الله اکبر ، خامنه ای رهبر :: وبلاگ پاسداران ::

یک وبلاگ سیاسی از یک مهندس جوان وزارت دفاع عاشق سپاه A Political blog About Islamic Revolution Reguards

فرياد بلند روح خدا بر سر مدافعان ليبرال جنايتکاران خونخوار
ساعت ۳:٤٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٩ خرداد ۱۳۸٦   کلمات کلیدی:

بسم الله .

فبما نقضهم میثاقهم لعناهم وجعلنا قلوبهم قاسیة یحرفون الکلم عن مواضعه – سوره مائده آیه 13

اگر من بیایم و برای شما ادعا کنم که قرآن حکم کرده که به نماز حتی نزدیک هم نشوید و خصوصا این دستور را به مومنان داده است ، شما خنده تان نمی گیرد ؟ 

چرا ؟  

چون می دانید القاء چنین مفهومی از تعلیمات قرآن بدور است. چون شما قرآن را می شناسید و بدون آنکه مجتهد باشید می دانید چنین کلامی بر خلاف هدایت الهی و امر دائم او به نماز - حتی در حالت سختی - است.  

آیات قرآن به حکم خود قرآن کریم بر دو دسته اند. محکم و متشابه و خود قرآن می فرماید آنان که بیماردلند ، محکمات را رها می کنند و متشابهات را می چسبند. اما کاش در مثالی که زدم ، موضوع این بود. این جمله دقیقا در متن قرآن کریم وجود دارد. هر چند همین آیه ، خود از آیات متشابه است. اما برداشتی که من الان از این جمله نوشتم ، فقط موقعی ممکن است که شما به خواننده حتی کلمهء بعدی آیه را نگویید و در واقع ، آیه قرآن را به او بشکلی ناقص برسانید.  

آیه ای که در آن چنین جمله ای وجود دارد ، آیه 42 از سوره نساء است. بدین شرح : " یا ایها الذین آمنوا لا تقربوا الصلاة وانتم سکاری حتی تعلموا ما تقولون ولا جنبا الا عابری سبیل حتی تغتسلوا وان کنتم مرضی او علی سفر او جاء احد منکم من الغآئط او لامستم النساء فلم تجدوا ماء فتیمموا صعیدا طیبا فامسحوا بوجوهکم وایدیکم ان الله کان عفوا غفورا" . بدین شرح ، آیا نباید توجه شود که بعد از جمله ای که نوشته شده است به نماز نزدیک نشوید ، علت و وضعیت را هم شرح داده و آیا نباید توجه کرد که قرآن کریم حالت "مستی و سکر " را مانعی برای نماز می داند ؟  

از این اتفاقات و عملکردها و تحریم کلام قرآن کریم ، توسط عناصر مختلف و به اهداف مختلف بارها رخ می دهد. این ها کار کسانی است که یا نمی توانند و یا جرات ندارند مفاهیم قرآن را کامل عرضه کنند. زیرا یا خود در فهم دین ناتوان بوده اند یا اینکه متن تعالیم دینی با روح تحرکات و منافع آنها در تضاد آشکار بوده ، فلذا چاره جز تحریف برایشان نمی ماند. مانند منافقین خلق که روی تانکهایی که با آن از روی جنازه های مردم مظلوم ایران و عراق رژه رفته اند آیات قرآن کریم را اسپری کرده بودند که "فضل الله مجاهدین علی القاعدین اجرا عظیما ! " در حالیکه صفات مجاهدینی که چنین برتری ای را دارند در آیه ماقبل توضیح داده شده است : " لا یستوی القاعدون من المومنین غیر اولی الضرر و المجاهدون فی سبیل الله باموالهم و انفسهم فضل الله المجاهدین باموالهم وانفسهم علی القاعدین درجة وکلا وعد الله الحسنی و فضل الله المجاهدین علی القاعدین اجرا عظیما" (سوره مبارکه نساء – آیه 95 ) . جهاد در راه خدا ! - نه در راه شیطان و آمریکا و اسرائیل و انگلیس ! - و جهاد با تمام جان و مال ! نه قتل و کشتار برای مال و اموال ! این است اشارهء قرآن .  

تا فردا صبح می شود از این نوع مثالها زد.

