الله اکبر ، خامنه ای رهبر :: وبلاگ پاسداران ::

یک وبلاگ سیاسی از یک مهندس جوان وزارت دفاع عاشق سپاه A Political blog About Islamic Revolution Reguards

پاسخی به کامنت یک خطی اخیر آقای محمدرضا زائری
ساعت ٢:٢٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٥ اردیبهشت ۱۳۸٧   کلمات کلیدی: تحریف تاریخ ،استحاله از درون ،براندازی فرهنگی ،کشور جمهوری اسلامی ایران

آقای محمدرضا زائری ، نویسنده مطلب پر اشکال "همه دروغ می گویند.." در واکنش به سوت و کف ضد انقلاب و ضجه یاران انقلاب از جفاهای رواداشته شده در حق نظام اسلامی ، به مطلب اینجانب در خصوص "این رایس است که سخن می گوید – بخش اول " واکنش نشان داده و از پیگیری و توجه صاحب این وبلاگ به سهم ناچیز خودش تشکر کرده است.  خطاب به آقای محمد رضا زائری باید گفت :  اینجانب ، بعد از دیدن کامنت اخیر شما ، مجددا وبلاگ شما را مرور کرده و با پست توضیح مواجه شدم .  

در تعجبم از اینکه نویسنده مطلب" همه دروغ می گویند" و مطلب "ما همه مون مثل همیم " چگونه تلاش میکند تا به مخاطب بقبولاند که همین یک دفعه ، و فقط همین یک نفر ، یعنی محمدرضا زائری، خصوصا در مطلب "توضیح" و حتی با اکتفای صرفی به ظاهر آن ، راست می گوید ؟

قبل از مطالعه این مطلب ، احساسم این بود که این کامنت ، طعنه ای بیش نیست و باید بماند تا زمانی که لازم شد، نویسنده اش جوابی تام و تمام دریافت کند. اما با مرور مطلب"توضیح" در وبلاگ شما ، برایم مشخص شده که برآیند عمومی بسمت مطلب " همه دروغ می گویند" یعنی کف و سوت و هورا و "ندای زائری مبارز زائری مبارز"  آقایان و خانمهای ضرت انقلاف اپوزیسیون و نگاه متذکرانه و غمبار و خشم آلود نیروهای خودی و انقلابیان راستین، شما را به این صرافت انداخته که باید این جلوه نمایید که " نه ، واقعا مثل اینکه اشتباهی رخ داده ! "و  تلاش کرده اید ، دندان طمع اپوزیسیون را از جا بر کنید ؟  

آقای زائری!

منشاء آنچه که آن را "سوء تفاهم" تلقی کرده و با درج مطلبی با محتوای مثلاً توضیحی ، قصد رفع آن را داشته اید ، ریشه در کلمه کلمه نوشتار شما دارد. تعمق در متن مطلب همه دروغ می گویند نگاشته شده توسط شما ، مخاطب آگاه را به این صرافت می اندازد که تا چه حد دقت سیاسی و ضرافت و پیچیدگی ژورنالیستی در لابلای آن بکار رفته . قسمتهایی از این پیچیدگیها را که ناشی از تجربه رسانه ای و تبلیغاتی می دانم ، در نقد منتشره پیرامون مطلبان ، بیان کردم . بنابراین ، بجای درج یک توضیح بدون ارتباط با متن اشکالات وارده بر رویکرد رسانه ای تان، لطفا یا با درج ادبیاتی تصریحی به "خطا بودن" نگاشته شدن آن اعتراف کرده ،  یا لطفا توضیحاتی را هم درج نفرمایید که آنچه که بعنوان توضیح درج کردید ، ذره ای با آنچه که مورد اعتراض است، مرتبط نبود...


هرچند که در سراسر ظاهر متن یادداشت "توضیح" مخاطب عمومی ، شما را صرفا در حال زدن به نعل ، می یابد و فکر می کند که واقعا شما در حال تبری جستن از دشمن این انقلابید ، لیکن این مخطاب ژرف بین است که می تواند لایه های کلامی و سیاسی موجود در متن شما را یافته و بکاود.  

