الله اکبر ، خامنه ای رهبر :: وبلاگ پاسداران ::

یک وبلاگ سیاسی از یک مهندس جوان وزارت دفاع عاشق سپاه A Political blog About Islamic Revolution Reguards

حسین درخشان ، مسافر انتخاباتها
ساعت ۱:٢٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٩ اسفند ۱۳۸٦   کلمات کلیدی: حسین درخشان ،فضلی نژاد ،انتخابات ،ضد انقلاب ایرانی

بسم الله .  

ای حسین شهید! 
ز آبروی تو آبرو مند شدم 
 از سایه ء لطف توست ، آبادی من . 

یادم نمی رود ، درست در زمانی که فاصله زیادی با انتخابات ریاست جمهوری دوره نهم نداشتیم ، از روی فحوای کلام حسین درخشان و بشکلی کاملا جدی ، احساس کرده بودم که وی ، قصد دارد که به کشور وارد شود.  

یکبار ، در وبلاگش ، مثلا برای تست کردن فضای عمومی ، گفت که تهران است. و بعد آن را انکار کرد. برای انکارش هم اول یک عکس و بعد هم یک فیلم چند ثانیه ای از همان صحنه را نشان داد که مثلا در یکی از خیابانهای تورنتوی کانادا – احتمالا- یک روزنامه را دستش گرفته که نشان دهد الان ایران نیست.  در حالیکه جعلی بودن آن تصویر کاملا محرز بود. بله . او واقعا همان موقع تهران بود.

دوستانش زیر آن فیلم به صراحت نوشته بودند که آن تصویر ، یک جعل البته تقریبا با دقت بود. هرچند خودم هم همین را می دیدم . برایم محرز بود که حسین درخشانی که دستورالعمل های مخالفت های احمقانه یا هوشیارانه علیه نظام اسلامی را از طریق اینترنت به فضای عمومی وب فارسی اعلام می کند ، الان تهران است. بعد از فاصله زمانی بسیار کوتاهی ، یکی از وبلاگ نویس ها تصاویری از درخشان را منتشر کرد که نشاان می داد وی در تجمع زنانه روبروی درب جنوبی دانشگاه تهران هم حضور داشته است.  


حسین درخشان با هماهنگی و برنامه بنیاد هلندی هیوس به اسرائیل رفت . هیوس و برخی از پروزه هایش از سوی درخشان براندازی معرفی شده بود. در همین اثنا ، خود درخشان در وبلاگ انگلیسی اش ، حضورش در ایران را تایید کرد اما وقتی نیک آهنگ کوثر همین مطلب را بازتاب داد یقه اش را گرفت که چرا زندگی من را به خطر می اندازی !!! بگذریم که الان می گوید صفرش کاملا آشکار بوده چون در وبلاگ انگلیسی اش می نوشته ! بعد هم که در وبلاگ فارسی اش مشخصات کوچه و محل زندگی شان را هم داد .

من قبلا هم گفتم . هدف آقایان از آوردن درخشان به ایران، ایجاد یک شوک انتخاباتی بین المللی و داخلی بود تا با دستگیری او توسط همان کسی که حسین درخشان همیشه به او فحش داده است ، کمی ، این ستادهای پیزوری معین ، جانی بگیرد.

هرچند قرار بود خود حسین در تهران هیچ موضع ضد انقلابی نگیرد تا بتوانند بی دردسر بیرونش بیاورند .  البته در تایید سناریویی بودن حضور درخشان در تهران همین بس که بلافاصله پس از تعیین قطعی تکلیف صحنه انتخابات – که از شب قبل از اعلام نتایج برای آدم های معین هم روشن شده بود ( می توانید به فیلمی یک ساعته که خود درخشان اخیرا از پشت پرده ستاد معین روی اینترنت گذاشت و البته که خودش گرفته بود نگاه کنید.  ) – بلافاصله از کشور در همان ترکیب سناریویی و هماهنگ خارج شد . چون دیگر دستگیر شدن حسین درخشان بعد از انتخابات و در حالیکه فضای مسئولان سیاسی بسیار تغییر کرده و بوی حاکمیت کامل یک جریان با فکر شفاف هم مسیر با مبانی اصولی انقلاب به مشام می رسید ، اصلا به سوی خیلی ها نبود.  

درخشان اصلا فرقی با بقیه اپوزیسیون ندارد - که شنیدم سید محمد خاتمی در زمان دستگیری عباس عبدی گفته بود : " چه دوم خردادی ای هایی هستید که تا می گیرندگتان همه چیز را هم می گویید" – و بر اساس همان الگوی کاملا پیش فرض منطقی ، بودن او در کشور برای طراحان سناریوی اصلی ، منطقی و بصرفه نبود.