البته این نوع این تحریف و دستکاری ، فقط منحصر به قرآن کریم نیست. بارها من و شما با تحریف یا تقطیع یا جابجایی یا مانند همین مثال قرآنی ، عدم امتداد جمله و یا قطع کردن جمله از ماقبل و مابعد ان مواجه شده ایم .  

حالا می خواهم بگویم ، نمونه این ماجرا را در اقدام عباس فخر آور در حق جملات حضرت امام(ره) در وبلاگ فخر آور می شود دید. جملات حضرت امام با حذف ابتدا و انتهای آن آورده شده و ماهیت آن به شکلی شده است که هیچ شباهتی دیگر با کلام امام راحل ندارد. این رفتار فخر آور منجر به کامنت من و پست قبلی برای او شد. ( بگذریم که کامنت اول من را سانسور کرد چون ریچارد پرل را افشا کرده بودم . ) البته من آرام ننشستم . هم در اینترنت بدنبال ریشه موضوع گشتم تا مطمئن شوم ، هم بسرعت نرم افزار صحیفه نور را تهیه کرده و متوجه حیلهء عباس فخر آور شدم .  

عباس فخر آوز - که در حقیقت برای دوستانش و خودش چیزی جز عباس زجر آور نیست – از میان یک سخنرانی طولانی حضرت امام (ره) که در اعتراض به آزادکردن جنایتکاران تروریست ها و بمبگذاران سازمان منافقین خلق صورت گرفته ، صرفا آن قسمت که حضرت امام بصراحت نظر خود را دال بر عدم ضرورت آزادسازی آنها و ضرورت قطعی اعدام قانونی آنها اعلام می کند گرفته و حتی از درج کلماتی ( ولو در پرانتز ) لابلای کلمات امام هم پرهیز نکرده .  

یادمان نرفته ، آنهنگام که سازمان منافقین با اعترافات تکاندهنده عناصر مرکزیت خود و فعالان اصلی شاخه نظامی اش در مورد جزئیات و نحوه شکنجه آن سه پاسدار جوان کمیته مرکزی تهران - در نحوه کندن پوست بدن آنها ، کشیدن اتو بر بدنهای آنها برای صاف کردن چین و چروک کمر آنها ! ، کندن ناخنهای آنها و سوراخ کردن بدن آنها و ریختن آب جوش بر بدن آنها - مواجه شد ، در بیانیه ای برای اعضای سازمان خود گفت : ما شکنجه می کنیم تا شکنجه نباشد!  

من الان کل قسمت اصلی سخنرانی حضرت امام (ره) را که در آن جنایات منافقین و گروهکها را یادآوری می کند را هم می آورم تا سیه رو شود هرکه در او غش باشد .  

بیانات امام خمینی در جمع شورای عالی قضایی – 29/4/1359

ما با بی تحربگی آن کارهای انقلابی که باید در اول انقلاب بشود با مسامحه گذراندیم و همان مسامحه هم موجب شد که این گرفتاری ها را تا حالا پیدا کردیم و از این به بعد هم داریم.

بسم الله الرحمن الرحیم . من هر روزی که از این انقلاب می گذرد توجه به این معنا بیشتر پیدا می کنم که ملت ما انقلابی عمل کردند و ما نکردیم .ما یا مقصریم یا قاصر و در هر دو جهت آن ، در پیشگاه ملت جواب باید بدهیم . مردم ریختند همانطور که می دانید این جرثومهء فساد را بیرون کردند و به پیروزی نسبی رسیدند . وقتی که امر دست ماها افتاد ، هیچ کدام انقلابی عمل نکردیم و اگر چنانچه ما تجربه داشتیم یعنی یک انقلابی کرده بودیم و از بین رفته بودیم و یک انقلاب دیگر کرده بودیم ، اینطور عمل نمی کردیم. ما با بی تجربگی این انقلاب را ایجاد کردیم یعنی ملت ما کرد و ما با بی تحربگی آن کارهای انقلابی که باید در اول انقلاب بشود با مسامحه گذراندیم و همان مسامحه هم موجب شد که این گرفتاری ها را تا حالا پیدا کردیم و از این به بعد هم داریم .  

