الله اکبر ، خامنه ای رهبر :: وبلاگ پاسداران ::

یک وبلاگ سیاسی از یک مهندس جوان وزارت دفاع عاشق سپاه A Political blog About Islamic Revolution Reguards

کارآمدی منطق مستدل در تحلیل رفتار عناصر سیاسی + کامنت گل آرا حمزه
ساعت ۱٢:٥٦ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٤ اسفند ۱۳۸٦   کلمات کلیدی: دادابیس ،حسین درخشان ،ضد انقلاب ایرانی ،استحاله از درون

بسم الله .

توی کامنت ها قاعدتا قابل مشاهده است که آقای گل آرا حمزه، مالک وبلاگ دادابیس که اگر بخواهیم دقیق تر بگوییم مهمترین مدافع حسین درخشان در میان عناصر خارج نشین است - کامنتی برایم نوشته و در دفاع از درخشان گفته است که : 

درباره حسین اشتباه میکنید. حسین الان به مدت دو سال هستت که مواضع سیاسی خودشو تصحیح کرده و با اصلاح طلبها مشکلات اساسی داره. مسئله حسین چیز دیگریه. اشکال حسین وابستگی بیش از حد او به فلسفه و علوم اجتماعی غربیه و نقش خودشو به عنوان یه روشنفکر ایرانی اشاعه علوم اجتماعی و انسانی غرب در ایران میدونه. این مشکل الان مسئله اصلی جنبش عدالت طلبی مردم نیست و حسین تا زمانی که خارج از کشوره برای انقلاب و عدالتخواهی موثر میتونه باشه. البته اگر شماها بتونین این مسئله رو درک کنین و با او کار کنید.

 


من جوابهای زیر را برای ایشان ارسال کرده ام :

 

بسم الله . آقای حمزه . با سلام . قبول کنید که در دنیای امروز باید منطبق بر واقعیت ها صحبت کنیم . برای من مشکل کسی با دیگری مهم نیست. اصل عملیاتی که مرتکب می شود مهم است. البته تاکید شما بر اینکه او ::ماموریت:: و بقول شما "نقش" خود را "اشاعه علوم اجتماعی و انسانی غرب در ایران" می داند نکته جالب توجه و مهمی است. اما من نقش - و خطر - امثال او را "اجرای" همین تئوریها در ایران می دانم. می دانید که انتهای اجرای این تئوریها کجاست؟ فروپاشی از درون نظام اسلامی. چون این نظام بر مبنای تئوریهای معارض تئوریهای غربی بنا شده و اصولا تمام جریانات اصلی برانداز دقیقا در همین خط حرکت می کنند. یک نکته را فراموش کردم. اتفاقا باید احتیاط کرد و مواظب بود که روبکرد ها و محتوای جنبش اصولگرایی و عدالتخواهانه در کشور بیش از حد پوزیتیویستی و غیر تئوریک نشود و البته که از نفوذ این نوع رویکردها در درون این تفکر هم باید اجتناب شود. چون در بهترین شرایط از ایران یک فضای کمونیستی عملگرای فاقد تئوری انسانی خواهد ساخت. موفق باشید.

 

این تکته را هم میخواهم مجددا الان تاکید کنم که اگر واقعا جناب آقای حمزه بر این نکته تاکید دارند که حسین درخشان اشاعه علوم اجتماعی و انسانی غرب در ایران را بعنوان نقش خود پذیرفته و به این نقش ، در حال حاضر شکل اجرایی و عملی می دهد ، باید بگویم دوست بزرگوار. مگر من به چیزی غیر از همین عمل معترضم ؟ 

بدون شک ،‌آن چیزی که موجب تنفر من از وی است ، دقیقا همین اجرای تئوریهای غربی در بستر ایران است. همانطور که گفتم، گام آخر همین عمل هم براندازی با مقاومت مدنی یا همان براندازی رنگین است. من سئوالم این است. پس این همه به موش مردگی زدن های درخشان برای چیست ؟ آیا او هم ، به آنچه که شما در مورد خودش گفته اید معترف است ؟‌ البته می بینید که. من بدون آنکه شما چیزی در این زمینه بگویید قبلا دقیقا به همین موضوع معترض بودم . 

