الله اکبر ، خامنه ای رهبر :: وبلاگ پاسداران ::

یک وبلاگ سیاسی از یک مهندس جوان وزارت دفاع عاشق سپاه A Political blog About Islamic Revolution Reguards

این آقا باید پیاده شود
ساعت ٥:٢۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٥ آذر ۱۳۸٦   کلمات کلیدی:

این آقا، ولی نصر ، مشاور جرج بوش، رئیس جمهور آمریکا در امور مربوط به اسلام و مسلمانان و مخصوصاً شیعیان است!!

او فرزند حسین نصر مشاور فرح پهلوی است که با حمایت پدرش به کاخ سفید راه یافته است. ولی نصر عضو شورای روابط خارجی آمریکا نیز هست و در مدرسه عالی نیروی دریایی آمریکا هم به تدریس مشغول است. این آقا به طور منظم در برخی از روزنامه های مدعی اصلاحات مقاله می نویسد و مصاحبه می کند. این روزنامه ها خود را مدافع آقایان هاشمی رفسنجانی، خاتمی و کروبی می دانند و بر این نکته اصرار می ورزند که در عرصه سیاسی کشور، راه این سه بزرگوار را دنبال می کنند و… 

این آقا، ابراهیم یزدی ، دبیرکل یک گروه سیاسی غیر قانونی است.

این گروه را حضرت امام(ره) غیرقانونی اعلام کرده و درباره آن فرموده است «پرونده این نهضت و همین طور عملکرد آن در دولت موقت اول انقلاب شهادت می دهد که نهضت به اصطلاح آزادی طرفدار جدی وابستگی کشور ایران به آمریکاست و در این باره از هیچ کوششی فروگذار نکرده است… به حسب این پرونده قطور و نیز ملاقات های مکرر اعضای نهضت، چه در منازل خودشان و چه در سفارت آمریکا و به حسب آنچه من مشاهده کردم از انحرافات آنها… و به حسب امور بسیار دیگر، نهضت به اصطلاح آزادی صلاحیت برای هیچ امری از امور دولتی یا قانونگذاری یا قضائی را ندارند و…» چند سال پیش، اواخر دهه ۷۰، دبیرکل این گروه غیرقانونی در حالی که احساس می کرد، مدعیان اصلاحات، کار نظام را تمام کرده! و به آخرین مرحله از مأموریت خود نزدیک شده اند، با صراحت اعلام کرد «دوران هاشمی رفسنجانی و مهدی کروبی تمام شده است»! آقای دکتر یزدی دبیرکل نهضت آزادی در آن هنگام هنوز مصلحت نمی دید که آنچه درباره آقای خاتمی در نهانخانه خویش دارد برملا کند. امروزه همین آقای دکتر یزدی و دار و دسته اش، رفیق گرمابه و گلستان گروه های مدعی اصلاحات هستند و در حمایت از آقایان هاشمی و خاتمی و کروبی چنان زبان در کام چرخانده و قلم بر کاغذ می رانند که انگار این سه بزرگوار در میان تمامی مردم ایران، مدافعی سینه چاک تر از آقای دکتر یزدی و گروهش ندارند! 

این آقا، از گردانندگان روزنامه های دوم خردادی است. مدعی اصلاحات و سینه چاک مدرنیته. آقای «ع-ع». او در مصاحبه با یک مجله آلمانی در پاسخ به این سؤال که اصلی ترین مانع اصلاحات در ایران چیست؟ گفته بود «مشکل اصلی ما این است که در ایران هنوز خدا نمرده است»! این روزها آقای «ع-ع» از مدعیان سینه چاک حمایت از آقایان هاشمی رفسنجانی، کروبی و خاتمی است. 

