الله اکبر ، خامنه ای رهبر :: وبلاگ پاسداران ::

یک وبلاگ سیاسی از یک مهندس جوان وزارت دفاع عاشق سپاه A Political blog About Islamic Revolution Reguards

راست گرايی زير پوست چپگرايی
ساعت ٧:٥٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱ شهریور ۱۳۸٦   کلمات کلیدی:

مقدمه :  

چند وقت پیش با وبلاگ یک گروه هکری آشنا شدم که کارش پاک کردن وبلاگهای مبتذل بود. تکیه این گروه هکری هم روی میهن بلاگ و بلاگا قرار داشت. چیزی حدود 50 تا وبلاگ مبتذل و منتشر کننده عکس های خانوادگی رو هم پاک کرده بود. چند وبلاگ ضد انقلابی با رویکرد کمونیستی رو هم هدف قرار داده بود. مطالبش رو خوندم و دیدم که نقد جدی ای به عملکرد علیرضای شیرازی دارند . با علیرضا تماس گرفتم و خواستم خبری را برای رجانیوز تهیه کنیم . اما چون علیرضا شیرازی ( مدیر سرویس بلاگفا ) و این گروه هکری به توافقات نسبی ای رسیدند ، دست نگهداشتیم . بعدش هم ، خبری از سرویس خبری جهان امروز رو دیدم که به این گروه و انتقادات اونها به بلاگفا پرداخته بود. هرچی وضعیت وبلاگ این گروه رو بررسی کردم ، اشکال منفی ای توش ندیدم . چند روز بعد ، با یکی از بچه ها ( آقای محمدجواد مهدوی ) در مورد این گروه صحبت می کردیم و در نهایت دیدم که آقا محمدجواد هم مطلبی در مورد این گروه نوشته . کمی در مورد این گروه گشت و گذاری تو وب کردم که دیدم یکی از وبلاگهای کمونیستی که سرتاپاش توهین علنی به روحانیت - مثلا : فوت و رحلت آقای مشکینی رو ، مرگ نام گذاشتن – همون چیزی که رویکرد و تلقی منفی از فوت است و هرکی از هرکی بدش میاد میگه مرگ بر اون . – توهین به انقلاب و نظام اسلامی ، توهین به بسیج و بسیجی و چیزهای اینگونه است و قبلا آدرس قبلی اش مورد حمله این گروه قرار گرفته ، رفته و آدرس جدیدی ایجاد کرده و در مورد این گروه ، به شانتاژ دست زده و با ادبیات کپی  فاکس نیوز و سی ان ان اومده این حرکت مثبت رو مورد تاخت و تاز و خشونت کلامی خودش قرار داده . چیزی که این آقا نوشته بود اینه . ( وبلاگش رو معرفی نمی کنم تا باعث تبلیغش نشه ) :  

مقدمه:مثل معروفی هست که می گوید یک تروریست همیشه در یک دست اسلحه و در دست دیگر کتاب دارد، به عبارت دیگر فرق تروریست با قاتل این است که قاتل ها معمولا از روی احساسات و به خاطر منافع شخصی آدم میکشند ولی تروریست ها اغلب از روی یک فکر و ایدئولوژی و به خاطر اهداف غیر شخصی مرتکب قتل میشوند. این قاعده برای تروریست های غیر فیزیکی یعنی تروریست هایی که به روشی غیر از حذف فیزیکی افراد ]را [ ترور میکنند نیز صادق است.که بحث ما در این جا پیرامون سایبرتروریسم و تروریسم اینترنتی  و به طور مشخص گروهی نوپا به نام "گروه جهاد مجازی " است. گروهی از بسیجیان وب که به تازگی تشکیل شده و هدفشان هک کردن وبلاگ های پورنو و وبلاگ های سیاسی ضد جمهوری اسلامی است. 