موضوعی ، نگاه منتقدانه امثال اینجانب را تند و تیز تر می کند و آن ، وجود و ظهور مجدد برخی ظرافت ها و پیچیدگی های کلامی است که مجددا همان نگاههای منتقدانه قبلی را بسمتتان تیز می کند. وقتی به روح مشترک دو مطلب "همه دروغ می گویند " و "توضیح" نگاه می کنم ، مطمئن می شوم که نیت نوشته شدن آن، نه تصحیح خطایی غیر عمدی ، یا جلوگیری از شکل گیری یک سوء تفاهم ناخواسته ، بلکه صرفا ، تامین یک حاشیه امنیتی ، برای جلوگیری از خطری احتمالی در قبال افشای عملکرد منفی است. جالب آنکه در همین تلاش نیز ، مجددا قلم نویسنده ، زاویه خود را با صداقت نشان داده و از لحاظ نمودن پیچیدگی ها و عدم روراستی و کماکان رودربایستی کردن با شعور مخاطب ، دست برنداشته است.  

در تعجبم از اینکه نویسنده مطلب" همه دروغ می گویند " و مطلب "ما همه مون مثل همیم " چگونه تلاش می کند تا به مخاطب بقبولاند که همین یک دفعه ، و فقط همین یک نفر ، یعنی محمدرضا زائری ، خصوصا در مطلب "توضیح" و حتی با اکتفای صرفی به ظاهر آن ، راست می گوید ؟ مگر نگفتید که همه دروغ می گوییم و همه هم مثل همیم ؟ حالا چطور شد که این بار "شما" – ارائه کننده تزی چنین نوین و مترقی ، که بنا بر ادعای مالکش ، فقط برای حفظ اسلام و مسلمین ابداع ! شده -  مدعی شده که تنها مثال نقیض تز گهربارش ، خودش است ؟  

آنان که همچو شما در سلک و لباس روحانیت ، به جنگ حضور پررنگ مدیر دینی در عرصه سیاسی می روند ، خواه ناخواه، نمی توانند بیان سکولاریست های شلوارکی و کش شلواری همچون صادق زیبا کلام را در این عمل خود بکار برند و مانند آنها ، با بی پروایی هرچه تمامتر دم از تلاششان برای تعویض نگاه حاکم در رفتارهای اجتماعی ، از نگاه دینی ، به نگاه لیبرالیستی، بزنند

ای آقا. کاش در همان حد موضوع باقی می ماند و بنده هم نظر به این دیدگاه - که لاجرم این تز نویسنده ، لااقل در مورد خودش معتبر است – می خواستم از کنار آن کامنت یک خطی بگذرم و حداکثر در ذهنم این بود که در جواب آن کامنت ، بنویسم : من هم به سهم ناچیز خودم از شما خواهش و تمنا دارم ، شما را بخدا و بخاطر خدا ، شما یک نفر ، اختصاصا و انحصاراً در مورد حفظ این ممکلت دچار احساس تکلیف نشوید. اما وقتی می بینم ، علیرضا زائری در کمال تیز هوشی و البته لایه مندی ، اپوزیسیون شدن را شأن افرادی "حقیر" چون خود نمی داند و آن را مقامی رفیع می پندارد که در ظرفیت عناصری چون او که "عددی" نیستند نمی گنجد و خود را "ذره ای" می داند که در دریای پر عظمت ! اپوزیسیون ، به حساب ناید و می نویسد که برای اپوزیسیون شدن "خیلی افراد مهم تر و مشهور تر از من توی صف ایستاده اند و حالا حالا ها نوبت  من نمی شود !" !!! ، یا اینکه می بینم تنها مشکل اپوزیسیون بودن را مقطعی بودن توجه اربابان بیرونی می داند و بدون تعرض به ذات رویکرد اپوزیسیونی می نویسد که عیب اپوزیسیون بودن این است که اپوزیسیونها بجز مشاهیرشان "بعد از مدتی که تاریخ مصرفشان تمام شد سر از آوارگی در آوردند " و در این امر ، موکدا می آورد که " اگر از مشاهیر ]اپوزیسیون[ بگذرم حداقل در نمونه هایی از جوانتر هایی  چون ]...[  که تقریبا آنها را  می شناختم  این تجربه را شاهد بودم" و البته می نالد که وقتی می توان این تجربه  واستعداد در خالی بندی را در داخل مرزها با کیاست به زر تبدیل نمود ؛ چرا باید این استعدادها به هدر برود و "استعداد و توانمندیها" به هدر برود ؟ واقعا آفرین ، که این مضرات اپوزیسیون شدن ، چه خوب در مقابل چشمان شما بود و به ما حالی کرد که آب و نان ، یکجا در تهران است نه در نیویورک و لندن و آخن و تورنتو ! هرچند که هرچند وقت یکبار ، هوایی باید عوض کرد :) ،‌آنگاه است که نمی توانم ساکت بنشینم و فقط نظاره گر باشم . 

