الله اکبر ، خامنه ای رهبر :: وبلاگ پاسداران ::

یک وبلاگ سیاسی از یک مهندس جوان وزارت دفاع عاشق سپاه A Political blog About Islamic Revolution Reguards

با سوء‌سابقه ها چه می کنيد‌؟
ساعت ۱٢:٥٠ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۸ بهمن ۱۳۸٦   کلمات کلیدی:

اگر اقدامات طالبان و گروه القاعده را «نياز» آمريكا مي داند، چرا هنگام حمله آمريكا به افغانستان پيشنهاد كرده بوديد كه ايران به كمك طالبان بشتابد؟!  ...در جريان حمله آمريكا به عراق هم پيشنهاد كرده بوديد ايران به كمك صدام برود! و اين در حالي بود كه خود با صراحت و بارها از وابستگي صدام به آمريكا سخن گفته بوديد!

سازمان مجاهدين انقلاب در نامه سرگشاده اي خطاب به رهبر معظم انقلاب كه با ذوق زدگي و استقبال گسترده رسانه هاي بيگانه روبرو شد از مواضع كيهان عليه مدعيان اصلاحات به شدت گلايه كرده و آن را حركتي براي تخريب چهره گروه هاي موسوم به اصلاح طلب دانسته است!  

انگيزه اصلي سازمان از اين اقدام - كه بايد آن را فرار ناشيانه به جلو ناميد- بر كيهان پوشيده نيست و به گروه كوچكي كه سال ها بر بزرگترين منابع اقتصادي كشور تسلط داشته و طي 8 سال در جبهه مدعيان اصلاحات، آشكارا با مواضع دشمنان تابلودار ملت همراهي كرده است حق مي دهيم! از افشاي ماهيت واقعي خود آشفته خاطر و سراسيمه شود ولي آنچه در كيهان عليه برخي از گروه هاي مدعي اصلاحات و درباره تبديل آنها به پايگاه دشمنان بيروني آمده است تماماً- تأكيد مي شود كه تماماً- و بدون استثناء، همراه با اسناد غيرقابل انكار بوده است  

بنابر اين سؤال اين است كه اگر مدعيان اصلاحات و از جمله اعضاي سازمان، درباره اسناد ارائه شده از سوي كيهان كمترين ترديدي دارند چرا، دلايل خود را ارائه نمي كنند؟ و اگر اسناد كيهان را قابل انكار نمي دانند- كه نمي توانند انكار كنند- چرا با شهامت و جرأت از ملت ايران به خاطر اقدامات و مواضع ناپسند و بعضاً خيانت آميز خود عذرخواهي نمي كنند؟! و در اين باره گفتني هايي هست؛  

1- سازمان عصباني است چرا كيهان درباره حمايت بوش از مدعيان اصلاحات در ايران مقاله نوشته است كه بايد گفت، به بوش اعتراض كنيد كه از شما حمايت كرده است! آن هم نه يك بار و دو بار و چند بار، بلكه طي چند سال اخير و به طور پيوسته و بي وقفه!  

2- نمونه هاي همخواني و همراهي بسياري از مدعيان اصلاحات با مواضع آمريكا و متحدانش فراوان تر از آن است كه نيازي به بازگويي دوباره داشته باشد و كيهان به موارد بسياري از آن با ذكر سند اشاره كرده است، بنابر اين حالا نوبت مدعيان اصلاحات است تا حداقل براي يك بار هم كه شده به مردم بگويند كدام يك از مواضع آنها- مواضع اصلي و نه مواضع معمولي و دست چندم آنها- با مواضع رسماً اعلام شده آمريكا و متحدانش عليه ايران اسلامي همخوان نبوده است.  

3- سازمان در نامه خود از نياز آمريكا به گروه هايي نظير طالبان سخن گفته است كه سخني قابل قبول است و كيهان بارها به طور مستند درباره وابستگي طالبان و القاعده مقاله و گزارش نوشته است. ولي سازمان توضيح نداده است كه اگر اقدامات طالبان و گروه القاعده را «نياز» آمريكا مي داند، چرا هنگام حمله آمريكا به افغانستان پيشنهاد كرده بوديد كه ايران به كمك طالبان بشتابد؟! آيا جز اين است كه قصد داشتيد به نياز آمريكا پاسخ مثبت بدهيد؟ اگر نام اين اقدام، «خيانت» نيست، پس چيست؟  

اگر مدعيان اصلاحات و از جمله اعضاي سازمان، درباره اسناد ارائه شده از سوي كيهان كمترين ترديدي دارند چرا، دلايل خود را ارائه نمي كنند؟ ... نوبت مدعيان اصلاحات است تا حداقل براي يك بار هم كه شده به مردم بگويند كدام يك از مواضع آنها- مواضع اصلي و نه مواضع معمولي و دست چندم آنها- با مواضع رسماً اعلام شده آمريكا و متحدانش عليه ايران اسلامي همخوان نبوده است.