1-    همه چیز از یک مقاله شروع شد که توسط آقای مهندس مهدی حق وردی طاقانکی در مورد جهاد مجازی نوشته شد و به طور گسترده در وب پخش شد و بسیار مورد توجه سایت ها و وبلاگ های بسیجی و حزب اللهی قرار گرفت. ایشان در این مقاله در ابتدا از بروز انقلاب اطلاعات و  تهدید شدن جهان اسلام سخن به میان آوردند و سپس به مدرن شدن جهان و به دنبال آن مدرن شدن شیوه های جنگ اشاره کردند و نتیجه گرفتند که چون امروز عصر اینترنت است بنابراین جنگ اینترنتی اجتناب ناپذیر است. ایشان در این مقاله به نوآوری های زیادی دست زدند و کلمات زیادی از خود اختراع کردند از جمله جهاد مجازی (VIRTUAL JIHAD)،جهاد سایبرنتیک (CYBER JIHAD)،جهاد شبکه ای (NET JIHAD) و... که تروریست های مجازی اسم اولی را برای گروه خود برگزیدند. سپس ایشان پس از طبقه بندی انواع جهاد مجازی در آخر نتیجه گرفتند که:"ما باید با مورد حمله قرار دادن منابع اطلاعاتی و سایتهای آنان در صدد ایجاد توازن قوا در این جنگ نابرابر شویم. "و این گونه هک کردن وبلاگ ها را تئوریزه کردند.

2-    پیروزی حرب الله لبنان در جنگ 33 روزه بر اسرائیل در سال گذشته موجی از شادی و غرور در میان مسلمانان و به ویژه طیف بنیاد گرا برانگیخت و افراطیون تصمیم گرفتند که پس از پیروزی بر دشمن خارجی با مخالفان داخلی هم تصفیه حساب کنند و روند پیروزی های خود را تداوم بخشند که در ایران آثار این قضیه را در بی پروا تر شدن حکومت و بسیج در سرکوب مخالفان میبینیم.چنان که امسال شاهد آن بودیم که هر قضیه ای ولو کوچک واکنش تند بسیج را بر می انگیخت و کل سال را آقایان در راهپیمایی و محکوم کردن و تهدید گذراندند. 

موخره:دو عامل بالا باعث شد که گروهی جوان بسیجی به نام گروه جهاد مجازی تشکیل شود که بخواهند این بار عقده جهادی خود را نه در میدان جنگ بلکه در محیط وب خالی کنند و برای این کار شروع به هک کردن وبلاگ های پورنو و سیاسی ضد جمهوری اسلامی کردند و به مناسبت سالگرد پیروزی حزب الله لبنان در جنگ 33 روزه در اولین عملیات خود به نام "عملیات نصر1" 22 وبلاگ و 25 ایمیل را هک کردند که البته این تعداد الان به حدود 50 عدد رسیده و مرتب هم در حال افزایش است.من هم هم اکنون که دارم این مقاله را مینویسم افتخار میکنم که 2 وبلاگم آخرین وبلاگ هایی بوده که توسط آقایان تروریست هک شده.بالاخره انقلاب قربانی میخواهد!خدایا این قربانی را از ما بپذیر!  

بی مقدمه و موخره (!) و بلافاصله این کامنت از درون ذهنم جوشید. برای صاحب وبلاگ نوشتم :  

بسم الله . اگر لفظ جهاد مجازی از مقاله اقای حق وردی گرفته شده باشد ( که البته اثبات آن بر عهده شما است) باید گفت لفظ تروریزم مورد استفاده در ادبیات شما هم برگرفته از ادبیات امروزین سران کاخ سفید است. این گروه استکباری حاکم بر کاخ سفید ، هر دفاعی از سوی ملت ها را با برچسب ترور و خشونت متهم ساخته و هر عملی ولو وحشیانه از سوی خود را عملیات برای صلح ، تلاش برای صلح و مبارزه با تروریزم می نامد. در عجبم از شباهت بی حد و حصر ادبیات افراد مدعی امتداد راه جریانات مبارز چپگرای سرخ ، به ادبیات سران امروز کاخ سفید. بی تردید ، سرخ نمایی امروز ، نه به رنگ خون مجاهدان ضد امپریالیست ، بلکه به رنگ قرمز پلاستیکی با کلمه کلیشه ای تکراری made in USA روی بدنه ظروف یکبار مصرف آن است. والا سران شما ، مورد حمایت هر روزه تمامی ارتش رسانه ای امپریالیزم قرار نگرفته و اتفاقا ادبیات ، خواسته ها و گفتمان شما کپی بدرنگی از بیانیه های سران کاخ سفید نمی گردید. آیا دفاع از مرزهای عقیده و شرف که امروز توسط رسانه های نوی غرب مورد هجوم قرار گرفته است ، تروریزم است ؟ آیا شما ، آقای فرزاد فشارکی ، درچهارچوبی کاملا شفاف و روشن حاضر تحمل مسئولیت مدنی منطقی محتوای منتشره در رسانه خود هستید ؟ روشن است که پاسخ این سئوال یک نه بزرگ به بزرگی هشتسال و اندی عملکرد دوستان کوچک و بزرگ شما در بکاربستن تمام ابزارهای رسانه ای و مخفی شدن زیر چتر سنگین رسانه های غرب مستکبر و امپریالیست برای فرار از مسئولیت است. 

