الله اکبر ، خامنه ای رهبر :: وبلاگ پاسداران ::

یک وبلاگ سیاسی از یک مهندس جوان وزارت دفاع عاشق سپاه A Political blog About Islamic Revolution Reguards

کاملا مرتبط !
ساعت ٢:٤۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۱ تیر ۱۳۸٦   کلمات کلیدی:

با وجودی که در حال انتشار مطالبی پیرامون ناتوی فرهنگی بودم ، موضوعی باعث شد که از چهارچوب عمومی خارج شوم . متن زیر را بخوانید تا متوجه شوید:   

مدتی بود که در نخ این دوست جدید انقلابی ، آقا وحید پوریامین بودم . آنطور که متوجه شدم ، از بچه های خوب دانشگاه امام صادق و از معدود نیروهای موثر و تئوریک رسانه شناس خودی است که در مصادر رسانه ای مشغول به خدمت است . برنامه های رادیویی اش در رادیو جوان را، هرچند که مختصر و محدود بود ، تعقیب می کردم . از زمانی هم که وبلاگ شخصی اش با نام کافه اندیشه را راه اندازی نمود ، بیشتر با او و رویکردهایش آشنا شدم . من ، دوستان زیادی در سازمان صداوسیما دارم که نیروهایی ارزشی و ولایتمدار هستند و با برخی از مسئولان این سازمان عظیم نیز هم کلامی داشته و دارم . اما چیز مهمی که در کلام خیلی از دوستان صداوسیمایی خود می دیدم ، ادبیات توجیه گر آنها در قبال اشکالات علنی ای بود که طشت رسوایی آن مدتها قبل ، از بام افتاده بود. روزی ، هنگام گفتگو بر سر برخی از همین اشکالات علنی با یکی از همین دوستان ، پس از مشاهده تلاش او در توجیه این نکات بازر خطا و ضعف ، به او گفتم که تو ، البته نان می خوری که توجیه کنی و البته من و خود این دوست شفیقم، بشدت از این جملهء من به خنده افتادیم . این خندهء او ، مهر تاییدی در سکوت ، بر نگاه منتقدانه من بود. 

اما این وحید یامین پور ، کمی شک مرا برانگیخته بود. رویکردها، مبداء و خواستگاه فکری او و خصوصا مطالب وبلاگش، مرا بشدت به او مشکوک کرده بود. نه از این حیث که در این نکات ، ایرادی می دیدم ، نه . از این حیث که ، چگونه این تشکیلات عجیب ، و خصوصا رادیو جوان معلوم الحال ، او را تاکنون تحمل کرده است و بدون تعارف بگویم که رسما احتمالاتی مبنی بر نفوذی بودن او میان نیروهای خودی در ذهنم تقویت می شد.  این برایم عجیب بود در حالیکه دوستان من ، حتی در حضور من ، از دفاع سرد و بی نمک ، اما دستوری و عصا قورت داده ، کم نمی گذارند ، چطور او به مسیر خودش ادامه می دهد .تا اینکه چند روز پیش و هنگام مشاهده برنامه ای تلویزیونی - که اینقدر از این برنامه و مجری مشکوک و مزور و عشوه گر و مروج منکرات در پوشش ترویج مذهب اش ، متنفرم که نمی خواهم حتی نام برنامه و مجری اش را بر قلمم برانم - با صحنه عجیبی مواجه شدم.   

.

دیدم که کاریکاتوریست اصلی یک سایت اینترنتی با رویکرد اپوزیسیونی که توسط یک عنصر اپوزیسیون فراری تاسیس و اداره می شود و کارفرمای آن نیز ، یک موسسه بظاهر خصوصی انگلیسی است و بودجه آن نیز توسط وزارت امورخارجه هلند و با محوریت تقویت رسانه مستقل - طبق تعریف غربی البته ! یعنی مستقل از ملت و متصل به بیگانه ! - تامین شده است را به عرصه معرفی وتبلیغ کشانده اند و او و مجری بهمراه یک مهمان دیگر ، بارها از برخی دیگر از عناصر اپوزیسیون فراری نام برده و دائما در حال یادکردن و فاتحه فرستادن و نبش قبر نشریات زنجیره ای تعطیل شده ای هستند که رهبر معظم انقلاب در اجتماع جوانان عاشورایی در مصلای تهران فریاد کشید :"می خواهم بدانم این نشریات از جان ایمان مردم چه می خواهند !"   

.

ناگهان ، در ذهنم ، این موضوع را کنار این خبر گذاشتم که بنا بر آنچه که برخی گفته اند ، قرار است یکی از مسافران کنفرانس ننگین برلین در رادیو گفتگو حاضر شود و آنچه که در دل و سر می گذراند ، اعم از عقده های فروخورده و نخورده از ملت وانقلاب را از تریبونی که با ریال ملت ایران اداره می شود بر سر همین ملت فریاد کند.  

