الله اکبر ، خامنه ای رهبر :: وبلاگ پاسداران ::

یک وبلاگ سیاسی از یک مهندس جوان وزارت دفاع عاشق سپاه A Political blog About Islamic Revolution Reguards

حسین درخشان به پرسش ها هرگز پاسخ نخواهد داد
ساعت ۱:۳٠ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٧ اسفند ۱۳۸٦   کلمات کلیدی: حسین درخشان ،ضد انقلاب ایرانی ،براندازی فرهنگی ،لابی قدرت و ثروت

تلاش مضاعف درخشان برای مهر غیر تئوریک زدن بر کل مطالب وبلاگ من و برای فرار فله ای از پاسخگویی موردی به مطالب من ، تنها بر رشته تحصیلی فنی من استوار شده ... همه می دانند سیاسی ترین دانشکده ها دانشکده های فنی اند وتابلوترین آنها دانشکده فنی دانشگاه تهران . اما ایشان نباید از یادش برود که بخش مهمی از سیاسیون خصوصا دم خردادی مهندس اند و اتفاقا این شامل حال آدمهایی مانند بهزاد نبوی هم می شود که کارشناسی ارشدشان هم فنی است. پس صرف داشتن یک مدرک تحصیلی تئوریک مطلقا معنای تئوریسین بودن نمی دهد. 

بسم الله .

بالاخره حسین درخشان در پی تاکید من بر اینکه باید به مطالب نوشته شده توسط من طی یک پست جواب بدهد ، دست بکار نوشتن یک پست شد که نام آن را در فارسی : "چه کسانی دوست ندارند من به ایران برگردم" و به انگلیسی " Response to some rumours" ( یعنی پاسخ به برخی شایعات ) گذاشت.  

باید بگویم که :

  اولا : ادبیات عصبی و فراموش شدن خنده دار درج برخی افعال و ناقص ماندن جملات (خصوصا مانند وضعیت جمله اول ! و نحوه پاسخ به کامنت ها ) نشانگر بهم ریختگی وصف ناپذیر ایشان است. البته وقتی کسی حقی را پی گیری کند حتما و همیشه ظالم را به همین شکل بهم می ریزد.  

دوما : ایشان اصولا این مطلب را در پاسخ به تنها کسی که ننوشته اپوزیسیون مخالفش است. متن نیز بیانگر همین است. علت درج مطالبی درمورد آنها این است که ایشان می خواهد کلا تمام مخالفان خود را با یک چوب براند. معلوم نیست ایشان چگونه چنین عمل غیر ممکنی را می خواهد انجام دهد .  آنچه که نوشته یقینا در پاسخ به مطلب من بود که نوشتم تا در قالب یک پست به واکنش نپردازد از دست مخاطب وبلاگش – مانند من - آسوده نخواهد شد و خصوصا گفتم که لینک دادن های تحریف آمیز هم تاثیری در این امر ندارد و اصولا شما هم در عملکرد اپوزیسیون خصوصا در برهه حاضر چیزی در این خصوص نمی بینید که او را تا این حد آشفته کرده باشد. تمام دعوای اپوزیسیون هم با درخشان ، حقایقی است که او علیه آنها همیشه و همه حال افشا کرده و می کند. اما تنها چیزی که این وسط نیست ، انقلابی بودن درخشان است. حسین درخشان می خواهد فقط ما به ازاء کارهای قبلیش را بپردازد. فکر می کند الگوی فضلی نژاد برایش قابل بهره برداریست.  


سوما : تلاش مضاعف درخشان برای مهر غیر تئوریک زدن بر کل مطالب وبلاگ من و برای فرار فله ای از پاسخگویی موردی به مطالب من ، تنها بر رشته تحصیلی فنی من استوار شده . قبلا به این آقا در کامنت هایش گفتم . بازهم می گویم که همه می دانند سیاسی ترین دانشکده ها دانشکده های فنی اند وتابلوترین آنها دانشکده فنی دانشگاه تهران . اما ایشان نباید از یادش برود که بخش مهمی از سیاسیون خصوصا دم خردادی مهندس اند و اتفاقا این شامل حال آدمهایی مانند بهزاد نبوی هم می شود که کارشناسی ارشدشان هم فنی است. پس صرف داشتن یک مدرک تحصیلی تئوریک مطلقا معنای تئوریسین بودن نمی دهد.