4- در جريان حمله آمريكا به عراق هم پيشنهاد كرده بوديد ايران به كمك صدام برود! و اين در حالي بود كه خود با صراحت و بارها از وابستگي صدام به آمريكا سخن گفته بوديد! آيا در اين زمينه هم به دنبال برآوردن نياز آمريكا نبوديد؟ تا ايران اسلامي به جاي آن كه با محوريت حق طلبي و ضد امپرياليستي با آمريكا درگير شود، با محوريت حمايت از صدام ديكتاتور و خونريز در مقابل آمريكا قرار گيرد و پرچمداري نهضت اسلامي را از دست بدهد؟! و از اين طريق به نگراني آمريكا و متحدانش از حضور قطب قدرتمند و عدالتخواه ايران اسلامي در منطقه پايان بدهيد؟! آيا مي توانيد اين همراهي ها و همخواني ها با دشمنان تابلودار مردم ايران را انكار كنيد؟! و اما، خنده دار آن كه در نامه خود ادعا كرده ايد اگر مواضع اصلاح طلبان نبود، آمريكا به جاي حمله به عراق، ابتدا به ايران حمله كرده بود! ياللعجب! مگر شما نبوديد كه ايران را به حمايت از صدام تشويق مي كرديد؟ بنابراين آيا غير از اين است كه قصد داشتيد براي هدف نهايي آمريكا زمينه سازي كنيد؟!  

5- يادتان هست كه در جريان چالش هسته اي كشورمان وقتي بوش طي سخناني گفت؛ «ايران از منابع غني نفت و گاز برخوردار است و ديگر نيازي به انرژي هسته اي ندارد»! سازمان نيز بلافاصله اعلام كرد كه ما نفت و گاز داريم و فناوري اتمي نمي خواهيم؟! يادتان كه نرفته؟! و عجيب آن كه بعد از مقاومت ايران اسلامي و كسب موفقيت چشمگير در فعاليت هسته اي، سازمان موضع جديدي گرفته و اعلام كرد 90 درصد اين موفقيت مديون دولت هاي سازندگي و اصلاحات است و فقط 10 درصد آن سهم دولت اصولگراست!!... آيا چنين نبود؟!... پس چرا وقتي پاي محاسبه به ميان مي آيد، عصباني و سراسيمه مي شويد؟! مگر شما نبوديد كه فرياد مي زديد «دانستن حق مردم است»؟  

يادتان هست كه در جريان چالش هسته اي كشورمان وقتي بوش طي سخناني گفت؛ «ايران از منابع غني نفت و گاز برخوردار است و ديگر نيازي به انرژي هسته اي ندارد»! سازمان نيز بلافاصله اعلام كرد كه ما نفت و گاز داريم و فناوري اتمي نمي خواهيم؟! يادتان كه نرفته؟!

6- سازمان با اشاره به ماجراي 11 سپتامبر ادعا كرده است كه «ايجاد نظام هاي دموكراتيك در كشورهاي منطقه، پس از 11 سپتامبر در دستور كار دولت آمريكا قرار گرفت و حال آن كه حركت اصلاحي در ايران، سال ها پيش از آن » بوده است. منظور سازمان اين است كه چون اصلاح طلبان قبل از 11 سپتامبر حركت خود را در ايران شروع كرده بودند، حمايت بوش از اصلاح طلبان نمي تواند شامل آنها باشد؟! كه ضمن تعجب از اين فرافكني ناشيانه بايد گفت؛ اولاً؛ آمريكا مدتها قبل از 11 سپتامبر نيز از مدعيان اصلاحات حمايت مي كرد. ثانياً؛ مگر حمايت آمريكا فقط از گروه هايي است كه خودش پديد آورده است؟ بوش از هر گروهي كه مواضع همخوان با آمريكا داشته باشد حمايت مي كند، صرف نظر از آن كه اين گروه ساخته دست آمريكا باشد يا نباشد. ثالثاً؛ بوش با صراحت از مدعيان اصلاحات در ايران نام برده است- و البته نه يكبار و دوبار، بلكه همواره- بنابراين، بهتر آن بود كه سازمان از اين حمايت احساس شرم كند نه آن كه در پي وصله پينه آن باشد.   

