الله اکبر ، خامنه ای رهبر :: وبلاگ پاسداران ::

یک وبلاگ سیاسی از یک مهندس جوان وزارت دفاع عاشق سپاه A Political blog About Islamic Revolution Reguards

اندر اوضاع بهم ریخته ء آبدارخانهء راديو دوره زمونه !
ساعت ٩:٤٦ ‎ب.ظ روز شنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۸٦   کلمات کلیدی:

بسم الله .

آقــــــا ! :) نیگا ! :) حتی وبلاگ این حسین کچل هم از این رادیو دوره و زمونه بازدیدکننده اش بیشتره ! تا کچل خان بمن لینک می ده ، آمپر وبلاگم می ره میچسبه به سقف ! اما بد نیست آمار وبلاگمو تو کانتر پرشین استت ببینین چقدر تغییرکرده ! بیچاره 75 چوغ پول بی زبون که خرج بعضیا شده ! :)

الحمد لله می بینم که خود حضرات هم در موضوع طرح افزایش امنیت احتماعی آرام آرام دارند حوصله شان را می بازند. چون حرف حساب ، اونهم از جنس کلاس اولی ، یعنی 4 = 2 + 2 که دیگه مغالطه ور نمی داره ! حالا به این اضاف کن راضی شدن مردم از نحوه اجرای طرح . خب این جیغ نفر هم تو سر خودشون بزنن حالا مگه ما بخیلیم ! یعنی خدایی نباس دو نفر هم جیغ ویغ کنن ؟ انصافتو شکر ابوذر خان ! :)) 

حالا توجه کنید که خود جناب بی.بی.سی نشین بزرگ ( چرایی این تاکید باید روشن باشد. فکر نمی کنم مطول نویسی لازم باشه ، اما لازم بود بگید بگم ! :) ) جامی هم نهایت چیزی که تو کامنت نوشته – حتما بخونین – اینه که میگه "من چند وقته فلان جا کارت نمی زنم جدیدا مامور شدم رفتم فلون بخش جدید ، اونجا کارت میزنم و دکونمون رو هم از فلانجا دیگه منتقل کردیم اوردیم بهمون جا دونبش ، مشتری خورش خوب بشه :)) یک کلوم ختم کلوم ! :) " دریغ از یک کلمه تعریضی تغریضی جوابی چیزی  میگم که خدمتتون ! 4 = 2 + 2 مغالطه وردار نیست جون دایی ! :)  

خدایی با صدای بلند نخندید بچه خوابه ! :))حالا ، بگذریم که حضرات رادیو دوره زمونه پیغومبر جدید واسه مون کشف فرمودن بعد هم در فضای سایبر و وبلاگ نویسی منصوب فرمودن !  

حالا ، بگذریم که اسم وبلاگ ما رو امروز چپوندن زیر بیدق رسانه های خودمونی شون و ما هم جخ نفهمیدیم چطو شد کدومشون کجا ، چه وقت و به چه مناسبتی با ما یه چایی خورد بدجور پسرخاله ( شایدم دختر خاله ! زیاد کارهای این حضرات معلوم نمی کنه ! ) و خودمونی شدن بدتر از حسین کچل ! اما البت ترسیدن از گلوشون پایین نریم گلوشون رو خفت کنیم در جا جناب معظم ملک الموت رو درک کنند و به دَرَک هم نائل و واصل گردند ، ترسیدن ، تو وبلاگای اون گوشه سمت راست لینک ندادن ! حتما محدودیت صدتایی دلیل خوبیه ! :)) خب چه خوب ! :). این یکی خیلی واسه من خیلی خوب شد ! حکمتش هم همون حکمتیه که واسه اش لینک تو متن دادن!:)  

اما باحالی ماجرا رو گرفتین کجاش بود ؟ د نه دیگه نگرفتین ! :)) صبر کن خودم میگم . از همه اینا که بذگریم (:) ! ) و باز هم بذگریم از اینکه اصولا حضرات خیالاتی شدن فکر کردن طرح افزایش امنیت اجتماعی تموم شده ، شروع کردن به نتیجه گیری که خب ، حالا چیشد ؟ چی نشد و لینک همین ارزیابی رو هم زیر همون بیدق قبل ما تو کاغذ رنگی شون یعنی رادیو دوره زمونه چپوندن ، بی خبر از اینکه ای دل غافل ، حالا پلیس ابتکار هم زده ، کشت سیارهاش هم علاوه بر 32 نقطه استقرار جدید ، تو خیابونها سیار هم شدن ! :)) یعنی به عبارتی ، بععله ! حالا حالا ها ، هسسسسیم ختتمتتون ! :)) ، قسمت اسیدی و باحالش این بود که داداش ، جونم واست چهچهه بزنه که وقتی اومدن متن وبلاگ منو به عبارتی ، یه تیکه شو انتخاب کنن که زیر تیتر بذارن ، اومدن نصف همون یه پاراگراف رو سانسور کردن ! خدایی ها ! خودت نیگاکن ببین  ! :))  کر کر خنده است بجون خودم .  