این آقا، مهرزاد بروجردی ، سردبیر مجله ضد انقلابی کنکاش- چاپ خارج کشور- است. او به دلیل خوش خدمتی های فراوانش به گروه های ضد انقلاب و حفظ ارتباط با برخی از گروه های داخل کشور، از بنیاد اشرف پهلوی جایزه بهترین پایان نامه ها را دریافت کرد. مهرزاد بروجردی روابط نزدیک و شناخته شده ای با محافل صهیونیستی در آمریکا دارد. برخی از روزنامه های مدعی اصلاحات که ادعای حمایت آنها از آقایان هاشمی و خاتمی و کروبی گوش فلک را کر می کند مقاله های او را با آب و تاب پوشش می دهند. 

این آقا، که برانگیخته برخی محافل سایه نشین است در وبلاگ شخصی خود از حمله آمریکا به عراق و افغانستان دفاع می کند و مخالفان آمریکا را افرادی «مریض»، دیوانه و «روان پریش» معرفی می کند. او به اتفاق چند تن دیگر از همفکرانش مسئولیت تهیه صفحه سیاسی یکی از روزنامه های مدعی اصلاحات را برعهده دارد. 

این آقا، که او نیز پیاده نظام یک محفل سایه نشین مرتبط با سرویس های اطلاعاتی بیگانه است در یادداشتی از ضرورت تلاش برای براندازی جمهوری اسلامی سخن می گوید و تصریح می کند که همه گروه های اپوزیسیون نظام بایستی برای براندازی جمهوری اسلامی ایران به کمک ها و حمایت های آمریکا تکیه کنند! و می نویسد اگر گروه های اپوزیسیون برای براندازی نظام به نقش و موقعیت دولت آمریکا توجه نکنند، حرکت آنها چیزی شبیه «آب در هاون کوبیدن» است. خب! این آقا، کجاست؟ زیاد به خودتان زحمت ندهید. مسئولیت ایشان، تهیه و تدوین مقالات سیاسی برای یکی از روزنامه های مدعی اصلاحات است، روزنامه ای که هر از چندگاه، با چاپ عکس های بزرگ از آقایان خاتمی، رفسنجانی و کروبی به دفاع از آنان می پردازد و معتقد است - بخوانید ادعا می کند- که طرفدار سینه چاک این آقایان است! 

این آقا، رامین جهانبگلو، با صراحت به همکاری خود با سرویس های اطلاعاتی آمریکا و اسرائیل اعتراف کرده است و اگر اعتراف هم نمی کرد، اسناد غیرقابل انکاری از این رابطه حکایت می کرد. اسنادی که کیهان ۷ سال قبل آنها را منتشر کرده بود و به زودی رد پای او را در جبهه اصلاحات با تکیه بر اسناد آشکار فاش خواهد کرد تا بر همگان آشکار شود آنهمه پلشتی که در این جبهه علیه اسلام و نظام و مردم وجود داشت از کجا سرچشمه می گرفت. او بعد از بازداشت و پس از آزادی نیز برای برخی از روزنامه های مدعی اصلاحات مقاله می نویسد، مصاحبه می کند و… یعنی همان روزنامه ها که ادعای- دروغین- دفاع از هاشمی و خاتمی و کروبی از قلمشان نمی افتد و… 

این آقا، عزت الله سحابی ، از سردمداران گروه های به اصطلاح «ملی- مذهبی» است، گروه هایی که بارها به هنگام دفاع از میهن، نشان داده اند، «ملی» نیستند و در بحبوحه دفاع از دین، راه خود را به آن سوی دین کج کرده اند. او که چند سال قبل با صراحت می گفت و می نوشت «حتی معصومین علیهم السلام خود به خود، بدون نظارت مردم و به طور اصولی در معرض انحراف هستند»! امروزه خود را در شمار مدافعان دلسوخته! آقایان کروبی، هاشمی و خاتمی می داند. این آقا، معتقد است «هیئت های مذهبی منشأ خشونت هستند و بسیجی ها اعضای تشکیل دهنده این هسته ها می باشند»! آن آقا اعلام می کند «مظاهر دینی چون حجاب و حیای زنان، نماد عقب افتادگی است»… 

این آقا، آن آقا، این خانم و… که فهرست کردن سوابق آنها نیز به درازا می کشد، امروزه از اعضای اصلی برخی از گروه های جبهه اصلاحات هستند و در روزنامه های مدعی اصلاحات و محافل و همایش ها و میتینگ های حزبی، از آقایان هاشمی رفسنجانی، کروبی و خاتمی به عنوان رهبران سیاسی خود یاد می کنند و در این باره چه سخن ها که نمی گویند و چه مقاله ها که نمی نویسند! 

