الله اکبر ، خامنه ای رهبر :: وبلاگ پاسداران ::

یک وبلاگ سیاسی از یک مهندس جوان وزارت دفاع عاشق سپاه A Political blog About Islamic Revolution Reguards

اندر حکایت حسين درخشان ، نبوی و دعوای بروجرديها !
ساعت ۱:٥٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳ تیر ۱۳۸٦   کلمات کلیدی:

گویید با همسنگران ، آماده باش ، آماده باش !

بهر نبردی بی امان ، آماده باش ، آماده باش !

ای لشکر صاحب زمان ، آماده باش ، آماده باش !

الان می خواهم ، به جمع بندی و نتیجه گیری از پست های قبلی بپردازم تا بتوانیم به یک تصور کلی از این که اولا : حسین درخشان کیست و دوما :  چه کار می کند پرسیم . بعد هم یک هدیه خیلی اکازیون برای آقای درخشان و رفقا دارم . قول این هدیه را به برخی از دوستان خودم داده ام .  

تا الان ، باید روشن باشد که جریان دوم خرداد ، خصوصا پس از تایید صلاحیت معین ، تمام تلاش خود را برای بدست آوردن نتیجه ای هرچند غیر قطعی ، ولی لا اقل چشمگیر ، بکار بست. راه اندازی ستادهای تبلیغاتی و ایجاد ستاد نسل سومی های یاور معین از این قسم است که مسئولیت آن بر دوش علی پیرحسینلو گذاشته شده بود. پیر حسین لو می توان گفت تمام توان اینترنتی دوم خرداد را متمرکز کرد و سایت ( وبلاگ) هایی همچون معین فنز ( به معنای هواداران معین ) را راه اندازی کردند. نکته جالب این بود که ایجاد پایگاه اطلاع رسانی با هویت هواداری ( با همان اصطلاح انگلیسی FANS ) اولین بار توسط این جریان به همه معرفی شد و البته در تاریخ سیاسی بعد از انقلاب تنها گروهک منافقین بود که هواداران خود را در قالب میلیشیا سازماندهی کرده بود.  

اینگونه بنظر می رسد که حضور حسین درخشان در میدان تبلیغات علنی نیز ، تصمیمی بود که جریان دوم خرداد در همین چهارچوب گرفته شد . همچنین ، برنامه ریزی برای بهره برداری از تمامی ظرفیت های احتمالی شوک ترابی با دستگیری قریب الوقوع حسین درخشان در آن زمان توسط نظام ( با توجه به اطلاعاتی که این جریان از وضعیت وی داشت ) نیز همینگونه تفسیر می شود. خروج فوری وی پس از مرحله اول انتخابات نیز ، تلاش رسمی جریان مذکور برای حفظ مهره ها و عناصر از مسیر برخورد و بلا استفاده شدن محسوب می شود.  

چهره جدید حسین درخشان ، در دور جدید فعالیت خود همانگونه که گفته شد دست به افشای اطلاعات سوختهء دشمن زده است. زیرا روشن است که چه حسین درخشان بنویسد و چه ننویسد ، نگاه نظام به حرکتهایی که برای نمونه ، از سوی تشکیلاتی همچون فریدام هاوس که عامل پشت پرده و حامی مالی و شبکه اطلاعاتی – سیاسی پشت پرده انقلابات رنگین بوده است ، قطعا نگاهی منفی بوده و تحرکات این شبکه مخفی ، تحرکات براندازانه خواهد بود و کسی نمی تواند راه حلی برای اختفای این فعالیتها به ضد انقلاب رسانه ای ایرانی ارائه دهد. همچنین پروژه هایی همچون روزآنلاین که تقریبا پروژه هایی به اتمام رسیده و در حقیقت ، نوعی دست گرمی برای راه اندازی پروژه های بزرگتر بودند نیز سیبل مناسبی برای اجرای تئاتر "من برانداز نیستم ! " از سوی حسین درخشان خواهد بود.  