این جریان فرصت نداشت تا هم به مراقبت از درخشان فکر کند و هم به باختن تمام کارتها و عدم پیش رفت سناریو ها و از دست رفت فرصتهایش . پس باید صورت مسئله را ساده می کرند. یک کانستنت -Constant- را به آن سوی خط مساوی فرستادند. بعد سعی کردند که یک جوری بازی را در این طرف به جایی که می خواهند برسانند ، اما زهی خیال باطل.

حالا برخی ها آرام آرام دارند حالا علامت همان Constant را عوض می کنند تا دوباره به این ور مساوی برش گردانند. دوباره بوی انتخابات آمد. دوباره درخشان می خواهد به کشور برگردد. البته دوباره مثل دفعه قبل ، بوی این بستن ساک و کیف ، آرام آرام می آمد. اما این بار ، اصلا با کمال صراحت خودش نوشت که باید برگشت و کمک کرد. – حالا برای چی و کمک به کی و چه جوری ، باید از خوش پرسید ! هرچند قابل حدس و درک و فهم است. - 

حالا ، دوباره ، حسین درخشان بلیط تهران خریده . اما حس می کنم این بار می خواهد بدجوری کنگر خوری راه بیاندازد.

او چرا به فضلی نژاد حمله می کند؟

مگر فرقی بین او و فضلی نژاد هست ؟

فضلی نژاد عقبه اپوزیسیون را افشا می کند و درخشان هم مدعی همین کار است. حالا چرا وقتی فضلی نژاد در مورد حسین درخشان نوشته ، جناب کچل کبیر، شاکی شده ؟

فقط یک فرق بزرگ بین این دو نفر هست. فضلی نژاد در مورد خوش کاملا گفته و دیگر باکی از گفتن دیگران ندار.د اما آقای درخشان در مورد خودش فقط تئوری پردازی های گام به گام و مثلا با آبرو و با کلاس کرده . اما در مورد نقش خودش چیری نگفته .

خب اشکال ندارد. این همان کاری است که فضلی نژاد می کند. بار حسین درخشان را فضلی نژاد از زمین برداشته . حالا مشکل چیست ؟ ولی این باید درس عبرت آقایان اپوزیسیون باشد که هرجا باشید، نهایتا ، هم بر خواهید گشت. هم خواهید برگشت. هم از مبانی شلوغ بازی هایتان ، هم به داخل کشور.  این آقای درخشان که این جور در مورد صاحب فیلم پرسپولیس و امثال او می گوید ، باید بداند که عملکرد خود، حداقل به اعتراف خودش در گذشته ، نیز همین بوده - و البته برای دیدن امتداد هرچند بسیار هوشیارانه تر وبا زبانی بسی پیشرفته تر این مسیر را باید از امثال من بپرسید. – پس اول باید سعی کند تا خساراتی را که زده جبران کند و بعد هم اگر به عدالت معتقد است ، مجازات برابر جنایاتش را تحمل کند و بعد که با مردم و کشورش بی حساب شد – که چون هنوز هم در همان خط راه می رود ، بی حسابی ممکن نیست - ، مسیری برای تبدیل شدن به شهروندی مسئول را پیگیری کند. والا آقای حسین آقا. این بازیها همه اش کشک است.

کچل جان ! تو هم داری بر می گردی . تو یک فرق البته با فضلی نژاد داری. فضلی نژاد فکر می کندم کاملا متوجه خطای قبلش شده و تئوریهای پشت سرش در گذشته را کاملا درک کرده و حالا به حلاجی همانها افتاده . اما تو چی ؟ تو که دقیقا داری همان راه گذشته را می روی! فقط بقول خودت ورژنت بالاتر رفته ! ببینم فکر می کنی نظام هنوز با MS-DOS اونهم ورژن 3 کار می کند ؟ نه بخدا. ورژن نرم افزار نظام به برکت ولایت فقیه عددش است.  بخاطر امام حسین هم که شده نمی گذاریم پرچم سرخ خمینی که امروز در دست سبز علی زمان است ، از جنبش افتد. امثال براندازان ضد انقلاب مثل درخشان بدانند که انتهای افق چیزی جز حاکمیت اسلام نیست.  

بچه بسیجی ها . شیعه ها. تعزیه هایتان در اربعین گرامی باد.


 
 
 
تبلیغ ویـژه