اصولا ، جمهوری اسلامی براندازی شدنی نیست ،‌مگر آنکه تئوری شالوده آن مورد حمله قرار گرفته و از ساختار سیاسی جدا شود. یعنی ساختار سیاسی ،‌راهی جدید وجدا و متفاوت از مسیری که ایدئولوژی انقلاب اسلامی برای او مشخص می کند در پیش بگیرد. خب بدون تردید بدانید اگر این اتفاق بطور کامل بیفتد ، حتی یک انقلاب رنگین کوچولو هم در ایران اتفاق نخواهد افتاد. بلکه انقلاب بطور کامل براندازی شده و نیازی به هیچ اقدام دیگر نیست. حتما می دانید دیگر. غربیها سعی میکنند اقدامات خود را به شکلی ساماندهی کنند که کمترین هزینه را برای آنها در بر داشته باشد و چه بهتر بر آنها که پاردایمهای آنان بشکل داوطلبانه و خودجوش ! توسط نظام اسلامی به اجراء گذارده شود و البته که این تلاش بود که از دوره باصطلاح سازندگی آغاز شد و بر این اساس ، کماکان جریان اصلی سامانده به این حرکت را کارگزاران و بچه اش، مشارکت ، دیده و محاسبه می کنم. 

شما گفته بودید حسین در خارج از کشور برای انقلاب مفید است. می توانید ضرر و فایده اقدامات حسین برای انقلاب را با هم مقایسه کنید. دفاع از پوسته سیاسی و روبنایی در مقابل حمله به باورهای زیربنایی. اینکه حسین با جسارت هرچه تمامتر ، امروز نظام را از گذشته خودش دموکرات تر معرفی می کند یعنی چه ؟ مگر غیر از این است که عمده ماها ، مطالبه مان ، بازگشت به رعایت الگوهای اسلامی مشابه اوایل انقلاب خصوصا در محوز عدالت است . پس این اقدام حسین که به معنای محاکمه نظام و مهر خاتمه یافته زدن بر پرونده رویکردهای انقلابی و دینی اوایل انقلاب است چه معنایی دارد‌؟ 

همکاری با حسین درخشان یعنی همکاری در محاکمه انقلاب اسلامی و خمینی کبیر. این یعنی دقیقا حرکت بر خلاف ظاهر و پوسته وبلاگ درخشان . 

الحمد لله که هوش و استعداد مخاطب ایرانی بیش از آن است که به این راحتی تحت الشعاع چند لینک تحریف گر قرار گیرد. والا رفیق شما درخشان ، تابحال از پاسخ به مطالب وبلاگ من طفره فراوانی رفته و هربار با فرستادن یک لینک تحریف آمیز سعی در مغالطه دارد و این بار ، سعی کرده تا با فنی و مهندسی معرفی کردن من و محتوای وبلاگم ، بار تئوری آن را سبک جلوه دهد. البته اگر منظور از نگاه فنی و مهندسی ، نگاه منطبق بر منطق و حقایق و البته نگاه ظریف و نکته سنج است ، باید بگویم که بله، همینطور است. اما اگر آقای درخشان فکر می کند فنی معرفی کردن ابوذر ، به معنای غیر سیاسی بودن نگاه او خواهد بود، خلاف آن را همه می توانند گواهی دهند. در تاریخ دانشگاه تهران ، سیاسی ترین دانشجوها ، دانشجویان دانشکده فنی بوده اند. 

پیشنهاد من به درخشان ؛ پاسخگویی دقیق به موضوع براندازی نرم ، در قالب یک پست است. اگر ایشان به یک گفتمان دقیق و البته بقول خودش بدور از سانسور و فریب روی آورده و دقیقا و فقط به همین موضوع پاسخ دهد ، بنده قطعا مابقی مطالب را خودم جواب می دهم . اما ایشان تا وقتی در مورد براندازی فرهنگی و استحاله از درون نظام و محاکمه گذشته این انقلاب بصراحت و بروشنی صحبت نکرده ، انتظاری برای خلاص شدن از دست مخاطب ناظر بر صحنه این گفتگو را نداشته باشد.

