الله اکبر ، خامنه ای رهبر :: وبلاگ پاسداران ::

یک وبلاگ سیاسی از یک مهندس جوان وزارت دفاع عاشق سپاه A Political blog About Islamic Revolution Reguards

دوم خردادیها و الگوهای تکراری پدافند سیاسی
ساعت ۱٢:٠٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٢ امرداد ۱۳۸٦   کلمات کلیدی:

حاکم شدن تز و نگاه منفعت گرایانه و عبور از مرز حاکمیت اخلاق در سیاست که پس از عبور از مرز حاکمیت احکام دینی در سیاست در سازوکارهای اجرایی جریان موسوم به اصلاح طلب به طبع الگوها و مدلهای غربی مورد پذیرش آنها رخ داده است ، موجب گشته تا این مجموعه متشتت سیاسی با وجود تمامی اختلافات ، تنش ها ، ناهمگونی ها و منافع گاه متضاد درونی خود، در بکارگیری دائم ابزار و تز ماکیاولی در عملیات سیاسی خود تردید نکرده و این امر ، به صفت مشترک تمامی احزاب و گروههای درونی این جریان تبدیل شود.  

شاید در حوادث و موضوعات سیاسی اخیر جامعه ، بتوان موارد زیادی از عملکردهای اینگونه در کارنامه این طیف ملون سیاسی پیدا کرد که دقیقا الگوی مذکور در آن بروز و ظهور داشته باشد. با کمی دقت می توان فهرستی بلندبالا از بکارگیری اهرم "دروغ" و "فریب" در فرار از پاسخگویی در مقابل اعمال و کردار سیاسی این پرچم و اردوگاه لرزان سیاسی را یافت که در حقیقت با تعمقی نچندان سنگین ، بعنوان ویژگی جریانات مختلف معروف به اصلاح طلب قابل رصد و معرفی است.  

اگر ترتیب وتوالی زمانی را بشکل معکوس برای بررسی انتخاب کنیم ، شاید اولین نمونه ، ماجرای توقیف اخیر روزنامه شرق باشد که در آن ، مسئول جریان مبلغ انحرافات جنسی به عنوان یک حق انسانی ، در تریبون مرکزی این جریان ، مورد تبلیغ قرار می گیرد. صرف نظر از آنکه آیا مدیر مسئول این روزنامه از هویت سیاسی اجتماعی این فرد اطلاع داشته یا نه ، ایشان بایستی به فرد پیشنهاد کننده مصاحبه با یکی دیگر از منحرفین اخلاقی – شهرنوش پارسی پور – که در حال حاضر در یکی از رسانه های ناتوی فرهنگی مشغول به انتشار خاطرات و عقده های جنسی-سیاسی خود است ، مشکوک شده و در مورد فرد دوم مورد پیشنهاد وی ، مشکوک می گردید. هرچند با مطالعه متن مصاحبه ، روشن می گردد که اگر مدیرمسئول محترم این روزنامه از استحکام عقیدتی و بینشی کافی برخوردار بوده و در طیف استحاله شدگان قرار نگرفته بود ، حتی متن مصاحبه مذکور نیز بایستی او را منزجر و آگاه می کرد. حال در این میان ، انتخاب مجدد رویکرد دروغ و فریب از سوی مدیر مسئول این روزنامه ، در انکار وجود محتوای آلوده در متن مصاحبه مذکور است. این درحالیست که اولا: روزنامه شرق تقریبا بلافاصله از اعتراض افکار عمومی رسانه ای و افشاگری رسانه های اصولگرا در این مورد ، نسخه دیجیتال مطلب مذکور در صفحه هنر را از روی صفحه اینترنتی خود حذف نموده و ثانیاً: با انتشار توضیحاتی در بخش ارتباط با ما در سایت رجانیوز ، سعی نموده بود تا گناه مسئله را بر دوش بی اطلاعی خویش در خصوص هویت این فرد و همچنین اتفاقی بودن این امر و شرق با دروغ گویی بسیار مانوس بود. رایج کردن الگوی دروغ سیزده ، افتخاری بود که شرقیان برای خود محفوظ داشتند ! وجود امکان رخداد آن در هر رسانه دیگر(!) ، بگذارد ! حال در این وضعیت مشخص نیست که چگونه می توان تناسبی میان موضع اخیر آقای رحمانیان و موضعگیری قبلی وی ، بدون تصور تلاش وی برای فرار از پاسخگویی با توسل به حربه دوست داشتنی آقایان اصلاح (!) طلب یعنی دروغگویی پیدا کرد ؟ حال توجه کنیم که وی در مصاحبه خود با رجانیوز ، در پاسخ به سئوالی در مورد اینکه چرا این اتفاق در روزنامه های دیگر نمی افتد ، ادعا کرده است شرق با بقیه روزنامه ها فرق دارد ! هرچند که برای همه ، روشن است که آقای مدیر مسئول دقیقا در این بخش کاملا راست گفته است !