آقای زائری !

آنروزکه در مقام یک روحانی ، در جلسه باصطلاح نقد فیلم مارمولک در دانشکده فنس دانشگاه تهران ، مقابل دیدگان من ، تنها کاری که نشد ، نقد بود و تقریبا هرچه بر وزن تفعیل بود ، مانند تبلیغ و تکریم و تشجیع و امثال ذالک برای فیلم و کارگردان زرنگ و مارمولکش رخ داد و شماهم مستند بوکالت مجهول السند خود از تمام روحانیت و به نمایندگی از آنها ، از توقیف این فیلم ، از دانشجویان کمونیست حاضر در جلسه که منتظر نمایش فیلم  وبرگزاری یک جلسه مفصل کف و سوت بودند ، عذرخواهی کردید ، روحم هم از حکمت اینهمه خوش خدمتی پرحجم و غیر عادی بر خبر بود و امروز است که هنگامی که به قلم خود ، ریشه آن را – آنهنگام که اعتراف به همکاری در تولید این فیلم کردید – بیان می کنید ، متوجه آن تعظیم تا به کمر الفاظتان در پیشگاه آن کارگردان می شوم. بگذریم از جناب داماد شهید آوینی که حتی به اندازه داریوش ارجمند مضمون شناس نبود که لا اقل مثل او که از خطه هنرمندان است – نقل به مضمون - بگوید "مارمولک اثر هنری نیست. یک فیلم سفارشی سیاسی است " ! بگذریم که چه کف و سوتی از حضار ترگل و ورگل حاضر در جلسه نوش جان کردید هنگامی که آن عذرخواهی عریض و طویل را نثار آن جمع خودمانی و گرم و صمیمی !! دختر و پسر دانشجوی اپوزیسون نمودید. این ، به حکم همان است که خداوند متعال در کتاب شریفش فرمود براستی که انسان خود خودیت خود را افشا می کند و رازها را بر ملا می سازد .  

خداوند وجود نورانی آن امام راحل (ره) را سیراب از کوثر نو کناد که در خاطره ای از خود و ریس ساواک – نقل به مضمون - فرمود رئیس ساواک مدعی بود مقلد من است و فردی مقدس مانند من باید که به امر دین بپردازد و از دخالت در سیاست که مشحون از دزدی و کلک و نامردی است بپرهیزد که من نیز به او گفتم ، این سیاستی که شما گفتی ، مال شما. ما از اول هم در آن دخالتی نداشتیم .

جناب زائری !

آنان که همچو شما در سلک و لباس روحانیت ، به جنگ حضور پررنگ مدیر دینی در عرصه سیاسی می روند ، خواه ناخواه ، نمی توانند بیان سکولاریست های شلوارکی و کش شلواری همچون صادق زیبا کلام را در این عمل خود بکاربرند و مانند آنها با بی پروایی هرچه تمامتر دم از تلاششان برای تعویض نگاه حاکم در رفتارهای اجتماعی ، از نگاه دینی، به نگاه لیبرالیستی ، بزنند. هرچند که کشف این حقیقت مشترک تفکر تمام سکولاریستها در مخاطبان صاحب بصیرت ، کاری بس عادیست. اما آنچه که امثال شما در حجیت عمل بی توجیه خود بکار می برند ؛ همان است که اینجا گفتید و آن ، چیزی نیست جز آنکه ادعا کنند "بخاطر حفظ حرمت و شان خود دین ، میگوییم در سیاست دخالت نکند."

خداوند وجود نورانی آن امام راحل (ره) را سیراب از کوثر نو کناد که در خاطره ای از خود و ریس ساواک – نقل مضمون - فرمود رئیس ساواک مدعی بود مقلد من است و فردی مقدس مانند من باید که به امر دین بپردازد و از دخالت در سیاست که مشحون از دزدی و کلک و نامردی است بپرهیزد که من نیز به او گفتم ، این سیاستی که شما گفتی ، مال شما. ما از اول هم در آن دخالتی نداشتیم .  