وی در مورد من این و دیگر نمی دانم چه کسی ، این را نوشته است : "...یکی دوتا وبلاگ‌هایی هستند که توسط جوان‌های بسیجی و مذهبی و انقلابی (از قبیل «پاسداران» که در واقع مهندس یا دانشجوی مکانیک یا فیزیک یا برق یا از همین قماش است) نوشته می‌شوند و بخاطر اینکه از علوم انسانی چیزی نمی‌دانند و با همه‌ی مسایل دنیا مثل یک مساله‌ی ریاضی یا مثلثات برخورد می‌کنند..." می بینید که دوباره اشاره کردن را بدون تحریف واقعیت انجام نداده . چگونه فنی و مهندسی و ریاضی دانشتن حجتی است بر بی اطلاعی از علوم انسانی ؟ مگر اینجا غرب است ؟ یا در ادامه از قول من نوشته که من گفته ام وی چهل سایت اپوزیسیون را یک نفره می چرخاند!

چهارما : بارها گفته ام و بازهم می گویم که فاکتور ویژه برای من این نیست که حالا درخشان در لایه ء صوری چه گیری مثلا به سلطنت طلب های مخ پلاسسیکی یا مشارکتی های خراب اخلاقی و سیاسی و مالی و متریالی (منظورم معلومه ایشالا ) می دهد. چون اصولا از نظر من امروزه دیگر وبلاگ درخشان برای خارج از مرز نوشته نمی شود. مخاطب وبلاگ درخشان در دور جدید صرفا جریان مذهبی و انقلابی است که باید نه تنها حساسیت خود را نسبت به او و جرائم و لایه ء پنهان او یعنی دست داشتن در براندازی نرم فرهنگی سیاسی از دست بدهد ، بلکه آرام آرام باید بسمت او شیفت پیدا کند. حسین درخشان یک اسب تروا بیشتر نیست. باید به این نکته دائما توجه کنیم .  

پنجما : بارها توضیح دادم که جریان براندازی نرم ، اصولا توسط جریان کارگزاران شروع و حمایت شد . اولین کسی که به مسعود بهنود بعد از جنگ اجازه داد تا در روزنامه ای بنویسد ، مهاجرانی بود که آنزمان مشاور عالی رئیس جمهور – هاشمی – بود و بعد آن هم این کرباسچی بود که همین راه را در روزنامه همشهری رفت. یعنی تابو شکنی حضور عناصری در تیپ بهنود - کارگزار مطبوعاتی رژیم پهلوی در کنفرانس ننگین کمپ دیوید – در صحنه مطبوعاتی کشور و اعطای حاشیه امنیتی به آنها توسط همین عناصر انجام شد و صد البته که امروز هم همین کار توسط همانها در حق حسین درخشان در حال برنامه ریزی است. شباهت بسیار بهنود و درخشان هم که باید روشن باشد. هردو آدم اسرائیل و انگلیسند. هر دو هم مورد حمایت کارگزاران و مشاکت. جالب آنکه این بهنود بود که در برنامه روز هفتم بی.بی.سی حسین درخشان را پرسوناژ کرد.  