گوشی تلفن را برداشته  وبه دوستی در همین سازمان عریض و طویل زنگ زدم و گفتم ، ببین برادر من ، شبکه سوم را ببین ، این فلان جوان که با پیراهن مشکی در کنار این مجری فاعل منکرات چپگرای با پیراهن سفید نشسته و افاضه می کند، کاریکاتوریست تنها سایتی است که توسط فلان عنصر فراری ، با کارفرمایی فلان موسسه انگلیسی و با بودجه فلان وزارتخانه هلندی در موضوع تخریب باورهای اعتقادی مردم ایران ، در چهارچوب فلان ناتوی فرهنگی راه اندازی شده است . آنوقت این شازده را آورده اند که چه چیزی در این دانشگاه تصویری به ملتی بیاموزند که دائم در حال کاریکاتور کشیدن علیه باورها و اعتقادات او هستند ؟ جالب آنجا بود که جناب کاریکاتوریست جوان ، از این دم می زد که مسئولان نظام جمهوری اسلامی ایران اهل تحمل و مدارا نیستند و او جرات نمی کند کاریکاتور برخی را بکشد و این عمل او ، این سئوال را برایم مطرح ساخت که وقتی رئیس جمهور را هم تاکنون بارها به تیغ قلم منحرف خود کشیده اند و البته خود او هم گفت که هرچقدر می خواهید از من کاریکاتور بکشید ، دم از کدام محدودیت می زنند ؟ کاریکاتور چه کسی را جرات نمی کنند بکشند ؟ رهبر معظم انقلاب ؟ امام راحل (ره) ؟ مراجع تقلید ؟ شهدای دفاع مقدس ؟ روحانیت ؟ خانواده های شهدا و ایثارگران و جانبازان و بسیجیان ؟ چه کسی ؟  

.

و در این بین ، صحبت ما به این آقای یامین پور کشید  واز این دوستم پرسیدم که او در این سازمان پیچیده ، و در رادیوی بهم ریخته و در شبکه مبتذل جوان چه می کند ؟ چگونه او آنجا قرار دارد و داشتم آرام آرام از او در خصوص نفوذی بودن و نبودن وحید می پرسیدم که او خبر تکان دهنده ای را در مورد این آقا وحید ، بمن داد.  

می خواهید بدانید این خبر چه بود ؟  

.

این دوست من به من خبر داد : وحید یامین پور ، بالاخره تحمل نشد و او را حذف کرده اند. همان جا، به رفیقمان گفتم که بداند ، اگر چنین اتفاقی رخ نمی داد ، من رسما به یامین پور مشکوک می شدم . چون وجود چنین فردی با چنین رویکردی در آن مجموعه ، صرفا چیزی شبیه یک "غیرممکن" بود تا یک واقعیت بیرونی !  

.

وحید یامین پور را هم تحمل نکردند.من اینگونه می فهمم که او  وصله ناچسب تن کسانی است که خون شهدا، در قالب حقوق و مزایا ، به جیب آنها می ریزد و ایشان در این تریبون ، به کدامین توجیه و بهانه ، عقده های خویش علیه انقلاب اسلامی و باورهای آن را خالی می کردند. باید بگویم که حذف یامین پور ، امری کاملا طبیعی و صد درصد منطقی در چهارچوب رادیو است . حجت بر ما تمام شده است چراکه تا بحال از عدم کارایی و توانمندی نیروهای انقلابی در صف اول تولید در صدا و سیما ناراحت بودیم ولی اکنون با حذف یکی از موفقترینها در این عرصه مواجهیم!    

.

روشن است که این تغییر ، تنها وصله ناچسب پیکر ضد انقلابی رادیوجوان را از آن جدا کرد و متاسفانه مدیریت رادیو نه تنها تغییری در این مسیر ایجاد نکرد ، بلکه ثابت کرد ؛ هیچ سهوی در خطاهای مذکور در کار نبوده و همه چیز ، کاملا برنامه ریزی شده  و از پیش تعریف شده است . این درحالیست که از آقای خجسته، بعنوان مدیری از جمع عناصر ارزشمدار ، انتظاری بسیار فراتر از سکوت در مقابل این مسائل می رود. خجسته باید ، بصراحت ، زبان بگشاید و راز سر به مهر این حوادث رخ داده در مجموعه های تحت امر خویش را افشا کند. باید بگوید که چگونه یک مدیر فرهنگی ، توان و قدرت کافی برای اعمال مدیریت در زیرمجموعه های تحت امر خود را ندارد و یا چه مصالح بزرگتری ، او را به سکوت و لب گزیدن در خفا ، رانده است ؟  

.

بدون تعارف باید گفت ، این امر نشان داد که ناتوی فرهنگی ، سرپلهای خود در داخل کشور را پیدا کرده . این امر نشان داد که ناتوی فرهنگی در ستاد رسانه ای انقلاب اسلامی نیز نفوذ کرده و این انقلاب و مردم و ارزشهایش، بدون رسانه و تنها ، در مقابل دشمن غدار مسلح به تمامی ابزارهای مادی ، رها شده است.  روشن است که ، اتفاقاتی که آلودهء هرزه نگاری همچون درخشان را از خود بی خود نموده و از آن ، بعنوان نشانه هایی از اتفاقات خوب در صداوسیما دم می زند ، حتما در حال رخ دادن است و آن ، فتح سنگر رسانه نظام جمهوری اسلامی توسط مهره های ناتوی فرهنگی است. فتحی سنگر به سنگر با حذف نیروهای اصیل انقلاب اسلامی. جنگی ، با رفتن وحید یامین پور از رادیو  و باز شدن پای  امثال شهلا لاهیجی به آن. 

.

پی نوشت :

در همین ارتباط وبلاگ خود وحید را بخوانید : دیگر شنیده نمی شوم


 
 
 
تبلیغ ویـژه