صاحب وبلاگ ، در جواب من ، این کامنت رو هم در وبلاگ خودم و هم زیر کامنت ها ، نوشت :  

در پاسخ به ابوذر منتظرالقائم - وبلاگ پاسداران :

یاد اون سخن ابوعلی سینا افتادم که به اونایی که به کفر متهمش میکردن گفت اگه من کافرم پس: "در همه دهر یک مسلمان نبود" واقعا برای ما چپ ها سخت و غیر قابل فهمه که ما را به آمریکایی بودن متهم میکنند. این قدر ما خودمون را میکشیم میگیم بابا ما ضد آمریکاییم،ضد امپریالیسمیم ، بازم یه عده بازم میگن آمریکایی! برادرا فکر کردن هر کی مخالفشونه آمریکاییه! نه برادر من این طور نیست. این قدر جزم اندیش نباشید. میشه نه آخوندی بود نه آمریکایی. این چیزیه که بهش میگن چپ. 

جواب صاحب وبلاگ ، یک جواب با محوریت شانتاژ و با کمترین ارتباط با جزئیات کامنت من بود. جوابی اینگونه از سمت من برای او ارسال شد :  

بسم الله . آقای وبلاگ نویس . بی ربط بودن پاسخ شما و بی سروصدا عبور کردن شما از محتوا و آیتم های متن کامنت من مشهود است. کامنت من را دوباره بخوانید. واکنش این گونه ، کار عمومی و بی نهایت تکراری و کاملا نخ نما و پوسیده امثال حضرت عالی در مقابل امثال این انتقادات است. یعنی عبور از متن موضوع و فرار به حاشیه های بی ربط و اتصال ! این واکنش شما من را به نوشتن پست مستقلی در این زمینه وادار کرد.  

وحالا ، برای تکمیل موضوع و روشن شدن آن – که البته کاری بسیار ساده است – این پست را می نویسم .  

نگاهی به اصل موضوع :  

روشن است که این پست من ، اختصاصا به این حضرت آقای شبه کمونیست مرتبط است و مباحث مربوط به گروه هکری را بعدا بیشتر بازخواهم کرد و در مورد اینکه چرا واقعا زمینه و ضرورت اقدام از سوی افرادی غیر از مدیران سرویسهای وبلاگ نویسی و مراجع قانونی برای حذف این صفحات لازم شده و البته در مورد استدلال منطقی و تکیه گاههای حقوقی آن . اما الان فقط با نوشته و متن اولیه این حضرت آقا و کامنت خودم و جوابیه اش صبت می کنم .

حقیقت اینه که تو کشور ما ، از بعد از انقلاب دو رویکرد چپگرایانه ( به معنا و تعریف بین المللی ) اصلی نمود داشت. یک رویکرد کاملا کمونیستی به محوریت حزب توده و یک رویکرد التقاطی مدعی ترکیب اسلام و مارکسیزم- کمونیزم(!!) به محوریت سازمان منافقین خلق.  

جریان حزب توده ، یک جریان سیاسی متصل به شبکه امنیتی اتحاد جماهیر شوروری بود که بدلیل شعارهای دوسویه انقلاب اسلامی در مبارزه توأمان با استکبار شرقی و استکبار غربی – نظر به خواستگاه ماتریالیستی (مادیگرایانه) و غربی هر دوی آنها و پایه قرارداشتن سکولاریزم در هر دوی آنها – دارای اشتراک منفعت استراتژیک با آمریکا در حذف انقلاب اسلامی شده بود. بطوریکه در مورد جنک تحمیلی ، صدام مورد حمایت هر دو جهت نظام سلطه جهانی یعنی شوروی و آمریکا قرار داشت و در ارتش او هم سلاح آخرین مدل شرقی و هم سلاح آخرین مدل غربی ( اعم از سلاح انفرادی، هوایی و زمینی ) وجود داشت. حالا این را باید در کنار حمایت های سیاسی بین المللی هردو قطب شرارت جهانی قرار داد و البته به آن ، باید حمایت های بی دریغ امنیتی و اطلاعاتی آنها را اضافه کرد. در همین چهارچوب ، حزب توده هم به عنوان بازوی اصلی سیاسی امنیتی شوروری در ایران ، در کنار فعالیتهای سیاسی و تبلیغاتی خود رویکرد تند ضد امنیتی را هم در دستور کار قرار داد که از نمونه آن می توان به بهره برداری از نفوذ عناصر سازمان افسران حزب توده در قوای نظامی ایران ( ارتش – برای نمونه دریادار افضلی در نیروی دریایی ) اشاره کرد که البته بخشی از مهمترین ضربات را ، حزب توده ، از شناسایی و لو رفتن همین شبکه نظامی – امنیتی وابسته به K.G.B خورد و تقریبا پس از ضربات محکمی که در همان سالهای دفاع مقدس و اوایل انقلاب از ناحیه نیروهای امنیتی ج.ا.ا به پیکر حزب توده وارد شد ، بشدت ضعیف شد.  