مدتها است یا عزای عمومی اعلام می کنیم یا تشییع جنازه می رویم یا راهپیمایی می کنیم برای کشتارهایی که شده است ، یا مجلس عزا منعقد می کنیم . کار ما این شده است که در این مملکت ، پاسدارهای ما اینطور قتل عام می شوند واینطور کشته می شوند و این برای این است که ما انقلاب را آنطور که باید راه نبرده ایم

مگر اینکه انقلابی جبران کنیم . ما ملاحظه می فرمائید ، الان که مدتها است یا عزای عمومی اعلام می کنیم یا تشییع جنازه می رویم یا راهپیمایی می کنیم برای کشتارهایی که شده است ، یا مجلس عزا منعقد می کنیم . کار ما این شده است که در این مملکت ، پاسدارهای ما اینطور قتل عام می شوند واینطور کشته می شوند و این برای این است که ما انقلاب را آنطور که باید راه نبرده ایم .  

اگر راه برده بودیم ، اگر آن روزی که می خواستند در کردستان بروند برای مذاکره، من به آنها تذکر دادم که اگر بخواهید مذاکره ، باید با موضع قدرت بروید ، اول باید ارتش و پاسدارها و اینها احاطه کنند آنها را ، محاط قرار بدهند ، بعد شما بروید صحبت کنید . مسامحه شد، این اسباب این شد که آن گرفتاری طولانی برای ما پیش آمد و آنقدر ضایعه واقع شد و الان هم می بینید که ضایعه پیش سر ضایعه . همین چند روز چقدر جمعیت از پاسداران شهید شدند و این همه اش برای این بود که ما دو دسته بودیم . یک دسته مان از مدرسه آمده بودیم وارد شده بودیم و یک دسته مان از خارج آمده بودیم و وارد شده بودیم . نه ما آن تجربه انقلابی را داتیم و نه آنها آن روح انقلابی را و لهذا از اول هم که ما به حسب الزامی که من تصور می کردم ، دولت موقت را قرار دادیم ، خطا کردیم . از اول باید یک دولتی که قاطع باشد و جوان باشد ، قاطع باشد ، بتواند مملکترا اداره کند ، نه یک دولتی که نتواند ، منتها آنوقت ما نداشتیم فردی را که بتوانیم ، آشنا نبودیم بتوانیم انتخاب کنیم . انتخاب شد و خطا شد و حالا هم که دولت می خواهد در مجلس شورا ایجاد بشود ، حالا ما باید این مطلب را به مجلس شورا اعلام کنیم که باید یک دولت متدین تمام ، صد در صد اسلامی و قاطع ، یک نفر وزیر اگر مثل بعضی از این وزرا که الان هستند باشد ، اینها نپذیرند. تمام وزرا یکی یکی باید بررسی بشود. وزیر متدین صد در صد انقلابی ،مکتبی و قاطع . اگر چنانچه ما دولتمان باز مثل سابق باشد و آنطور وضع و آنطور دید را داشته باشد ، ما باید عزای این نهضت را بگیریم و پیروزی ما امکان ندارد و لهذا ما باید این اشتباهات سابق را جبران کنیم . ما اگر آن خطا را نکرده بودیم که هی آمدند به من گفتند ، هی گفتند هی گفتند این مصلحت اندیشان که "اینهایی که ، سازمانهایی که نکشته اند آدم و چه نکرده اند ، این عفو بشود " این عفو بر خطا واقع شد و اینها ریختند مشغول توطئه شدند . یک جمعیتی که در دست ما بودند رها کردیم ، یک دسته ای را که باید بگیریم دیگر نگرفتیم .  

هی گفتند این مصلحت اندیشان که "اینهایی که ، سازمانهایی که نکشته اند آدم و چه نکرده اند ، این عفو بشود " این عفو بر خطا واقع شد و اینها ریختند مشغول توطئه شدند . یک جمعیتی که در دست ما بودند رها کردیم ، یک دسته ای را که باید بگیریم دیگر نگرفتیم .

ما اگر مثل آن انقلابهایی که در دنیا واقع می شود از اول عمل کرده بودیم که به مجرد اینکه پیروزی حاصل شد تمام درها را ببندیم و تمام رفت و آمدها را منقطع کنیم و تمام این گروهها را خفه کنیم یا کنار بگذاریم و منحل کنیم ، تمام این گروههایی که بودند و با شدت عمل کنیم با آنها ، این گرفتاری ها برای ما پیدا نمی شد که ما هر روز عزا بگیریم ، هر روز شهید داشته باشیم و این از دست ما گذشت و در دربارگاه خدا ما استغفار می کنیم .  

