلاح پاسخ روزنامه اعتماد ملي به كيهان از وي به شدت دفاع شده- آن رگ و ريشه ها پديدار خواهد شد.

مدير كيهان از دبيركل «حزب اعتمادملي» پرسيده بود: «آيا حضرتعالي دستور فرموده ايد كه آقاي حسن كريم زاده در روزنامه حزب شما ستون داشته باشد؟! شخصي كه به دليل كشيدن كاريكاتوري زشت عليه حضرت امام خميني«ره» محكوم شده بود و اخيراً به همين علت از سوي كميته ارتباطات سازمان ملل متحد جايزه دريافت كرده است؟!» و روزنامه آقاي كروبي پاسخ ميدهد:

«اما در مورد همكارمان جناب آقاي ]حضرت![ حسن كريم زاده كه ظاهراً چاپ آثار او در «اعتماد ملي» موجب تكدر خاطر و رنجش احساسات روح لطيف مديران كيهان شده، لازم است بگوييم كه بر فرض صحت تمامي آنچه درباره كريم زاده مي گوييد آيا مگر كسي كه يك بار مرتكب لغزش شد و تاوان آن را پرداخت، قرار است براي هميشه از ادامه كار و حيات محروم شود؟!... كريم زاده در آن زمان (اواخر دهه 60) تنها 17 سال سن داشت و هرچند هنوز درباره اين كه در طرح او دست برده بودند، شك و شبهه جدي وجود دارد(!)، اما پس از تحمل مجازات و طي يك دوره سخت به شرايط عادي زندگي(!) بازگشت، اما ظاهرا در قاموس شما هرگز نمي توان از لغزش يك نوجوان هفده ساله مسلمان و ايراني(؟!) چشم پوشي كرد.»

جهت اطلاع آقاي كروبي كه در گفت وگوي ديروز خود با ايسنا نيز اعتراض كيهان به حضور كاريكاتوريست هتاك را «هتاكي و بي حرمتي»! خوانده اند، ذكر چند نكته آگاهي بخش است:

 كاريكاتوريست اهانت كننده به حضرت امام بعد از اهانت به آن بزرگوار، پله هاي ترقي را زير نظر كاريكاتوريست هاي اسرائيلي به سرعت طي كرد. چگونه؟! 

آقای کروبی ! دفاع راسخ از انقلاب و نظام نسبتي با گردهمايي مشترك صهيونيست ها و پيكاري ها در «اعتماد ملي» ندارد، نسبتي با لحن آشتي جويانه دبير سياسي اين حزب با رژيم اشغالگر قدس ندارد، نسبتي با گفتار فياض زاهد (نگاه كنيد به يادداشت 62 فروردين وي در صفحه آخر اعتماد ملي) كه آمريكا را مهد دموكراسي و حقوق بشر مي خواند و شكنجه هاي جسمي و روحي جلال شرفي را كار گروه هاي خودسر مي داند، ندارد و...

1- سايت رسمي سازمان ملل متحد در بخش كارتونيست هاي سياسي خود كه زير نفوذ رسمي «رانان لوري» (Ranan Lurie) (كاريكاتوريست روزنامه «يديعوت آهارنوت» (Yedioth Aharonoth) در اسرائيل و صاحب بيست ودو جايزه اسرائيلي و بين المللي در حوزه كاريكاتورهاي سياسي) اداره مي شود، از حسن كريم زاده به عنوان كاريكاتوريست صبوري كه جرات كرده است به بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران اهانت كند ياد كرده و اين جسارت(!) او را ستوده است! 

2- آقاي كروبي توجه فرمائيد! صهيونيست هاي ياد شده آقاي كريم زاده را به خاطر كتابي با عنوان حقوق بشر كه حاوي كاريكاتورهايي عليه ايران اسلامي است نيز مورد ستايش قرار داده اند.

حسن کریم زاده طراح کاریکاتور موهن علیه امام خمینی (ره) مشغول بکار در اعتماد ملی ! 3- جايزه كميته ارتباطات سازمان ملل به كاريكاتوريست هتاك به امام (ره) و مورد تقدير حجت الاسلام كروبي! از سوي لابي صهيونيست ها و صرفا به عنوان تقدير از اهانت وي به حضرت امام(ره) اعطا شده است. جناب كروبي! آيا هنوز هم تقدير حزب شما از دشمنان تابلودار امام (ره) باعث شرمندگي نيست؟!