پی نوشت :

آقای گل آرا حمزه در ادامه کامنت هایش ، اخیرا ذیل پست های قبلی اینگونه آورده است :

پاسدار جان فرق من با حسین اینه که من حیطه سیاست را ملک نیروهای مذهبی و معتقد به انقلاب میدونم. من عقیده دارم که مذهبی بودن باید شرط وارد شدن در سیاست باشه ، من شخصا با اینکه مذهبی نیستم از سیستم ولایت فقیه پشتیبانی میکنم و از دفاع از این سیستم هیچ خجالتی در بین خارجی ها و روشنفکر های مترقی غربی نمیکشم. در نظر من یک تار ریش رهبری یا نصرالله از تمام وجود نیروهای چپ و انقلابی دنیا با ارزش تر و برای رهایی ملتهای دربند موثر تر بوده. در عین حال درک میکنم که در شرایط کنونی که خونخواران صهیونیست و سرمایه دار برای نابودی ایران متحد شده اند، ما هم باید از ظرفیت های مثبت نیروهای پراکنده استفاده کنیم...دوست عزیز من از بلوغ فکری و سیاسی شما بچه های اصولگرای واقعی حظ میکنم. به نظر من انقلاب ایران برای شکوفایی خودش به هیچ جیز جز تئوری و عمل اسلامی احتیاج نداره. این چیزی که اینها به اون میگن علوم اجتماعی و انسانی اصلا علم نیست و یک مشت ساختارهای ایدئولیژیکیه که میخواد خودشو جای علم جابزنه و متاسفانه موفق هم بوده. بهترین راه مجادله با حسین به چالش کشیدن مبنای تفکری غربزده حسین درخشانه. فول میدم شما اگر وقت بذاری و بخونی میتونی با تمرکز روی این نقطه ظعف حسین مچ غربزده اونو بگیری. دبختی امثال حسین اینه که فکر میکنن انقلاب و نطام ما به این تئوری های غربی محتاجند، درحالیکه تنها چیزی که باعث دوام انقلاب شده عصاره عدالت طلبانه مذهب شیعه هستش نه کتابهاب نوامی کلاین صهیونیست

در جواب این بزرگوار باید چند نکته را متذکر شوم :

1- فکر نمی کنم جایی در وبلاگم گفته باشم که پاسدارم . همیشه گفته ام که عاشق سپاه هستم . اما فعلا که در وزارت دفاع مشغولم .  

2- درک این نکته که چگونه یک انسان با رویکردهای غیر مذهبی می تواند مبانی ولایت فقیه را درک کرده و از آن حمایت کند برایم دشوار است.

3- من روشنفکران غربی را مرجعی برای خجالت کشیدن یا نکشیدن نمی دانم . همچنین آنها را الزاما نماد ترقی نمی دانم . اگر روشنفکری واقعا مترقی باشد ، مطمئنا گفتگو از نقش دین در سیاست مقابل او خجالت آور نخواهد بود . 

4- بارها و در مناسبت های مختلف گفته ام که ابتدا اتحاد نظر و بعد اتحاد عمل . در حالیکه بین من و امثال من و درخشان دره ای به این عمق از نظر تئوری وجود دارد قرار است در چه موضوعی وحدت عمل داشته باشیم ؟ 

5- سعی دارم از تکراری نویسی خودداری کنم . بنابراین برای توجه به مشکل خودم با درخشان شما را مجددا به متن همین پست ارجاع می دهم. فکر می کنید بدون حل این مشکل امکان عمل مشترک وجود دارد ؟ عمل مشترک فرزند زبان فکری مشترک است. حالا چگونه عمل مشترک باید پدید بیاید ؟

6- کاش اقدامات درخشان چیزی بیش از رفتار عمومی ضد انقلاب در لو دادن عناصر همخونش برای گرفتن امتیاز بازگشت به وطن بود. آنوقت باز بیشتر می شد فکر کرد. اما در شرایط فعلی ایشان ابتدائا بایستی مسئولیت مدنی آنچه که کرده را بپذیرد . بعدا در مرود آنکه در آینده با او چه طرح مشترکی را اجرا کنیم می توانیم فکر کنیم . می دانید که حسین درخشان مطمئنا به این امر تن نمی دهد و دوست ندارد در ایران از حقوقی برابر و مسئولیتی برابر با بقیه مردم در مقابل قانون برخوردار شود. 

7- جوینت شدن با کسی که دقیقا تئوری اصلی براندازی کشور را تعقیب می کند ، چگونه می تواند در چهارچوب منافع ملی تعریف شود ؟  

8- من دنبال مچ گیری از کسی نیستم . همین الان هم آنچه که درخشان را با انقلاب اسلامی  دشمن کرده همان است که شما فرمودید. دم خروس است وقسم حضرت جرجیس .  


 
 
 
تبلیغ ویـژه