الله اکبر ، خامنه ای رهبر :: وبلاگ پاسداران ::

یک وبلاگ سیاسی از یک مهندس جوان وزارت دفاع عاشق سپاه A Political blog About Islamic Revolution Reguards

از اصالت صداقت تا اصالت حیله
ساعت ٦:٤٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۸٧   کلمات کلیدی: لابی قدرت و ثروت ،استحاله از درون ،تحریف تاریخ ،تاریخ انقلاب

نقد و پاسخی بر مطلب "همه دروغ می گویند..." آقای محمدرضا زائری


مطالب برادر زائری را خواندم و بیش از همه زوایا ، این زاویه حیرت زده ام کرد که در این مقاله ، اصالت بر صحت و حلیت و تجویز حیله قرار گرفته و صرفا ناراحتی اینجا است که - بفرض صحت تک تک پیش فرض ها -چرا ما در امور بزرگ دروغ نمی گوییم (!!؟!) ، اما در امور کوچک دروغ می گوییم!!

نگران از این هستم که نکند در پس اندیشه منجر به نگاشته شدن این نامه ، دروغی بزرگ نهفته شده باشد که ::به اقتضای تجربه و تخصص رسانه ای:: طراحی شده باشد.

در این مطلب چند عیب بزرگ نهفته است...


اول ، اینکه مشکل در دروغ گفتن نیست ، مشکل در این است که چرا در انرژی اتمی دروغ "نمی گوییم" و - بر فرض صحت گزینه ها - در موضوع یک نظامی متخلف دروغ گفته ایم ؟! یا چرا در موضوع زیربنای حاکمیت صادقیم ، اما به کسی نمی گوییم که در شیراز چه اتفاق افتاد ! یعنی دروغ بد نیست. بد ، آنست که "کوپن" هدر شده ! 

دوم اینکه : با وجود آنکه نویسنده جزو فرهیختگان و جزو عناصر دلسوز جامعه است ، ناگهان حرکتی همج الرعایی در پیش گرفته، یکسره ، کل حاکمیت و دولت و مجلس و نماز جمعه و صداوسیما و مطبوعات و وزارت اطلاعات و شورایعالی امنیت ملی و رهبری و بیت رهبری و خلاصه هر جزء دیگری که به مخیله تان راه می یابد را سازمانی منسجم و یکپارچه که در نظم و هارمونی ای شگفت انگیز قرار دارند فرض نموده و خود را در مقابل آنها ، تنها متکلم یافته وفریاد زده ، که آهای ، کوپن اسراف شد! و با این فرض ، گوینده همان راست ها ، همان گوینده همان دروغ های ادعایی است !  

سوم اینکه : نویسنده ، برخی از الفاظ را در موقعیت هایی حساس ، چنان قرار داده که معانی زهرناک و شگرفی بخود گرفته و اینجانب را نگران کرده که نکند که این استقرار شگفت انگیز و خطرناک یک" لفظ" با برنامه و نیت قبلی و در راستای جبران خطای جمهوری اسلامی ایران در باصطلاح دروغگویی های کوجک!!! و در حقیقت برای دست زدن به دروغگویی بزرگ !!! ، شکل گرفته ! برای روشن تر شدن این بند ، نگاه کنید به این تعبیر و مکان قرار گرفتن لفظ عطفی "هم" پس از کلمه "بامردم" : "گاهی در کوچکترین مسائل هم با مردم روراست  نیست" با این استقرار گرفتن لفظ عطفی "هم" ، معنای قابل برداشت منطقی - و یحتمل مستتر در جمله - این است که نه تنها نظام در مسائل کلان با مردم رو راست نیست ، بلکه در مسائل کوچک "هم" گاها رو راست نیست ! خوب ، این جمله ، تمام بندبازی موجود در متن ، برای محدود کردن ظاهری اتهام ایران در صرفا ! "دروغگویی" همیشگی ، اما البته منحصر در امور کوچک را ، پوچ کرده و به هوا می فرستد و بروشنی ایران را  "تماما" دروغگو می کند. 