جریان چپگرای دوم ، جریان منافقین خلق است. منافقین ، جریانی بودند که بخاطر بریدن از دیدگاههای اسلامی اصیل و قطع ارتباط با روحانیت اصیل ، احساس می کرد که اسلام ، نمودها و مولفه ها و رویرد های انقلابی کافی برای مبارزه با حکومت پهلی را ندارد واز همان سالهای مانده به پیروزی انقلاب ، جدایی ایدئولوژیک و فکری این جریان از جریانات اصیل اسلامی شروع شد. چند مدت پس از پیروزی انقلاب اسامی هم ، این جریانات تحرکات و دفاتر آشکاری در کشور داشتند و اینکه چرا نظام از همان روزهای اول و قبل از اینکه اینها به مشی ترور و بمب گذاری و رویکردهای تند مسلحانه علیه نظام در فضای علنی نرسد ، آنها را متوقف نکردند بحث زیاد است. اما باید گفت که این جریان هم ، بلافاصله با جریان آمریکایی با محوریت صدام پیوند خورده و پس از انتخاب مشی مسلحانه علیه انقلاب اسلامی ( که مهمترین نکته شروع آن ، کودتای خنثی شدهء سی ام خرداد سال 1360 بود) رسما به شبکه امنیتی و اطلاعاتی آمریکا پیرامون صدام وصل شدند و در طول جنگ بزرگترین ضربه منافقین به نظام اسلامی جدا از حرکات تروریستی و بمب گذاریهای آنها که از کفاش و نانوا تا رئیس جمهور و نخست وزیر را دربرگرفت ، همین ضربات اطلاعاتی و امنیتی بود که توسط گروهک نفاق در خدمت به اهداف صدام و چهارچوب کلان استکبار جهانی به نظام وارد شد که البته خصوصا پس از سقوط صدام ، این گروهک بشدت ضعیف شده و اگر چسب دوقولوی باقی حمایتهای پیدا و پنهان جهان غرب از آن برداشته شود ، شبکه باقیمانده آن در خارج از کشور حتی 5 ساعت هم دوام نخواهد آورد . روشن است که چپگرایی این گروهک ، بشکلی علنی یک چپگرایی مصنوعی بود که سازمان منافقین حتی امکان کافی برای تئوریزه کردن علت آن برای کادر خود را هم در اختیاز نداست و از آن به عوان چرخش تاکتیکی برای حفظ سازمان یاد می کرده و می کند.  

حالا ، بر می گردیم به بررسی وضع این حضرات شبه چپگرای جدید دانشجوی خودمان .  

الف - عناصر اصلی :  