4- پروفايل سازي و به تبع آن شخصيت سازي مجعول براي حسن كريم زاده با تكيه بر دو عنصر جسارت وي به امام خميني (ره) و نشر كتاب كاريكاتورهاي مربوط به «حقوق بشر» با چه انگيزه اي صورت گرفته است؟! چنانچه حضور اين كاريكاتوريست در جمع افرادي چون Baha Bokhari (كاريكاتوريست اسرائيلي كه مجامع هنري بر نقش اطلاعاتي او در فلسطين اتفاق نظر دارند)، Garsten Grabaek (كاريكاتوريست دانماركي كه طراح كاريكاتور موهن عليه ساحت مقدس پيامبر عظيم الشأن اسلام بوده، اما به دلايل امنيتي و به سبب حفظ جان وي از سوي دولت دانمارك معرفي نشد) و Michel Kichka (كاريكاتوريست اسرائيلي) بررسي گردد، آن انگيزه پنهان پروفايل سازي و شخصيت سازي مجعول براي كريم زاده مشخص مي شود.ايشان با حضور در سمينار كاريكاتوريست هاي سياسي ملل متحد، بارها با Raran Lurie ديدار داشته و براساس اعلام سايت هاي رسمي كاريكاتوريست هاي ملل متحد، به همراه اين كاريكاتوريست صهيونيست در «تور صلح» ملل متحد با حضور كاريكاتوريست هاي صلح طلب! بناي سفر به كشورهاي گوناگون دنيا را دارد.

5- اما «رانان لوري» (Ranan Lurie) كه باني اهداء جايزه سازمان ملل به حسن كريم زاده و حامي حضور اين كاريكاتوريست ايراني در محافل صهيونيستي- همچون سمينار مذكور است- كيست؟

«راران لوري» كه تاكنون يازده هزار كاريكاتور كشيده، سردبير سابق بخش كاريكاتور پرتيراژترين روزنامه اسرائيل به نام «يديعوت آهارنوت» Yedioth Ahaonoth بوده و مجله اينترنتي «خبر كاريكاتور» را مديريت كرده، بيست و دو جايزه اسرائيلي و بين المللي دريافت كرده و از نزديكان اسحاق رابين (نخست وزير سابق اسرائيل) محسوب مي شود. وي در سال 2002 كانديداي جايزه صلح نوبل بوده و جايزه اي هم به نام اين صهيونيست در سازمان ملل به كاريكاتوريست ها اهدا مي شود كه جايزه كاريكاتوريست مورد تجليل حزب اعتماد ملي از جمله همين جوايز است. «راران لوري» از بنيانگذاران جايزه «دوستي» است كه سازمان ملل متحد از سوي كميته ارتباطات و رسانه هاي خود به امثال آقاي «كريم زاده» اهدا مي كند. براساس اطلاعات رسمي وب سايت سازمان ملل (UN) اين صهيونيست كهنه كار در زمره حاميان مالي جايزه كارتونيست هاي سياسي است. 

راران لوري تنها يك كاريكاتوريست و روزنامه نگار نيست. او پژوهشگر ارشد در مركز مطالعات استراتژيك و بين المللي واشنگتن دي سي است و با نئومحافظه كاران آمريكايي كه سياست براندازي نرم جمهوري اسلامي ايران را با بودجه 57 ميليون دلاري كنگره آمريكا راهبري مي كنند، رابطه و دوستي نزديك دارد. 

روزنامه «كيهان» با اطلاع از حضور «حسن كريم زاده» در جمع كاريكاتوريست هاي صهيونيست و علي رغم آگاهي از حضور كاريكاتوريست دانماركي كه به ساحت پيامبر عظيم الشان اسلام توهين كرده بود، از نشر اين اطلاعات صرفا به خاطر حفظ حرمت آقاي كروبي خودداري كرد با اين تصور كه آقاي كروبي نشانه هاي موجود در هشدار مدير مسئول «كيهان» را بجويد و خود، مصلحانه و دغدغه مندانه، اين عنصر در خدمت كارتونيست هاي صهيونيست را از گردونه خود كنار بگذارد. ولي، ظاهرا «غلط بود آنچه مي پنداشتيم.»! 

اما در حالي كه مديران رسانه اي حزب «اعتماد ملي» با توجه به شناختي كه از هويت برخي از آنان داريم قاعدتا بايستي از اين سوابق، فعاليت ها و نشست و برخاست هاي عضوشان با آن پدر كارتونيست هاي اسرائيل و اين هتاك دانماركي به ساحت پيامبر اعظم(ص) اطلاع مي داشتند- در حالي كه اين اطلاعات در وب سايت رسمي سازمان ملل متحد و سايت اينترنتي «كاريكاتور براي صلح» حاضر و واضح در اختيار ناظران رسانه اي است- و حتما مي دانند نمي توان باپول جايزه هاي صهيونيستي، درد انقلاب كه هيچ، درد اسلام كه هيچ، حتي درد وطن و مردم خود را داشت، آيا در گزارش خود به دبيركل حزب متبوعشان پيرامون انتقادات روزنامه «كيهان»، اين سوابق آقاي حسن كريم زاده را كه ديگر مربوط به گذشته نيست، بلكه حاصل جد و جهدهاي كنوني ايشان است، ارائه كرده اند؟! 