از این به بعد نباید این تکرار بشود . باید دولت قاطع باشد. باید مجلس قاطع باشد. اگر در مجلس اشخاصی هستند که باز اینها همان طبل را می زنند و همان حرفها را می زنند ، به اینها نباید گوش بدهند. باید مجلس یک مجلسی باشد که با قاطعیت عمل کند و دولت هم اگر بخواهد یک قدم کنار بگذارد ، با قاطعیت بخواند آن را ردش کنند و از اول هم که می خواهند قرار بدهند یک دولتی را ، تصویب کنند یک دولتی را یک دولتی باید باشد تمام افرادش ، وزرایش تمامشان اشخاصی باشدن که بفهمند چه شده است. بفهمند که ما در چه حالی واقع هستیم . بفهمند که اسلام چه جور باید در ایران پیاده بشود. اینها بسیارشان اصلا توجهی به این مسائل ندارند. وزارتخانه ها الان هیچ کدام یک وزارتخانه صحیح نیست. هر روز تقریبا از خارج به ما اطلاع می دهند که سفارتخانه کجا و چه جور است. سفارتخانه کجا ، اموال ایران در سفارتخانه ها دارد از بین می رود ، میلیاردها اموال ایران در آنجا هست. میلیاردها خانه هایی که ساخته شده اند ، قیمت دارند ، دارند از بین می روند و کسی نیست که به اینها رسیدگی کند . ما نداریم کسی که رسیدگی کند . الفاظ زیاداست. هی می آیند "همه جا درست شد ، همه چیزشد " لیکن واقعیت ندارد . باید یک هیئتی از طرف مجلس تعیین شود از اشخاص قاطع . راه بیفتد دور ممالکی که سفارتخانه داریم ، سفارتخانه ها را اصلاح کنند ، این اشخاص سازمانی ، این اشخاص فاسد را کنار بگذارند که سفارتخانه یک سفارتخانه انسانی بشود.  

اسلام ، در عین حالی که تربیت است ، یک مکتب تربیت است ، لکن آن روزی که فهمیت قابل تربیت نیست، هفتصد نفرشان را در یک جا، یهود بنی قریضه را در حضور رسول الله می کشند گردن می زنند

سفارتخانه ها حالا در هر جا که دست رویش می گذارند فاسد است، هر جا که دست می گذارند ، جز خوردن و خوراک و جز تفریح و فحشاء چیزی در آن نیست. اینها باید اصلاح شود. این نمی شود که تقریباً دو سال است که می گوییم جمهوری اسلامی ، هیچ چیز اسلامی نباشد . هرجای آن دست بگذاریم می بینیم خراب است، اینجا هم وزارتخانه اش همینطور . این نمی تواند دوام پیدا بکند. ما نمی توانیم تحمل کنیم این مطلبی را که آقایان می خواهند با آن مغزهایی که در اروپا تربیت شده است درست بکنند. می خواهیم اسلام را چه بکنیم ؟ یکی از اینها آمده بود گریه می کرد که چرا بعضی از اینها را می کشند. نه این آخری ها را ، آنهایی که آقای خلخالی مثلا می کشتند ] احتمالا منظور حضرت امام ، اعدام سران حکومت پهلوی است [ اینها باز توجه ندارند که اسلام ، در عین حالی که تربیت است ، یک مکتب تربیت است ، لکن آن روزی که فهمیت قابل تربیت نیست ، هفتصد نفرشان را در یک جا ، یهود بنی قریضه را در حضور رسول الله می کشند گردن می زنند به امر رسول الله . اینها همین حرفهای غربی را می زنند که ما باید اصلاح کنیم . اول همه را اصلاح کنید بعد حد بزنید . این عجیب است که اول ما باید این مملکت را ، همه را ، هدایت کنیم که همه تربیت بشوند، بعد حد بزنیم ! اگر یک کسی حالا شرب خمر کرد ، حالا حدش نزنیم ، اول چیزش بکنیم تا مغزش اصلاح بشود . ایناه یک حرفهای غلطی است ، باید حدود جاری بشود ، باید وزارتخانه ها اصلاح بشود.  

