الله اکبر ، خامنه ای رهبر :: وبلاگ پاسداران ::

یک وبلاگ سیاسی از یک مهندس جوان وزارت دفاع عاشق سپاه A Political blog About Islamic Revolution Reguards

این رایس است که سخن می گوید ! - بخش دوم
ساعت ۸:٠۸ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۸٧   کلمات کلیدی: تحریف تاریخ ،آمریکا ،براندازی فرهنگی ،روابط خارجی

اینجا واشنگتن ، این رایس است که سخن می گوید ! - بخش دوم  

بخش دوم : وقتی وزارت امور خارجه آمریکا در دام گفتمان و پرسمان ایرانی گرفتار می شود ! 

در بحث مرتبط با موضوع یک گروه ویژه که جهت کنترل دقیق تمامی وبلاگ ها و وبسایتهای موثر فارسی زبان اصولگرا و غیر اصولگرا با محوریت موضوعات پیرامون آمریکا و سیاستهای آن و انتشار دیدگاههای شبهه رسمی وزارت امور خارجه آمریکا فعال است ؛ مطلب را ادامه می دهیم .  

...این وضعیت ، اصولا اینترنت را در ذهن طراحان عملیات روانی علیه ایران ، به زسانه ای طلایی در تعامل استراتژیک فکری با جمهوری اسلامی بدل نمود . این امر ، موج آن گشت تا این جریانات، گسترش هرچه سریعتر اینترنت در ایران به شکل و سیاقی خاص و از جهاتی ، کاملا نامتعارف با استانداردهای فنی و حقوقی متعارف بین المللی در پیش گیرند...

همانگونه که گفته شده ، این گروه در دفاتر رسمی دولتی آمریکا در واشنگتن مستقر بوده و با بهره گیری از امکانات رسمی دولتی و با ادبیاتی علنی ، مشغول به رصد دائمی محتوای فارسی موثر و مهم منتشره در اینترنت پیرامون آمریکا است. هرچند بقول دوستی ، این کار را در Memri  از خیلی وقت پیش انجام می داده اند. اما تفاوت کار در حرکت آفندی و تلاش برای تاثیر گذاری روی باورهای ::تک تک :: فعالان اینترنتی فارسی زبان است.  

اما این ماجرا از کجا ریشه گرفته است ؟

روشن است که وبلاگها ، بجز تاثیرات غیر مستقیمی که ممکن است گاها از رسانه های بزرگ یا سیاستمداران بگیرند ، عموما و جز در مواردی که مستقیما از سوی جریانی اجیر شده یا رسما دیدگاه یک جریان سیاسی رسمی را جار می زنند ، بیان کننده دیدگاه عمومی فعالان اینترنتی هستند. اگر در کنار این بحث ، موضوع بی اعتمادی جدی و عمومی در جهان غرب به رسانه های بزرگ سراسری و همچنین دولتمردان و سیاسیون و ضریب نفوذ معنوی بالای اینترنت در جهان – بجز جاهایی مانند ایران که اصلا فضای اینترنت توسط مردم رسما به هیچی گرفته می شود :)) ! -  و همچنین ضریب نفوذ سخت افزاری بالای اینترنت در جهان غرب و آسیای خصوصا جنوب شرقی را قرار دهیم ، خواهیم دید که رویکردهای گاها اجماعی وبلاگها می تواند تاثیرات بسیار مهمی بر افکار عمومی جهان – تاکید می کنم منهای ایران – بگذارد.  


رسم و فضای عمومی فضای وبلاگ نویسی جهانی در تعارض با دولتها و رسانه های بزرگ ، همچنین تجربه تاثیر گذاری وبلاگها بر افکار عمومی ( که البته دولت های غربی - و بطور مشخص و از همه خلافکار تر و بی خیال تر ، دولت آمریکا - هستند که هرجا صلاح دیده اند افکار عمومی را به هیچی گرفته اند ) ، محورهای شرارت غربی را به این محاسبه انداخت که شاید بتوان وبلاگ نویسی را دقیقا با فرهنگ و استایل عمومی و عرفی جهانی ، در نقش رسانه های مردمی منتقد ، در ایران هم پیاده و بعله خب ، این وسط ، منافع سیاسی و امنیتی خود را هم تامین کرد.   

...تلاش این جریانات این بود تا اولا از اینترنت بمثابه یک رسانه "یک طرفه" برای افزایش سطح تماس جامعه ایرانی با فرهنگ و الگوهای زندگی غربی استفاده کرده و ثانیا اینترنت را در نقش یک رسانه غیر قابل کنترل برای انتشار بی محابای دیدگاههای مد نظر خود بکار گیرند...