از آقای زائری باید پرسید ، چه فرقیست میان کسی که مدعیست نمی تواند درک کند که چرا برای وجودی چون امام راحل (قدس الله نفسه الزکیه) باید محلی و نشانی و جایگاهی برای جمع عشاق و ارادتمدان و اصولا انسانهای جویای نور ، فراهم آورد ، و کسی که با ساخت همین گونه بقعات برای اهلبیت مخاطلفت می کرد ! نه . اشتباه نکنید ، الان در این جمله ، نگاهم به سلفی گری و وهابیت نبود. نگاهم به آنها بود که دقیقا مدعی اعتقاد و محبت به آن امام معصوم (ع) و اصرارشان برای حفظ اسلام هستند و البته که گاها لباس عباسیون را بر تن دارند. می دانید دیگر. لباس عباسیون و نسبشان به اهلبیت در میان سیاسیون معاصرشان از همه نزدیکتر است ! والا ، وقتی درب موتورخانه مغز همان حضرات را هم باز کنی ، چیزی جز گرمخانه ای مشتعل از آتش سیاست ماکیاولیستی و هوشمندانه ، یافت نمی کنی.بگذریم که با گذشت تاریخ ، این ماکیاول بود از کاز روی دست امثال حضرات نوشت !

آقای مطبوعاتی محترم !

بمن بگویید ، وقتی کسی مدعیست "...اگر اختلافی هم هست تفاوت در فهم راه و شیوه است نه در اصل ماجرا..." مگر نه اینکه با زبان لفاظی و سیاست ورزی ، در حال تجویز پلورالیزم و تکثرگرایی حداکثری معرفتی است ؟ خوب ، جناب آقا ، بفرمایید ببینم ، مگر این پلورالیزم معرفتی که بدان دچارید ، مرزی هم دارد که حکم کنیم کارشما به اختلاف در "اصل ماجرا" بخاطر تقاوت – حتما از نظر شما ممدوح - در فهم راه نکشیده ؟  بگذاریم و بگذریم از این همه سیاست و آرتیست بازی.  

تریبونهای روبروی آقای سخنگوی را ببینید. عکساس را پیدا کنید مال کجا بوده . ببینید من عکس را از سرور کجا دارم می آورم !به به ! آفرین . شاید کسی نداند ( یعنی آیا کسی هست که نداند ؟ ) ؛ اما امثال من که با عملکرد شما در همان خانه روزنامه نگاران آشنایی داشتم که می دانم ، آنچه که بعنوان مقالات انقلابی، ضمیمه پست توضیحی خود کرده اید ، ذره ای با یادداشتهایتان در همین وبلاگ تفاوت نمی کند. کاش آرشیو آنها را هم علنی کنید تا دوستان را فیض افزایید و سور را رنگین کند !  یا شاید کسی نداند ( و واقعا شاید خیلی ها ندانند ) که خیلـــــــــــــــی ، این نگفتن از "دوران زندان" ، بخاطر عشق به چشم و ابروی زندانبان و قاضی و جمهوری اسلامی نیست و می توان گفت ، نذر کردن روغن ریخته ، بپای امامزاده است. والا ، مثلا قرار است چند صفحه و کدام بخش ها از اعترافات و کشفیات و حقایق پنهان در پس پرده در مورد آن ماجرا را بیان کنید که حتی لا اقل کمی آنوری ها را لا اقل قلقلک  دهد ؟ آقا شما لطفا به خودتان زیاد زحمت ندهید. اگر لازم و ضروری دیدید  ، فقط اشاره ای بر سر منابر جدید و قدیمی بکنید ، نظام خودش همه چیز را علنی و "فاش" خواهد گفت. مانده ام که نظام به چه کسی بگوید اگر این نذری شما را نخواهد چه کسی را باید ببیند ؟ یک امیر فرشاد ، کمتر یا بیشتر ، فرقی هم مگر می کند ؟  

راستی ، نگفتید چرا جوابی دقیق به آن اخمخ مخ پلاستیکی که از وزارت امور خارجه آمریکا برایتان مطلب می گذارد ندادید و البته توامان ، کامنتش را - بدون هرگونه جرح و تعدیل - منتشر کردید ؟


 
 
 
تبلیغ ویـژه