عناصر اصلی این جریان چیگرا کیستند ؟ آیا این افراد ، عناصری با سوابق و رویکردهای متمایل به باورهای چپ-کمونیستی یا لا اقل ارتباط با دو دسته جریان بازگفته هستند ؟ باید گفت که عناصر رای جریان چپگرای امروز حتی از این ایتم ها هم برخوردار نیستند. این عناصر ، در گذشته و هم اکنون ، یا متمایل و متصل به جریانات بشدت لیبرال سکولار متمایل به آمریکا ( همچون نهضت آزادی ) و یا شبکه دانشجویی متصل به جریانات راست مدرن ( که امروز پوست انداخته و در قالب چپ – با تعریف ایرانی ! – مدرن خود را نشان می دهد ) یعنی شبکه دفتر تحکیم وحدت بوده و هستند. جریان دفتر تحکیم وحدت هم نمی تواند به سوابق خود در اوایل انقلاب اشاره و استناد کند و می دانیم که هیچ علاقه هم به این کار ندارد. چون نه تنها رویکردهای دفتر امروزین تحکیم وحدت ، کاملا در تعارض با رویکردهای گذشته آن است ، بلکه عناصر اصلی موسس آن هم ، هیچ ارتباط و هماهنگی ای با عناصر امروزین آن ندارند. یعنی رویکردهای انقلابی ( به معنای اسلامی ) اوایل تاسیس آن ، هیچ نمودی در رویکردهای امروزی آن ندارد. خب . پس می بینیم که عناصری که امروز خیلی در دانشگاهها خود را به رنگ سرخ علاقمند نشان می دهند ، کوچکترین ارتباطی با رویکردهای چپگرای موجود در ایران ندارند و ضد البته که دقیقا مرتبط با شبکه های مرتبط با غرب هستند. اما این مربوط به سابقه است. چیزی که امروز مشاهده می شود چیست ؟ آنچه که امروز مشاهده می شود هم ، پرورش این حضرات چپگرا در دامان تئوریسین های جریان راست ( با تعریف جهانی ) است. عناصر و سرشبکه های فراری آنان نیز ، در حال حاضر جایی جز آمریکا سکونت نداشته و از بودجه حکومتی جز حکومت امپریالیست آمریکا تغذیه نمی کنند.   

ب – رویکردها و پارادایم ها :  

رویکردهای سیاسی و ایدئولوژیک این حضرات مدعی چپ گرایی در سیاست چیست ؟ آیا این رویکردها ، ولو حتی یکی از رویکردها ، رویکردهایی نامتناسب با منافع و رویکردهای تبلیغاتی وسیاسی جهان استکبار علیه انقلاب اسلامی است ؟ باید گفت رویکردها و پارادایمهای مورد نظر جریان چپ در تاریخ سیاسی ایران ذره ای شباهت به رویکردها ، عملکرد و پارادایمهای جریان فعلی مدعی چپگرایی ندارد. آنچه که امروز مشاهده می شود آن است که تمامی پارادایمها و خواسته های این جریان عیناً از سوی رسانه های جریان امپرسالیزم تبلیغ شده و هر حرکتی علیه آنان مورد حمایت کاخ سفید و تمام ارتش رسانه ای و سیاسی مورد حمایت او قرار می گیرد. جریانات شبکه روشنفکری ، جریانات مدعی حقوق بشر و تمامی جریانات مدعی اصلاح طلبی مورد حمایت آمریکا در بیرون و خارج از آمریکا که دقیقا خط به خط جریان سیاسی آمریکایی را ( نه حتی از حفظ ، بلکه با روخوانی ! ) در ایران تکرار می کنند ، نسبت به تمامی تحرکات این گروه و نظام در مورد آنها حساس بوده و در حمایت از آنها هیچ خط قرمزی را نمی شناسند. حتی نوع پرداختن به موضوعات مختلف هم، در ادبیات بلندگوهای تبلیغاتی یا رسمی آمریکا ، یا مابقی کشورهای عضو این شبکه امپریالیستی فرقی با ادبیات و رویکردها و نگاه این جریانات مثلا چپگرا ندارد. اینجا است که بدنیست به نوع برداشت و تبلیغ صاحب آن آقای وبلاگ در مورد موضوع تروریزم و نسبت آن با ایدئولوژی ناگه کرده و آن را با نگاه و تبلیغات جهان غرب به سرکردگی آمریکا مقایسه کنیم . (حکمت انتشار متن کامل پست این آقا در مقدمه را متوجه شدید ؟ )            

ج- نتیجه :  

نه عناصر اصلی ، نه عناصر فرعی ، نه رویکردها ، نه خواسته ها و محورهای سیاسی ، نه شبکه حمایتگر داخلی و نه شبکه حامی خارجی این جریان مدعی چپگرایی ، هیچ یک ، هیچ شباهتی به جریانات چپگرایی که این حضرات نام آنها را دائم می برند - و می خواهند تا با آویزان شدن به این نامها ، رد کثیف آمریکایی خود را پاک کنند – ندارد. بلکه بلعکس ، تمامی محورهای مذکور ، همگی محورهایی آمریکایی هستند که این عناصر ازآن بهره می برند. کاش این شباهت ، ناشی از یکی بودن خواستگاه و محورهای اصلی فکری دو جریان امپریالیزم غربی و توتالیتریزم شرقی بود. اما متاسفانه حتی این نیز حقیقت نداردو درحقیقت ، این جریان باصطلاح چپگرا ، عروسکهای دستی آمریکا هستند که با رنگ پلاستیک ساخت آمریکا به رنگ سرخ درآمده اند و سرخی آنها هیچ شباهتی به سرخی جریان چپگرای متصل به شوروری نیست.  