چهارم اینکه : نویسنده نگفته چگونه توانسته مدعی شود که جمهوری اسلامی در مسائل جزئی همیشه دروغ می گوید و آمریکا در مسائل جزیی همیشه راست ؟ این ، چه انحرافی است که طی آن انسان مدعی می شود جدیدا آمریکایی ها در مسائل جزیی همیشه راست می گویند ؟ راستی چرا تفکیکی بین حکومت آمریکا و رسانه های اصلیش ، و مردم آمریکا و رسانه های مستقل آن ، ایجاد نشده ، لیکن در ایران ، حرفهای یک نماینده مجلس و عملکرد یک مسئول فلان و بهمان و موضعگیری یک سخنگوی فلان تشکیلات ، با رویکرد کل حاکمیت گره خورده ؟ و تمام صداقت موجود در برخی عناصر رسانه ای و مطبوعاتی یا مستقل غربی ، بپای حکومت آن ریخته شده و تمام خطاکاریهای چند انسان با طیف و رویکرد و جریان قابل فهم و درک ، بپای کل حاکمیت؟ عجب . خیلی جالب بود ! . 

پنجم اینکه : دروغهای فریبنده دیگر درون متن ، برای دامن زدن به تبلیغ یک جریان آلوده و بیمار سیاسی پنهان ، در متن  این متن دیده شد که فریاد همه را در می آورد . یکی بمن بگوید کدام سکوت خبری ؟ کدام تحریف ؟ اینجانب ، خود ، از ساعات اولیه این حادثهء شیراز ، در جریان قرار گرفتم و البته که بلافاصله ، حتی سخنگوی پلیس 110 را در شبکه خبر دیدم که با فاصله ای اندک از حادثه ، از انفجار خبر داده و از کشته و مجروح شدن تعدادی از هم وطنان خبر داد و بخش های خبری کشور هم به فراخور حال خود به آن پرداختند. نکند منظور حضرات این است که بایستی خبط دیوانه وار صداوسیما در یکسره سیاه پوش کردن سیما و صدا به مناسبت سقوط c-130 ارتش - که علاوه بر یکی از امیران عالیرتبه ارتش و یک یگان کوچک از پرسنل رزمی نیروی دریایی ارتش ، و تعدادی از خبرنگاران و مطبوعاتی ها چند عضو سازمان صداوسیما هم در آن حضور داشتند - بایستی در این زمان هم تکرار می شد ؟

این عقلی که چنین حکمی را کرده ، متعلق به کیست؟ انسانی بیمار و روانی ، یا یک عنصر مشکوک سیاسی ؟ یعنی مسئولیت رسانه ، که اطلاع رسانی سالم ، بدور از دامن زدن به هیجانات بی مورد است ، باید کنار رفته ، خطایی که قبلا انجام شده بود ، اینجا هم تکرار شود ؟ یا للعجب و وا حیرتا که چه نسخه ها پیچیده می شود. والا ، چه کسی در این کشور هست که لا اقل یک بار در سیما و یا از صدا خبر و جزئیات حادثه را نشنیده و ندیده باشد. بد نیست وبلاگ آقا مازیار ناظمی را ببینید که چه گله ای از این تهمت مشکوک ، در آنجا درج کرده و البته سندهایش را هم مرور کنید . 

اما در همین کذب بزرگ ، موضوعی نهفته است و آنهم البته اصرار بر یک موضوع "صحیح" است.