تا کی ما عزا بگیریم ؟ تا کی ما مجلس عزا بگیریم ؟ تا کی این جوانهای بیچاره ما تلف بشوند و بازهم قدردانی از آنها نشود و توسری بخورند، هی کشته بدهند و هی تکذیب بشوند . تا کی ما باید اینها را تحمل بکنیم؟

مجلس امروز رسمیت پیدا کرد. با رسمیت مجلس ، دیگر باید تمام امور را مجلس اصلاح بکند. یعنی با تمام قدرت ، دولتی که تعیین می کند ، دولت صد در صد اسلامی باشد و کارهایی را که می کند دولت ، همین طور کارهایی که در استانها می شود ، همه تحت نظر باشد و مجلس بازخواست کند از اینها ، بخواهد اینها را و استیضاح کند اگر یک وقت خطا کردند ، کار را درست انجام بدهند. اگر ارتش ما کارش را درست انجام داده بود که ما حالا باز گرفتار بلوچستان نبودیم ، گرفتار کردستان نبودیم . اینها کارها را درست انجام نمی دهند . زحمت کشیده اند البته من نمی خواهم تقدیر نکنم از زحمت هایی که کشیده شده است . لیکن مسامحه دارد می شود. رها می کنند دنبالش را. باید استیضاح بشود که چرا این 14 نفر آدم در آنجا کشته شده اند ، با چه وضع اینجا کشته شده اند ، چرا باید اینطور بشود ؟ اینهایی که در این کوهستان می رفتند و برای خودشان چیز کرده اند ، چرا رهایشان کرده اند ؟ چرا نمی روند پاکسازی کنند ؟ همه این حرفها برای این است که ما نه روسای ارتشمان یک اشخاصی هستند انقلابی و نه وزارتخانه هایمان اینطورند و نه یک دولت انقلابی ما داریم و نه هیچ کداممان . انقلابی نیستیم ما و صدمه خواهیم خورد و صدمه خوردیم . تا کی ما عزا بگیریم ؟ تا کی ما مجلس عزا بگیریم ؟ تا کی این جوانهای بیچاره ما تلف بشوند و بازهم قدردانی از آنها نشود و توسری بخورند، هی کشته بدهند و هی تکذیب بشوند . تا کی ما باید اینها را تحمل بکنیم ؟  

باید این کارها اصلاح بشود. از جمله اصلاحات همین اصلاحات قضاوت است. قضاوت در اسلام نمی شود در دست اینها باشد. دست این جمعیتی که حالا هست. کدام یکی اینها قاضی اسلامی است ؟ کدام اینها ، شما تشخیص می دهید که اینها قضاوت به آن ترتیبی که اسلام گفته قضاوت ، قضاوت بکنند ؟ حالا ما می گذریم از اینکه خیر ، مجتهد جامع الشرائط ما به اندازه این قضات نداریم . به اندازهء احتیاج ، نداریم . اما اشخاصی باشند که توجه داشته باشند به قضاوت اسلامی ، بتوانند بفهمند این مقدار ولو از روی فرض کنید تقلید ، بتوانند بفهمند که قضاوت چه است ، وضع قضاوت اسلامی چیست . اگر ما بخواهیم مسامحه کنیم در قضاوتش ، در ، عرض می کنم ، پاکسازی آنجا مسامحه بکنیم ، تا آخر ما گرفتار هستیم . قضاوتمان گرفتار است. عرض می کنم که ، ارتشمان هست ، همینطور همه سازمان ما هست . ما باید از حالا به بعد این طور رفتار نکنیم که تا حالا کردیم ، تا حالا خطا کردیم . این خطا را باید جبران بکنیم و باید با کمال قدرت تمام این کارها عمل بشود و ما با هیچ کس قوم و خویشی نداریم . ما با اسلام ، مطیع اسلام هستیم و احکام اسلامی را می خواهیم جاری بکنیم . اگر در وزارتخانه ای ، اگر در جایی احکام اسلامی بخواهد جاری نشود ، ما در وزارتخانه را می بندیم . وزارتخانه ای که ضرر داشته باشد برای اسلام ، برای حکومت اسلامی ، به چه درد ما می خورد ؟ بودجه را تصویب می کند شورا ، آقای مثلا وزیر بودجه نمی دهد ، آنجا به هم می خورد . آن وضع به هم می خورد . وضع اینطوری است که اشخاصی هستند افکارشان افکار انقلابی نیست. افکاری است که می گویند نه، ما باید حالا با مسامحه ، با چه ، رفتار کنیم .  