در این جملات نیز دقت کنید؛ 

«باید به این نکته توجه داشته باشیم که جامعه ما هنوز که هنوز است متدین است و جامعه ای دینی است. جامعه ای که هم به لحاظ عقیدتی، احساسی و عاطفی و هم به لحاظ عملی دلمشغول دین و مذهب است. از سوی دیگر وقتی قصد داریم تا موجودی را تعلیم و تربیت کنیم و به مجرای خاص سوق دهیم باید میزان فهم و قبول مخاطب را در نظر بگیریم و چون مخاطبان ما مسلمان هستند طبعا باید با آنها با ترمینولوژی دینی سخن گفت به همین دلیل روشنفکری دینی از روشنفکری غیردینی موفق تر و تاثیرگذارتر خواهد بود. به حدی که به نظرم می آید اگر کسانی باطناً لائیک و غیردینی هستند باید تا حد فراوانی مثل روشنفکران دینی و با ترمینولوژی روشنفکران دینی سخن بگویند. و الا توفیق و کارآیی نخواهند داشت.»  

آیا می دانید این آقا که با صراحت- ماهنامه آفتاب.آذرماه ۱۳۸۰- به اعوان و انصار اصلاح طلب خود درس نفاق می دهد کیست؟ راه دوری نروید، ایشان آقای «م-م» یکی از به اصطلاح نظریه پردازان جبهه اصلاحات است که این روزها در مطبوعات و همایش ها و میتینگ های احزاب و گروه های مدعی حمایت از آقایان هاشمی و کروبی و خاتمی یقه چاک می دهد و… 

اکنون روی سخن با حضرات آقایان هاشمی رفسنجانی، خاتمی و کروبی است و بیان این نکته خطاب به آن عزیزان در میان است؛ که باور بفرمائید طیف مورد اشاره نه فقط کمترین ارادتی به شما ندارند، بلکه بسیاری از آنان- اگر نگوئیم همه- از شما بیزار نیز هستند و هرگاه احساس فرصت کرده اند از اعلام این دشمنی دریغ نکرده اند. بنابراین شایسته نیست در آستانه انتخابات، باز هم این طیف آزمون داده و رفوزه شده، خود را میدان دار حمایت از شما قلمداد کنند و در پوشش این حمایت دروغین با قلم های ناشایسته و زبان های یاوه گوی خود به ارزش های اسلامی و انقلابی بتازند. 

نگارنده بر این باور است و برای باور خود نه فقط شواهد و قرائن، بلکه اسناد غیرقابل انکار فراوانی دارد که یکی از اهداف این جماعت در ادعای نزدیکی به شما و لاف حمایت از شما مخدوش کردن شخصیت اسلامی و انقلابی شماست و این خسارتی بزرگ است، نه فقط برای شما که برای انقلاب و دوستداران واقعی شما. 

خدا بر درجات امام راحل ما (ره) بیفزاید که صبح روز ۱۲ بهمن ماه سال ۱۳۵۷ وقتی به اتفاق فرزندشان مرحوم حاج احمد آقا در اتومبیلی که حامل ایشان از فرودگاه به بهشت زهرا (س) بود نشستند و متوجه حضور شخص دیگری از قماش طیف مورد اشاره در خودرو شدند با صراحت دستور دادند مشارالیه از خودرو پیاده شود و درباره علت این تصمیم فرمودند: «مسئله می شود»…

پی نوشت :

عکس ها را تعمدا جابجا زدم . اگه زرنگی بگو کی کیه . :)


 
 
 
تبلیغ ویـژه