بنظر آنها که کمی می دانند ، احتمالا حادثه شیراز ، یک انفجار گاز و یا مواد نظامی نبوده . - بگذریم که اگر این باشد ، حقیقتا شخص آقای انجوری نژاد پاسخگوی قطره قطره خون ریخته شده است و رهپویان وصال باید که جواب گو باشد. - و این می تواند نگرانی برخی افراد از اعلام حادثه بودن ماجرا را منطقی و قابل درک کند ، اما برخی دیگر هم هسند که ماجرا را اتفاقا با اهداف ضد انقلابی و با ابزارهایی همچون بمگذاری تصور می کنند - و البته من نیز همینگونه ام - . اما آیا سئوال این است که آیا سایر حضرات مخالف حادثه بودن این صحنه دلخراش ، در فضای جامعه ، آمادگی کافی برای اعلام همه نوع واقعیت را ایجاد کرده اند ؟ یا اینکه فقط بدلایلی مشکوک و بیمارگونه ، بدنبال ایجاد تنش مجددی در جامعه هستند ؟

کاری ندارد. دوستان ، لطف کنند و در جامعه ، فضایی آرام و منصفانه و آماده برای پذیرش هر مطلبی را ایجاد کنند و تعصبات عجیب و جهت دار خود را به جامعه تزریق نکنند ، آنوقت قطعا مسئولان امنیتی و سیاسی استان خواهند توانست تمامی گزینه ها را بیان کنند. البته اگر آن هنگام ، بسیاری از همین حضرات معترض ، چمدانها را نبسته و آماده خروج از مرزهای قانونی و غیر قانونی نشوند. پس همه چیز ، محرم دانستن و ندانستن مردم نیست . بلکه گاه ، این رعایت مصلحت جامعه اسلامیست که ما را وادار به رعایت می کند. ای بسا که در کنار همان چشم و گوش محرم مردمی ، چشم و گوش نامحرم حرامی هم قرار دارد و این حکم ، یقینا و حتما "عقلی" است. 

در پایان ، بد نیست نویسنده اندیشمند محترم مواظب باشد نظام تصمیم نگیرد کمی پرده های فراموشی و غفلت فرو افتاده بر مکتبخانه مطبوعات غیر حرفه ای که امثال دست به قلمان امروز جریان سکولار و لیبرال در آن تربیت شدند را در مقابل دیدگان مردم کنار بزند و ببیند که چه کسی با کدام لایه های عمیق برنامه مند، چنین نسلی را برای چه دوره ای آماده می کرد. اما اگر تحمیل دارند و می طلبند ، بر سر منابر فریاد کنند تا نظام هم تکلیف خود را بداند. 

پی نوشت : این مطلب چون در کامنت های وبلاگ آقای زائری درج شده بود ، این نکات را در ادامه داشت :
 
اینجا چیزی که بیش از همه توجه را جلب می کند ، اولا ، قرار دادن نظارت پیش از نشر ، در مقابل دیدگاههای مخاطبان است . عملی که با آن شعار "محرم دانستن" ، تناسبی ندارد و دوما : تایید شدن نظرات درج شده بطرفیت از وزارت امور خارجه دولت جرار و سفاک ایالات متفرقه آمریکا و سوما : عدم درجه هرگونه پاسخ ذیل یا در مورد آن .

یقینا مالک این صفحات ادعا خواهند کرد که قضاوت را به خواننده واگذار نموده اند. اما آنچه که حادث شده ، در تعریفی دیگر می گنجد. با همکاری نویسنده محترم و وزارت امورخارجه آمریکا ، دولت آمریکا از هرنوع دروگویی مبرا!!! و دولت ایران در همه موارد دروغگو معرفی شد . تشکر نظام جمهوری اسلامی ایران را به هر دو طرف ایرانی و آمریکایی - که در این وضع ، البته در یک سو قرار گرفته اند - عرض می کنم .

مع الوصف باید ببینیم ، آیا سیاست رسانه ای حاکم بر این وبلاگ ، آیا تا این حد هوشمند شده که برای حفظ برخی پوشش ها هم که شده ، لا اقل کامنت های مندرج از سوی این حقیر کمترین را ، بمثابه کامنت های دولت سفاک ایالات متفرقه آمریکا خودی فرض کرده و بازهم لطف کرده و قضاوت را به خواننده واگذار خواهد کرد یا اینکه سطح تجربه رسانه ای او حداکثر در حد فاکس نیوز دولت آمریکاست که صدای مخالف در آن شنیده نمی شود ؟ یا حق.


 
 
 
تبلیغ ویـژه