6- آقاي كروبي در گفت وگوي خود پيرامون انتقادات «كيهان» با خبرگزاري ايسنا، خود را همواره راسخ در «دفاع از نظام و انقلاب» خوانده اند. كه بايد گفت، ما هم آرزو داريم چنين باشد و ايشان با آن سوابق درخشان آلت دست دشمنان امام«ره» و انقلاب نباشند كه انشاءالله نباشند. اما، دفاع راسخ از انقلاب و نظام نسبتي با گردهمايي مشترك صهيونيست ها و پيكاري ها در «اعتماد ملي» ندارد، نسبتي با لحن آشتي جويانه دبير سياسي اين حزب با رژيم اشغالگر قدس ندارد، نسبتي با گفتار فياض زاهد (نگاه كنيد به يادداشت 62 فروردين وي در صفحه آخر اعتماد ملي) كه آمريكا را مهد دموكراسي و حقوق بشر مي خواند و شكنجه هاي جسمي و روحي جلال شرفي را كار گروه هاي خودسر مي داند، ندارد و...

آقاي كروبي! هتاكي و بي حرمتي اي كه به «كيهان» نسبت مي دهيد، عين نقد علمي و انذار دلسوزانه بوده است و اگر ما هتاك هستيم، پس نويسندگان «اعتماد ملي» مستحق چه وصفي هستند؟! روش روزنامه حزب شما بيشتر به روش «اعتماد اپوزيسيون » پهلو مي زند، نه «اعتماد ملي»! انشاءالله كه اين رويكرد را شما نمي پسنديد و ما هم مشتاقانه در انتظار مرزبندي شفاف شما با نسبت هاي ناصوابي هستيم كه حزب «اعتماد ملي» با دشمنان اين ملك و ملت يافته است.

7- روزنامه اعتماد ملي در واكنش به مرثيه خواني خود براي نظاميان متجاوز انگليسي كه مورد اعتراض كيهان بود نيز به توجيه مسخره و دروغ خنده داري متوسل شده و كوشيده است صورت مسئله را عوض كند، چرا؟! براي اين كه نمي دانست دستش رو مي شود و پته حمايت اين روزنامه از انگليس و آمريكا - بعد از حمايت از صهيونيست ها- روي آب مي افتد. بنابراين ابتدا طوري وانمود كرده كه انگار روزنامه اعتماد ملي خواستار ادامه بازداشت نظاميان متجاوز بوده است و كيهان طرفدار آزادي آنها؟! و بعد از اين تغيير در صورت مسئله، به رجزخواني انقلابي كه از اعتماد ملي هيچگاه و از آقاي كروبي با مواضع سال هاي اخير ايشان بسيار بعيد به نظر مي رسد، پرداخته است. و حال آن كه حرف، دو كلمه بيشتر نبود و آن اين كه چرا براي آقاي كروبي برخورداري از چندرغازي كه توريست هاي چشم آبي مي آورند از حفظ استقلال كشور و قدرت نمايي ايران اسلامي در برابر تجاوز به حريم وطن ارزش بيشتري دارد؟! مي دانيم براي حزب آقاي كروبي پاسخ به اين سؤال دشوار است ولي چرا صورت مسئله را تغيير مي دهيد؟ و چرا با شجاعت- اگر داريد- از مردم و ساحت مقدس حضرت امام (ره) پوزش نمي خواهيد؟!

8- از بي ادبي و هتاكي هاي پشت وانتي حزب اعتماد ملي به كيهان مي گذريم زيرا مي دانيم بسيارند كساني كه وقتي جرات رويارويي با استدلال را ندارند به فحاشي روي مي آورند.

خب! جناب آقاي كروبي! آيا لازم مي دانيد كه باز هم درباره ماهيت برخي از گردانندگان حزب و روزنامه شما بگوييم؟! قبلاً هشدار داده بوديم كه هرچه را تحمل كنيم كمترين جسارت به ساحت مقدس حضرت امام (ره) و نظام برخاسته از آن را از سوي هيچكس برنمي تابيم و هنوز هم گفتني هاي زيادي داريم كه چنانچه موافق باشيد باز هم به طور مستند براي اطلاع بيشتر جنابعالي- اگر مطلع نيستيد- بازگو خواهيم كرد. اين بود پاسخ آن «وگرنه...؟!»


 
 
 
تبلیغ ویـژه