در زمان آن کسی که اینهمه از آن تعریف می کنند ، چه سیلی به ما زد آن آدم ؛ من نمی خواهم بگویم که طلبه های مدرسه فیضیه را به مسلسل بستند در آن زمان ، همانطور که در زمان پهلوی بستند که من و آقای حائری بالای سر این جوانهایی که از مدرسه فیضیه به تیر بسته شده بودند رفتیم و اطباء جرات نمی کردند بنویسند این زحمی شده است

این اشخاصی که انقلابی نیستند باید در راس وزارتخانه ها نباشند و آقای بنی صدر باید امثال اینها را معرفی به مجلس نکند و اگر کرد ، مجلس رد بکند و هیچ اعتنا نکند الا اینکهع وزیری باشد که کارآمد باشد ، اسلامی باشد ، مسامحه کار نباشد ، انقلابی باشد تا یک مملکتی ما دستمان باشد. اگر بنا باشد اینطوری باشد باید ما عزای اصل جمهوری را بگیریم . عزای اصل همه مسائل را بگیریم . آقایان سر یک ملی شدن چیز ، امروز دیدید که التماس می کنند که بگذارید قدری بگذرد یک قدری بگذرد ببینیم ملی چطور است. ما چقدر سیلی از این ملیت خوردیم . من نمی خواهم بگویم که در زمان ملیت ، در زمان آن کسی که اینهمه از آن تعریف می کنند ، چه سیلی به ما زد آن آدم ؛ من نمی خواهم بگویم که طلبه های مدرسه فیضیه را به مسلسل بستند در آن زمان ، همانطور که در زمان پهلوی بستند که من و آقای حائری بالای سر این جوانهایی که از مدرسه فیضیه به تیر بسته شده بودند رفتیم و اطباء جرات نمی کردند بنویسند این زخمی شده است. بروند کنار اینها ، بروند گم بشوند اینها ، اینها منحل باید باشند . ما نمی توانیم تحمل کنیم به این که هرکس هرجوری دلش می خواهد ، "خیر من دلم می خواهد که حالا دموکرات باشد ، من دلم می خواهد که ملی باشد ، من دلم می خواهد که ملی و اسلامی باشد !" من از اینها ضربه دیده ایم . ما اسلام را می خواهیم . غیر اسلام را نمی خواهیم . مجلس باید اسلامی باشد ، مجلس باید افکارش افکار اسلامی باشد تا ما بتوانیم چه بکنیم . من نمی توانم تحمل بکنم که اینقدر ما جوانهایمان از بین بروند برای اینکه ما داریم مسامحه می کنیم . مسامحه ها ازکار باید بروند و باید حالا که مجلس تاسیس شد و مجلس رسمیت پیدا کرد ، همه امور باید بر نظارت مجلس به روال خودش بگذرد و با جدیت و با قاطعیت و بدون مسامحه ، هرکس خلاف کرد بخواهند او را و اگر خلافی واقعاً کرده بدهند او را دست دادگاهها و دادگاهها محاکمه اش کنند.  

از این جهت حالا عرض می کنم تمام کمیته ها در سرتاسر مملکت باید به قدرت خودش باقی باشد ، تمام سپاه پاسداران در سرتاسر مملکت باید به قدرت خودش باقی باشد . باید دادگاهها با همان قدرت باشند منتها بر شماها ست ، بر آقایان است که اگر چنانچه یک قاضی نمی تواند قضاوت بکند یا منحرف است عوضش بکنید اما اینها باید این نهادهای انقلابی تمامش باید بدون اینکه دستی به آنها زده شود تمام اینها باید سرجای خودش باشد و کارها به طور انقلابی بگذرد. ما نمی توانیم کارها را به آنطوری که فرض کنید که حالا دادگستری سابق می خواسته بگذراند ، بگذرانیم . این انقلاب است. انقلاب غیر آنطوری است و ما خطا کردیم ، انصافا خطا کردیم که اینطور عمل کردیم . از این به بعد باید این خطا نشود و عمل شود ، به طور قدرت عمل بشود، به طور قاطعیت عمل بشود . این حرفی است که من عرض می کنم ، آقایان هم البته موافقند با این حرف ، از اول هم موافق بودید و باید از این به بعد هم این عمل همین طور باشد. 


 
 
 
تبلیغ ویـژه