a.     من اینو نوشته بودم : " ...البته از بیگانه پرستان ایرانی مشغول به خدمت (!) در دستگاه رسمی دیپلماسی رسانه ای دولت کارگری انگلیس که مشهور است از صدر تا ذیل آن ، به همان "بالاتر از بی حجابی" مورد اشاره آقای جامی که چه عرض شود ، بالاتر از جرمی که در شرع اسلام نامش زنا است ، مرتکب اند و اخیراً هم حضور این قماش آدم (؟!) در ارتش فخیمه سلطنتی انگلیس هم قانونی ، و ازدواجشان هم توسط کلیسا (!!) ی انگلیس محترم شمارده شده و رسما زن و شوهر (؟!) یا زن و زن (؟!) و مرد و مرد (!!) اعلام می شوند ، چه جای تعجب از نوشتن چنین جملاتی و فشاندن چنین درهای گرانبهایی !..." 

b.     حضرات این رو نوشتن از این پاراگراف ! :) : "...از بیگانه پرستان ایرانی مشغول به خدمت در دستگاه رسمی دیپلماسی رسانه ای دولت کارگری انگلیس که مشهور است از صدر تا ذیل آن، به همان "بالاتر از بی حجابی" مورد اشاره آقای جامی، چه جای تعجب از نوشتن چنین جملاتی و فشاندن چنین درهای گرانبهایی..." 

c.     قسمت های سانسور شده رو تو بخش اول رنگی کردم . حال کردین خدایی ! :)) کم آوردگی درمان نداشته بید اخوی ! :)) از علامات ویرایشی هم نگذشته اند ! معلوم میشه این پاراگراف حضرات رو خیلی چزونده که مجبور شدن اینجور قیچی وردارن بیفتن به ممیزی ! :)) راستی بدنیست بپرسیم چی شد ممیزی چی شدند حضرات ! تا دیروز که خیلی آزای بیان چی و مخالف نظارت استصوابی و نظارت پیش از نشر و ویرایش و ممیزی کتاب و نشر و فلون و بهمون بودن ! :)) 

 صدای بووق از این عکس تو مخ آدم می پیچه ! :))d.     آقا ، نهایت می خوان شاید بگن بخاطر اتهامات (!!!) وارده به یک دولت محترم (!!!!!!!!!! :)) ) مجبور شده اند ! خیلی دنیای باحالی شده ! خود طرف به جرم و جنایتش می باله ، اونوقت حضرات می آن براش ماله میکشن سانسور می کنن ! دادا ! این ، متن قانون خودشونه ! تو چرا سانسور می کنی ؟ ته پیازی ؟ سر پیازی ؟ مغز پیازی ؟ پوست پیازی ؟ کجای پیازی ؟ نکنه کلا از بیخ پیاز نیستی ، سیری !؟ تازه ، شماها هم که سرتاپای صفحه تون شده ترویج خیانت زن به شوهر ، رابطه بین همچنس ها ، ترویج زنای هر شب در پاریس و امثال زیرشکمی جات دیگه ، آخه دادا ، به ریختت نمی آد این اداها ! :))   

e.     نه ، شاید می خوان بگن بخایر رعایت اختصار بوده ! اِ اِ اِ اِ اِ ؟ جون من  ؟ واسه همین بود حتی علامت تعجبه رو هم ورداشتین ؟ جا زیاد می گرفت ؟ از کی تا حالا ؟ برو . برو این هم خیلی ضایه است ! :) 

بریم .

بریم که دم برادر احمدی مقدم گرررم ! ، که اگه مدیریت قوی اوشون نبود ، برو بچز مجری طرح به این راحتی و تیمیسی نظر مردم رو نمی تونستن اینطور جلب کنن . رضایتمندی مردم از پلیس ، بشکل اساسی بهبود پیدا کرده ( با عرض شرمندگی از بلند شدن بوی دماغ سوخته شان ! قدیما سوخته را می خریدند ازتان ! الان سوخته ء دماغ را نمی دانم ! ) مردم اگر نحوه اجراء رو هم ندیده بودن ، اجرا رو هم دیدن و هم از طرح و هم از نحوهء اجرا حال اساسی دروکردن حتی خود مخاطبین طرح ! یکی شون تو تلویزیون می گفت "...خدایی من موندم چرا باید کاری بکنم که بیان بهم گیر بدن ! " :)) میگم که خدمتتون ! 4 = 2 + 2 مغالطه وردار نیست ! :)

بابا دمت خدایی گرررم سردار ! :)

 

 


 
 
 
تبلیغ ویـژه