چند کلمه ای در مورد مفهوم جهاد مجازی و تفاوت آن با تروریزم :  

ترور ، آنجا شکی می گیرد که تو ، دست به ابزاری و روشی ببری که حریف تو نه از آن استفاده کرده و نه آن را قبول دارد. این یک واقعیت است که دائما ، هرگونه دفاع چریکی ملتهای جهان در مقابل نظام سلطه که دشمن قدرت رصد و مقابله با آن را نداشته باش، ترور نامیده شده است تا بتوان از منظر روحی و روانی و اجتماعی آن را مورد کنترل قرار داد.  نمونه آن را می توان در مقاوت مردم لبنان و فلسطین در مقابل اشغالگران دید که دائما انگ تروریزم بر آن می خورد. همچنین است نام مقدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که اتفاقا آمریکا با قراردادن نام سپاه - که یک نهاد رسمی کشور جمهوری اسلامی ایران است – در فهرست گروههای تروریستی ، دقیقات منظور خود از واژه ترور را برای همه شفاف کرد. ترور و تروریزم از نگاه بوقهای تبلیغاتی نظام سلطه ، یعنی هرگونه دفاع غیرقابل کنترل محدود ناشدنی در زمان و مکان وشکل مقاومت . اینگونه است که وقتی حضرت مستهجن نویس ، حضرات ضد دینی نویس ، حضرات ضد امنیتی نویس بی تربیت ، به ابزار اینترنت دست برده و تمامی باورها و اعتقادات ملت مظلوم ایران را درچهارچوب ناتوی بزرگ رسانه ای و فرهنگی مورد هجوم قرار داده اند ، هر حرکت مقاومت ، مانند جهاد در اینترنت برای مورد هدف قراردادن این رسانه های غیرپاسخگو ، تروریزم نامیده می شود. این هم ، یکی دیگر از شباهت های کامل این جریان مدعی چپ روی با جریان امپریالیزم آمریکایی.  

پی نوشت :

-     یکی نیست به این آقا بگه آخه تو رو چه به ابوعلی سینا ؟ اون که یک فقیه اسلامیه . آخرش التقاطی هستی ؟  که اگر هستی برو از مسعود رجوی نقل قول کن و یا خود کمونیست ؟ اگر دومی ، که دیچه بتو چه ابن سینا ؟ تو برو از کارل مارکس و نیچه نقل قول کن ! حالا مگه میشه من یاد حرفهای مسعود جونت نیفتم که عینا چنین حرفی رو تو امجدیه زد ؟

-     نمی دونم آقا مدعی بالاخره التقاط میشه با کمونیزم خالص ، اما اگه مدعی کمونیزم خالصه ، یکی نیست ازش بپرسه پس این برای خدا قربانی دادن و "خدایا از ما بپذیر" ش دیگه چه صیفه ایه !

-     بیچاره فیدل کاسترو و چاوز و ارنست چگوارا ، که ببینن جدیدا به اسم اونها ، آب به اسیاب اون چزی ریخته میشه که حال اینها ازش بهم میخوره ! ببینن چقدر پیروزی حزب الله را پیروزی دشمنان خودش تلقی می کنه ! چپ گرای واقعی اینگونه است ؟ یا یک آمریکایی واقعی ؟ -     تو وبلاگ عزیز دلمون الان یک پست مفصل در حمایت از گروهک نفاق نوشته و برخورد نظام با گروهک منافقین طی عملیات مرصاد را مورد حمله قرار داده و آن را به برخورد نظام در سال ۶۰ علیه اعلام رسمی رویکرد مسلحانه گروهک نفاق و کودتای امجدیه سابق مربوط دانسته ( که ما هم مربوط می دانیم کاملا ! چون موضوع تکراری - گروهک نفاق ! - بوده ) آنوقت آقا می گوید رجوی اشغاله ! دم خروس به این بزرگی و قسم و آیه حضرت عباس ؟ ! بابا ،‌تو دیگه کی هستی ! اینقدر تابلو ؟ شترسواری دولا دولا ؟

 


 
 
 
تبلیغ ویـژه