حسین درخشان ، در حقیقت با بهره گیری از چهره دوگانه موصوف ، دست به طراحی یک عملیات روانی فریبکارانه ، با هدف کاهش حساسیت عناصر مثبت اینترنتی ولایه های خاص کارشناسان سیاسی ایرانی نسبت به یگانهای اصلی و فرعی جنگ تمام عیار رسانه ای ناتوی فرهنگی علیه انقلاب اسلامی و مبانی فرهنگی آن زده است و تمام تلاش وی حساسیت زدایی از آنها می باشد. نکته جالب توجه اینکه اصولا تابلوی وبلاگ حسین درخشان ، برخلاف متن آنها ، نه بسمت عناصر اپوزیسیون و خارج از کشور ، بلکه به سمت داخل کشور است و برای او ، تاثیر و تأثر مخاطب اپوزیسیون ایرانی خارج و داخل کشور از مطالب وبلاگش ، اهمیت خاصی ندارد و اصولا این جامعه ، جزو جامعه هدف برنامه اخیر درخشان قرار ندارد.  

در پست آتی ، و قبل از ارائه همان هدیه معهود ، به تحلیل وضعیت فعلی حسین درخشان و یادآوری برخی نکات قدیمی خواهیم پرداخت. می خواهم تا کمی حسین درخشان را بیاد بیاوریم . همان حسین درخشانی که مدعی چرخش ایدئولوژیک و ارتقاء ورژن شده است.  

پی نوشتی در باب دعوای بروجردی ها :

هنگامی که می خواستم این پست را ارسال کنم ؛ برق رفت. این باعث شد تا کمی ارسال به تاخیر بیفتد .در این حین ، چند اتفاق بسیار باحال افتاد.

1-     یکی از دوستان خبر داد که دوستان آقای درخشان ، سعی می کنند با زدن برچسب های بی نهایت باحال به من، موضوع بحث مرا منحرف کنند و یکی از آن برچسب ها ، طرح این ادعا است که نویسنده وبلاگ پاسداران ، فضلی نژاد است. حالا شما ببینید که این دوستان از یک طرف باید به مباحث مخالف او لینک بدهند واز طرف دیگر در کامنت نویسی ، آنها را منحرف کنند ! عجب مخمصه ای گرفتار شده اند بیچاره ها !

2-     می گویند بروجردی های قدیمی ، برای فراری دادن غیربومی ها ، روش جالبی داشتند که به "دعوای بروجردیها" مشهور است. در این دعوا یک بروجردی به سمت یکی دیگر ناگهان حمله کرده ، یقه او را می گیرد و به زبان محلی از او می پرسد ؟ اوهوی ، تو چی میگی ؟ و طرف مقابل جواب می دهد : من چی می گم ، خودت چی میگی ؟ و طرف اولی دوباره با فریاد و زبان لری دوباره می پرسد : می زنم می کشمتا ! بهت میگم چی می گی ... و سروصدا بالا می رود. وقتی که بومی محترم ، فرار کرد ، بروجردی مورد حمله ، به نفر اول به همان زبان لری می گوید : من که چیزی نمی گم ، حالا تو چی می گی ؟ و نفر اول هم که متوجه شده ماجرا تمام شده ، جواب می دهد : خب اگه تو چیزی نمی گی ، منم که چیزی نمی گم ، پس بریم . این یه چیزی تو مایه های همان دعوای زرگری خودمان است. این را داشته باشید ، بگذارید کنار حمله لفظی شدیدی که بن لادن درست دم انتخابات آمریکا به بوش کرد و باعث شد تا بوش براحتی رای بیاورد ، بعد از خودتان بپرسید ، با وجودیکه حسین درخشان تحرک جدید خاصی از خودش نشان نداده ، چطور و چه اتفاقی در فضای وب افتاده که این اقای نبوی با نمک ، درست درگیروداری که من ، هم کاسه بودن او و حسین درخشان را روی وب ریخته ام ؛ یادش آمده به حسین درخشان حمله کند و داستان حذف از صحنه وب را تکرار کند ؟ ! :)) جالب اینجاشت ،‌هیچ کدام هم هیچ ضربه خاصضی به طرف مقابل نمی زند و فقط فکر می کنند ما را توانست هاند محو تماشای بزن بزن نمایشی خود کنند ! جواب را گیر آوردید ؟ بابا ! زرنگ شده ایدها ! آفررین ! :)) . همانطور که خودتان هم می دانید ، جواب این است. یک کسی بدجایی زده !‌ اول اسمش هم ابوذر است ! :))


 
 
 
تبلیغ ویـژه