الله اکبر ، خامنه ای رهبر :: وبلاگ پاسداران ::

یک وبلاگ سیاسی از یک مهندس جوان وزارت دفاع عاشق سپاه A Political blog About Islamic Revolution Reguards

سنتوری ، نمونه ی قابل مطالعهء پروژه های براندازی فرهنگی
ساعت ۱٠:۳٦ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٧ اسفند ۱۳۸٦   کلمات کلیدی: استحاله از درون ،سینما و تئاتر ،براندازی فرهنگی ،ضد انقلاب ایرانی

دیشب ، فیلم سنتوری ساخته داریوش مهرجویی را که در نسخه ای کپی شده و بد کیفیت در اختیار یکی از آشنایان بود ، جسته و گریخته دیدم . به جرات می توان گفت که سنتوری برای فردی با حساسیت ها و نگاه من ، نمونه روشنی از عملیاتهای نرم فرهنگی است که زیرساختهای اعتقادی جمهوری اسلامی ایران را هدف گرفته است.  

سنتوری...پیام روشن و شفافی در دل خود داشت و آن این که برخی عناصر آلوده فرهنگی این کشور هرگز کینه خود از این انقلاب و نظام اسلامیش را فراموش نخواهند کرد و از هیچ فرصتی برای زدن زخمی به پیکر این انقلاب خودداری نمی کنند ... آیتم های سیاسی صریح مستقر شده در دیالوگهای کاملا مستقیم و شفاف بازیگران ، صرفا برای انگ سیاسی زدن به ممنوعیت آن ، در درون فیلم نهاده شده . والا این فیلم حتی با معیارهای بسیار گنگ و ابتدایی فرهنگی غرب نیز ، برای محدوده بزرگی از تماشاچیان نیز غیر قابل نمایش است

سنتوری ، جدا از آیتمهای منفی که سراسر آن را شکل گرفته و در حقیقت اصولا پیکر آن را شکل داده است ، پیام روشن و شفافی در دل خود داشت و آن این که برخی عناصر آلوده فرهنگی این کشور هرگز کینه خود از این انقلاب و نظام اسلامیش را فراموش نخواهند کرد و از هیچ فرصتی برای زدن زخمی به پیکر این انقلاب خودداری نمی کنند و البته که از ابزار در اختیار خود نیز کمال بهره را خواهند برد و در این مرحله و موضوع نیز ابزار ، هنر و صحنه سینما است.  

مقاله ای چند وقت پیش با موضوع ارتباط روشنفکران غرب زده با استکبار جهانی نوشته بودم که در شماره دوم از دوره جدید ماهناهه برداشت اول مرک تحقیقات استراتژیک نهاد ریاست جمهوری به چاپ رسیده است. آنجا هم ذکر شد که در دهه هفتاد و خصوصا سالهای قبل از 1376 ، دگراندیشان غرب زده تولید کننده مبانی فکری معارض با ایدئولوژی انقلاب اسلامی با عناصر رسانه ای غیر همسو و یا معارض با انقلاب اسلامی پیوند خرده و تئوری ها و مبانی تولید شده توسط دگراندیشان ، توسط ابزارهای رسانه ای آرام آرام به خورد دستگاه هاضمه فرهنگ عمومی جامعه داده شد.


همانجا گفته شد که هیچ ابزاری از ابزارها و مدیوم های رسانه ای نبوده و نیست که توسط عناصر رسانه ای دشمن ، از این مسیر کنار مانده و بکارگیری نشود. شعر ، داستان، موسیقی ، تئاتر ، نقاشی ، سینما و و و همگی در خدمت این جبهه مهاجم و شبیخون زن ، قرار گرفت و ناگهان ، جامعه ایرانی ، آماج این جملات همه جانبه قرار گرفت.  

سنتوری ، بجرات می توان گفت که از ابتدا ، برای پخش نشدن ساخته شده است. نمایش صحنه مصرف و تزیرق مواد مخدر ، فحاشی های رکیک زن و شوهر به یکدیگر ، مبنا سازی برای آلودگیهای اخلاقی و اعتیاد و ارائه تصویری مطلقا سیاه از جامعه و اجتماع، آیتم هایی نیستند که کارگردان ، - آنهم فردی با این سابقه سینمایی - فکر کند با وجود آنها می تواند از هریک از دولتهای این نظام مجوزی برای پخش آنها بگیرد

 فیلم سنتوری ثابت می کند که این جریان ، هرگز آرام نمی نشیند و هرگاه که مولفه های فرهنگی انقلاب اسلامی بخواهد کمی بازشناسی شده و مجددا در جامعه نمود پیدا کند ، شدت حملات و تندی کلامش بیشتر می شود.  سنتوری ، بجرات می توان گفت که از ابتدا ، برای پخش نشدن ساخته شده است. نمایش صحنه مصرف و تزیرق مواد مخدر ، فحاشی های رکیک زن و شوهر به یکدیگر ، مبنا سازی برای آلودگیهای اخلاقی و اعتیاد و ارائه تصویری مطلقا سیاه از جامعه و اجتماع، آیتم هایی نیستند که کارگردان ، - آنهم فردی با این سابقه سینمایی - فکر کند با وجود آنها می تواند از هریک از دولتهای این نظام مجوزی برای پخش آنها بگیرد. وجود هر یکی از آیتمهای منفی موجود در این فیلم ، برای ممنوعیت نشر عمومی آن کافی بود.  به زعم اصولا این فیلم ، برای پخش در شبکه غیر مجاز ، ساخته شده است. زیرا این فیلم ها اگر با جنجال و حاشیه سازی کافی مواجه نشوند ، در فضای عدم اقبال عمومی به سینما و فیلم های سینمایی ، نمی توانند اهداف از پیش تعیین شده توسط طراحان و برنامه ریزان خود را متحقق کنند. بنظر من ، ایتم های سیاسی صریح مستقر شده در دیالوگهای کاملا مستقیم و شفاف بازیگران ، صرفا برای انگ سیاسی زدن به ممنوعیت آن ، در درون فیلم نهاده شده . والا این فیلم حتی با معیارهای بسیار گنگ و ابتدایی فرهنگی غرب نیز ، برای محدوده بزرگی از تماشاچیان نیز غیر قابل نمایش است. هرچند این ادبیات سیاسی ، در واقع ، با صراحت و شفافیتی مثال زدنی ، باطن و هدف طراح و سناریست این فیلم را بیان می کند.  

فکر نمی کنم ، فیلم سنتوری ارزشی در حد فیلمی مانند siege برای تحلیل محتوا و کد شناسی تصویری داشته باشد. تمامی آیتم های این فیلم تصریحی بوده و هر چشم بینایی ، می توانند تمامی کدهای مهاجم فرهنگی آن را مشاهده نمایند. اما آنچه که مهم است اینکه بایستی به الگوی مشترک رفتاری این فیلم و چند فیلم هم ژانر خود – از منظر سیاسی – توجه کرد. من فیلم هایی همچون مارمولک ، سنتوری ، آواز قو و امثالهم را در یک ژانر پنهان سیاسی مشترک قرار می دهم و آن، همان ژانر براندازی فرهنگی است.


 
 
 
تبلیغ ویـژه