الله اکبر ، خامنه ای رهبر :: وبلاگ پاسداران ::

یک وبلاگ سیاسی از یک مهندس جوان وزارت دفاع عاشق سپاه A Political blog About Islamic Revolution Reguards

فتو طنز مشارکت گونه !
ساعت ۳:۱٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٤ دی ۱۳۸٦   کلمات کلیدی:

عکسهای یکی از جلسات درونی حزب مشارکت رو گیر آوردم . کمی باقریحه طنز به این عکسها نیگاه ردم . ببینید چیا دیدم . اسم جلسه موضوع  اعتراض به واگذاری بخشی از خاک ایران است !

پروفسور فلانی : یک خاطره ای در همین زمینه میخواستم براتان تعریف کنم ... یک روز در خانه نشسته بیدم داشتم تخمه میخوردم یکهو دیدم تیلیفینم زنگ زد. تلیفینه برداشتم گفتم کیسته ؟ گفت که بوش هسته ! گفتم که ها چطوری جورجی خوبستی چطورستی چکارمیکنی؟گفت ای بدبخت این همه ازت و رفقات همایت در وکنم اینهمه پول مفرستم آخرشم باید همیجور راحت بشینی منه نگا کنی ؟ گفتم مگه چی شده مثکه خیلی ناراحت استی ؟ گفت چرا که نباشم خب مگه نمی بینی هرچی کشور این دور و ور دریای خزر به ایییین بزرگی هسته رفتن تهران جلسه دارن دور منه خی مکشن ؟ گفتم خب من چه کنم ؟ گفت فووری یه طیاره اسکورت دربست وگیر بیا اینجا تا بشت وگم چکککار وکنی. منم فوری گوشی را گذاشتم طیاره دربست گرفتم...

جمع حضار در کف خاطرات گوینده عمیقا فرو رفته اند ! همه منتظرند ایشان برود سر اصل مطلب !

... تا رسیدم بالای کاخ سفید ، یک هو با چتر نجات پریدم پایین دیدم جورجی تو حیات کاخ سفید داره با رایس گرگم به هوا بازی مکنه !...

( مخاطبان : پس این کی میخواد بره سر اصل قضیه ؟ )

کولایی : این عجب این حرررفه ای خالی می بنده ! نکات مثبت زیادی داره ! بدردمون میخوره . خصوصا اون موقع که میخوایم رای بخریم . اما چرا نمی ره سر اصل مطلب؟! بابا همه منتظرن !

 

( مخاطب در فکر : حالا درست که ما با آمریکا آره ، اما دیگه نه اینقد که. فکر نمی کنم بوش ما رو اینقدرا تحویل بگیره . فقط قرار بود براش کار بکنیم پولمونو بفرسته .یعنی با چتر میذاره بریم تو کاخ سفید‌؟ یه امتحانی باید بکنم...)

(مخاطب در فکر : یعنی اگه با چتر پریده پایین طوریش نشده ؟ پس چرا پدافند نزدتش ؟ نکنه گوله تو مخش خورده ما خبر نداریم ؟ ولی جدی چه حالی میده ها. منم باید امتحان کنم ... )

بالاخره صدای یکی از مخاطبان در آمد : مرد حسابی این چیزا چیه میگی ؟‌چرا نمی ری سر اصل قضیه ؟ چرا در مورد آب سنگین اراک - ای ببخشید منظورم زمین ایران چرا صحبت نمی کنی ؟ اینا چیه میگی مردم بهت می خندن ؟ مگه میشه که بوش و رایس با هم گرگم به هوا بازی کنن اونم تو این هوای سرد ؟

رمضان زاده در فکر و عصبانیت : چه غلطی کردم این پسره رو آوردما ! تا فردا صبح میخواد برامون خاطره بگه. خوب شد یکی بهش گیر داد. الانه که آبرو برام نذاره !

پروفسور فلان خطاب به مخاطب معترض : شما که اعتراض می کنی ، هپ ! برو فعلان اون بنزتو از جلو اون در وردار برو بیرون کارت دارن پلیس الان میخواسته جریمت کنه ها ! هپ !

  رمضان زاده خطاب به پروفسور فلان : دبگه صدامو درآوردیا اگه همین درو میگی که فقط ۲۰۶ من پارکه بنز دم در نیست. چرا نمی ری سر بحث کیک زرد و آب سنگین اراک... آخ منظورم همون زمین ایران بود ؟!


 
 
 
تبلیغ ویـژه