7- نوشته اند كه كيهان برخلاف گذشته ميان گروههاي اصلاح طلب تفاوتي قايل نشده و در سرمقاله 23دي 86 خود همگي اصلاح طلبان را توطئه گر و... ناميده است! كه بايد گفت؛ اولاً؛ در يادداشت مزبور تاكيد شده است كه برخي از مدعيان اصلاحات با مواضع آمريكا و متحدانش همخواني داشته و دارند و برخي ديگر از اين قاعده مستثنا هستند و البته تعجب آور نيست كه سازمان در اين باره نيز بي صداقتي كرده باشد. ثانياً؛ با توجه به تفكيك و تفاوتي كه يادداشت كيهان نسبت به طيف مدعيان اصلاحات داشته است معلوم نيست چرا سازمان مجاهدين انقلاب كه در آن يادداشت، نامي از آن برده نشده بود، خود را مصداق وابستگي دانسته و به دفاع برخاسته است؟!  

8- سازمان مجاهدين انقلاب كوشيده است خبررساني كيهان درباره همراهي و همخواني برخي از مدعيان اصلاحات با آمريكا و متحدانش را به موضوع انتخابات مجلس هشتم ربط بدهد و حال آن كه كيهان طي 10سال گذشته بارها و به صورت مستند به اشتراك مواضع بخشي از مدعيان اصلاحات با آمريكا پرداخته است، بنابراين اطلاع رساني كيهان در اين باره محدود به هفته هاي اخير نبوده است كه سازمان تلاش مي كند با انگ انتخاباتي بودن ماجرا، واقعيت آن را پنهان كند. از سوي ديگر، بر فرض كه ماجرا به انتخابات مربوط باشد، خب! چرا سازمان در مقابل اسنادي كه كيهان ارائه كرده است، دليل و سند- و يا دست كم- شاهد و قرينه اي براي رد آن و اثبات عدم همراهي خود با آمريكا و متحدانش ارائه نمي كند؟! اگر طيف مورد اشاره از مدعيان اصلاحات، حساب خود را «پاك» مي دانند، از محاسبه چه باك دارند؟!  

در نامه خود ادعا كرده ايد اگر مواضع اصلاح طلبان نبود، آمريكا به جاي حمله به عراق، ابتدا به ايران حمله كرده بود! ياللعجب! مگر شما نبوديد كه ايران را به حمايت از صدام تشويق مي كرديد؟ بنابراين آيا غير از اين است كه قصد داشتيد براي هدف نهايي آمريكا زمينه سازي كنيد؟!

9- همانگونه كه در يادداشت روز كيهان 86.10.23 آمده بود، حمايت بوش از مدعيان اصلاحات با توجه به همخواني و همراهي مستمر برخي از گروهها و اعضاي اين جبهه با مواضع آمريكا صورت گرفته و مي گيرد، بنابراين سازمان مجاهدين انقلاب و برخي از مدعيان اصلاحات- كه تعدادي از آنها هم اكنون به اصل خود رجوع كرده! و آشكارا به سرويس هاي اطلاعاتي آمريكا پيوسته اند- نمي توانند ادعا كنند حمايت آمريكا از اصلاح طلبان براي بدنام كردن آنها بوده است! بلكه دولتمردان آمريكايي با حمايت گسترده و پي درپي خود از مدعيان اصلاحات، قصد دارند به مخالفان داخلي خود القا كنند كه در مخالفت با ايران اسلامي، تنها نيستند و شماري از گروههاي سياسي در داخل كشور نيز با آنان همراه و همزبان هستند! مخصوصا آن كه بوش در سخنان اخير خود علاوه بر مدعيان اصلاحات در ايران، از گروههاي مخالف حزب الله در لبنان، مخالفان دولت قانوني مالكي در عراق و مخالفان دولت سوريه نيز حمايت كرده و اين خط هميشگي آمريكا و متحدانش است.  

10- و بالاخره اگرچه در اين باره گفتني هاي فراوان ديگري نيز هست ولي به همين اندازه بسنده كرده و به اعضاي سازمان، مخصوصا برخي از آنان كه سوابق روشن و انقلابي دارند- و بر اين باوريم كه از روي ساده انگاري هنوز در سازمان باقي مانده اند- پيشنهاد مي كنيم در مواضع خود تجديد نظر كنند. اين بهترين و پسنديده ترين راهي است كه پيش روي آنها قرار دارد و ابتدايي ترين آزمون براي اثبات اصلاح طلبي.

.

حسین شریعتمداری

.

پی نوشت :

- امان از این اصلاح طلبان ضد آمریکایی

امان از این اصلاح طلبان ضد آمریکایی  -۲


 
 
 
تبلیغ ویـژه