...جریان براندازی نرم ، اصولا توسط جریان کارگزاران شروع و حمایت شد. اولین کسی که به مسعود بهنود بعد از جنگ اجازه داد تا در روزنامه ای بنویسد ، مهاجرانی بود که آنزمان مشاور عالی رئیس جمهور – هاشمی – بود و بعد آن هم این کرباسچی بود که همین راه را در روزنامه همشهری رفت. یعنی تابو شکنی حضور عناصری در تیپ بهنود - کارگزار مطبوعاتی رژیم پهلوی در کنفرانس ننگین کمپ دیوید – در صحنه مطبوعاتی کشور و اعطای حاشیه امنیتی به آنها توسط همین عناصر انجام شد

ششما : از سئوالهای اصلی من در پستهای قبلی ام ، این بود که با علم به اینکه یقینا ورود و حضور درخشان در کشور بدون هماهنگی و عقبه سنگین پشت پرده محال است ، چه کسی یا بهتر بگوییم چه جریانی ، با چه خصوصیاتی در کشور از او حمایت می کند ؟ پاسخ هم روشن بود. تنها جریانی این کار را خواهد کرد که 1- خود ، پشت پرده عملیات براندازی نرم در کشور باشد و حسین درخشان وهزاران بزرگتر و کوچتر از او را در همین جبهه ساماندهی کرده است 2- عناصر رسمی با تخلفات سنگین و آشکار این جریان ، با تخلفاتی مشابه تخلفات وی و گاها با تخلفات اقتصادی ، امنیتی و جاسوسی علنی به نفع دشمن ، از محدوده برخورد قانونی بیرون مانده اند  .

هفتما : از کی تابحال من با اپوزیسیون ایرانی ، در موضعگیری هایم علیه یک فرد ، هماهنگی می کنم که حالا از وی بپرسم بالاخره درخشان عامل اسرائیل هست یا نیست ؟ من با شناسایی مسیر وراهکار اصلی براندازی نرم دشمن علیه انقلاب اسلامی و تلاش حسین درخشان در ارائه یک چهره انسانی از وجود خبیث و حیوانی رژیم سفاف اشغالگر قدس ( که اینقدر در این زمینه آش را شور کرد که حالا به مثلا افشاگری علیه او در موضوع جنایات امروزش علیه غزه روی آورده ! هرچند که اسرائیل این اقدامات را الان جلوی چشم همه دوربینها انجام می دهد ) تاکید کرده و می کنم که این مشی ، تنها مشی کسی است که با لایه های اصلی دشمن این انقلاب پیوند خورده باشد.  

هشتما : درخشان بجای آن که فقط سرخط حرفهای من را تکرار کرده وصرفا یک علامت تعجب آخرش بگذارد و القا کند که جاوب داده ، بصراحت جواب بدهد . اگر حرفهای من متکی به کد نیست ، چرا از پاسخ دقیق و موشکافانه به آنها تا این حد فراریست؟  وقتی سند whois  را ارائه کردم که نشان می دهد وی حداقل 40 سایت اینترنتی را راسما و با نام و هویت خود ثبت و اجرا کرده، دیگر ین بازی های روزنامه نگاری چیست؟  

نهما : تعبیر آنکه کسی باید آدرس مساجد و پایگاههای بسیج و مراکز آب و برق تهران را به اسرائیل بفروشد تعبیر مسخره ایست . اما جمع کردن این اطلاعات هیچ نیازی به اتصال به حضرت حجت (عج) ندارد. بلکه فقط راه رفتن در خیابانهای تهران را می خواهد. آیا ابرای این کار اسرائیل محتاج درخشان مستقر در لندن است ، یا از طریق دهها حسین درخشان مقیم تهران می تواند مشکلش را حل کند ؟  

دهما : تغییرات در رویکرد ظاهری درخشان ناشی از تغییرات منبع در آمد وی نیست. صرفا ناشی از اجرای فاز جدبدی از ماموریت کلان گذشته وی است. همین و بس. والا درخشان از گذشته تاکنون و همیشه گذشته انقلاب اسلامی را محاکمه کرده و می کند. این خنده دار است که کسی روح بلند امام خمینی را مرجع فکری او بداند و امام (ره) را قهرمان حسین درخشان بداند ! هرچند او خودش دوست دارد تا چنین تعبیر شود.  

ودر پایان : آقای کچل . شفاف باش. نمی میری. این کارها برایت فایده ای ندارد. :) صریحا جواب پرسش ها را بده . تصریح کن .


 
 
 
تبلیغ ویـژه