الله اکبر ، خامنه ای رهبر :: وبلاگ پاسداران ::

یک وبلاگ سیاسی از یک مهندس جوان وزارت دفاع عاشق سپاه A Political blog About Islamic Revolution Reguards

نامه ای از من ، برای روزنامه های دوم خردادی !
ساعت ۸:٤۸ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٩ بهمن ۱۳۸٦   کلمات کلیدی: فناوری ایرانی ،وزارت دفاع ،تحریف تاریخ ،ضد انقلاب ایرانی

تصویری از  ماهواره ایرانی مصباحنامه ای از من ، برای روزنامه های دوم خردادی !پاسخی به انکار "امید" و "سفیر"  

صبح فردای پرتاب ماهواره کاملا ایرانی "سفیر" که تولید مشترک صنایع الکترونیک وزارت دفاع و وزارت علوم و تحقیقات و فناوری و وزارت ارتباطات و وفناوری ارتباطات است ، از یک لانچر کاملا ایرانی که تولید صنایع مربوطه در وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح است ، هنگام رفتن به سر کار ، تیترها و روی جلد ها را نگاه می کردم . نگاه کردن به واکنش برخی روزی نامه های خبیث دوم خردادی و رفتارشان با خبری که جهان را تکان داد ،‌ خیلی عبرت آموز بود.  

حتی برای بسیاری از امثال من که در جریان جزئیات تولید این محصولات بودیم و همگی جزئی از چرخ دنده های این نظام بزرگ فناوری و دانش هستیم که با دستان خود ، هریک سهمی در تقدیم این هدیه ناقابل به ملت بزرگ ایران اسلامی داشته ایم هم ، لحظات صدور دستور لانچینگ و خود لحظه لانچ ، فراموش ناشدنی است.

ریختن عرق سرد شعف و سرمستی ، عرق ناشی از به نمایش گذاشته شدن محصول بیخوابی ها و اذیت شدنهایت از استرسهای علمی و فنی و دلپیچه گرفتنهای ناشی از غذانخوردنها و بدخوابیدن ها و خانه نرفتن ها و و و ... لذتی غیر قابل توصیف دارد. امیدوارم همه آنهایی که دلشان برای این دین و ملت و کشور می تپد روزی این لذت غیر قابل وصف را بچشند.  

این حال و روز امثال ما بود ، که از جزئیات هم با خبر بودیم و حتی شاید همسرمان هم از آنچه که می دانستیم و می دانیم ، اطلاع نداشته باشد. من شک ندارم که این وصف ، در خصوص ملت شریف ایران که این هدیه کوچک فرزندانش در حوزه های :های تک:  را چنین –بقولی سورپرایز وار – مشاهده می کند ، صد چندان است. چنان که همسرم هم ، خبر پرتاب این ماهواره توسط لانچر و موشک ایرانی را به من با حالی عجیب توصیف کرد و از اشک ریختنش هنگام مشاهده صحنه پرتاب می گفت. او هم ، یک مهندس ایرانی است که البته در حوزه ای دیگر از فناوری های روز ، مشغول است. او هم ، معنای عشق به خدمت و عشق به ائتلای این کشور را می فهمد. او هم عاشق اباعبدالله الحسین (ع) است و میخواهد تا این خیمه سرای اباعبدالله را آبادتر از هر روز ببیند. به من چند روز پیش می گفت که اگر خدای ناکرده حماقتی از دشمن کوردل و احمق ایران سربزند ، دوست دارد در صف اول مجاهده و خدمت باشد و این بود که من به انتخاب درستی که کرده بودم ، بازهم مشکور و مسرور شدم .  

            حال ، خودتان ، اندازه بگیرید و محاسبه کنید ، کینه و غضب و نفرتی را که در سینه من ، متراکم می شود از چند قلم به مزد خبیث بی حیثیت و بی وجودی که بجای آنکه در کنار ملت ، شادی تقسیم کنند ، زهر مرگ رفیق و همپالکی عجیب و غریب خودشان را روی جلد روزی نامه شان در کام ملت کردند تا به ملت بگویند که آهای ! کجا ؟ امروز روز شادی برای افتخارات ملی نیست. شما ملت! شماها ، بجای آنکه مسرور و شاد باشید باید گریه کنید. شماها حق شادی های بزرگ ندارید. شماها حق نفس کشیدن ندارید. شماها باید در عزای هم حزبی ما سیاه بپوشید و به کوچه و خیابانها آمده لباس عزا تن کنید. 

اینها ، همانهایی هستند که اصلا حتی میخواستند زیرآب رنگ سیاه چادر را هم بزنند ! آنها همانهایی هستند که سید الشهدا(ع) را خشونت طلب و کشته شدن ؟!!! او را – نستجیر بالله - نتیجه خشونت طلبی رسول خدا معرفی می کنند. اینها همانها هستند که شعار مرگ را حتی برای قاتلان اطفال شیرخواره در فلسطین و عراق و افغانستان و هرچه مسلمان آباد دیگر است ، نیز ، سزا نمی دانند ! اما حالا ، چه شده که جلوتر از همه ، و با فریادی بلند تر و با صدایی رساتر و به شکلی بسیار موحش تر ، لباس عزا تن کرده ، زیر تابوت گرفته واویلایی سر می دهند که صدای شادی مردم از افتخارات شگرف او را نشنوند ؟  

به عنوان یک عنصر کوچک از خانواده بزرگ متخصصین علمی و فنی نیروهای مسلح نظام جمهوری اسلامی ایران ، ننگ و نفرت ابدی را برای این چنین بی هویتان سیاست پرست ضد ملت ، آرزو می کنم . 

 

امضاء : یک مهندس جوان وزارت دفاع


 
 
 
تبلیغ ویـژه