الله اکبر ، خامنه ای رهبر :: وبلاگ پاسداران ::

یک وبلاگ سیاسی از یک مهندس جوان وزارت دفاع عاشق سپاه A Political blog About Islamic Revolution Reguards

افشاگری دو طبقه !
ساعت ٩:٤٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٩ اسفند ۱۳۸٦   کلمات کلیدی: it-ict ،لابی قدرت و ثروت ،ساوند آو هوپ ،ایران سامانه

بسم الله .
این دفعه ، می خوام دو تا موضوع رو که برام مدتی بود روشن شده بود و نوشتن اونها باعث افشاگری در موردشون میشه رو با هم تو یک پست دوقلو بنویسم . یه جورایی این پستم دو طبقس. :) هرچند هر دو موضوع در حوزه سیاسی و IT-ICT دسته بندی میشه .

 سپهر آی سی تی ، یک شرکت ویژه سیاسی
اولیش در مورد یک شرکت پرکار اینترنتیه بنام سپهر آی سی تی ) با نام معروف ایران سامانه است. اگر به صفحات برخی از وبسایتهای سیاسی راه اندازی شده توی این چند سال اخیر ، که یه جورایی به برخی جریانهای اصولگرایی منتسبند دقت کنید ،‌ از دو راه دستتان به شرکتی می رسد بنام ایران سامانه یا همون سپر آی سی تی. راه اولش که خیلی دیگه روشنه ، للوگوهای تبلیغاتی این شرکته که توی متن خبرها رفته . این وضعیت ُ‌تو صفحه خبرهای چند تا از پایگاههای مطرح خبری وجود داره .


راه دوم هم که خب معلومه دیگه. بررسی Whois Record های هیلی از این سایتها یا Trace IP  یا Reverse IP کردن برخی از سرورهای میزبان برخی سایتهای سیاسی . حالا یک چیز جالب دیگه هم بگم و یواش یواش بریم سراغ افشاگری دوم. اونم اینه که این شرکت ، متولی ::صفر تا صد:: بازتاب هم هست. حالب اینکه این شرکت متولی صفر تا صد تابناک هم هست. البته این روال رو می تونیم ادامه بدیم و تعداد دیگه از این جور سایتهای سیاسی مثل ... و ... رو هم با این وضع ببینیم . البته حسب مشاهده وضعیت خروجی این سایتها دو تا چیز جالب هم مشترکه . یکی CMS مشترک تمام این سایتها . یعنی استفاده از تنها یک CMS برای همه این سایتها و دیگری ،‌قرار گرفتن حدودی تمامی این سایتها در یک رنج سیاسی . حالا این ها رو داشته باشین تا بشما بگم بر خلاف تصور همه شماها ، این شرکت از عناصری اصولگرا تشکیل نشده و عناصر اصلی اون افرادی با رویکرد کاملا چپ هستند. حالا می تونین یواش یواش بفهمیم که چطور میشه برخی عناصری که کاملا و رسما چپ هستند و در هیئت موسس یک سایت خبری بسیار سیاسی مربوط به مجمع تشخیص مصلحت نظام هم کار می کنند اصلا هم تصادفی اونجا نیستند . حالا این رو هم بهتون بگم که دفتر اولیه این شرکت هم تو همون حوالی میدون فلسطین - دفتر تعطیل شده بازتاب - قرار داشت.
خب. این در همین حد بمونه.
بریم سراغ بعدی.

بودن ،‌همان امیر است و هر دو ،‌ همان ساوند آو هوپ .

من به این آقای بودن گفتم که اگه خوشش میاد من ::همه چیز:: رو بگم.ایشونم بدجوری دل رو به آب زد و طلب افشا شدن کرد. خب. بفرما. :)

عزیز دل ما ، متوجه نشده بود که حالا ما تا کجا رو داریم ، اومد و هل من مبارز طلبید. خب بیا. حالا چی ؟ خرتو بیار و باقالیاتو بار کن :)) یادتونه یک پست نوشتم در مورد یک مخاطب عجیب و غریب ؟ همون که معلوم شد از طریق اینترنت شرکت هاریکن الکتریک که در اجاره یک رادیوی آمریکایی بنام صدای امید (‌یا همون ساوند آو هوپ) است روزی حدود چهارصد بار وبلاگ ما رو پینگ می کرد ؟