در اینجا ، برخی ویژگیهای ذاتی سیاسی ایران نیز در سوق پیدا کردن طراحان عملیات روانی و سیاسی مهاجم علیه نظام جمهوری اسلامی ایران بسمت اینترنت و خاصتاً وبلاگ ، تاثیر ویژه داشت و آن ، هزینه های زیاد راه اندازی بلندگوهای تبلیغاتی و مطبوعاتی و همچنین راحتی تقریبی کنترل این بوقها برای حکومت جمهوری اسلامی ایران و هرینه مقرون به فایده برخورد با این بوقها برای جمهوری اسلامی ایران و عدم امکان راه اندازی پایگاههای رادیویی و تلویزیونی محلی و محدودیت امکان دریافت وارسال فرکانسهای صوتی و تصویری برون مرزی است. 

این وضعیت ، اصولا اینترنت را در ذهن طراحان عملیات روانی علیه ایران ، به زسانه ای طلایی در تعامل استراتژیک فکری با جمهوری اسلامی بدل نمود . این امر ، موج آن گشت تا این جریانات ، گسترش هرچه سریعتر اینترنت در ایران به شکل و سیاقی خاص و از جهاتی ، کاملا نامتعارف با استانداردهای فنی و حقوقی متعارف بین المللی در پیش گیرند.

حضور این جریان در بدنه دولتها و مجلس موسوم به سازندگی و اصلاحات موجب گشت تا این دولتها حضور و گسترش اینترنت در ایران را بدون دغدغه های حاشیه ای ، از جمله موضوع ردیابی ، پالایش و تولید زیرساختهای نرم حقوقی و قضایی تعقیب کنند . تلاش این جریانات این بود تا اولا از اینترنت بمثابه یک رسانه "یک طرفه" برای افزایش سطح تماس جامعه ایرانی با فرهنگ و الگوهای زندگی غربی استفاده کرده و ثانیا اینترنت را در نقض یک رسانه غیر قابل کنترل برای انتشار بی محابای دیدگاههای مد نظر خود بکار گیرند. در این میان ، روشن است که حضور عناصر اصلی سیاسی و مطبوعاتی هم طیف مقرون به صرفه نبوده و باید جریانی از  عناصر گمنام یا با اسامی مستعار ، وظیفه بازنشر محتوای تند سیاسی یا تولید آن را بر عهده گیرند و گاها با مخفی شدن پشت نقاب نظرات شخصی فردی ، لب لباب و مخ افراطی دیدگاههای سیاسی طیف سیاسی مطبوع را در قالب مطالب وبلاگی منتشر کنند.  

...در اختیار داشتن عنان نهادهای فنی و امنیتی که اختیارات و امکانات کافی برای کنترل و ردیابی فعالان اینترنتی مرتبط را در دسترس داشتند نیز دلگرمی دیگری بود که موجب می گشت هرگز احساس تردیدی در راه اندازی فازهای بعدی عملیات روانی رسانه ای در بستر اینترنت برای این جضرات پیدا نشود...

تاثیر حضور این جریان سیاسی در لایه های دولتی و تقنینی آن بود که اولا این گروههای مطلقا قصد نداشتند تا استانداردهای حقیقی بین المللی در توسعه اینترنت را رعایت کرده و هرگز قصد آنان توسعه متوازن زیرساختهای مرتبط با اینترنت نبود.

بر این اساس ، بر خلاف الگوهای پذیرفته شده صعنت IT-ICT ، هیچ تلاشی برای تامین ابعاد حقوقی و فرهنگی این گسترش ، متناسب با معیارهای نظام جمهوری اسلامی نشده و مقولاتی همچون تهیه زیرساختهای حقوقی و قضایی برای مفاهیم و فعالیتهای اینترنتی ، تهیه فایروال – نرم افزار فیلترینگ – مناسب بومی برای اعمال سیاستهای کنترلی ، توجه به تولید و گسترش و حمایت از محتوای فارسی متناسب با سیاستهای کلی نظام صورت نگرفته و بطور مشخص ، جنگی روانی ، علیه هرکس که کوچکترین گامی در این راه در ایران بردارد ، طراحی و اجرا شد .  