چندی پیش و مدتی پس از سفر آقای خاتمی به ایتالیا و انتشار فیلم سخنرانی و برنامه وی در یکی از شهرهای این کشور که حاوی صحنه هایی روشن از مصافحه آقای خاتمی با چهار زن ایتالیایی و تعامل و موضعگیریهای دور از شان روحانیت وی در خود سخنرانی ، سخنگوی وی ، علاوه بر آنکه تلاش کرده بود بدون برانگیختن حساسیتها ، اولا: قائل به وجود نوعی مجوز شرعی(!!) برای این اعمال گردد ، ثانیا: این امر را ناشی از ازدحام جمعیت و فشار مشتاقان و علاقمندان به سمت آقای خاتمی و اتفاقی بودن(؟!) آن معرفی نموده و در ترکیبی از نظر دستوری نامفهوم ، امر نامشخصی را تکذیب کرده بود!  اما چند روز بعد و پس از فشارهای متمرکز افکار عمومی روی خاتمی و اطرافیان وی ، روزنامه های منتسب به همین طیف اصلاح طلب ، ضمن تاکید بر وقوع اصل موضوع و تلاش بر عادی سازی آن ، از طیف متسلک به کسوت روحانیت منتسب به خود درخواست نمودند تا مبانی شرعی ای برای این امر دست و پا کرده و منتشر سازند . اما ماجرا به همین جا نیز متوقف نشد. چندی بعد خاتمی در یک سخنرانی رسمی ، بطور کل اصل موضوع دست دادن خود با زنان را منکر شد ! این درحالیست که در همان فیلم سخنرانی وی در ایتالیا ، با طرح ادعاهای شاز شرعی از سوی وی مواجه شده و می بینیم که وی وعده حل شدن مسائلی همچون "عدم امکان قضاوت زن در اسلام" ، "عدم برابری دیه زن و مرد در اسلام " و مسائلی اینگونه را در آینده بکمک برخی علمای نو اندیش حاضر در حوزه علمیه (؟!) داده بود ! پس چرا این احتمال دور از ذهن تصور شود که وی جواز دست دادن با زنان را نیز از همان حضرات قبلا اخذ نموده است ؟! این امر، یعنی دست اندازی مجدد راس این طیف سیاسی به حربه ءدروغ و تکذیب ، نه تنها صدای جمعی از عناصر رسانه ای منتسب به این جریان را فراهم کرد ، بلکه صدای فیلمبردار خارجی صحنه های مذکور را که اتفاقا فردی دانشگاهی و معتقد به همین رویکردهای سیاسی  وفرهنگی است را نیز درآورده و وی را در وبلاگ خود به واکنش و اعتراض مجبور کرد !  

به عقب برگرداندن نوار زمان و حوادث مطرح سیاسی ، ما را به ماجرای انتشار چهار مجله باصطلاح اصلاح (!) طلب دانشجویی در دانشگاه امیر کبیر تهران با محتوایی مهوع در توهین به مبانی اعتقادی ملت مسلمان ایران می رساند. ماجرایی که انتهای آن به اغتشاشاتی هرچند محدود و کوتاه مدت ، لیکن مهم و با اهمیت رسید. در این ماجرا نیز ، سایت اینترنتی ارگان رسمی حزب اعتماد ملی ، یکی دیگر از اضلاع پر سروصدای اردوگاه متشنج سیاسی اصلاح طلبان، خبر انتشار این مجلات و وقوع ناآرامیها را چند ساعت قبل از رخداد آنها منتشر کرد ! جالب آنجاست که بیاد بیاوریم ، عناصر دخیل در این ماجرا ، با طرح ادعای وجود اشکال و خطا در برنامه سایت و شباهت آن با برنامه یک سایت سیاسی دیگر ( که عضویت آن سایت در ناتوی فرهنگی حتما اتفاقی است ! ) سعی نمودند تا مشکل را به گردن یک خطای فنی بیاندازند. طرح ادعای خطای قدیمی ( با قدمت یکساله !) در کد برنامه این سایت درحالیست که از ایشان باید پرسید آیا نرم افزار مذکور در انتخاب موعد خطا ، دست به انتخاب سیاسی می زند که فقط در مورد حاضر ، خطای مذکور دیده شده و رخ داده است ؟ همچنین ، اگر مهر زمان بر اثر خطای برنامه ، زودتر درج شده ، انتشار این خبر در ساعاتی دقیقا متناسب با ساعت مندرج در متن خبر را چگونه می توان با این ادعا ، همخوان تفسیر کرد ؟ این امر هنگامی مشکل تر می شود که متوجه شویم پس از افشای این موضوع از سوی رسانه های اصولگرا ، مسئولان رسانه مذکور ، بشکل دستی تاریخ را به ساعت واقعی آن ( یعنی از ساعات قبل از ظهر به ساعات بعد از ظهر ) تغییر داده و وقتی مجددا با اعتراضات عمومی به این سندسازی و دستکاری مواجه شده و موضوع را لو رفته یافتند ، با طرح ادعای مذکور ، مهر زمان خبر مذکور را به حالت قبل بازگشت دادند ! جالب آنجاست که در جریان همین حادثه در دانشگاه امیر کبیر ، عناصر دخیل در انتشار نشریات موهن مذکور ، مطابق همین الگوی تکراری  ، تلاش داشتند تا انتشار این مطالب را بدوش عناصر اصولگرا انداخته و خود را از واکنشهای تند انتقادی که انتظار آن را نداشتند دور نمایند !  

شمارش موارد اینگونه در تاریخ تحولات سیاسی کوتاه ، میان و بلندمدت سیاسی ایران بی شک کاری ساده ولی نیازمند رجوع به مستندات و مکتوبات مثبته در حافظه تاریخی دارد. لیکن طرح این سئوال ضرورت دارد که درحالیکه دست زدن به ابزارهای ماکیاولی تاکنون این میزان برای عناصر این جریان سیاسی هزینه داشته و ناکارآمدی و افشای زود به زود آن مکررا حادث شده است ، اصرار این جریان بر تکرار موارد اینگونه به چه دلیل است و تاکی ، با وجود اثبات ناکارآمدی تزهای نخ نمای سکولاریزم و اخلاق زدایی عرصه سیاست ، این جریان کماکان در این مسیر به درجا زدن ادامه خواهد داد ؟


 
 
 
تبلیغ ویـژه