کمی در مورد این رادیوی ساوند آو هوپ تحقیق کردم . جالبه که بدونید که این رادیو یکی از سه محصول رسانه ای یک ان جی اوی رسانه ای تاسیس شده توسط آمریکا علیه چین است ! و البته مثل همیشه حامی یک جریان رسمی تابلو دار اپوزیسیون در اون کشور. اما این بار جریانی که مورد حمایت آمریکا قرار گرفته یک فرقه و تشکیلات شبه عرفانی بنام فالون گونگه که دشمن داره تلاش می کنه آروم آروم اون رو تو ایرانم راه بیاندازه . این فالون گونگ چیزیه در حدود همون مدیتیشن و یوگا و اینا و برای خودش یک نوع فرهنگ روانشناختی و تربیتی بپا کرده و آروم آروم اگه کاسبی آمریکا خوب پیش بره فکر کنم دوباره یک امام زمانی ،‌دینی ،‌پیغمبری چیزی از توش در بیاد تو برنامه . حالا چیز جالب این بود که آخه یه رادیوی آمریکایی ،‌به وبلاگ من ایرانی چیکار داره ؟ واقعا این سئوال برای خودم جدی بود. حتی اون موقعی که داشتم اون پست ::مخاطب عجیب::  رو می نوشتم پیش خودم گفتم بهتره یک قسمتش رو انگلیسی بنویسم طرف بخونه. اما پیش خودم گفتم کسی که حدود ۴۰۰ بار در روز یک وبلاگو رفرش می کنه مگه میشه زبون اون وبلاگ رو بلد نباشه؟  برای همین فارسی نوشتم . خب. حالا چه چیز جالبی اتفاق افتاد ؟ اگه دوباره دقت کنید یادتون میاد که یه بابایی ،‌یا همون آی پی اومد و یک خط فحش نوشت و البته به خداوند متعال هم توهین کرد و بعد هم یک چند خطی چرندیات دیگه نوشت . بعد هم که من جوایشو دادم ،‌یادتون باشه ،‌- و البته تو کامنت هنوز قابل مشاهدس - این آقای بودن دائما پی گیری می کرد که بدونه کامنت توهین آمیز مذکور تو کدام سایت اینترنتی درج شده بوده که من جواب دادم .

حالا نکته حساسش اینجاس : اینجا عرض شود که ، خود جناب بودن که دائم داره برای من کامنت می گذاره ،‌خودش هم ،‌دقیقا با بهره وری از همان خط اینترنتی ، مربوط به همان رادیوی آمریکایی علیه چین ، داره برای من کامنت می ذاره و وبلاگ منو می خونه . یعنی به عبارتی ،‌یا آقای بودن رئیس همون آقای فحاشه و میخواد ببینه این آقا کجا سوتی داده آی پی رو جا گذاشته ،‌یا خودشه و باورش نمیشه که بهش بگم : بابا ! برادر ! این سایتی که دنبالش می گردی همبن وبلاگ منه ! یه چند وقتیه کامنتها به آی پی گیر مجهز شده . اون اسناپ شوتی هم که دیدی ، تصویر کامنت دونی این وبلاگ البته از توی کاپوت سیستم مدیریت وبلاگه ! بنا بر این ،‌این هم همون چیزی که هی می گفتی جرات ندارم بنویسم . ولی خدایی ، راه حلی مسخره تر از این که بگی ::جرات نداری جرات نداری:: برای دست و پا زدن برای پیدا کردن جواب سئوالت نبود ؟ یعنی تابلو و مسخره نبود و همه نمی فهمیدن اینو برای این گفتی که به اون اطلاعات نیاز داشتی ؟ منم که فهمیده بودم ، دائم ازت می پرسیدم میخای چیکار. جوابتو یادته ؟ چقدر طفره رفتی ؟ حالا دیدی ؟

خلاصه اینکه دوستان . این آقای بودن به احتمال قوی خود اون بابای فحاشه و میخواسته ببینه کجا سوتی رفته . چون باورش نمی شده من این همه وقت ردشونو داشته باشم و فکر می کرده فقط از طریق وبگذر این امکان رو دارم . اما ایشون نمی دونم چرا به فکرش نرسیده یه وبلاگ تو پرشین باز کنه ببینه که ماجرا چیه ؟ :)


 
 
 
تبلیغ ویـژه