در اختیار داشتن عنان نهادهای فنی و امنیتی که اختیارات و امکانات کافی برای کنترل و ردیابی فعالان اینترنتی مرتبط را در دسترس داشتند نیز دلگرمی دیگری بود که موجب می گشت هرگز احساس تردیدی در راه اندازی فازهای بعدی عملیات روانی رسانه ای در بستر اینترنت برای این جضرات پیدا نشود، اما ، روند عملی شدن مبحث فوق و دخالت دستگاه قضایی در امر روند عملکرد دولت و مجلس وقت در قبال اینترنت و پیگیری موضوعاتی همچون گسترش قواره دار زیرساخت در کنار پیش بینی سایر زیرساختها همچون پالایش و نیازهای حقوقی و برخورد با جرائم فردی و سازمان یافته اینترنتی ، موجبات بر هم خوردن محاسبات اولیه را فراهم کرد. همچنین ، گسترش وسیع وبلاگ نویسی نیز نتوانست الگوهای متعارف جهانی را در ایران پیاده کرده ، طیف وسیعی از علاقمندان به نظام و سیاستهای کلی آن را نیز به این محیط وارد نمود و امکان ایجاد هرنوع اجماع ضد حکومتی در اینترنت فارسی را منتفی ساخت و کار در حال حاضر به جایی کشیده شده است که آرام آرام ، توازن محتوای موثر فارسی روی اینترنت بسمت مقدار منفی برای محور شرارت غربی نیل کرده و کم کم در نقش اسب تروای فرهنگ انقلابی علیه محور شرارت غربی ظاهر می شود.  

...نظرسنجی هایی همچون موارد موسسه گالوپ که در آن کاملا روشن کرد که وجهه آمریکا در جهان خصوصا جنوب ( تعریف سیاسی جنوب سیاسی باید معلوم باشد ) بسیار بسیار منفی و برای مناقع آمریکا بسیار خطرناک بوده و البته آمریکا در نظر بخشهای دیگر عالم نیز نمونه کشور مهد آزادیها و آسایش انسانی و بسط دهنده خوبیها نیست و در این امر، تحرکات اخیر آمریکاییها در سطح جهان نیز بسیار موثر بوده است...

در کنار این بحث ، فکر می کنم دو موضوع هم بشدت در تسریع در طراحی و عملیاتی شدن برخی برنامه ها برای این امر موثر بوده است.  

اول اینکه : نظرسنجی هایی همچون موارد موسسه گالوپ که در آن کاملا روشن کرد که وجهه آمریکا در جهان خصوصا جنوب ( تعریف سیاسی جنوب سیاسی باید معلوم باشد ) بسیار بسیار منفی و برای مناقع آمریکا بسیار خطرناک بوده و البته آمریکا در نظر بخشهای دیگر عالم نیز نمونه کشور مهد آزادیها و آسایش انسانی و بسط دهنده خوبیها نیست و در این امر، تحرکات اخیر آمریکاییها در سطح جهان نیز بسیار موثر بوده است. نتایج این نظرسنجیها بحدی حقیقی و برای آمریکاییها تکان دهنده بود که در آن سالها سخنگوی کاخ سفید به تلاش آمریکا برای ترمیم وجهه جهانی خود ، اعتراف کرد .  

دوم : پروژه بزرگ وبلاگ نویسی هم ، بعلت ماهیت متفاوت و شگفت آور جمهوری اسلامی ایران دقیقا نتایج منطبق با طراحی های اولیه را در پی نداشت و نه تنها کل فضای وبلاگ نویسی در تاسی از فضای عمومی وبلاگ نویسی جهانی – که معترض به حضور و محوریت کارتلهای بزرگ و مافیاهای خبری ، سیاسی و امنیتی و اقتصادی ، گاردی همیشه مهاجم نسبت به قدرتهای در راس حکومت های سراسر جهان دارد – حرکت نکرد ، بلکه این موازنه حتی در وضعیت با حداقلی از موازنه مثبت به نفع غرب و منافع و برآوردها و اهداف اولیه طراحی اولیه هم قرار نگرفت که برای نمونه می توان به نتایج مهم تحقیقی که بتازگی توسط محققان دانشگاه هاروارد در زمینه بازشناسی بلاگوسفر ( بمعنای فضای وبلاگ نویسی ) ایرانی و ارزیابی تاثیرگذاری جریانات اصلی سیاسی ایران منتشر شده اشاره نمود.  

حال ، فکر می کنم بشود مستقیم تر به علل و چگونگی شکل گیری گروههایی مانند فرارسی دیجیتال فکر کرد. 

 گفتیم که همه طراحی های محور شرارت غربی در سوء استفاده از اینترنت ، نتوانست با شکل از پیش تعیین شده و در چهارچوب مورد انتشار پیش برود و امروزه اینترنت فارسی آرام آرام شکل مهاجم علیه محرو شرارت غربی بخود می گیرد.  من قبلا بارها گفته ام که انتهای تعامل استراتژیک اسلام با غرب در اینترنت ، قطع کردن ارتباط Node های ایران با شاهراههای متعارف بین المللی اینترنت است و این ، مسیری برگشت ناپذیر و آینده ای محتوم است. اما خوب ، وقوع حرکتهایی مانند فرارسی دیجیتال ، نشان از اولا: درک حقیقت بر هم خوردن توازن مد نظر غرب سطله گر  و دوما : تلاش آنان برای برعکس کردن این روند و بازگرداندن اسب چموش اینترنت فارسی به روال و چهارچوب مد نظر قبلی است.  

... وزارت امور خارجه آمریکا با یک خوشخیالی بزرگ ؛ این بار در زاویه پاسخگویی گرفتار آمده و ایستگاهی تاریخی و  طلایی برای گرفتار آمدن در مقابل سوئالات تمامی ملت ها به ما داده است و ما تمامی پرسش های مردم جهان را از ایشان خواهیم کرد. ما تمامی سئوالاتی که مردم آمریکا در کنار مردم سایر نقاط جهان در مقابل این دستگاه شرارت مطرح کرده و جواب سکوت دریافت نمودند را خواهیم پرسید ...

البته من ریشه شکل گیری این تلاش را ، در یک خوش خیالی و خطای دکترینال همیشگی غرب نیز می دانم .

رک بگویم ، من فکر می کنم محور شرارت غربی واقعا فکر می کند با رسیدن دیتای غربی به مردم ایران ، ایران زیر و رو می شود و البته همیشه این تلقی غیر هوشمندانه که "آنچه که امثال من در محفوظ ماندن کلی جامعه ایرانی- اسلامی از این تبلیغات گفته ایم و گفته ایم، جملاتی تبلیغاتی بیش نیستند " و  عدم برخورداری غربی از امکان درک حقیقت وجودی جامعه ایرانی – اسلامی و مفهوم واقعی اسلام ، در این محاسبه کج ، موثر است و فکر می کنم تا آخر هم همینگونه باقی بماند.  

با عبور از این تحلیل پیشینه ، مطلب دیگری را هم باید بگویم و آن ، این است که باید ، از  فرصت حضور رسمی هر جریانی مانند این جریان که "رسما" تابلوی ایالات متفرقه شرارت و خیانت را بلند کرده استقبال شود. هرچند قبل از اینکه به گفتگوی مستقیم با این گروه بپردازیم باید از آن بخواهیم تا ارتباط رسمی خود با دولت ایالات متحده را به ما ثابت کند و برای ما با سند و مدرک حجت کند که آنچه که می گوید ، دقیقا دیدگاههای رسمی ایالات متحده است.  

باور کنید فرصت از این پیشرفته تر برای به چالش کشیده شدن ایالات متحده نمی توان یافت.

وزارت امور خارجه آمریکا با یک خوشخیالی بزرگ ؛ این بار در زاویه پاسخگویی گرفتار آمده و ایستگاهی تاریخی و  طلایی برای گرفتار آمدن در مقابل سوئالات تمامی ملت ها به ما داده است و ما تمامی پرسش های مردم جهان را از ایشان خواهیم کرد. ما تمامی سئوالاتی که مردم آمریکا در کنار مردم سایر نقاط جهان در مقابل این دستگاه شرارت مطرح کرده و جواب سکوت دریافت نمودند را خواهیم پرسید . ما به او فشار خواهیم آورد و تا خروجی رفتارهای خودمان و خودش را در موضعگیری های سخنگوی وزارت امور خارجه ، وزیر امور خارجه نفرت انگیز آمریکا ، سخنگوی کاخ سفید و رئیس جمهور احمقش نبینیم ، دست از سرش بر نخواهیم داشت.  

مجمع وبلاگ نویسان مسلمان حتما در اولین فرصت ، حرکتی را برای به چالش کشیدن این محور شرارت و خود پرستی طراحی و به اجرا در خواهد آورد و مسئله را برای تمام جهانیان ، اعم از درون آمریکا و بیرون آن ، روشن خواهد کرد و نشان می دهیم که  این ماییم که از هر فرصتی برای پاسخگو دیدن دولت آمریکا نسبت به تمامی جرائمش استقبال می کنیم .  در بخش سوم مطالبم ، به تعامل اختصاصی گروه فرارسی دیجیتال و چند نفر از وبلاگ نویسان از جمله خودم با زوم بیشتر خواهم پرداخت.

پی نوشت ضروری :

 -          یه سئوال از خودتون بکنین ، ببینین غرب توسط چه کسی عملا ماشین وبلاگ نویسی سیاسی اش در ایران را روشن کرد.

 -       یه جوابم من به شما می دم . همون ادم حالا در نهایت پلیز ! به وبلاگ من لینک داده و تحلیم رو خوب و فارغ از توهم معرفی کرده . بگذریم از اینکه تا دیروز تمام تحلیل های من بخاطر تخصصی فنی ام هوایی و بدون مطالعه توسط همین فرد معرفی شده بود. اسم این کار فرار به جلو نیست؟

-       این جناب مستطاب ،‌اومده تو وبلاگش الان برای مثلا غنی تر کردن بحث من دوسه تا لینک که اسماشون - تاکید می کندم فقط اسماشون - رویکردی تقریبا همسو با رویکرد مطلب من داره کنار لینک من ایجاد کرده . حالا من الان باید از ایشون خیلی مچککر هم باشم . نه ؟ حالا وقتی می ری لینکا رو می خونی می بینی بجای اینکه یک تحلیل واقعی آکادمیک - یه چیزی تو مایه های همون تحقیق دانشگاه عملیات مشترک ویژه ارتش آمریکا – باشه ، هیچی جز همون پروپاگاندای همیشگی نیست. جالبه که بازهم اینجا یه ایرانی عروسک این خیمه شب بازیه به اسم دیگر نیما مینا .

-       چند خط از این تحقیق باصطلاح دانشگاهی رو میارم . خدایی اگه از اول نگفته باشم مال کجاست عمرن بتونید تشخیص بدید. به احتمال صدی نود ، میگین احتمالا تو کارگزاران نوشته شده بوده یا اعتماد ملی. – آقاجان ، وقتی ایرانی بخواد وطن بفروشه ، اساسسی میفروشه . اینجوری :

-           Since the beginning of Mahmoud Ahmadinejad’s presidency, increased concerns about the Islamic Republic’s political behavior have aggravated the confrontation between Iran and the international community more than ever. As the relationship between the regime and the international community has become more antagonistic, the Iranian people are increasingly losing their voice and are deprived of their right of self- determination. The Iranians are now in danger of becoming the losers of a conflict provoked by the regime’s political and ideological agenda…-          

-       ترجمه : از آغاز دولت محمود احمدی نژاد ، نگرانیهای فزاینده در مورد رفتار سیاسی جمهوری اسلامی تنش میان ایران و جامعه جهانی را بیش از پیش نموده است . روابط میان حکومت و جامعه جهانی خصومت آمیز تر شده است و مردم ایران بشکل روزافزون قدرت اظهار نظر و حق تعیین سرنوشت خویش را از دست می دهند.ایرانیان در حال حاضر در خطر تبدیل شدن به بازنده درگیری ای هستند که توسط دستور العمل و روش سیاسی و ایدئولوژی حکومت دامن زده شده است ...

-       حالا یعنی واقعا غربیها اینجوری فکر می کنند؟  خودتون دارین می بینین که نویسنده این خطوط یه ایرانیه که البته اینجوری که تو رزومه ها و پروفایلهاش هست ، خیلی تو انگلیس فعاله . خب. در بهترین وضعیت ، باید گفت بله . خب خدایی معلوم میشه چرا تحلیل هاشون همیشه یه سی چهل درجه با حقیقت زاویه داره و هیچ وقت نمی تونه به هدف برسه . اما من میگم ، امان از ایرانی وطن فروش بیچاره ، چه چه خزعبلاتی رو به اسم تحقیق دانشگاهی به خورد غربیها داده . خوب حتما ایشون کلی هم کد و داده به خوردشون داده که باور کنن . اما حقیقت شاید این باشه که نه، اینها خوب فرق پروپاگاندا نویسی به اسم دانشگاهی نویسی و دانشگاهی نویسی واقعی رو می فهمن . اون تحقیق دانشگاه هاروارد یادتونه ؟ تصریح کرده بود جریان غالب وبلاگ نویسی ایران مطلقا متعلق به اپوزیسیون نیست. 


 
 
 
تبلیغ ویـژه